X
تبلیغات
شیلات ایران

شیلات ایران
شيلات ایران 
قالب وبلاگ
لینک دوستان
با سلام خدمت دوستان شیلاتی عزیز .

لطفاْ در مورد موضوعات و مطالب نظرات خود را بدهید .

اگر كمي و كاستي در قسمتهاي مختلف وبلاگ از جمله موضوعات و مطالب وبلاگ ملاحظه مي كنيد ما را در جريان قرار بدهيد . تا بتوانم مطالب مفيد و مناسبي را در اختيار دوستان شيلاتي عزيز قرار بدهم .

                      با تشکر از شما دوست گرامی    

  آرشیو نظرات 

 

[ چهارشنبه 3 آذر1389 ] [ 10:25 AM ] [ سید مانی سیرنگ ]
انواع دهان ماهیان : - پنجشنبه دوازدهم مهر 1386
دستگاه تنفسی ماهی - شنبه بیست و چهارم شهریور 1386
دهان گردان Cyclostomata - شنبه بیست و چهارم شهریور 1386
سپر ماهی Ray - شنبه بیست و چهارم شهریور 1386
سوف ماهی Percidae - شنبه بیست و چهارم شهریور 1386
گربه ماهی Siluridae - جمعه بیست و سوم شهریور 1386
تن ماهیان Scombridae - جمعه بیست و سوم شهریور 1386
کفشک ماهیان Garangidae - جمعه بیست و سوم شهریور 1386
مار ماهی Angullidae - جمعه بیست و سوم شهریور 1386
Acipen seridae تاس ماهی - جمعه بیست و سوم شهریور 1386
Asipen ceridae ازون برون - پنجشنبه بیست و دوم شهریور 1386
Shark کوسه - پنجشنبه بیست و دوم شهریور 1386
ماهی سیم Abramis brama - پنجشنبه بیست و دوم شهریور 1386
ماهی کپور علفخوار Ctenopharyhaodon - پنجشنبه بیست و دوم شهریور 1386
کفال ماهی Mugilidae - پنجشنبه بیست و دوم شهریور 1386
آزاد ماهیان Salmonidae - پنجشنبه بیست و دوم شهریور 1386
Gobildae گاو ماهی - چهارشنبه بیست و یکم شهریور 1386
Polynemidae راشگو ماهیان - چهارشنبه بیست و یکم شهریور 1386
Clupeidae شگ ماهیان - چهارشنبه بیست و یکم شهریور 1386
Gadidae روغن ماهیان - چهارشنبه بیست و یکم شهریور 1386
اسبله Siluridae - شنبه هفدهم شهریور 1386
سس ماهی Barbus barbus - شنبه هفدهم شهریور 1386
گامبوزیا Poecilidae - شنبه هفدهم شهریور 1386
اردک ماهی Esocidae - شنبه هفدهم شهریور 1386
penaus monodom میگوی ببری سیاه - دوشنبه بیست و نهم مرداد 1386
penaeus semisulectus میگوی ببری سبز - دوشنبه بیست و نهم مرداد 1386
penaeus merguinisis میگوی موزی - یکشنبه بیست و هشتم مرداد 1386
Penaeus indicus میگوی سفید هندی - یکشنبه بیست و هشتم مرداد 1386
انواع میگوی ایران : - یکشنبه بیست و هشتم مرداد 1386
مراحل لاروی میگو : - یکشنبه بیست و هشتم مرداد 1386
کودهی استخر پرورش میگو ( کود دهی اولیه ) - یکشنبه بیست و هشتم مرداد 1386
ماهی قزل آلای دریاچه خزر - دوشنبه بیست و دوم مرداد 1386
پرورش ماهي مداربسته - دوشنبه بیست و دوم مرداد 1386
قزل آلای دریاچه شمالی - دوشنبه بیست و دوم مرداد 1386
ماهیان سردآبی - دوشنبه بیست و دوم مرداد 1386
نقاط تخم ریزی تاس ماهی - دوشنبه بیست و دوم مرداد 1386
مهاجرت و محلهای زیست تاس ماهیان - دوشنبه بیست و دوم مرداد 1386
مشخصات عمومی تیره تاس ماهیان - دوشنبه بیست و دوم مرداد 1386
مراقبتهای لازم در طول مدت مراحل رشد جنین - دوشنبه بیست و دوم مرداد 1386
کنترل رشد بچه ماهیها در داخل استخر - دوشنبه بیست و دوم مرداد 1386
محلهای زیست تاس ماهیان - دوشنبه بیست و دوم مرداد 1386
کنترل رسیدگی جنسی در تاس ماهی - دوشنبه بیست و دوم مرداد 1386
لقاح در تاس ماهی - دوشنبه بیست و دوم مرداد 1386
فصل تخم ریزی تاس ماهی - دوشنبه بیست و دوم مرداد 1386
عمر تاس ماهیان - دوشنبه بیست و دوم مرداد 1386
صید ،نگهداری وآماده سازی مولدین برای تخم کشی تاس ماهی - دوشنبه بیست و دوم مرداد 1386
شناسایی و روده بندی تاس ماهیان - دوشنبه بیست و دوم مرداد 1386
شرایت فیزیک وشیمیایی نمو تخمها - دوشنبه بیست و دوم مرداد 1386
شکل استخرهای پرورش تاس ماهی - دوشنبه بیست و دوم مرداد 1386
سابقۀ تکثیر مصنوعی وباز سازی ذخایر ماهیان خاویاری در ایران - دوشنبه بیست و دوم مرداد 1386
[ سه شنبه 18 آبان1389 ] [ 8:38 AM ] [ سید مانی سیرنگ ]

گامتوژنز:

تبديل سلولهاي زايا به گامتهاي نر و ماده را گامتوژنز مي گويند .


سلولهاي زاياي بدوي (گامتها ):تكامل با لقاح آغاز مي شود ،فآيندي كه طي آن گامت نريا اسپرم با گامت ماده (اووسيت) مي پيونددو زيگوت را بوجود مي آورد.

فرضيه كروموزومي وراثت:

صفات هر فرد جديد توسط ژنهاي اختصاصي تعيين مي شود كه بر روي كروموزومهاي موروثي از والدين قرار دارند . در انسان تقريبا 35000 ژن بر روي 46 كروموزوم قرار دارد . ژنهايي كه بر روي يك كروموزوم قرار دارند غالبا با هم به نسل بعد انتقال مي يابندو از اين رو به آنها ژنهاي پيوسته مي گويند .

كروموزومها در سلولهاي سوماتيك به صورت 23 زوج مشابه يا همولوگ ظاهر مي شوند تا تعداد ديپلوئيد 46 را بوجد آورند .22 زوج همولوگ ،اتوزوم هستند و زوج 23 كروموزومهاي جنسي مي باشند .اگر زوج كروموزومهاي جنسي XX باشند فرد از نظر ژنتيكي ماده است و اگر اين زوج به صورت XY باشند فرد از نظر ژنتيكي نر خواهد بود .

در هر يك زوج كروموزوم از گامت ماده يا اووسيت و كروموزوم ديگر ا زگامت نر يا اسپرم مشتق شده است .بنابراين هر گامت تعداد 23 دارا مي باشد و پيوند گامتها هنگام لقاح مجددا عدد ديپلوئيد 46 برقرار مي سازند .

توليد مثل :

در توليد مثل جنسي تقسيم سلولي به طريقه ميوز و در نوع غير جنسي به صورت ميتوز مي باشد . به عبارت ديگر براي ثابت ماندن عدد كروموزومي در تقسيم ميوز براي تشكيل گامت بايستي كروموزومها به نصف كاهش پيدا كنند،تا هنگام تشكيل سلول تخم يا زيگوت عدد كروموزومي ثابت باقي بماند .

                                               ميتوز                                                                          ميوز

                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                      

تقسيم ميتوز : ميتوز فرآيندي است كه طي آن سلول تقسيم مي شود و در نتيجه 2 سلول پديد مي آيد كه از نظر ژنتيك كاملا همانند سلول بالغ هستند .هر يك از اين سلولها نسخه كاملي از 46 كروموزوم والد را دريافت مي كند .

ميوز : نوعي تقسيم سلولي است كه در سلولهاي زايا صورت گرفته و منجر به ايجاد گامتها ي نر و ماده ،يعني اسپرم و اوول مي شود .

اجسام قطبي : در جريان ميوز از يك سلول اووسيت اوليه 4 سلول بوجود مي آيدكه هر يك حاوي 22 كروموزوم سوماتيك و بعلاوه يك كروموزوم X است.با اين وجود تنها يكي از آنها تبديل به گامت بالغ يعني اووسيت مي شود.سه سلول باقي مانده كه اجسام  قطبي ناميده مي شوند سيتوپلاسم كمتري دريافت كرده و در جريان مراحل بعدي تكامل ،دژنره مي شوند .  به همين روش از هراسپرماتوسيت اوليه 4 سلول بوجود مي آيد كه 2 تا از آنها 22 كروموزوم سوماتيك و يك كروموزوم X دارند و 2 تاي ديگر 22 كروموزوم سوماتيك و يك كروموزوم Y دارند .به اين ترتيب بر خلاف تشكيل اووسيت در اينجا هر4 سلول تبديل به گامتهاي بالغ مي شوند .

نقايص مادر زادي و سقطهاي خود بخودي : ناهنجاريهاي كروموزومي كه ممكن است به علت نقص در تعداد كروموزومها و يا در ساختار آنها باشد از علل مهم نقايص مادرزادي و سقطهاي خودبخودي محسوب مي شود .به طوري كه نخمين زده مي شود50%از بارداريها به سقطهاي خودبخودي منجر مي شود كه در 50% اين موارد اختلالات عمده اي در كروموزومها وجود دارد .بنابراين تقريبا 25% از جنينهاي سقط شده مربوط به نقايص كروموزومي است .شايعترين اختلالات كروموزومي كه منجر به سقط جنين مي شود عبارتند از:

 سندرم ترنرX 45 ، تريزومي 16

اختلالات كروموزومي علت 7% از نقايص مادر زادي بوده و جهش 8% ديگر است. شيوع اين ناهنجاريهاي كروموزومي از جمله عدم انفصال در زنان با افزايش سن ( بخصوص از35 سالگي به بعد) رابطه مستقيم دارد .

براي مثال جابجايي بين بازوهاي طويل كروموزومي 21 و 14 يكي از علل سندرم داوون است.از آنجايي كه كرموزومهاي 13،14،15،21 و 22 كنار هم جمع مي شوند ،جابجايي در آنها شايعتر است.

در مادران كمتر از 25 سال ميزان بروز سندرم داوون تقريبا 12000   تولد است .ولي در مادران 35 سال به بالا 1300   تولد و در مادران بالاي 40 سال 1100  تولد است. 

تغييرات مورفولوژيك درحين بلوغ گامتها :

اووژنز : بلوغ اووسيتها قبل از تولد آغاز مي شود.هنگامي كه سلولهاي زاياي بدوي به گنادها ي فردي كه از نظر ژنتيك مونث است بدل مي شوند تمايز يافته و تبديل به اووگوني مي شوند.تقسيمات ميتوزي در اكثر سلولهاي اووگوني ادامه مي يابد ولي در برخي از آنها در مرحله ميوز متوقف مي شوند.در طي چند ماه اول تعداد اووگونيها به شدت افزايش مي يابند به طوزي كه در ماه پنجم تعداد كل سلولهاي زايا در تخمدان به حداكثر ميزان خود يعني حدود 7 ميليون مي رسد.

در ماه هفتم اكثر سلولهاي اووگوني به غير از آنهايي كه نزديك به سطح هستند دژنره مي شوند .

روند تكامل اووسيتها در هنگام بلوغ جنسي : نزديك زمان تولد پروفاز ميوزI در تمام اووسيتهاي اوليه آغاز مي شود . اووسيتها ي اوليه در پروفاز باقي مي ماندوپس از فرارسيدن بلوغ جنسي تقسيم ميوز I را به پايان نمي رسانند.

تخمين زده مي شود تعداد اووسيتهاي اوليه هنگام تولد بين 700 هزار تا 2 ميليون باشد.در طول دوران كودكي بيشتر اين تعداد از بين مي روند به طوري كه در آغاز بلوغ جنسي تنها 400 هزار اووسيت در تخمدان باقي مانده است كه كمتراز 500 عدد آنها در طي دوران باروري يك زن در فرآيند تخمك گذاري شركت خواهند كرد .

اين حقيقت كه خطر تولد نوزادان با ناهنجاريهاي كروموزومي با افزايش سن مادر بيشتر مي شود نشان مي دهد كه سلول اووسيت اوليه با گذشت زمان نسبت به آسيب ها حساستر خواهد شد.هنگام بلوغ مخزني از فوليكولهاي در حال رشددر تخمدان بوجود مي آيند كه به طور مداوم با پشتيباني فوليكولهاي بدوي كه تبديل به فوليكولهاي در حال رشد خواهند شد تامين مي شوند .در هر ماه 15 تا 20 فوليكول انتخابي از اين مخزن شروع به تكامل مي كنند و از سه مرحله مي گذرند.

1 محله اوليه يا پيش حفره اي 2 مرحله ثانويه يا حفره اي 3 مرحله پيش تخمك گذاري

مرحله حفره اي طولاني تر ازبقيه است ولي مرحله پيش تخمك گذاري درست قبل از تخمك گذاري است و فقط 37 ساعت طول مي كشد.

در هر سيكل تخمداني، تكامل در تعدادي از فوليكولها آغاز مي شود ولي يكي از آنها به بلوغ نهايي مي رسند و ساير فوليكولها دژنره شده و تحليل مي روند.هنگام بلوغ فوليكول ثانويه افزايش در هورمون L.H ديده مي شود كه موجب القاي مرحله رشدپيش تخمك گذاري مي شود .

اسپرماتوژنز:تكمل اسپرم هنگام بلوغ جنسي آغاز مي شود . در جنس نر سلولهاي بدوي تا زمان بلوغ به حالت خفته باقي مي مانند و تنها آن زمان است كه تمايز يافته و به اسپرماتوگوني تبديل مي شوند . اين سلولهاي پايه موجب رشد اسپرماتوسيتها ي اوليه مي شوند كه با انجام 2 تقسيم متوالي ميوز 4 اسپرماتيد بوجود مي آورند .اسپرماتيد نيز دچار يك سري از تغييرات به نام اسپرميوژنز مي شود كه شامل :

1 تشكيل آكروزوم 2 تراكم هسته 3 تشكيل گردن،قطعه مياني و دم 4 از بين رفتن قسمت اعظم سيتوپلاسم .

زمان لازم براي تبديل اسپرماتوگوني به اسپرم تقريبا 64 روز است. 

چرخه تخمدان : هنگتم بلوغ،جنس مونث تحت تاثير دوره هاي منظم ماهانه قرار مي گيرد. اين دوره هاي جنسي توسط هيپوتالاموس كنترل مي شود.هورمون آزاد كننده گنادوتروپين (GnRh )، مترشحه از هيپوتالاموس،ير روي سلولهاي بخش قدامي هيپوفيز نيز اثر كرده و سلولهاي اين بخش به نوبه خود گنادوتروپين را ترشح مي كند.

اين هورمونها FSH و LH نام دارندو موجب تحريك و تنظيم تغييرات دوره اي چرخه تخمداني مي شود.

در ابتداي هر چرخه، تخمدان تحت تاثيرFSH ،15 تا 20 فوليكول اوليه (پيش حفره اي)تحريك مي شوند تا رشد كنند.اين هورمون براي پيش برد تكامل فوليكولهاي بدوي به فوليكولهاي اوليه كافي نيست،ولي فوليكولهاي اوليه بدون آن مي ميرند و تحليل مي روند .بنابراينFSH اين تعداد فوليكول اوليه را از مخزن كه مرتبا در حال تشكيل فوليكولهاي اوليه است، نجات مي دهد.در شرايط طبيعي فقط يكي از فوليكولها به بلوغ كامل مي رسند و در هر 2 مورد فقط يك اووسيت از تخمدان آزاد خواهد شد.

در اواسط دوره ماهانه سطح LH به طور ناگهاني افزايش مي يابد و در نتيجه:

1-    غلظت فاكتور پيش برنده بلوغ بالا مي رود و تقسيم اول ميوز در اووسيتها كامل شده،ميوز 2 آغاز مي شود.

2-    توليد پروژسترون از سلولهاي استروماي فوليكول آغاز مي ش.د كه به اين مرحله لوتئنيزه شدن گفته مي شود.

3-    فوليكول پاره شده و تخمك گذاري رخ مي دهد.

تخمك گذاري : در روزهاي قبل از تخمك گذاري ،تحت تاثير FSH و LH به طور ناگهاني افزايش مي يابدو در نتيجه تقسيم اوليه ميوز در اووسيت كامل مي شودو فوليكول وارد مرحله پيش تخمك گذاري مي شود.ميوز2 نيز شروع مي شود  ولي تقريبا سه ساعت در مرحله متافاز متوقف مي شود.به طور همزمان سطح تخمدان به طور موضعي برجسته مي شود و در راس برجستگي لكه كوچكي كه فاقد رگ خوني است،ظاهر مي شودكه استيگما نام دارد.غلظت زياد LH فعاليت كلاژناز را افزايش داده و باعث هضم رشته هاي كلاژن اطراف فوليكول مي شود. پس از آن اووسيت به حالت شناور به خارج از تخمدان رانده مي شود.

لقاح :‌به تركيب گامتهاي نر و ماده و تشكيل سلول n 2 كروموزومي اوليه را لقاح مي گويند .

تسهيم :‌وقتي سلول تخم به مرحله 2 سلولي رسيد ،دستخوش يك سري تقسيمات ميتوزي مي شود كه در نهايت ايجاد يك توده 12 تا 16 سلولي به نام مورولا مي كند.اين توده سلولي داراي يك بخش بيروني بوده كه تروفوبلاست را پديد مي آورد و از تروفوبلاست تشكيلات جفت آينده ايجاد مي شود.

توده داخلي جنين بلاستوسيت را پديد مي آورد كه در آن حفره اي به نام بلاستوسل ايجاد مي شود.از بلاستوسيت ،جنين آينده يا آمبريوبلاست ايجاد مي شود.

لانه گزيني : ديواره رحم شامل سه لايه است كه از داخل به خارج عبارتند از:

1 آندومتر 2- ميومتر 3- پري متر

چرخه قاعدگي آندومتر تحت تنظيم هورمونهاي پروژستروني و استروژني كه بر اساس LH و FSH مي باشد تنظيم مي گردد.در هنگام لانه گزيني ديواره احم حداكثر قطر خود را پيدا مي كند و آماده پذيرش جنين آينده مي باشد.

لايه تروفوبلاست كه در آينده بخشهاي تغذيه اي جنين را ايجاد مي كند خود به دو لايه سيتوتروفوبلاست و سنسيتوتروفوبلاست تقسيم مي شوند.

توده سلول دروني به دو لايه اپي بلاست و هايپوبلاست تقسيم مي شود كه اصطلاحا به آن جنين دو لايه مي گويند .در اين زمان حفره اي به نام حفره آمينوتي ايجاد مي شود كه در مجاور سلولهاي اپي بلاست مي باشد.

از جفت هورموني به نام HCG (گنادوتروپين جفتي انساني) ترشح مي شود كه اين هورمون جدار رحم را براي جنين تا انتهاي بارداري كامل و مكفي مي سازد.

گاستريلاسيون  (سه لايه اي شدن) : در طي هفته سوم اتفاق مي افتد .به اين شكل كه سلولها از ناحيه اي به نام گره هتسن و با حركت عرضي در بين دو لايه اپي بلاست و هايپوبلاست مهاجرت مي كنند و به مرور اين سلولهاي مهاجر بين دو لايه اپي بلاست و هايپوبلاست قرار مي گيرد.سلولهاي اپي بلاست ،اكتودرم آينده و هايپوبلاست آندودرم آينده را پديد مي آورند.لايه مياني اين دو ، مزودرم است.

1 لايه زاياي اكتودرم موجب تشكيل اعضاء و ساختارهايي مي شود كه برقراري ارتباط با دنياي بيرون را بر عهده دارد.

الف) دستگاه اعصاب مركزي ب)دستگاه اعصاب محيطي ج)اپي تليوم حسي گوش،بيني و چشم د)پوست و مشتقات آن يعني مو و ناخن و ... و)غده هيپوفيز ،غدد شيري و غدد عرق با ميناي دندان.

2 لايه مزودرم  : تشكيل دستگاه عروقي يعني قلب،شريانها،وريدها،عروق لنفاوي و تمام سلولهاي خوني و لنفي بدن از لايه مزودرم است.علاوه بر آن دستگاه ادراري تناسلي يعني كليه ها ،گنادها و مجاري آنها (بجز مثانه) هم از مزودرم بوجود مي آيند و نهايتا طحال و بخش قشري غدد فوق كليوي از مشتقات لايه مزودرم هستند.

لايه آندودرم:در اين لاليه پوشش اپي تليال دستگاه گوارش ،دستگاه تنفسي و مثانه را بوجود مي آورد.همچنين تشكيل پارانشيم تيروئيد،پاراتيروئيد،كبد و لوزالمعده بر عهده اين لايه است.نهايتا پوشش اپي تليال حفره صماخي و مجاري شنوايي از لايه آندودرم منشا مي گيرد

نكته مهم : دوره روياني يا دوره اندام زايي از هفته سوم تا هفته هشتم تكامل به طول مي انجامد و زماني است كه هر يك از سه لايه زاياي اكتودرم ، آندودرم و مزودرم موجب ايجاد برخي از بافتها و اعضاي اختصاصي بدن مي شود.در پايان دوره روياني دستگاههاي اصلي بدن كاملا تشكيل شده اند و بدين ترتيب شكل اصلي بدن از نظر ظاهر خارجي در انتهاي ماه دوم قابل شناسايي خواهد بود .از همين جا مشخص مي شود چرا هفته سوم تا هشتم در تكامل طبيعي اهميت ويژه اي دارد و حساسترين مرحله از نظر ايجاد ناهنجاري ساختماني است.

تشكيل نوتوكورد : تورفتگي سلولهاي پيش نوتوكوردي از طريق حفره اوليه يا گره هنسن در امتداد سري به سمت جلو پيشرفت مي كند و در نهايت يك طناب سلولي توپر به نام نوتوكورد را بوجود مي آورد .ناحيه سري را اصطلاحا سفاليك مي گويندو در ناحيه دمي اكتودرم و آندودرم به صورت محكم به هم چسبيده و ناحيه كلوآك را پديد مي آورند كه مي تواند در مهره داران پست،مخزني براي دفع فراورده هاي كليوي باشد.

چگونگي تشكيل لوله عصبي (سيستم عصبي): اكتودرم خلفي جنين در انتهاي هفته سوم با تغييرات زير بخشهاي عصبي مختلف را پديد مي آورد.بدين صورت كه در ناحيه سر برجسته تر و در ناجيه دمي نازكتر مي گردد.مراحل مختلف تشكيل اين لوله به صورت ايجاد چينهاي عصبي ،شروع و پس از رسيدن لبه ها ي اين چينها به هم مجموعا ناودان عصبي ايجاد مي شود.با تكامل ناودان عصبي از ناحيه سر به طرف دم نهايتا لوله عصبي حاصل مي شود.دو سر اين لوله در ابتدا كاملا باز مي باشد، اما به تدريج در روز 25 ،ناحيه سري و در روز 27 ناحيه دمي آن مسدود مي گردد.ابتدا ناحيه سري حجيم شده و پس از آن اين ناحيه به سه بخش مختلف به نامهاي پروزانسفال مزانسفال و رومانسفال تبديل مي شوند.

با تقسيمات بعدي پروزانسفال خود تقسيم شده و 2 بخش به نامهاي تلانسفال و ديانسفال را بوجود مي آورد.از تلانسفال ،نيمكره هاي مخزني اوليه و از ديانسفال حبابها يا بيرون زدگيهاي چشم و نيز اپي فيز ،تالاموس و هيپوتالاموس و قسمتي از هيپوفيز را پديد مي آيد.

مزانسفال بدون هيچ تغييري باقي مي ماند و در آينده پل مغزي و بخشهاي اطراف آنرا بوجود مي آورد .

رومانسفال خود به 2 قسمت تقسيم مي شود.

1 متانسفال كه از آن مخچه پديد مي آيد 2- ميلانسفال كه اين نيز پديد آورنده بصل النخاع مي باشد. 

د رحين تشكيل لوله عصبي بخضهايي به نام ستيغهاي عصبي يا نورال كرست به صورت سلولهاي پراكنده جدا شده و به اطراف مهاجرت مي كنند و به صورت توده هاي سلولي مجزا گانگليونها يا عقده هاي عصبي را پديد مي آورند.

جنين دو زيستان :‌به علت آسان بوده مطالعه در خصوص اين نوع جنينها ،به علت آبزي بودن و مطالعه آسانتر برخي تحقيقات جنين شناسي نيز بر روي جانوران انجام مي گيرد.تخم ريزي در اين جانوران مثل ساير مهره داران به كمك هورمونهاي مترشحه هيپوفيز معمولا نيز با شروع فصل بهار آغاز مي شود .قطر تخم دوزيستان در حدود 1 تا 3 ميليمتر است ئ در هر بار تخم ريزي حدود 2 تا 3 هزار تخمك از كلوآك جانور ماده به داخل آب رها مي شود .اس1رمها نيز توسط جانور نر در آب رها شده و لقاح خارجي انجام مي شود.يعني تركيب اسپرم و تخمك در خارج از بدن جانورانجام مي گيرد.

سول تخم قورباغه داراي يك قطب جانوري و يك قطب گياهي است .قطب گياهي داراي اندوخته (اندوخته زرده ) بيشتري است و هسته در همان قطب قرار دارد و قطب جانوري داراي اندوخته كمتري بوده و لذا روشن و شفاف است.

غشاء‌تخم قورباغه نازك بوده و اين قطبها در مقابل نور قابل تشخيص مي باشد.

تخمك تا زماني كه لقاح نيافته ،داخل آب د رجهات مختلف قرار مي گيرد.اما پس از لقاح چاخش كرده و در جهت نيروي ثقل قرار مي گيرد.بدين ترتيب قطب نباتي د رپائين و قطب جانوري در بالا قرار مي گيرد .سلول تخم از اطراف توسط مايع لزجي احاطه مي شود كه اين ماده ،لزج و تلخ مزه بوده و موچب محافظت تخم در برار عوامل مهاجم و ساير ماهيها خواهد بود .از طرف ديگر اين ماده لزج باعث مي شود تخمها در آب متورم شده و به حالت شناور قرار مي گيرند.

تخمهاي لقاح يافته در جهت نيروي ثقل قرار گرفته و توسط جداري به نام پرده كوريول احاطه مي شود كه در حقيقت اين غشاء‌مانع عبور اسپرمهاي ديگر خواهد شد.لقاح در دوزيستان در قطب جانوري صورت مي گيرد و 40 دقيقه پس از ورود اسپرم غشاء‌لقاحي تشكيل مي شود و پرده كوريول به طور كامل اطراف سلول تخم را احاطه مي كند.

پديده بعد بوجود آمدن هلال خاكستري مي باشدو اين هلال حدود 1 ساعت و 10 دقيقه تا 2 ساعت و 10 دقيقه پس از لقاح پديد مي آيد.(اعداد فوق در دماي 20 درجه محاسبه شده اند ).به محض ورود اسپرم و ايجاد لقاح تقارن نيز مشخص مي شود .يعني ناحيه سو و دم جنين آينده معلولم مي شود .به اين نحو كه محل ورود اسپرم سر جنين و نقطه مقابل آن ناحيه دمي را تشكيل مي دهد.

مرحله لاروي : فرق لارو وجنين در قورباغه اين است كه جنين قورباغه غير متحرك بوده ولي لارو قدرت تحرك را دارد .در ضمن بساري از اندامها و دستگاههاي بدن لارو فعال بوده ولي در جنين غير فعالند.

مرحله پيش دگرديسي :‌حدود 10 روز پس از لقاح لارو قورباغه كامل و مقدمات پيش دگرديسي آغاز مي شود .لارو دو زيست حدود 10 تا 15 ميليمتر طول دارد ولي در مرحله پيش دگرديسي كه 4 تا 7 هفته طول مي كشد اندازه لارو بزرگتر شده و به تدريج سر بزرگتر و جوانه هاي دست و پا ظاهر مي شود .دراين زمان طول لارو به 45 ميليمتر مي رسد.

مرحله دگرديسي :« به مجموعه تغييراتي اطلاق مي شود كه در آن دوزسيت از زندگي آبزي به زندگي هوازي وارد مي شود .طول مدت دگرديسي در قورباغه حدود 10 روز است.در اين مدت لارو تغذيه چنداني ندارد و در عين حالي كه تغييرات وسيعي در بدن او ايجاد مي شود از وزن جانور نيز كاسته مي شود .مهمترين تغييرات دگرديسي عبارتند از

1 نمو جوانه هاي دست و پا و تحليل رفتن دم 2 بزرگ شدن سر و كامل شدن ضمائم دهاني(بوجود آمدن تغذيه گياهي )‌3 بوجود آمدن زبان 4 مطبق شدن پوست بدن  5 تبديل تنفس آبششي به ششي.

در حدود 3 ماه پس از لقاح حيوان به مرحله بلوغ كامل مي رسد

مكانيسم دگرديسي : عوامل موثر در دگرديسي ،ترشحات دو غده تروئيد و هيپوفيز است.غدده تيروئيد در جلو گردن و هيپوفيز در ريز مغز قرار دارد .فعليت ترشحي هيپوفيز نيز تحت تاثير هورمون TSH غده هيوفيز مي باشد.به اين صورت كه هورمون مذكور غدع تيروئيد را فعال و موجب ترشح تيروكسين از غده تيروئيد مي شود.به اين شكل كه اگر غده تيروئيد جانوري را برداريم در مرحله لاروي متوقف مي شود و فقط اندازه جانور بزرگتر مي شود و دگرديسي در او پديد نمي آيد و بر عكس اگر لارو را با تكه هاي تازه تيروئيد تغذيه كنيم ،متامورفوز (دگرديسي) در او سرعت مي گيرد.

مشتقات مزودرم د رقورباغه : 3 قسمت مجزا از مزودرم به نامهاي مزودرم محوري ، سوميت ، مزودرم جانبي- شمكي

مزودرم محوري :‌طناب پشتي يا نوتوكورد را بوجود مي آورد.

سوميتها : خود به 2 بخش تقسيم مي شوند 1 اسكلروميوتوم 2 گنونفروتوم

اسكلروميوتوم : خود به دو بخش 1 اسكلروتوم كه در تشكيل اسكلت و 2 ميوتوم كه در تشكيل عضلا ت نقش دارند .  

گنونفروتوم : مجاري كليوي و ادراري را بوجود مي آورند.   گنونفروتوم پديد آورنده مجاري ادراري و تناسلي است يعني نفروتومها لوله هاي ادراري و از قسمت ديگر گنادها يا غدد جنسي پديد مي آيد.بدين صورت كه در جنس مذكر مجاريWolf پديد آورنده مجاري تناسلي آينده و مجاري muller پديد آورنده مجاري تناسلي آينده در جنس مونث است.

مزودرم جانبي-شكمي : شامل 2 لايه است .يكي احشايي و ديگري خارجي به نام مزودرم جانبي يا سوماتيك نام گذاري مي شود.بين 2 لايه مزودرم جداري و احشايي حفره عمومي قرار دارد.

تكامل جنين در انسان : فاصله زماني بين آغاز هفته نهم تا تولر را دوره جنيني مي نامند. اين دوره با تكامل بافتها و اعضاي بدن و نيز رشد سريع بدن مشخص مي شود.طول بدن جنين معمولا با طول فرق سر تا نشيمن (قد نشسته ) و يا طول فرق سر تا پاشنه پا (قد ايستاده) نسان داده مي شود.اين اندازه گيري بر حسب cm بيان مي شودو با سن جنين بر حسب هفته يا ماه در ارتباط است.رشد طولي بخصوص در طي ماههاي سوم،چهارم و پنجم چشمگير است .حال آنكه وزن جنين بيشتر طي دو ماه آخر بارداري افزوده مي شود.

تغييرات ماهانه : يكي از چشمگيرترين تغييرات دوره جنيني كاهش سرعت رشد سر در مقايسه با ساير قسمتهاي بدن است.در آغاز ماه سوم سر تقريبا نصف قد نشسته را تشكيل مي دهد و در قد ايستاده


برچسب‌ها: جنین شناسی دوزیستان, دگردیسی, گامتها, ميتوز, تقسيم ميتوز
[ دوشنبه 22 خرداد1391 ] [ 11:35 PM ] [ سید مانی سیرنگ ]
فيل ماهي با نام علمي Huso huso از ساير ماهيان خاوياري بعلت داشتن دهاني بزرگ و هلالي شكل و سبيلكهاي فشرده متمايز مي‏شود. اين ماهي يكي از بزرگترين ماهيان درياي خزر است كه طول آن تا 6 متر و وزن آن تا 1500 كيلوگرم نيز مي‏رسد.

اين ماهي در حوضه درياي سياه، آزوف و خزر زندگي كرده و جهت توليد مثل به رودخانه‏هايي مثل ولگا، سفيدرود و گرگانرود مهاجرت مي‏كند. تعداد صفحات استخواني پشتي، پهلويي و شكمي آن بترتيب 14-11 عدد، 52-41 عدد و 11-9 عدد مي‏باشد اولين پلاك پشتي از ساير پلاكهاي اين رديف كوچك‏تر است. سن بلوغ جنسي در فيلماهي بالاست، بطوريكه نرها در 14-12 سالگي و ماده‏ها از 18-16 سالگي به بعد بالغ مي‏شوند. اين ماهيان در فصول بهار و پائيز وارد رودخانه‏ها مي‏شوند. تكثير در فصل بهار قسمت اعظم توليدمثل طبيعي اين ماهي را تشكيل مي‏دهد. ماهيان بهاره در همان سال و ماهياني كه در پائيز وارد رودخانه مي‏گردند در بهار آينده تخمريزي مي‏كنند.

فيل ماهي بالغ در اواخر زمستان و اوائل بهار، هنگامي كه دماي آب 8-6 درجه سانتيگراد است تخمريزي مي‏كند. اوج تخمريزي اين ماهي در آب 12-10 درجه مي‏باشد كه بيشتر در رودخانه‏هاي صخره‏اي، سنگي و رسي و معمولاً تا عمق 20 متري صورت مي‏پذيرد.


هماوري اين ماهيان 2500-360 هزار است. اين تعداد براساس سن و وزن ماهي افزايش مي‏يابد. انكوباسيون تخمهاي آن در دماي 14-12 درجه سانتيگراد 9-8 روز طول مي‏كشد. فاصله بين دو تخمريزي طبيعي 5-3 سال است. افراد جوان در اوائل سن بلوغ هر سال يكبار تخمريزي مي‏كنند. اما با افزايش سن اين فاصله زماني بيشتر مي‏شود.

بچه فيلماهيان از بي‏مهره‏گان تغذيه كرده و سپس با ماهيان بالغ بسوي دريا سرازير مي‏شوند. از مهم‏ترين غذاي اين ماهيان در درياي خزر مي‏توان به شگ‏ماهيان، كفال ماهيان، كيلكا، گاوماهيان، كلمه و انواع سپرينده‏ها و بي‏مهره‎‏گان ديگر اشاره كرد.

رشد اين ماهي در مقايسه با ساير ماهيان خاوياري آهنگ سريعتري دارد بطوريكه فيلماهيان يكساله به طول 65-28 سانتي‏متري مي‏رسند، اما رشد طولي آن از سال چهارم زندگي كاهش مي‏يابد.گوشت اين ماهي حاوي 6/16% پروتئين و 7/6% چربي مي‏باشد. خاويار آن نيز 9/25% پروتئين و 8/11% چربي دارد.

اين ماهي از نظر شيلاتي اهميت فراواني دارد و خاويار آن از نوع درجه 1 محسوب مي‏شود. ميزان خاويار استحصالي فيلماهي در سالهاي اخير روند نزولي داشته است


برچسب‌ها: فيل ماهي Huso huso, ماهيان خاوياري, تغذيه فيل ماهي
[ جمعه 19 خرداد1391 ] [ 9:42 AM ] [ سید مانی سیرنگ ]
تغذيه ماهيان پرورشی(گرمآبی) از آنجا كه سهم عمده اي از هزينه هاي پرورش ماهي مربوط به تأمين غذاست لذا توجه به مسائل تغذيه اي از جمله نوع غذا ، مقدار غذا ، زمان غذادهي وهمچنين ارتباط تغذيه با ساير عوامل از جمله درجه حرارت آب واندازه ماهي بسيار مهم است.از آنجا كه شرايط پرورش وعادات تغذيه اي ماهيان سردابي وگرمابي متفاوت است مسائل تغذيه اي آنها در دو بخش بررسي مي گردد.

الف) تغذيه ماهيان گرمابی

با توجه به اينكه پرورش ماهيان گرمابي بصورت توأم وچهار گونه اي در استخرهاي خاكي انجام ميشود. لذا بخشي از نيازهاي غذايي آنها از محيط طبيعي استخر از جمله زي شناوران گياهی و جانوري ، كفزيان و گياهان علوفه اي موجود در استخر تامين مي گردد.

۱-ماهی فيتوفاک ياکپور نقره ای
فيتوپلانکتون خوار بوده واز پلانکتونهايي كه اندازه آنها حدود 20 ميكرون است تغذيه مي نمايد.

۲-ماهی کپور سرگنده يا بيگ هد
زئوپلانکتون خوار بوده واز زي شناوران جانوري با اندازه 60 ميكرون تغذيه مي نمايد و از روتيفرها ، سخت پوستان كوچك و آلگهاي درشت نيز تغذيه مي نمايد.
· نكته : توليد دو گونه يادشده در استخرهاي پرورش نيازي به غذاي دستي نداشته وبا عمل كوددهي وبارور سازي استخر ميتوان اين دو گونه ماهي را با حداقل هزينه توليد نمود.

۳-ماهی آمور
از گياهان عالي وماكروفيت ها تغذيه مي نمايد.اينماهيبراي توليد يك كيلوگرم گوشت نياز به 25 تا 30 كيلوگرم علوفه سبز دارد.

4ـ ماهي كپور معمولي :
همه چيز خوار بوده واز جانوران كفزي ، شيرونوميده ها وموجودات پلانکتوني درشت تغذيه مي نمايد.
· بمنظور سرعت بخشيدن به رشد دو گونه اخير (آمور ـ كپور) پرورش دهنده ناگزير است از غذاي دستي استفاده نمايد. بدين منظور براي تغذيه ماهي آمور از علوفه سبز (شبدرويونجه) استفاده مي نمايد.ـ براي تغذيه ماهي كپور ميتوان مخلوطي از غذاي دستي شامل غلات ، كنجاله ها وپودرماهي به شكل خميري ويا از غذاي كنسانتره استفاده نمود. تغذيه ماهي كپور بايد درحدي باشد كه 70-60 درصد محصول ماهي از غذاي طبيعي استخر ومابقي از غذاي دستي تأمين گردد.

نكته هاي مهم:
استفاده از تشت هاي پلاستيكي جهت تغذيه ماهي كپور به تعداد 10-5 عدد در هكتار وقاب چوبي به ابعاد 2×2 براي تغذيه ماهي آمور ضروري است.
تشت هاي غذاي ماهي كپور بايستي در يك طرف ديواره طولي استخر ودر خلاف جهت آخور (قاب چوبي)براي تغذيه آمور قرار داده شود.
جهت تغذيه ماهيان آمور كمتر از 100 گرم بايستي علوفه ها را قطعه قطعه كرده ودر داخل قابهاي چوبي قرارداد.

با توجه به مصرف غذاي كپور توسط ماهي آمور وبمنظور جلوگيري از تغذيه ماهي آمور از كنسانتره كپور بايستي غذاي ماهي آمور 2-1 ساعت زودتر داده شود.

منبع : 

http://forum.patoghu.com/thread22636.html

برچسب‌ها: تغذيه ماهيان پرورشی, گرمآبی, ماهی فيتوفاک ياکپور نقره ای, تغذیه ماهی کپور سرگنده يا بيگ هد
[ جمعه 19 خرداد1391 ] [ 9:39 AM ] [ سید مانی سیرنگ ]
ماهيان آبهای عميق دريا
مقدمه:
همانطور که می دانيم اقيانوس ها تقريبا 71 درصد از سطح زمين را پوشش داده و از نظر عمقی به چند منطقه تقسيم می شوند. در آنها 2 منطقه اصلی وجود دارد 1) منطقه پلاژيک 2)منطقه بنتيک(کفی)
در منطقه پلاژيک ارگانيسم ها آزادانه روی سطح آب شناور می شوند و اما در منطقه بنتيک، ارگانيسم ها با کف ارتباط دارند. منطقه پلاژيک: شامل1) منطقه نريتيک است که تا عمق 200 متری آب را (روی فلات قاره) پوشش می دهد و 2)منطقه اقيانوسی که در زير فلات قاره تا کف اقيانوس را در بر می گيرديعنی بيشتر از 200 متر را از نظر عمقی در بر می گیرد.
منطقه اقیانوسی خود به چند بخش نيز تقسيم می شود: 1)اپی پلاژيک: از سطح تا عمق 200 متری در دريا همراه با نور و اکسيژن غنی در سطح آب 2) مزوپلاژيک از عمق 200 تا 1000 متری آب را در بر می گیرد در جائی که نور بتدريج کم می شود و دما بين 4 تا 8 درجه سانتی گراد است. با افزايش دما، مقدار غذای در دسترس و اکسيژن حل شده نيز در حال کاهش است. 3) منطقه ژرفی(bathypelagic) زير 1000 متری آب تا عمق 4000 متری را شامل می شود و 4) منطقه مغاکی(Abyssopelagic)که زيستگاه عميق دريا از 4000 تا 6000 متریست و يک فضای آبی پهن است که شامل انواع ماهيان عجيب و ويژه می باشد. اين ماهيان برای زندگی در اين آبهای عميق است بصورت ويژه ای سازگار شده اند و اشکال گوناگونی در شکل بدن و فيزيولوژی آنها ديده شده که با خصوصيات فيزيکی منطقه عميق دريا ارتباط دارد و در اين مقاله سعی بر آن است که خلاصه ای از خصوصيات اين منطقه و ماهيان موجود در آن شرح داده شود.

شرايط فيزيکی منطقه عميق دریا
1) امواج آبی: آب در اين منطقه آرام و فاقد هر گونه جريان آبی است.
2) فشار آب: فشار در اعماق آب بالا است و خصوصيات ماهيان آبهای عميق، پاسخگوی اين ميزان بالای فشار آب است، بطوری که به ازای هر 10 متر عمق که به پائين می رويم 1 اتمسفر به فشار اضافه می گردد.
3) نور: نور در اعماق آب وجود ندارد و اين کمبود نور نقش مهمی را در شکل دادن به فرم زيستگاه ماهی بازی می کند.
4) اکسيژن حل شده: محتوای اکسيژنی اعماق آب زياد است. ماهيان منطقه مزوپلاژيک که دائما در حال مهاجرت های عمودی هستند می توانند کيسه شنای خود را ضمن مهاجرت به بالا و پائين پر و خالی سازند اما بسياری از ماهيان آبهای عمقی دريا، فاقد کيسه شنا می باشند.
5) درجه حرارت: دمای آب بتدريج با افزايش عمق آب کاهش می يابد بنابراين در عمق 200 متری آب درجه حرارت20 تا 25 درجه سانتی گراد و در عمق 1000 متری دما5 /0 درجه سانتی گراد و در حد فاصل منطقه پلاژيک و بنتيک دما از 5 درجه به 1 درجه سانتی گراد می رسد و در منطقه مغاکی(عميق) آب هم دما به ميزان زيادی کاهش می يابد.
6) دسترسی به غذا: در منطقه بنتيک(کفی) اقيانوسی کمبود غذا وجود دارد زيرا فعاليت فتوسنتزی وجود ندارد. بنابراين اشکال ساکن در مناطق عميق می بایست به ذرات باقيمانده غذائی از سطح آب و از منطقه نوری بسنده کنند.
7) شوری: شوری يک فاکتور شيميائی است که توزيع ماهی ها را تحت تاثير قرار می دهد اما شوری با عمق تغيير نمی کند.
8) فاکتورهای زيستی: پارامترهای زيستی مهم شامل ماهيخواری، رقابت و کمبود غذا است. غذا شامل ذراتی است که از بالا به پائين می افتند و همواره کمبود غذائی وجود دارد. رقابت برای غذا فاکتور مهمی است که جامعه عمقی آب را تحت تاثير قرار می دهد . همه ماهيان آبهای عميق گوشتخوارند و از راههای مختلفی برای دسترسی به غذا استفاده می کنند ، همچنين جانوران مرده در آبهای عمقی تجزيه نمی شوند.

تغييرات ماهيان آبهای عميق

- سازگاری های معمول در ماهيان آبهای عميق:
1) اندازه و وزن: اندازه و وزن ماهيان آبهای عميق با افزايش عمق کاهش می يابد. اين مساله بدليل جبران فشار بالای ستون آب، دسترسی به مواد غذائی کم و مساله ته نشينی می باشد. اين ماهيان فعاليت کمی دارند پس عضلات قرمز که در فعاليت ماهيان موثر است کمتر و همچنين اسکلت محوری آنها کوچکتر است.
2) فراوانی: تعداد و تنوع ماهيان آبهای عميق با افزايش عمق کاهش می يابد همچنان که مقدار غذا هم بتدريج با افزايش عمق کاهش می يابد.
3) تنظيم شناوری: ماهيان آبهای عميق به اشکال مهاجر و غير مهاجر طبقه بندی می شوند. اشکال مهاجر به سطح آب در جستجوی غذا مهاجرت می کنند و تفاوت فشار آب اعماق مختلف را در حين مهاجرت تحمل می کنند. اما اشکال غير مهاجر که مهاجرتی ندارند و در همان منطقه محدود به خود شنا می کنند. تنظيم شناوری و حرکت به اعماق مختلف آب نياز به ميزان بالای انرژی دارد که ماهيان آبهای عميق فاقد آن هستند اما تنظيم را با يک يا بيش از يکی از راههای زير انجام می دهند:

الف) با کاهش اندازه بدن
ب) افزايش محتوای آبی بدن که چگالی آنها را به آب اطراف نزديکتر کرده و ميزان فرونشست را کاهش می دهد.
ج) برخی از ماهيان با ذخيره مايعاتی با چگالی پائين به شناوری متعادلی می رسند و تری گلیسیريدهای معمول را در بخش های مختلف بدن ذخيره می سازند.
د) بسياری از ماهيان استخوانی مزوپلاژيک، استرهای مومی را برای رسيدن به شناوری متعادل استفاده می کنند.
ه) و با پر و خالی کردن کيسه شنا (معمولا در انواع ماهيان عمقی مهاجر)

4) خاصيت نورتابی: اين خاصيت در ماهيان آبهای عميق وجود دارد و بدين منظور از اندام های نورزا استفاده می کنند. اين مساله يک سازگاری به کمبود نور است. اندام های نورتاب ممکن است روی تمام سطح بدن وجود داشته باشند و يا ممکن است در محدوده های متفاوتی متمرکز شوند مثلا در طرفين شکم و يا در سر و ... .
ماهی کورIphops يک جفت اندام نور زای بزرگ در زير استخوان های پشت جمجمه دارد. کوسه های Squalidaeدارای نور بسيار کمی هستند و اندام های توليد نور آنها در تمام سطح بدن پراکنده اند. ماهیPhotoblepharon در زير چشم ها دارای اندام نوری می باشد. نور توليد شده توسط ماهيها، رنگ های متنوعی را دارد که بمنظور اهداف متفاوتی استفاده می گردد. ماهیMalacoteus و ماهی Pachystomiasنور قرمز توليد می کنند.

نور تابی به 2 منظور استفاده می گردد:
• برای جذب طعمه مثلا در ماهیAngler fish
• برای شناسائی جنس مخاف و شناسائی ديگر افراد گونه خود

5) چشم ها: در برخی از ماهيان آبهای عميق، چشم ها بسيار بزرگ اند. چشم اين ماهيان تا حد ممکن بسياری از اشعه های نوری را تجمع می دهد. چشم های تلسکوپی می تواند در بالا مثل ماهیGigantara و يا در پائين مثل ماهیArgyropelecus وجود داشته باشد. در ماهيان مزوپلاژيک چشم ها معمولا بزرگتر است که بمنظور ديدن در نور کم سازگار شده است. اين چشم ها مردمک های بزرگی را بمنظور جذب ميزان بالای نور دارد و شبکيه تراکم بالائی از رنگدانه های بينائی را دارد که سبب جذب 95 درصدی از نور می گردد.
برخی از اين ماهيان هم چشم هائی مشابه آئينه مقعر دارند که بمنظور به حداکثر رساندن مقدار نور بکار می رود. ماهيان منطقه مغاکی در تاريکی مطلق دريا زندگی می کنند و چشم های کوچکی دارند و بمنظور شناخت جفت خود دارای خاصيت نورتابی هستند.
بسياری از ماهيان آبهای عميق کاملا کور هستند اما آنها برای جبران کمی ديد ، يک سيستم پيشرفته از کانال های موجود در خط جانبی و يا زوائد خارج شده از بدن را بمنظور اطلاع از محيط اطراف استفاده می کنند.
6) غذا و عادات غذائی: در آبهای عميق، مواد غذائی مشتمل بر جانوران و گياهان مرده مانند باران از بالا به پائين سقوط می کنند اما مقدار غذا به تدريج با افزايش عمق بدليل وجود تغذيه کنندگان از ستون آب محدود می گردد. ماهيان آبهای عميق شکارچی اند . کمبود غذائی، آنها را به سمت رژيم گوشتخواری سوق داده و مصرف انرژی با افزايش عمق اقيانوسی افزايش می يابد.
در منطقه مزوپلاژيک ماهيانی (مانندMyctophids و Stomiatoids ) برای تغذيه از زئوپلانکتون ها مهاجرت عمودی به سطح دارند. مطابق نظرMarshall در سال 1979 مهاجرت تغذيه ای در ماهيان اين منطقه امری معمول است. برخی از ماهيان شکارچی، آرواره ای بزرگ همراه با دندان های قوی و کانال گوارشی بلند بمنظور خوردن طعمه بزرگتر از اندازه خود دارند(مانندAlepisauroids وChiasmodontoids ). ماهيان آبهای عميق، آرواره های پيشرفته، دهان پهن، دندان های قوی، خارهای آبششی توسعه يافته و معده بلندی را دارا هستند مانند ماهیSaccopharynx . ماهی Chiasmodus melanoceatasمی تواند طعمه ای را با اندازه 2 تا 3 برابر اندازه بدن خود استفاده کنند. بلع در اين ماهيان مانند مارها تحت تاثير آرواره ها قرار می گيرد و از عمل ماهيچه های حلقی استفاده نمی شود. ماهيان Benthopelagic (حد فاصل منطقه سطحی و کفی) بميزان زيادی به زئوپلانکتون های وابسته هستند. بسياری از اينها روی مواد پوسيده تغذيه می کنند و قدرت جويدن ندارند.
7) اندام های حسی ديگر در ماهيان آبهای عميق دريا: تعدادی از ماهيان آبهای عميق قدرت ديدن ندارند اما دارای شاخک های بلند بسيار توسعه يافته ای هستند که بوسيله آن می توانند از محيط اطراف خود اطلاع پيدا کنند. در ماهیBathypterois يکی از شعاع های باله بلندتر از بدن است که بعنوان شاخک عمل می کند. ماهیStylophorus paradoxus هم يک رشته طولانی دارد که از باله دمی بالا می آيد و بعنوان آنتن عمل می کند. شاخک های بلند ماهيان آبهای عميق می تواند حرکت جزئی آب اطراف را حس کند و بدين وسيله هم از وجود دشمن باخبر شده و از آن دوری می کنند.
8) سيستم بويائی: در اين ماهيان، اندام های بويائی در يک پوشش در کنار پوزه قرار دارد. هر اندام مشتمل بر تيغه های بويائی است که بصورت گل نواری يا موازی هم قرار گرفته است. اين سلول های حساس پس ار دريافت اطلاعات از محيط اطراف اين پيام را به پياز بويائی در مغز جلوئی انتقال می دهند. در ماهيان آبهای عميق اندام های بويائی بصورت متفاوتی توسعه يافته است بطوری که در يک طرف، اين اندام ها بزرگ اند مانند کوسه ها و مار ماهيان ساکن در کف و يا در بعضی ديگر در يک طرف اين اندام ها کوچک اند مانند ماهیAngler fish ماده.
9) رنگ ماهيان آبهای عميق: اين ماهيان معمولا دارای رنگ تيره می باشند. بسياری از اين ماهيان به رنگ سياه يا نقره ای تيره بمنظور حفاظت از ديد شکارچيان می باشند.
10) روش توليد مثلی: اين ماهيان دارای سازگاری های توليد مثلی هستند و بدليل عدم وجود نور با مشکل پيدا کردن جفت مواجهه اند. خاصيت نورتابی ويژه و وجود فرمون های جنسی در جنس ماده، توسط اندام های بويائی در جنس نر تشخيص داده می شود. برخی از ماهيان کفزی آبهای عمقی مساله يافتن جفت خود را با توليد صدا توسط کيسه شنايشان حل می کنند(مثلا در ماهیMacrouridae وOphididae ). همچنين فتوفورها(اندام های نوری) بمنظور جذب جنس مخالف بکار می رود. روش ديگر توليد مثلی در اين ماهيان، هرمافروديت شدن است (مثلا در ماهیLancet fish و ماهیBaracudin ). اما در برخی از گونه های ماهيان آبهای عمقی جنس نر بعد از پيدا کردن جنس ماده بصورت انگل به آن می چسبد. در چنين گونه هائی گنادهای هر دو جنس تا زمانی که ماده توسط نر بصورت ميزبان انگلی در آمده به بلوغ جنسی نمی رسد.

برای ديدن خصوصيات عجيب ماهيان آبهای عمقی دريا به پيوست مراجعه کنيد.

11) چرخه زندگی در ماهيان آبهای عميق:
الف) تخم ها: ماهيان آبهای عمقی دريا در محل زندگی خود در عمق تخمريزی می کنند اما همواره تخم های آنها بصورت شناور به سطح آب می آيد. اين تخم ها به ميزان زيادی توليد می شوند و اين شانس بقا را افزايش می دهد. تعداد تخم های اپی پلاژيک جنس ماده ماهیAngler fish ممکن است به بالای 5 ميليون عدد تخم هم برسد.
ب) لاروها: لاروها در سطح آب هچ می شوند در جائی که برای لارو، غذای کافی در دسترس بوده و شرايط لازم بمنظور تکامل تخم ها، مساعد می باشد و در آنجا مانند ديگر لاروها هچ می شوند. لارو تازه هچ شده کروی است و اين لاروها در آب های بالائی تغذيه کرده و رشد می کنند.
اين لاروها معمولا بمنظور فرار از دشمنانشان بدنی شفاف دارند. بعد از دگرديسی، افراد جوان به محل زيست والدين شان در عمق بر می گردند و پوست آنها بمنظور کاستن چگالی و کاستن سرعت ته نشينی بمانند بالون باد می کند.
مترجم: نسرين چوبكار

منبع :http://forum.patoghu.com/thread22631.html 


برچسب‌ها: ماهيان آبهای عميق دريا, اقيانوس ها, تغييرات ماهيان آبهای عميق
[ جمعه 19 خرداد1391 ] [ 9:35 AM ] [ سید مانی سیرنگ ]
انجماد اسپرم ، کاربرد و روش انجام آن در ماهيان
مقدمه:
در زمينه انجماد گامت ها و جنين های موجودات آبزی کار نسبتا کمتری در مقايسه با جانوران و گياهان خشکی زی انجام شده است. با اينکه اسپرم با موفقيت در برخی از ماهيان انجماد يافته با اين وجود کاربرد آن در مزارع خيلی محدود می باشد. اما موفقيت کمی در زمينه انجماد لاروها و جنين ها در صدفها بدست آمده است. همچنين انجماد تخمک و جنين ماهيان زياد موفق نبوده است زيرا تخمک و جنين ماهيان نسبتا بزرگ است و ميزان زيادی زرده دارد که با لايه کوريونی نسبتا ضخيم پوشيده شده است و سرد کردن در طول فرايند انجماد در گونه های بزرگ و متراکم حاصل نمی شود اما انجماد در سلول های حاوی زرده کمتر و کوچکتر موفق تر است.
انجماد اسپرم بخوبی در بسياری از گونه های ماهيان اما فقط در تعداد محدودی از صدفها سالها پيش انجام شده است. هنوز مطالعات کمتری در جنين ماهيان و صدفها انجام شده است و مطالعات، بيشتر برروی گونه هايی باارزش تجاری و در معرض خطر انقراض صورت گرفته است . بيشتر فعاليت انجماد برروی اسپرم می باشد و علت آن شرايط ساختاری و فيزيولوژيکی پيچيده تر تخمک نسبت به اسپرم می باشد و ما در اين مقاله بيشتر بر روی روشهای انجماد اسپرم توضيح می دهيم.

در مجموع اهداف انجماد اسپرم به اين شرح است:
الف)کمک به جلوگيری ار انقراض نسل گونه های در معرض خطر
ب) کمک به تکثير گونه هائی که در شرايط طبيعی، همزمانی رسيدگی جنسی در آنها کمتر ديده می شود
ج) کمک به در اختيار بودن اسپرم برای تمام طول سال
د) کاهش اثرات استرس حمل و نقل بر مولدين نر و در نتيجه جلوگيری از کاهش کارآئی اسپرم در نتيجه اين حمل و نقل
ه) و هدف مهم تر، تهيه بانک اسپرم بصورت بانک ژنی برای نگهداری اسپرم ها حتی پس از مرگ جانور. اين روش همچنين بعنوان راهکاری موثر برای ذخيره اسپرم گونه های در معرض خطر مثلا با شيوع بيماری ناگهانی و در نتيجه از بين رفتن گونه و يا با هر گونه از بی نظمی های معمول و يا حوادث ناگهانی مثل نشت نفت و روغن می باشد که يک منبع پايدار از اسپرم را تهيه می کند
و) همچنين جلوگيری از تلاقی خويشاوندی و ايجاد تنوع زيستی
اما بايد دانست که بيشتر انجماد اسپرم، برای تک جنسی ها و مولدين استفاده می شود .
بسياری از سلول های منجمد شده در دماهای بالای80 - درجه برای مدت زمان طولانی پايدار نيستند و پايداری سلولها برای مدت زمان طولانی نياز به ذخيره آنها در دماهای زير 130- درجه دارد تا از بقاء آنها اطمينان حاصل گردد.

روشهاي انجماد اسپرم:

روشهای انجماد اسپرم به 2 صورت می باشد:

روشهای کوتاه مدت در انجماد اسپرم به روش های زير ميسر می باشد:
1) نگهداری در يخچال های معمولی (معمولا دمای 4 درجه سانتی گراد) تا 70 ساعت
2) استفاده از تغيير فشار اسمزی مثلا با قرار دادن اسپرم در محلول های نمکی
3) استفاده از محلول مشتمل بر پتاسيم
4) پائين آوردن درجه حرارت و سرد کردن البته ضمن استفاده از اکسيژن
5) کاربرد آنتی بيوتيک ها
6) استفاده از محلول های رقيق کننده ای مانند مخلوط اوره و کلرور سديم
که اين روش ها در واقع تحرک اسپرم ها را محدود می سازد.

_ روش بلند مدت در انجماد اسپرم:
در اين روش می توان اسپرم ها را حتی تا 2 سال هم نگهداری کرد. روش کار به اين شکل است که ابتدا اسپرم ها را با محيط های مختلف رقيق کننده چون دی متيل سولفوکسايد((DMSO مخلوط کرده که اين مواد بعنوان مواد محافظ سرما در ازت مايع عمل می کنند و سبب انجماد سريع اسپرم ها می گردد و در نهايت اين اسپرم های منجمد را در ازت مايع با دمای 196- درجه سانتی گراد بطور سالم نگهداری می کنند. لازم به ذکر است که در مورد محافظ سرمائی، مسموميت کم و قابليت حل شدگی بالا حائز اهميت است در صورت مسموميت اين محافظ ها، مرگ و مير در گامت ها بعد از انجماد زدائی اتفاق می افتد.
اما سرد کردن با نيتروژن مايع برای انجماد جنين روش قابل اعتمادی نمی باشد. و اين روش را در زمينه انجماد اسپرم بايد برای تمام انواع گونه ها آزمايش کرد زيرا گونه ها شامل انواع مختلفی از سلولها هستند که اين سلول ها، گونه ها را با هم متفاوت می سازد پس انجماد آنها با هم متفاوت است.

بايد عنوان کرد که صدمات زيادی هم در ارتباط با انجماد و انجمادزدائی می تواند صورت بگيرد و بسياری از اين صدمات در محدوده دمائی 0 تا 40- درجه اتفاق می افتد و دليل اين صدمات برداشت حرارت و ايجاد شوک سرمائی و تشکيل کريستال يخی و نيز بکار بردن محافظ های سرمائی در سلول ها و سميت آنها و همچنين نوسان pH که در نتيجه انجماد و يا اضافه کردن محافظ های سرمائی اتفاق می افتد که بايد به اين مساله توجه کافی داشت و تا حد ممکن از اين صدمات به روش های مختلف جلوگيری کرد.

اما هنگام استفاده از اين اسپرم های منجمد شده با استفاده از قرار دادن ظروف محتوی آنها در آب تقريبا گرم در مدت زمانی کوتاه اين اسپرم ها را ذوب کرده و در زمان ذوب شدن اين اسپرم ها هيچ حرکتی ندارند و فرقی با اسپرم تازه ندارند و بايد سريع استفاده شوند.

اين خلاصه ای از روشهای انجماد اسپرم می باشد که هنوز هم به مطالعات زيادی در اين زمينه نياز می باشد و اعتقاد بر اين است که با انجام اصلاحات لازم در اين تکنيک ها می توان ميزان بقاء را در اين سلولها بميزان بيشتری افزايش داد.

منبع:

http://forum.patoghu.com/thread22630.html


برچسب‌ها: انجماد اسپرم, اهداف انجماد اسپرم, روشهاي انجماد اسپرم
[ جمعه 19 خرداد1391 ] [ 9:30 AM ] [ سید مانی سیرنگ ]
تأثير نايسين و اسانس آويشن شيرازي به تنهايي و توأم با يكديگر بر جمعيت
ليستريا مونوسيتوژن تلقيح شده در گوشت چرخ شده ماهي فيتوفاگ


دانلود مطلب :      

اسماعيل عبدال هزاده 1، مسعود رضائي 2، هدايت حسيني 3، رضا صفري 4

-1 دانشجوي كارشناسي ارشد مهندسي منابع طبيعي- فراوري محصولات شيلاتي، دانشكده منابع طبيعي و علوم دريايي، دانشگاه تربيت مدرس
-2 دانشيار گروه فراوري محصولات شيلاتي، دانشكده منابع طبيعي و علوم دريايي، دانشگاه تربيت مدرس
برچسب‌ها: ماهي فيتوفاگ, تلقيح, ماهی
[ پنجشنبه 18 خرداد1391 ] [ 3:11 PM ] [ سید مانی سیرنگ ]

کاربرد بیوتکنولوژی در آبزی پروری: انجماد اسپرم ماهی(۱)


● مقدمه

انجماد بلند مدت تکنیکی است که بواسطه ی آن می توان سلول های زنده ، بافت ها ، اندام ها ، رویان، لارو و ... را در دمای خیلی پایین (معمولا در ۱۹۶- در جه سانتیگراد ) برای یک دوره ی زمانی نامشخص ، نگهداری نمود. از این تکنیک برای نگهداری و ایجاد بانک اسپرم به منظور تکثیر مصنوعی در حیوانات پرورشی استفاده شده است. در بین ماهیان نیز کارهای پژوهشی بسیار زیادی برای انجماد اسپرم و تخمک انجام پذیرفته است.تا به امروز اسپرم قریب به ۲۰۰گونه ی ماهی به روش نگهداری در سرما، مورد سنجش قرار گرفته است .در شرایط دمایی صفر درجه سانتیگراد ، اسپرم را می توان از چند ساعت تا چند روز ، بسته به نوع گونه ی مورد آزمایش ، نگهداری نمود. با توجه به یافته های تئوریک ، با استفاده از تکنیک نگهداری در سرما، سلول های جنسی را می توان از ۲۰۰ تا ۳۲۰۰۰ سال ، بدون کاهش در کیفیت آنها نگهداری نمود ( suquet و همکاران، ۲۰۰۰) .با وجود انجماد اسپرم در بین گونه های مختلف ماهی ، تا به امروز در انجماد تجاری تخم ماهی هنوز موفقیت چندانی حاصل نشده است. اندازه ی بزرگ، ساختار پیچیده، وجود چندین غشاء با نفوذپذیری متفاوت از موانع اصلی در انجماد تخم ماهیان می باشد(Thomas،۲۰۰۳).

● مزایای انجماد اسپرم ماهی

۱) هم زمان سازی قابلیت دسترسی به هر دو جنس

برای تکثیر دو نژاد بهاره یا پاییزه یک ماهی که امکان دسترسی به هر دو جنس در یک زمان وجود ندارد، می توان از این روش بهره برد (Blaxter،۱۹۵۳).

۲) استفاده از کل حجم منی موجود

برای گونه هایی که بدست آوردن اسپرم از آنها مشکل می باشد، می توان از این تکنیک استفاده کرد(مانند مارماهی ژاپنی )(Ohta و Izawa،۱۹۹۶).همچنین برای استحصال اسپرم از گونه هایی که در شرایط اسارت اسپرم کافی تولید نمی کنند نیز می توان از این روش بهره برد(مانند فلاندر دم زرد)(Clearwter و Crim، ۱۹۹۵).

۳) آسان نمودن نگهداری مولدین

القاء تخم ریزی خارج از فصل تولیدمثل در بسیاری از گونه های ماهی پرورشی از طریق دستکاری دوره ی نوری و دمایی قابل اجراست(Bromage، ۱۹۹۵) ولی این کار پر هزینه خواهد بود(Suquet و همکاران، ۲۰۰۰).زمانیکه اسپرم های منجمد شده در تمام سال وجود داشته باشد، دستکاری فصل تکثیر تنها به ماهیهای مولد ماده محدود می گردد.

۴) حمل ونقل آسان سلول های جنسی

در زمانی که سلول های جنسی مولدین را در محل های مختلف جمع آوری می کنند، با این روش جا به جایی آنها راحت تر انجام می گیرد.علاوه بر این از این روش برای معرفی ژن های مختلف از محیط طبیعی به ذخایر پرورشی نیز می توان استفاده کرد.

۱) جلوگیری از کاهش کیفیت اسپرم

کاهش کیفیت اسپرم در طول فصل تولیدمثل در بسیاری از گونه های ماهی گزارش شده است(Rana،۱۹۹۵). تکنیک انجماد اسپرم امکان جمع آوری اسپرم در زمانی که بالاترین کیفیت را دارا هستند،را فراهم می کند.

۶) حفاظت از تغییرپذیری ژنتیکی جمعیت های بومی

استفاده از تعداد محدودی از مولدین در کارگاه های تکثیر، کاهش هتروزیگوسیتی را در پی خواهد داشت. اسپرم های منجمد شده از نژادهای بهگزینی شده را می توان به ذخایرگونه های پرورشی معرفی نمود.همچنین از بانک ژنی موجود در اسپرم های منجمد شده می توان برای حفظ تنوع ژنتیکی جمعیت ماهیهای در معرض خطر و جلوگیری از آمیزش خویشاوندی استفاده کرد.

علاوه بر موارد ذکر شده، در ماهیهای هرمافرودیت پروتوژینوس(مانند هامور)، امکان بدست آوردن اسپرم تنها در سنین ۵ تا ۱۰ سالگی وجود دارد از این رو برای تکثیر مصنوعی این ماهیان داشتن ذخایر اسپرمی بسیار مفید و حتی ضروری می باشد(Suquet و همکاران، ۲۰۰۰).

از سال ۱۹۵۳ که بلاکستر برای اولین بار عمل انجماد اسپرم را بر روی ماهی هرینگ به انجام رساند تا به امروز این عمل بر روی تعداد زیادی از ماهیهای آب شیرین و آب شور (بیش از ۲۰۰ گونه) مورد آزمایش قرار گرفته است. محققین کشور نیز توانسته اند با موفقیت اسپرم ماهیان خاویاری(عابدی، ۱۳۷۵)، ماهی کپور (برادران نویری، ۱۳۷۷)، ماهی سفید دریای مازندران(قاسمی، ۱۳۷۷) و قزل آلای رنگین کمان (شکیبی دریا کناری،۱۳۸۰) را در شرایط سرمایی ذخیره سازی نمایند.

مراحل مختلف انجماد اسپرم

فرآیند انجماد اسپرم را می توان به چهار مرحله ی زیر تقسیم بندی نمود:

۱) مرحله ی قبل از انجماد(جمع آوری اسپرم)

عمل جمع آوری اسپرم در طول فصل تولیدمثل مولدین صورت می پذیرد.اسپرم های استحصال شده از مولدین به لوله های سرد شده توسط یخ انتقال داده می شود. عدم آلودگی اسپرم به ادرار،مدفوع موکوس، خون و موادی از این دست ضروریست.اسپرم های جمع آوری شده برای ادامه ی مراحل انجماد در یخچال نگهداری شده و قبل از آغاز مراحل بعدی ، کیفیت اسپرم مورد بررسی قرار می گیرد. اختلاف کیفیت اسپرم در بین گونه های مختلف به تناوب در تحقیقات مختلف گزارش شده است(Rana،۱۹۹۵). دلیل این اختلافات، تفاوت ژنتیکی، محل نمونه برداری اسپرم(از داخل بیضه یا از طریق منفذ تناسلی)، آلودگی اسپرم های نمونه گیری شده با ادرار و زمان برداشت اسپرم در طول فصل تولیدمثل بیان شده است(Suquet و همکاران، ۲۰۰۰) . درآزاد ماهیان(Morisawa،۱۹۸۸) و در توربوت (Suquet و همکاران، ۲۰۰۰) برداشت اسپرم از منفذ تناسلی از طریق فشار به شکم ماهی در مقایسه با روش نمونه برداری از بیضه ، اسپرماتوزوئیدها تحرک بیشتری از خود نشان می دهند. در مارماهی ژاپنی، اسپرم هایی که از داخل بیضه برداشت گردیدند بعد از فعال سازی در مقایسه با روش استحصال دستی تحرک کمتری داشتند(Ikedo و همکاران،۱۹۹۷).اسپرم های برداشت شده از بیضه بعد از اینکه در محلول نمکی با غلظت بالای پتاسیم(K+) و بی کربنات(-Hco۳) درمان گردیدند بطور مصنوعی تحرک طبیعی پیدا نموده و قابلیت لقاح مشابه با روش دیگر داشتند(Ohata، و همکاران،۱۹۹۷).

به خاطر مجاورت لوله های اسپرم و لوله های ادراری، احتمال آلودگی نمونه های اسپرم با ادرار وجود دارد. این پدیده در گونه های آب شیرین گزارش گردیده (Rana،۱۹۹۵) اما بندرت در بین گونه های دریایی دیده شده است(Suquet و همکاران، ۲۰۰۰).آلودگی ادرار با اسپرم سبب کاهش درصد تحرک ، کاهش سرعت، نزول قابلیت لقاح و کاهش قابلیت نگهداری و ذخیره سازی اسپرم می شود. غلظت ادرار و زمان نگهداری اسپرم بر تاثیرات ذکر شده می افزاید. خالی نمودن میزنای کلیه قبل از عمل جمع آوری اسپرم ، به میزان ۳/۹ درصد از آلودگی اسپرم به ادرا می کاهد(Suquet و همکاران، ۲۰۰۰). در گونه هایی که دارای اسپرم متراکم هستند (مانند سی باس)، به خاطر ویسکوزیته ی پایین و تغییر رنگ قسمتی از اسپرم که با ادرار آلوده گردیده، آلودگی اسپرم به ادرار به آسانی قابل تشخیص می باشد(Fauvel و همکاران،۱۹۹۹).

در بسیاری از گونه ها غلظت اسپرم با رسیدن به انتهای فصل تکثیر کاهش می یابد(Fauvel و همکاران،۱۹۹۹).اسپرم این گونه ها در ابتدای فصل تولیدمثل در مقایسه با انتهای آن دارای مدت تحرک بیشتری می باشد(Billard و همکاران،۱۹۹۹). بنابراین، میزان تحرک پایین، میزان لقاح کم و کاهش قابلیت نگهداری کوتاه مدتِ اسپرم در انتهای فصل تکثیر گزارش شده است(Suquet و همکاران، ۲۰۰۰).

توجه به نکات زیر در هنگام جمع آوری اسپرم از مولدین برای حفظ کیفیت اسپرم به منظور انجماد و ذخیره سازی آنها ضروری می باشد:

۱) جمع آوری اسپرم بدون هیچ آلودگی به ادرار، مدفوع، خون یا فلس؛

۲) نگهداری اسپرم جمع آوری شده در بهترین شرایط با فراهم نمودن هوا یا اکسیژن برای تنفس در طول انجام عمل استحصال اسپرم؛

۳) نگهداری دمای اسپرم جمع آوری شده در ۴ درجه ی سانتیگراد در طول جمع آوری و انتقال در محیط کار.

البته اسپرم های جمع آوری شده از هامور مالاباری مرده که در دمای ۴ درجه ی سانتیگراد نگهداری شده بود، برای چندین ساعت کیفیت خود را حفظ نمود(Chao و همکاران،۲۰۰۰).

۲) انجماد

قبل از آغاز فرآیند انجماد نیاز به تهیه ی محلول رقیق کننده و محافظت کننده می باشد.

۲-۱) رقیق کننده

رقیق کننده ها محلول نمکی می باشند که برای رقیق سازی اسپرم استفاده می شود. شایان ذکر است که اسپرم رقیق نشده غیر قابل انجماد می باشد(Thomas،۲۰۰۳). علاوه بر وظیفه ی رقیق سازی اسپرم، جلوگیری از فعال شدن اسپرم و فراهم کردن محیطی برای اضافه نمودن محافظت کننده ها از دیگر کاربردهای این محلول می باشد.

بیشترین رقیق کننده های مورد استفاده در انجماد اسپرم در ماهیهای دریایی محلول نمکی (با غلظت ۱-۱۰ درصد) یا شکر (با غلظت ۵-۱۰ درصد) می باشد(Suquet و همکاران، ۲۰۰۰). از آنجایی که تحرک اسپرم وابسته به ذخایر ATP می باشد، محلول رقیق کننده باید از حرکت اسپرم قبل از انجماد جلوگیری کند. با این وجود در توربوت به عنوان یک گونه ی دریایی ، اضافه نمودن محافظت کننده از قبیل دی متیل سولفوکسید با افزایش اسمولالیته به میزان ۱۱۰۰ میلی اسمول با ازاء هر کیلوگرم سبب القاء حرکت اسپرم به مدت کمتر از یک دقیقه می شود. این فعالیت اسپرم قبل از انجماد تاثیری بر قابلیت لقاح و تحرک آنها ندارد که احتمالا به خاطر پدیده ی سنتز دوباره ی ATP در طول فعالیت اسپرم در این ماهی می باشد(Dreanno و همکاران، ۱۹۹۷).

محلول رقیق کننده ی مونایب (ساکارز، بی کربنات پتاسیم، گلوتاتیئون و زرده ی تخم مرغ) برای انجماد اسپرم ماهیهای دریایی، روغن ماهی، سی باس، توربوت و بسیاری از ماهیهای آب شیرین مناسب تشخیص داده شده است. وجود گلوتاتیئون در این محلول از اثر تخریبی رادیکال های آزاد(Maracine و Segner ، ۱۹۹۷) و پراکسید شدن چربی ها جلوگیری کرده و از غشاء اسپرمی محافظت می کند(Baulny، ۱۹۹۷).

در ایران انجماد و نگهداری اسپرم ماهی قزل آلای رنگین کمان نشان داده که با استفاده از رقیق کننده و محافظت کننده ی با ترکیب تریس، زرده تخم مرغ، گلوکز و دی متیل سولفوکسید بهترین نتایج حاصل می گردد(شکیبی دریا کناری، ۱۳۸۰). اسپرم ماهی سفید نیز با استفاده از تکنیک انجماد اسپرم مورد بررسی قرار گرفت. نتایج این تحقیق نشان داد که رقیق کننده ی Kurokura ، با ترکیب کلرید کلسیم، کربنات سدیم، کلرید منیزیم، کلرید پتاسیم، کلرید و آب مقطر بهترین محلول رقیق کننده برای انجماد اسپرم این ماهی می باشد(قاسمی،۱۳۷۷).

نسبت رقت اسپرم در رقیق کننده ها از ۱ :۱ تا ۲۰:۱ (حجم مایع منی به حجم رقیق کننده) متغیر می باشد.برای کفال مخطط و تیلاپیا نسبت ۱:۱ ، برای خامه ماهی ۴:۱ ، برای هامور ۲۰:۱ (Chao و Liao، ۲۰۰۱) ، برای قزل آلای رنگین کمان ۱: ۳ (قاسمی،۱۳۷۷) گزارش گردیده است. در ماهی هامور در زمانیکه میزان رقت منی از ۱۰:۱ به ۱۰۰:۱ تنزل پیدا کرد مدت زمان تحرک اسپرم از ۴۰ دقیقه به ۲ دقیقه کاهش یافت(Gwo، ۱۹۹۳). دلیل علمی که می توان برای تفسیر این نتیجه ارائه نمود اینست که پروتئین پلاسمای منی از قابلیت بازماندگی و بقاء اسپرم حفاظت می نماید وکاهش رقت اسپرم به بیش از ۱۰:۱ باعث کاهش تاثیر پروتئین پلاسمای منی و کاهش کیفیت اسپرم می گردد(Billard،۱۹۸۳).

۲-۲) محافظت کننده ها

این مواد شیمیایی ، آسیب های ناشی از انجماد (تشکیل بلورهای یخ)، بر روی سلول های جنسی، را به حداقل می رساند.این مواد شیمیایی سرعت انتشار آب ازداخل سلول به خارج سلول راکاهش داده و از سرعت رشد کریستال های یخی می کاهد.برای انتخاب یک محافظت کننده ی مناسب باید به نکات زیر توجه نمود:

الف) موادانتخابی باید میزان سمیت پایینی داشته باشند؛

ب) قابل حل در آب باشند؛

ج) قابلیت نفوذ به داخل سلول را دارا باشند.

معمولا محافظت کننده ها را به دو گروه نفوذ پذیر و نفوذناپذیر تقسیم می کنند.اتیلن، پروفیلن گلیکول، گلیسرول، دی متیل سولفوکسید و متانول جزء محافظت کننده های نفوذ پذیر می باشند. از جمله دلایل استفاده از این نوع محافظت کننده ها سرعت نفوذ آنها به داخل اسپرم و واکنش بین آنها با فسفولیپیدهای غشاء اسپرم بیان شده است(Baulny،۱۹۹۷). دی متیل سولفوکسید رایج ترین محافظت کننده مورد استفاده در انجماد اسپرم ماهی می باشد که قابلیت نفوذ پذیری آن متاثر از دما نیست و میزان سمیت آن بین گلیسرول که حداقل سمیت و متانول که بیشترین سمیت را داراست ، قرار دارد(Thomas،۲۰۰۳). البته غلظت بالا دی متیل سولفوکسید ((DMSO سمی بوده و مدت تحرک اسپرم برخی از گونه ها در غلظت بالای این ماده کاهش یافته است(Leung،۱۹۸۷؛ Gwo،۱۹۹۳). دی متیل سولفوکسید، گلیسرول، مخلوط دی متیل سولفوکسید و گلیسرول، پروپان ادیول، دی متیل استامین و پلی اتیلن گلیکول برای انجماد اسپرم آزاد ماهیان مورد استفاده قرار گرفت که در این میان مخلوط ۵ درصد دی متیل سولفوکسید و یک درصد گلیسرول مؤثرترین محافظت کننده گزارش گردید(Lahnsteiner، و همکاران،۱۹۹۶).در آزاد ماهیان متانول تاثیر معنی دار در انجماد اسپرم هایی دارد که نسبت اسپرم به تخم در هنگام لقاح پایین باشد(Lahnsteiner، و همکاران،۱۹۹۷).با وجود این، متانول در انجماد اسپرم ماهیهای دریایی بی تاثیر بوده و یا اثر اندکی دارد(Suquet و همکاران، ۲۰۰۰).

در ماهیهای آب شیرین محافظت کننده های نفوذناپذیر ازقبیل پروتئین ها(BSA) یا لیپوپروتئین ها (زرده ی تخم مرغ)، ساکارز و گلوکز برای جلوگیری از وارد شدن آسیب به غشاء پلاسمایی رایج می باشد(Scott و Baynes، ۱۹۸۰). این مواد سبب افزایش مقاومت غشاء در برابر استرس های اسمزی و افزایش تحرک اسپرم ماهی قزل آلا رنگین کمان بعد از انجماد زدایی می شود(Rana و همکاران، ۱۹۹۸).

۲-۳) ایجاد تعادل بین اسپرم و محلول رقیق کننده

مخلوط اسپرم و محلول رقیق کننده به منظور ایجاد توازن بین ترکیبات محلول و سلول، برای مدت کوتاهی در دمای پایین نگهداری می شوند. این زمان بسته به نوع ماده ی محافظت کننده ی انتخابی متغیر می باشد. در مواردی که از مواد نفوذپذیر مانند گلیسرول استفاده می شود، به زمان بیشتری نیاز خواهد بود.با تمام این اوصاف این زمان نباید بیش از یک ساعت باشد. در غیر این صورت احتمال فعال شدن اسپرم ها در محلول رقیق کننده وجود دارد.افزایش زمان موازنه از ۵ دقیقه به ۶۰ دقیقه و افزایش غلظت DMSO از ۱۰ به ۳۰ درصد در ماهی سی باس ، سبب کاهش تحرک اسپرم بعد از خروج از حالت انجماد شده است(Gwo،۱۹۹۴). چنین اثری بعد از یک ساعت در کفال مخطط نیز دیده شده است(Chao و همکاران،۱۹۷۵). در مورد قزل آلای رنگین کمان، برای نفوذ DMSO به داخل سلول ۱۰ دقیقه زمان نیاز است. این مدت تاثیری بر روی کیفیت اسپرم ها نخواهد گذاشت(Suquet و همکاران، ۲۰۰۰). مخلوط گلیسرول و DMSO به دلیل سرعت نفوذ پایین گلیسرول به مدت زمان بیشتری برای نفوذ به داخل سلول نیاز خواهد داشت.

۲-۴) مرحله ی انجماد

معمولا از سه روش برای انجماد اسپرم استفاده می شود(Thomas،۲۰۰۳):

۱) روش پلت های یخی: این روش برای انجماد اسپرم آزاد ماهیان بطور وسیع مورد استفاده قرار گرفته است. اندازه ی پلت ها ممکن است بین ۲۰ تا ۲۰۰ میلی لیتر متغیر باشد. سرعت انجماد اسپرم در این روش ۲۰ – ۳۵ درجه سانتیگراد در هر دقیقه می باشد. مخلوط اسپرم و محلول رقیق کننده را به حفره ی های کوچکی که در یخ خشک تعبیه می شود، انتقال می دهند(دمای انجماد ۷۹- درجه سانتیگراد). گلوله های یخ ایجاد شده به این روش برای ذخیره سازی و نگهداری طولانی به نیتروژن مایع انتقال داده می شود. در این روش نیازی به نگهداری اسپرم در محلول رقیق کننده برای ایجاد تعادل و نفوذ محافظت کننده به داخل سلول نیست و می توان بلافاصله این مخلوط را منجمد نمود.

۲) روش استفاده ی از لوله های باریک

لوله های باریک (استرو) در حجم های مختلف (۲۵/۰ تا ۴ میلی لیتر) برای انجماد اسپرم مورد استفاده قرار می گیرد.این روش به دلیل حفظ کیفیت اسپرم پس از انجماد زدایی و کاهش فرصت کریستالیزه شدن دوباره ی اسپرم در طول انجماد زدایی ، در سال های اخیر رواج بیشتر ی پیدا نموده است.بعد از انتقال مخلوط اسپرم و محلول رقیق کننده به این لوله ها، ابتدا در بخار نیتروژن مایع و یا یخ خشک سرد شده و در ادامه به نیتروژن مایع انتقال داده می شود. سرعت انجماد در این روش در بین ماهیهای آب شیرین ۲۰ تا ۱۶۰ درجه سانتیگراد در هر دقیقه و برای ماهیهای آب شور بین ۵ تا ۱۵۰ درجه سانتیگراد در هر دقیقه گزارش شده است(Thomas و همکاران، ۲۰۰۳).

۳) روش استفاده از ویال یا سرنگ

برخی از محقیقین از این وسایل نیز برای ذخیره سازی و نگهداری اسپرم رقیق شده ی ماهیان استفاده نموده اند(Mounib،۱۹۷۸،برای ماهی آزاد اقیانوس اطلس و روغن ماهی ؛ Gupta و همکاران برای کپور).

۲-۵) مرحله ی ذخیره سازی

اسپرم های منجمد شده در مرحله ی قبلی را می توان در دمای ۱۹۶- درجه سانتیگراد در نیتروژن مایع برای مدت طولانی نگهداری نمود.

۳) ذوب اسپرم های منجمد شده

برای جلوگیری از تشکیل دوباره ی بلورهای یخ در سلولها ی جنسی در حین انجماد زدایی، ذوب سریع اسپرم های منجمد شده ضروریست. سرعت ذوب اسپرم در ماهیهای دریایی پایین تر از ماهیهای آب شیرین می باشد( برای ماهیهای آب شیرین ۳۰-۸۰ درجه ی سانتیگراد در هر دقیقه (Rana، ۱۹۹۵) و برای ماهیهای دریایی از ۱ تا ۴۰ درجه ی سانتیگراد در هر دقیقه(Sequet و همکاران،۲۰۰۰) گزارش شده است). بطور معمول ظروف حاوی اسپرم در حمام آب گرم و پلت های یخی اسپرم مستقیما در محلول لقاح ذوب می شوند(Lahnsteiner،۲۰۰۰). محلول لقاح مورد نیاز برای ذوب پلت های اسپرمی آزاد ماهیان از کربنات سدیم یک درصد و نمک طعام تشکیل می شود(Thomas و همکاران، ۲۰۰۳). یک پلت به ۱-۲ میلی لیتر محلول لقاح که داری دمای ۲۵-۳۰ درجه سانتیگراد می باشد، انتقال داده می شود. بعد از ۵-۱۰ ثانیه اسپرم های منجمد شده، ذوب شده و مستقیما برای لقاح تخمک ها مورد استفاده قرار می گیرند. کمترین تراکم اسپرم مورد نیاز برای لقاح مناسب تخمک ها ۱۰۶×۳ اسپرم به ازاء تخمک گزارش گردیده است(Thomas و همکاران، ۲۰۰۳). لوله ی باریک حاوی اسپرم های منجمد شده نیز در حمام آب گرم با دمای ۳۰-۴۰ درجه سانتیگراد قرار داده می شوند. از میکروویو نیز برای ذوب لوله های باریک حاوی اسپرم های منجمد ماهی هامور استفاده شده که نتایج خوبی از آن بدست آمده است. ویال های حاوی اسپرم منجمد نیز به ۶۵-۷۰ ثانیه زمان نیاز دارند تا اسپرم ها به حالت اولیه برگردند. محاسبات نشان می دهد که ویال حاوی ۳ میلی لیتر اسپرم برای لقاح ۱۰۰ الی ۱۵۰ هزار تخمک کفایت می کند(Thomas و همکاران، ۲۰۰۳).

ذوب اسپرم های منجمد شده از مهم ترین مراحل فرآیند انجماد اسپرم می باشد و تخطی از شرایط نرمال و اپتیمال باعث کاهش معنی دار درصد لقاح تخم می شود. به عنوان مثال اگر زمان انجماد زدایی برای ۵ ثانیه و یا دمای مورد نیاز برای ذوب اسپرم آزاد ماهیان و اردک ماهی ۵ درجه سانتیگراد تغییر کند، میزان باروری این اسپرم ها به طور معنی داری کاهش می یابد(Lahnsteiner،۲۰۰۰).

بعد از اینکه اسپرم ها از حالت انجماد خارج شدند، باید بلافاصله مورد استفاده قرار گیرند. در ماهی توربوت یک ساعت بعد از انجماد زدایی از اسپرم، با وجود نگهداری آنها بر روی خرده های یخ، میزان تحرک اسپرم ۳۵ درصد کاهش یافت(Dreanno و همکاران، ۱۹۹۷). البته شایان ذکر است که قرار دادن اسپر م های ذوب شده در داخل مایعی شبیه به مایع منی، قابلیت نگهداری کوتاه مدت اسپرم را افزایش می دهد(Sequet و همکاران،۲۰۰۰).

قبل از استفاده ی از اسپرم های ذوب شده باید به نکات زیر توجه شود:

۱) تعیین تحرک اسپرم به عنوان راهنمایی برای برآورد موفقیت لقاح؛

۲) کاهش زمان بین ذوب کردن اسپرم های منجمد شده و انجام عمل لقاح؛

نسبت رقت اسپرم: از آنجایی درصد موفقیت لقاح در ارتباط با غلظت اسپرم می باشد و از طرف دیگر تمام اسپرم های منجمد شده در طول فرآیند انجماد کیفیت خود را حفظ نمی کنند، لذا لازم است که در هنگام انجام عمل لقاح میزان تراکم اسپرم های ذوب شده بالاتر از اسپرم های تازه باشد.

[ سه شنبه 5 اردیبهشت1391 ] [ 10:21 PM ] [ سید مانی سیرنگ ]
نام فارسی: ماهی آزاد خزری
نام بومی : آزاد
نام انگلیسی : Caspian salmon
نام علمی: Salmo trutta caspius
تیره: Salmonidae
   
   
 
مشخصات:

مشخصات مورفولوژي

فرم و رنگ بدن : بدن اين ماهی پهن است. رنگ آن در  پهلوها به روشن همراه با رنگ بنفش تيره  و در قسمت پشت بدن به رنگ زيتونی تيره ديده می شود.در پهلوهای بدن لکه هایی به شکل صليب وجود دارد .

باله ها: اولين باله پشتی۴-۳  شعاع سخت و ۱۰-۸ شعاع نرم و اولين شعاع باله مخرجی ۳-۲شعاع سخت و ۹-۷  شعاع نرم  و باله های سينه ای یک شعاع سخت و ۸-۷ شعاع نرم دارد و دارای باله چربی است.

فلس: نوع فلس سيکلوئيدی است و تعداد فلس بر روی خط جانبی ۱۳۲-۱۱۹ فلس و در بالای خط جانبی 31-25 و در پايين خط جانبی 30-23 فلس دارد.

دندان: پوزه آن کشيده و تيز است.دندانها فکی و از نوع تيغه ای است.

طول: بيشينه طول ۱۰۵cm است.

ساير مشخصات: مهره های ستون فقرات آن ۶۰-۵۷ عدد است. دراولين رديف برانشی ۲۲-۱۶ ميله برانشی وجود دارد .

مشخصات بيولوژي

مکان زندگی: در مناطقی که دمای آب کمتر از 20 سانتيگراد و اکسيژن محلول بيشتر از  ۸-۷ ميلی گرم در ليتر  باشد (قسمتهای فوقانی رودخانه ها )  یافت می شوند. یک ماهی مهاجر بوده و دو  گروه بهاره و پاييزه دارد.  

تغذيه : جزء ماهیان گوشتخوار است و بچه ماهيان آزاد ابتدا در رودخانه ها از لارو حشرات ، پاروپايان و سپس در دريا از بچه ماهيان ریز همچون کيلکا ، گل آذين ماهی ،گاو ماهيان و کفزيان تغذيه می نمايند.

پراکنش: کرانه های جنوبی دريای خزر  و در روخانه سفيدرود از مصب تا سد تاريک يافت می گردد .

توليد مثل: جزء ماهیان تخمگذار است و  تخم ريزی آن در مهر و آبان ودر قسمتهای بالای رودخانه روی بستر سنگلاخی و قلوه سنگی انجام می شود. ميزان هماوری مطلق آن ۱۲۰۰-۹۵۰  هزار عدد تخم است و دمای مناسب برای تخم ريزی آن  10 درجه سانتی گراد يا کمتر است .

ارزش اقتصادي: ارزش اقتصادی فراوانی دارد و از گرانقيمت ترين ماهيان دريای خزر محسوب می شود.

روش صيد : تور و قلاب دستی


برچسب‌ها: ماهی, دریای خزر, شیلات, ماهی شناسی, سیستماتیک, ماهی آزاد خزری
[ یکشنبه 27 فروردین1391 ] [ 0:16 AM ] [ سید مانی سیرنگ ]

بيو فيلتر

مرحله دوم تصفيه و بازسازي حذف آمونياك حاصل از متابوليسم ماهي و پسماندهاي غذا مي باشد .

مكانيسمي كه دراين طرح براي حذف آمونياك در نظر گرفته شده است ، استفاده از فيلترهاي بيو لوژيكي است كه شامل فيلترهاي غرقابي و چكه اي مي باشد . مساحت فيلترها و جمعيت باكتريها بستگي به مقدار غذاي مصرفي و ظرفيت توليد سيستم دارد.

آبي كه ذرات آن گرفته شده است به درون فيلترهاي غرقابي پمپ مي شود . درداخل اين فيلترها بيوالمنتهايي وجود دارد كه فضاي لازم براي رشد باكتريهاي نيتريفيكاسيون را ايجاد مي كند كه علاوه

بر حذف آمونياك ، ذرات سوسپانسيون هم حذف مي شود و با استفاده از فريمهاي هوا دهي اكسيژن موردنياز باكتريها تامين ميشودضمنا با تغييرات اندكي در لوله ورودي آب به داخل اين قسمت ؛ميزان اكسيژن موردنياز نيتريفكاسيون براحتي تامين شده و آمونياك در حد قابل تحمل براي ماهي بوده است پس از آن وارد فيلتر چكه اي مي شود درون اين فيلترها نيز بلوكهاي بيوالمنت وجود دارد كه برخلاف فيلتر قبلي در آب غوطه ور نمي باشد بلكه آب از روي اين بلوكها عبور مي كند و همزمان با عبورآب، تبديل آمونياك به نيتريت و نيترات توسط باكتريها صورت مي گيرد .

برروي بيوالمنتها پليت مشبكي وجود دارد كه سبب توزيع يكنواخت و قطره اي آب ورودي روي آنها مي شود .

وجود دارد كه سبب توزيع يكنواخت و قطره اي آب ورودي روي آنها مي شود .

از مزاياي فيلتر چكه اي قابليت خود پالايي و جلوگيري از تجمع ذرات و تاحدودي تامين اكسيژن براي از آب مي باشد .

براي عملكرد فيلتر چكه اي استفاده از دمنده هاي هوا با CO باكتريها و خارج كردن .

قدرت درساعت از يك طرف و گشايش طرف ديگر براي خروج بهتر هوا عملكرد اين قسمت را بسيار محصول نهايي باكتريهاي نيتريفيكاسيون نيترات مي باشد .  

در سيستم هاي احداث شده كه مصرف آب تازه بسيار ناچيزاست ( حدود يك ليتر در ثانيه ) غلظت نيترات افزايش مي يابد از آنجائيكه غلظت بالاي نيترات نيز سبب ايجاد سميت مي كند از فيلتر دنيتريفيكاسيون استفاده مي شود .

فيلتر دنيتريفيكاسيون مانند نيتريفيكاسيون فيلتربيولوژيكي مي باشد . در پروسه دنيتريفيكاسيون محصول نهايي نيتريفيكاسيون يعني نيترات و گاز نيتروژن تبديل مي شود اين مرحله در شرايط بي هوازي و با استفاده از مواد آلي صورت مي گيرد .

 

[ سه شنبه 22 فروردین1391 ] [ 1:52 PM ] [ سید مانی سیرنگ ]

 ریخت شناسی وفیزیولوژی

 انتهای قدامی یا سر ،تاج را حمل می کند که در ماده براچینوس از دو تاج مژه دار هم مرکز تشکیل شده است؛ تاج خارجیcingulum است که مسئول شنا می باشد وتاج داخلی، pseudotrochus ،متشکل از تاژهای سازمان دهی شده در membranelles یا   cirriمی باشد .pseudotrochus ذرات غذا را به طرف دهان جارو می کند. قسمت سر دهان قدامی وچند اندام حسی از جمله شاخک، cirri وocelli  حساس به نور را نیز حمل  می کند

تغذیه

غذا بوسیله تاج گرفته می شود، وارد دهان می شود واز میان لوله buccal به سمت گلو عبور می کند. لوله buccalبا گیرنده های حسی گوناگونی مجهز شده است ودر buccal velum ، یک ساختار نرم و انعطاف پذیر که کاربرد آن جلوگیری از برگشت غذایی است که به گلو رسیده است، پایان می یابد. با این وجودغلاف ماهیچه ای طولی وچرخشی که لوله buccal را محصور کرده است می تواند باعث برگشت غذای هضم شده در این سطح شود. گلوmastax عضلانی را جای داده است جائیکهtrophi سخت وشفاف غذا را می شکند که احتمالا این کار را با کمک آنزیمهای تولید شده بوسیله غدد بزاقی انجام می دهد.trophi از قسمتهای سخت تشکیل شده است که برای توصیف تیره، نوع یا حتی گونه های روتیفرها از اهمیت رده بندی بسیار بالایی برخوردار است.غذایی که از mastax خارج می شود به ناحیه کوتیکولی مری وارد می شود واز میان ناحیه مژه دار عبور می کندقبل از اینکه وارد معده شود. غدد گاستریک بزرگ در دستگاه گوارش بین مری مژه دار و معده تخلیه می شوند و ترشحات آنها به هضم برون سلولی که در معده رخ می دهد کمک می کند. معده به روده منتهی می شود وسپس بهcloaca که مایع را از مثانه یا پروتونفریدیای جفت شده و تخمها را از لوله رحم تخلیه می کند . گیرنده های حسی در تمام طول دستگاه گوارش با یک اندام حسی مهم بین trophi در کف mastax و گیرنده های حسی در سقفmastax قرار گرفته اند. گیرنده های حسی که در رفتار تغذیه ای شرکت دارندیا به مغز یا به گرهmastax متصل هستند واین مراکز حرکت چرخشی وطولی عضله اطراف حفرهbuccalوmastax را به ترتیب تنظیم می کنند.

رایج ترین شیوه تغذیه در روتیفرهای براچینوید پلانکتونی تغذیه از طریق عبور دادن است .این نوع تغذیه که به عنوان تغذیه میکروفاگوس نیز توصیف شده است (Pourroit1977 ؛ Clement etal1983 )، در روتیفرهایی که از تاج مژه دار پیشرفته ونوع کاریmastax برخوردار هستند یافت می شود . نوع غذای مصرفی به ویژه اندازه آن مستقیما به اندازه وشکل دستگاه مژه ای و mastax بستگی دارد. حرکت چرخشی مژه جریان آب شامل ذرات غذا را به طرف دهان هدایت می کند وآن غذاهایی که مناسب هستند بلعیده می شوند،که یک مکانیسم نشان دهنده حسی انتخاب غذا را تنظیم می کند .به نظر می رسدBrachionus plicatilisچند گزینه غذایی داشته باشد ومی تواند تولید مثل کند هنگامیکه از انواع مختلف جلبک،مخمر یا باکتری تغذیه کرده باشد . سه محل نشان داده شده بود که جذب غذا را درB,calyciflorusکنترل می کند واین سه محل نیز احتمالا درB.plicatilisنیز عمل می کند . اول، دستگاه مژه دار قدامی که از گیرنده های لامسه ای ویا شیمیایی تشکیل شده که احتمالا ماهیچه هایی را که وضعیت مژه هایpseudotrochus را اداره می کند ، کنترل می کند به شیوه ای که آنها صفحه ای را تشکیل می دهند تا از ورود ذرات خاص به دهان جلوگیری می کند . دوم،گیرنده های شیمیایی در لوله

Buccal که ممکن است، ماهیچه های چرخشی وطولی را فعال کند و انقباض این ماهیچه ها باعث عدم پذیرش ذرات غذا خواهد شد اگر آنها نامناسب تلقی شوند ،سرانجام ذرات کف درتماس با گیرنده های حسی درmastax قرار می گیرند وشناسایی شیمیایی یا بساوایی در این محل ادامه یا توقف حرکات خردکنندهmastax را تعیین خواهد کرد . اگر غذا نامناسب باشد ،گیرنده های حسی خروج غذا از کانالbuccal را باعث می شوند .

چندین مطالعه نشان می دهد که انتخاب غذا بوسیله تعلیق تغذیه کنندگان مانند روتیفرها عمدتا بر اساس اندازه طعمه است .با این وجود انتخاب در چند گونه گزارش شده بود وبه سطح سلول، شرایط فیزیولوژیکی سلولهای جلبکی وmotility جلبکی بستگی دارد .طیف اندازه طعمه برای B. plicatilis ازتقریبا 4 /1 تا 4838  میکرومترمکعب  یا 4/1 تا 21 میکرومتر قطر کروی معادل (ESD) با تغییرات در کارایی با اندازه ذرات مختلف متغیر است . بهترین غذا دادن برایTetraselmic suecicaبا قطر کروی معادل ( ESD ) 3/8 میکرومتر گزارش شده بود. این میزان اندازه هایی را از باکتری تا dinoflagellates در برمی گیرد  وبزرگترین اندازه ذره گرفته شده بوسیله روتیفر به اندازه بدن آن بستگی دارد . روتیفرها را به عنوان غذا خورندگان مکانیکی توصیف کرده اند از آنجائیکه معلوم شد آنها غیر انتخابی غذا می خورند هنگامیکه دو گونه جلبک با اندازه سلول متفاوت به آنها ارائه شد . میزان خوردن آنها بازتاب دقیق نسبت به حجم هر گونه جلبک بود .

سه مدل برای توصیف تاثیر تراکم ذرات غذا در میزان تغذیه زئوپلانکتونهایی که بوسیله عبور دادن ، تغذیه می کند پیشنهاد شده است ( bRothhaupt1990 ). در مدل مستقیم میزان پاک سازی تا یک تراکم خاص غذایی افزایش می یابد که سطح محدود کنده آغازین (ILL )نامیده می شود . این مدل یک روش تغذیه ای را اداره می کند جائیکه ذرات کوچک بی شماری را می توان هم زمان بدون دخالت ذارت با مرحله تغذیه جمع آوری نمود تا ILL(سطح محدود کننده آغازین )فرا رسد .حداکثر میزان خوردن احتمالا بوسیله روده ومیزان تخیله (دفع)روده تعیین می شود و بنابراین به پایین ترین تراکم غذایی با موارد بزرگتر غذا می رسد .بالای این سطح محدودکننده آغازین میزان خوردن ثابت باقی می ماند .مدل خط منحنی افزایش مداوم میزان پاکسازی را با افزایش تراکم غذایی ارائه می کند و بوسیله معادلات میشالیس- منتن (Michaelis & Menten1913 ) یا "ایوالو"(1960)بیان می شود .این مدل نوعی افزایش تداخل با مرحله تغذیه را نشان می دهد وبا اندازه بزرگتر از ذرات غذایی بهینه مشاهده شده است.تداخل را می توان بوسیله تداخل مکانیکی به وجود آمده بوسیله برای مثال، افزایش زمان جایجایی لازم برای پردازش طعمه های بزرگ در طی مدت زمانی که قطع در جمع آوری ذرات جدید وجود دارد نشان داد. در این مدل افزایشی تدریجی در میزان خوردن وجود دارد تا زمانی که به یک وضع ثابت برسد میزان عبور دادن غذا یا پاکسازی در تراکم پایین ذرات غذا بالا است و در یک حالت خط منحنی با افزایش تراکم غذا کاهش می یابد. در نهایت در مدل Sigmoid میزان عبور دادن غذا با پاکسازی از لحاظ Sigmoid با افزایش تراکم ذرات غذا افزایش می یابد تا به حداکثر مقدار برسد و سپس به هر افزایش بعدی در تراکم ذرات غذا کاهش می یابد. بدین ترتیب میزان عبور دادن غذا در تراکم غذا تنظیم  می شود و روده را با صرف انرژی کم پر نگه می دارد. مطالعات، مدل تغذیه خط منحنی (Hansen etal1997) یا Sigmoid (Navarro1999) را برای B. plicatilis و مدل تغذیه خط منحنی (اما به طور چشم گیری با مدل Sigmoid تفاوت ندارد) برای B. Rotundiformis را نشان داده اند. در آزمایشها با استفاده از Nannochloropsis Oculata به عنوان غذا برای B. plicatilis سطح محدود کننده آغازین دو برابر B. Rotundi formis بود (تقریباً 106×2 و ml-1 سلول106×1به ترتیب ). مقادیر سطح محدود کننده آغازین برای B. plicatilis برای دیگر منابع غذایی بدست آمد: ml-1 سلول106×8-4 برای تغذیه با Monochrysis (حالا Pavlova)، »Lutheri وSaccharomycescerevisae ، ml-1 سلول106×1/2 با Chlorella sp (احتمالاً امروزه به عنوان Nannochloropsis شناخته می شود ، ml-1 سلول106×5/1 با Chlamydomonas و ml-1 سلول106×1/0  میزان زیادی (mlh -1 10-64/0در هر جانور) در میزان عبور دادن غذا برای B. Plicatilis مشاهده شد که به نوع جلبک استفاده شد و به عنوان غذا و به تراکم غذا بستگی دارد . هنگام تغذیه با N. Oculata روتیفرهای B. Plicatilisبین 60 و 90 درصد وزن خشک خودشان را در هر روز غذا عبور دادن در حالی کهB. Rotundi formis160 درصد از وزن خشک خودشان را در هر روز مصرف کردن که این امر نشانگر اندازه متفاوت بدن آنها می باشد. در این آزمایشات تفاوت های چشم گیری در مقادیر بدست آمده برای میزان عبور دادن و خوردن غذا بین جلبک های زنده (N. Oculata) و جلبکهای خشک شده منجمد وجود نداشت (Navarro1990).

 هضم

ذرات غذای خرد شده از میان مری عبور می کند و به معده و ورده وارد می شوند. معده گاهی اوقات رنگ آخرین غذای خرد شده را به خود می گیرد و رنگ آن به نوع غذای مصرف شده بستگی دارد. غدد گاستریک در بخش قدامی معده ممکن است به هضم برون سلولی کمک کند. چندین آنزیم هضم غذا در B. Plicatilis گزارش شده است از جمله: پروتئاز ،آ لفا-آمیلاز، لامیناریناز، سلولاز، سلوبیو هیدرولاز، لیسوزیم و گلوکانز-3و1-B. غشاء جدار معدهInvagination کیسه را نشان می دهد که در واکوئل ها ادغام می شوند و قطرات درشت روغن به سمت پیشین احتمالاً جذب غذای هضم شده را نشان می دهند .

 

دفع و مایعات بدن

همانگونه که قبلاً ذکر شد روتیفرها سیستم تنفسی و سیستم گردش خون ندارند و مایعات در بدن Pseudocoelom قرار گرفته اند مانند دیگرPseudocoelomate ها، روتیفرها گازها را مبادله می کنند و مواد زاید نیتروژنی را به وسیله انتشار از سطح بدنشان دور می کنندو انقباض ماهیچه ای بدن به چرخش مایعات در بدن کمک میکند. تنظیم اسمزی؛ حداقل در گونه های آب شیرین، به وسیله پروتونقریدیال انجام می شود. پروتونقریدیال از 2 لوله موازی جانبی با چند سلول به شکل باد بزن که درون آنها باز می شوند تشکیل شده است. این سلول مجهز به مژه هستند که مایعات بدن را پمپاژ می کنند و آنها را درون لوله عبور می دهند جایی که به درون مثانه اداری تخلیه می شوند. مثانه به وسیله عمل انقباظ مایعات جمع شده را به Cloacl تخلیه می کند. معلوم شده که Brachionus Plicatilis اسمزی بودن مایع را تا تراکم خارجی از میزان 32 تا 957Mosmol 1-1 تنظیم می کند که نشان می دهد آنها اساساً با خاصیت اسمزی سازگاری دارند. با این وجود در غلظت خارجی Mosmol 1-1 32 خاصیت اسمزی بدن Mosmol 1-159 بود که نشان می دهد این روتیفرها قادر به تحمل غلظت های خارجی پایین نیستند .

حرکت

مایعات بدن مانند یک اسکلت هیدرواستاتیک عمل می کنند که در تعامل با سیستم عضلانی است. سیستم عضلانی شامل ماهیچه های مخطط و نرم است که در حالت های گروه های کوچک طولی و چرخشی هستند. آنها درون پوست وارد شده اند یا پوست و اندام های داخلی را به هم متصل می سازند. در گونه های Loricate نظیر براچینویدا انقباض ماهیچه های وارد شده در پوست و مقاومت مایعات بدن حرکت جانور در آب را آسان می سازد، ماهیچه های طولی شکل بدن را کوتاه و گروه های چرخشی شکل بدن را دراز می کنند انقباظ ماهیچه های طولی که در تاج یا پا وارد شده اند پس روی آنها را در Loricate در شرایط نا مطلوب یا طی شنا کردن آسان می سازد ماهیچه های وارد شده در احشا  یا شکل دهنده بخشی از احشا، انقباض اندامهایی نظیر غده هضم Vitellarium و مثانه ادراری را آسان می سازد.

 سیستم عصبی واندام های حسی

همکاری تمام این کاربرد ها تحت تنظیم سیستم عصبی است که شامل یک گره مخی بزرگ تکی ( مغز ) می باشد که در بخش قدامی بدن ،زیرپسین تاج قرار گرفته است . نورونهای قدامی، جفتی از مغز در امتداد طولی بدن تا پا ادامه دارند وشاخه های گوناگون آنها به اندامهای مختلف می رسد . تعدادی گره درmastax و پا و در نقاط خروجی برای عصبهای جانبی وجود دارد. ا ندامهای حسی را می توان به گیرنده های نوری، گیرنده های شیمیایی وگیرنده های مکا نیکی تقسیم بندی نمود . موهای زبر گیرنده های مکا نیکی روی تاج و روی شاخکها روی نواحی مختلف پوست از جمله ناحیه پا قرار دارند. تاج نیز گیرنده های مکا نیکی را حمل می کند که در پذیرش یا عدم پذیرش ذرات غذا نقش دارند . اینها در جفت گیری در نرها نیز بوسیله دنبال کردن فرومون جانوران ماده عمل می کنند .چندین گونه دارای یک یا بیشتر از یک نقطه چشمی گیرنده نوری رنگی می باشند . نقطه چشمی قرمز در قسمت قدامی گونه های براچینوس که از جلبک تغذیه کرده اند بسیار متمایز است .

 

 منبع : http://shilat-iran.blogfa.com/post-124.aspx


برچسب‌ها: ریخت شناسی وفیزیولوژی, تغذیه ماهی, هضم, دفع و مایعات بدن, حرت در ماهیان, سیستم عصبی واندام های حسی
[ سه شنبه 25 بهمن1390 ] [ 11:41 PM ] [ سید مانی سیرنگ ]
 بیولومینسانس

 

واژه‌ی لومینسانس را اولین بار Eilhardt wiedman در سال 1888 خلق کرد که به معنی انتشار نور سرد است. منظور از نور سرد این است که کمتر از 20 درصد تابش حرارتی تولید می‌شود و لومینسانس یا نور سرد نباید با فلورسانس، فسفورسانس و یا شکست نور اشتباه شود. در سال 1916 Harvey واژه‌ی بیولومینسانس را که به معنی لومینسانس از موجودات زنده است را به کار برد.

بیولومینسانس تولید و نشر نور، در اثر انجام یک واکنش شیمیایی- آنزیمی، از موجودات زنده است و بر خلاف واکنش‌های زیستی معمول، که انرژی به صورت گرما به محیط داده می‌شود، انرژی این واکنش به انرژی نورانی مبدل می‌شود.

بیولومینسانس در موجودات مختلف با اشکال ظاهری متنوع و با مکانیسم‌های مختلف انجام می‌شود. برخی جانوران اندام‌های نورانی پیچیده‌ای که مانند چشم است دارند، در این جانوران انتشار نور تحت کنترل سیستم عصبی است و نور بر اساس نیاز یا باتحریک عصبی آزاد می‌شود. از جمله این جانوران ماهی منور و اقتاپوسهای نور افشان است. در برخی دیگر یک سلول منفرد همه‌ی دستگاه‌های مورد نیاز برای نشر نور را دارد و نور به طور ممتد نشر می‌شود ( باکتری‌ها و قارچ‌های منور از این دسته هستند ). بسیاری از گروه‌های دیگر موجودات لومینسانس حد واسط این دو گروه اند. 

در مکانیسم تولید نور سرد ممکن است دستهٍ‌ای از واکنش‌های بینابینی نیز وجود داشته باشد اما واکنشی که تولید نور می‌کند واکنش نهایی مسیر است که به آن ‎« واکنش منتشر کننده‌ی نور » می‌گویند که در این واکنش از مولکول ناشر نور یک الکترون منفرد به حالت برانگیخته می‌رسد. واکنش‌های منتشر کننده‌ی نور متنوعی وجود دارد اما همه‌ی آنها شامل یک واکنش اکسیداسیون سوبسترا (مولکول ناشر نور )، که معمولاً پروتئینی به نام لوسیفرین است، می‌شود. این واکنش اکسیداتیو انرژی لازم برای برانگیختگی الکترون فراهم می‌کند.

 

اهمیت تکاملی بیولومینسانس

 

بیولومینسانس در موجوداتی که از این ویژگی بهرمنداند دارای اهمیت تکاملی است و می‌توان کاربردهای زیر را به طور عمده برای آن برشمرد:

1. وسیله‌ای برای استتار- برای مثال کوسه‌ی کوکیکاتر با لومینسانس سرتاسر بدن خود را نورانی می‌کند جز ناحیه‌ای در زیر شکمش که تاریک باقی می‌ماند. این قسمت تاریک همانند ماهی تُن به نظر می‌رسد و باعث جلب ماهی‌های شکارچی می‌شود و به این ترتیب با این طعمه‌ی فریبنده، ماهی شکارچی خود طعمه‌ی کوسه‌ی کوکیکاتر می‌شود.

2. به عنوان وسیله‌ی دفاعی- دیانوفلاژلت‌ها زمانی که حمله‌ی شکارچی‌هایشان را حس می‌کنند با لومینسانس باعث جلب شکارچی‌‌های بزرگتر نیز می‌شوند که شکارچی‌های اولیه را شکار می‌کنند و دیانوفلاژلت‌ها را از خورده شدن نجات می‌دهند.

3. جلب طعمه – anglerfish برای جلب طعمه از لومینسانس استفاده می‌کند.

4. جلب جفت- کرم‌های شب تاب در فصل جفتگیری با تابش نور جلب جفت می‌کنند.

5. برای برقراری ارتباط- این استفاده از بیولومینسانس بیشتر در کلونی‌های باکتری‌های لومینسانس کننده دیده می‌شود. 

جانورانی که از حس بینایی برای دریافت اطلاعات از محیط استفاده می‌کنند گاهی در به کارگیری از این حس در تاریکی با مشکل مواجه می‌شوند. برای رفع این مشکل جانوران سازش‌های مختلفی پیدا کرده‌اند.

 برخی مثل جغدها از چشم‌های خیلی بزرگ برای جمع‌آوری نور استفاده می‌کنند. همچنین جانوران از حس‌های دیگرشان برای جمع‌آوری اطلاعات از محیط استفاده می‌کنند. انسان برای مقابله با تاریکی به اختراعات مختلف دست زده است از جمله ساخت لامپ‌ها رشته‌ای و چراغ قوه‌ها. بسیاری از جانوران از نوری که خودشان تولید می‌کنند به عنوان چراغ برای روشن‌سازی محیطشان استفاده می‌کنند. مزیتی که این نور بر نورهای ساخت دست بشر دارد این است که برای ایجاد آن احتیاج به برافروختگی الکتریکی که در نتیجه‌ی آن گرمای زیادی تولید می‌شود و هدر می‌رود نیست چراکه این جانوران از واکنش‌های شیمیایی و نور سرد برای روشن‌سازی محیطشان استفاده می‌کنند.

تعداد زیادی از موجودات منتشرکننده‌ی نور ساکن دریا هستند با این حال تعداد معدودی از آنها در خشکی و زیستگاه‌های آب شیرین نیز یافت می‌شوند. موجودات بیولومینسنت همزیست با مجودات دیگر نیز جز این گروه محسوب می‌شوند. بیولومینسانس در هر جانداری از نظر طول موج نور، مدت تابش، تناوب و دفعات تابش منحصر به فرد است. در زیر با برخی از موجودات بیولومینسنت آشنا می‌شویم.

 

از جمله جانداران خشکی‌زی:

 

 از گروه حشرات می‌توان کرم شب تاب یا firefly را نام برد که آشنا ترین مثال از موجودات منتشرکننده‌ی نور است.

هزارپایِ Luminodesmus -حلزون Quantula

Mycena lampadis یک قارچ بیولومینسنت است. روشنایی که این قارچ در تاریکی کامل ایجاد می‌کندبرای مطالعه‌ی روزنامه کفایت می‌کند:

حدود نود درصد موجودات ساکن در اعماق دریا تولید بیولومینسانس می‌کنند. از جمله آبزیان بیولومینسانت:

Anglerfish :قسمتی از نخاع پشتی در جنس ماده‌ی این ماهی به درون بدن برآمده شده که با انتشار نور طعمه را به سمت دهان جلب می‌کند.

Black dragonfish :در طول پیکر این ماهی فتوفور‌هایی در دو ردیف پراکنده شده‌اند که در روشن کردن مسیر حرکتش به آن کمک می‌کنند. در جنس ماده یک زائده‌ی چانه‌ای وجود دارد که نوک آن لومینسانس ضعیفی دارد و در جلب طعمه به کار گرفته‌ می‌شود:

هشت‌پای رنگین کمانی:

Aequorea victoria که نوعی ماهی ژله‌ای یا عروس دریایی است:

دیانوفلاژلیت‌ها، dianoflagellates ، از تک سلولی‌های آبزی تابنده اند:

کاربرد بیولمینسانس

 در بین روش‌های سنجشی مورد استفاده در تحقیقات زیستی، روش‌هایی که بر اساس نشر نور عمل می‌کنند به دلیل حساسیت بالایی که دارند و سهولت کاربردشان در بین محققان محبوب‌تر اند.

این روش‌ها بر این اساس که انرژی مورد نیاز برای تولید فتون چگونه تامین می‌شوند دسته بندی می‌گردند. برای مثال روش‌های فتولومینسانس به این دلیل اینگونه نامگذاری شده‌اند که منبع انرژی برای برانگیختگی الکترون فتون است ویا در کمولومینسانس منبع انرژی شیمیایی است ،  رادیولومینسانس  بر پایه‌ی رادیواکتیویته است و الکترولومینسانس که الکتریسیته تامین کننده‌ی انرژی برانگیختگی است.

بیولمینسانس شکلی از کمولومینسانس است که واکنش تولیدکننده‌ی نور از یک فرایند کاتالیز آنزیمی، برای مثال واکنش آنزیم لوسیفراز بر روی لوسیفرین در کرم شب تاب، مشتق می‌شود.

در همه‌ی اشکال کمولومینسانس، انرژی به وسیله‌ی ملکول ساتع کننده‌ی نور جذب می‌شود و سبب برانگیخته‌ شدن مولکول می‌شود. زمانی که مولکول به حالت پایه یا اولیه‌ی خود بر می‌گردد انرژی اضافی به صورت نور خارج می‌شود. اما تفاوت بین انواع لومینسانس‌های شیمیایی در این است که چگونه حالت برانگیخته ایجاد می‌شود. در شکل زیر تفاوت بین بیولومینسانس و فلورسانس نشان داده شده است:

استفاده از واکنش‌های بیولومینسانس به عنوان ابزارهای سنجش در زمینه‌های مختلف علم و فناوری روز به روز گسترده‌تر و محبوب‌تر می‌شود. برای مثال سیستم بیولومینسانس کرم شب تاب که عموماً به عنوان روشی برای اندازه‌گیری ATP ( آدنوزین تری فسفات) ،که یک مولکول ناقل انرژی در واکنش‌های سوخت و سازی حیاتی است، استفاده می‌شود.

پروتئین‌های حساس به کلسیم در ماهی ژله‌ای ، از قبیل آکوآرین (aequorin) به طور گسترده‌ای در نشان دادن کلسیم داخل سلولی، که تنظیم کننده‌ی بسیاری از واکنش‌های مختلف سلولی است،  استفاده می‌شود.

پروتئین لومینسنت دیگری که از ماهی ژله‌ای همراه با آکوارین استخراج و کشف شده است، پروتئین سبز  (GFP; green fluorescent protein) است که استفاده از آن به طور وسیعی در حال گسترش است و به عنوان یک نشانگر با کارایی بالا برای سلول‌های زنده در تحقیقات زیستی و همچنین ابزاری در تشخیص‌های پزشکی مورد استفاده قرار می‌گیرد.

 رایج‌ترین کاربرد بیولومینسانس در تحقیقات علوم زیستی، استفاده از آن به عنوان گزارشگرهای ژنتیکی، به طور مثال برای فرابینی دینامیک نسخه برداری ژنتیکی، است. لوسیفراز کرم شب تاب معمولا بهترین گزینه برای این منظور است. لوسیفراز کرم شب تاب یک پروتئین 61 کیلودالتونی تک پار است که برروی لوسیفرین، ATP و اکسیژن اثر کرده و در نتیجه‌ی این واکنش نور سبزـ زرد با طول موج 560 تولید می‌شود.

 منبع : تنوع زیستی ـ http://shilat-iran.blogfa.com


برچسب‌ها: بیولومینسانس, اهمیت تکاملی بیولومینسانس, ماهی
[ سه شنبه 25 بهمن1390 ] [ 11:26 PM ] [ سید مانی سیرنگ ]

طبقات يا مناطق عمودي مختلف درياي مازندران و چگونگي توزيع موجودات زنده در آن

بيوسنوز يا موجودات زنده اكوسيستم (‌درياي مازندران) در تمام طبقات يا مناطق عمودي دريا، به طور يكسان توزيع نشده‌اند، بلكه هر گروه از آنها در يك طبقه مشخصي از دريا زندگي مي‌كنند. در اينجا سعي مي‌كنيم ضمن طبقه‌بندي دريا از لحاظ عمق ويژگيهاي هر طبقه و بيوسنوز يا موجودات زنده آن را به اختصار شرح دهيم. آب درياي مازندران نيز مانند آب ديگر درياها، از طبقات يا مناطق عمودي مختلفي تشكيل شده است كه در آن شرايط از جنبه‌هاي مختلف ذيل، متفاوت مي‌باشند، هم از نظر بيوتوپ مانند ميزان دما، نور، گاز، جنبشهاي توده آب، و هم از نظر بيوسنوز نظير انواع جانوران و رستنيها و خلاصه به طور كلي از لحاظ شرايط فيزيكي، جغرافيايي و هيدرولوژيكي و بيولوژيكي فرق مي‌كنند.

در بخشهاي سه گانه درياي مازندران (بخش شمالي، بخش مياني و بخش جنوبي) مناطق عمودي يا طبقات ذيل تشخيص داده شده‌اند:

در بخش شمالي: يك منطقه عمودي.

در بخش مياني : 4 منطقه.

در بخش جنوبي: 3 منطقه.

منطقه يك عمودي(از سطح دريا تا عمق 150 متري)

اين منطقه به علل ذيل از ديگر مناطق ممتاز و مناسب‌تر براي زيست موجودات زنده است: زياد بودن محلول گاز اكسيژن، شدت دما در طول فصل تابستان و دامنه تغييرات دماي سالانه. اين منطقه از ديگر مناطق عمودي دريا بيشتر نور كسب مي‌كند. به اين دليل تمامي‌گياهاني كه استعداد توليد مواد آلي از مواد غيرآلي را دارند، در اين منطقه متمركز شده‌اند. در قسمت بالايي اين منطقه اكثر گياهان درشت، تمركز يافته‌اند. بيشتر پلانكتون‌ها در اين منطقه زندگي مي‌كنند و با پايين رفتن از اين منطقه (ب همنطقه دوم) مقدار آنها به شدت كاهش مي‌يابد. هم پلانكتون‌هاي گياهي و هم پلانكتون‌هاي حيواني در حدود اين منطقه، حداكثر تنوع و فراواني را دارند. اين منطقه، منطقه ماهي‌هاي شيلاتي بوده و قسمت بالايي آن،ناحيه وفور توده‌هاي انبوه (گله‌هاي بزرگ) اين ماهي‌ها است. در مجموع، اين منطقه به ويژه قسمت بالايي آن از همه مناطق عمودي ديگر اين دريا، از نظر موجودات زنده پرجمعيت تر و متنوع‌تر است و احتمال نمي‌رود كه ماهي‌هاي شيلاتي هيچوقت از عمق 100 متري پايين‌تر روند. بررسي در سالهاي 15-1914 حاكي از آن است كه ماهي‌هاي شيلاتي كه اغلب در مجاورت بستر دريا قرار دارند، خيلي به ندرت از عمق 50 متري پايين‌تر مي‌روند. هر چند هيأت اعزامي‌ براي اين بررسي، ماهي‌هاي شيلاتي مجاور قعر را در عمق 48 تا 60 متري و حتي اعماق 90-75 متري نيز صيد كرده‌اند ولي اين صيدها فقط به طور استثنايي بوده و در اكثر موارد مقدار زيادي ماهي‌هاي شيلاتي مجاور قعر، در عمق‌هاي كمتري(تقريباً 25 تا 30 متري) صيد مي‌شوند. بنابراين زندگي ماهي‌هاي شيلاتي به طور كلي محدود است به همان حدود منطقه يكم (تا عمق 150 متري) و گله‌هاي بزرگ آنها در قسمت بالاي اين منطقه در اين دريا، حيات تا عمق 50 متري بيش از ديگر اعماق آن است و حداكثر بيوماس در اعماق 150 تا 500 متري وجود دارد.

-    در اعماق از 50 تا 100 متري، سخت پوست درشت اكثريت دارند مانند: D.macrocephalus و Amathilina spinosa و غيره، همچنين نرم تناني از شكم پايان جنس Pyrgula وTheodoxus schultzi.

-    پايين‌تر از اعماق 100 متري، موجودات جانوري دريا، خيلي فقير است. در اين عمق است كه سخت پوستاني زندگي مي‌كنند كه ريشه قطبي دارند مانندMesidoleaentomon و Pseudali brotus platyceras و غيره.

-    در اعماق تا 150 متري، سخت پوستاني مانندPandorites podocevoides وAmathilina Spinosa زندگي مي‌كنند. در اين اعماق، نرم تنان تقريباً وجود ندارند.

-     

منطقه دوم عمودي (تقريباً بين اعماق 450-150 متري)

در اين منطقه مقدار اكسيژن به ويژه مقدار متوسط اين گاز خيلي كمتر از آن در منطقه يكم است و اختلاف دماي سالانه ناچيز مي‌باشد. دماي آب اين منطقه در بخش مياني دريا، اغلب 5 درجه سانتيگراد و در بخش جنوبي، 6 درجه سانتيگراد است. مقدار نفوذ اشعه خورشيد به اين طبقه ناچيز است و فقط در قسمتهاي بالايي آن بعضي گياهاني كه از مواد معدني، مواد آلي به وجود مي‌آورند، زندگي مي‌كنند. جنبش آب در اين طبقه ضعيف و فشار از 16 تا 45 آتمسفر است. با پايين رفتن از منطقه يكم به منطقه دوم، تعداد جانوران نيز به شدت كم مي‌شود. پلانكتون‌هاي كمتري در اين منطقه وجود دارند. مقدار زيادي از نرم تنان ضمن تحقيقات در عمق 294 متري و حتي يك دانه در عمق 372 متري به دست آمده است. سخت پوستان از گروه كومها(Cumacea) و نوزادان حشره Chironomus را در عمق 294 متري يافته‌اند. اينجا حد زيرين مناطق زندگي جانوران در قعر و مجاور قعر درياي مازندران است. از اينجا به پايين تا قعر دريا، تقريباً فاقد هر گونه زندگي حيواني و شبيه به يك نوع بيابان زير آبي كه در ظلمت ابدي فرو رفته است . از ماهي‌هاي غيرشيلاني پلاژيكي، گاو ماهي‌ها عميق‌تر از ديگر ماهي‌ها ديده شده‌اند. اين ماهي‌ها ضمن تحقيقات در سالهاي 15-1912 در اعماق بين 29 تا 405 متري صيد گرديده‌اند و حتي يك نوع از اين ماهي‌ها در اعماق 540 متري مورد صيد واقع شده است. نوزاد ماهي ريز و كولي‌هاي اين دريا، اكثراً در اعماق تا 200 متري و در مواردي هم 300 متري يافت شده‌اند.

منطقه سوم عمودي (در بخش مياني از عمق 450 متري تا 600 و 700 متري و در بخش جنوبي دريا تا حداكثر عمق):

در اين منطقه اكسيژن بسيار كم است (يك در هزار به حجم). دماي آب دماي منطقه در بخش مياني دريا، كمتر از پنج و در بخش جنوبي كمتر از 6 درجه سانتيگراد مي‌باشد. تغييرات دماي سالانه در اين منطقه، خيلي كم است (از چند صدم درجه سانتيگراد، تجاوز نمي‌كند). مقدار نور خورشيدي كه به اين منطقه مي‌رسد، خيلي اندك است و به همين جهت در اين منطقه، ظلمت دائمي‌حكمفرماست. حركات و جنبشهاي آب مي‌بايستي ناچيز باشد ولي فشار در اين منطقه خيلي زياد است. در اين منطقه (منطقه سوم) عمودي، تقريباً پلانكتون وجود ندارد (به استثناء نانو‌پلانكتون‌ها). در اين عمق از دريا تقريباً جانوري زندگي نمي‌كند. حداكثر عمقي كه جانوران ساكن قعر صيد شده‌اند، ضمن تحقيقات در سال 15-1914 بوده است كه از جمله جانوران نامبرده در ذيل در آن به اين گونه ديده شده‌اند:

در عمق 415 متري در بخش مياني و 460 متري در بخش جنوبي تا اعماق 600 متري، سخت پوستPseudalibotus و تا بيشترين اعماق كرمهاي هيپانيا (Hypania) و لانه‌هاي لجني كه كرم‌هاي مزبور در آنها زندگي مي‌كردند.

منطقه چهارم عمودي

اين منطقه تا عمق آب فقط در بخش مياني كاملاً مشخص است و حدود آن از عمق تقريبا 650 شروع و تا حداكثر عمق اين بخش، ادامه دارد. از مشخصات آب اين بخش، مقدار زياد (هيدروژن سولفوره(H2S) ) است، گاز اكسيژن در اينجا وجود ندارد و دماي آب تقريباً 5 درجه سانتيگراد مي‌باشد. در اين منطقه عمودي دريا نانو‌پلانكتون‌ها در بخش مياني در اعماق 650 تا 700 متري و در بخش جنوبي در عمق 800 متري هم صيد شده‌اند. احتمال مي‌رود كه نانوپلانكتون‌ها در عمق بيشتري هم يافت شوند.

 منابع :

دانشگاه علوم و فنون دريايي خرمشهر

دانشكده علوم دريايي واقيانوسي

گروه بيولوژي دريا

مباني اكولوژي دريا

 

 


برچسب‌ها: درياي مازندران, اكوسيستم
[ دوشنبه 17 بهمن1390 ] [ 10:53 AM ] [ سید مانی سیرنگ ]
پرورش سوکلا در قفس . برای بدست آوردن اطلاعات بیشتر به قسمت دانلود مطلب مراجعه کنید:

دانلود مطلب :      


برچسب‌ها: پرورش سوکلا در قفس, پرورش ماهی در قفس, دانلود مطلب
[ دوشنبه 19 دی1390 ] [ 10:57 AM ] [ سید مانی سیرنگ ]
پرورش تیلاپیا در قفس . برای بدست آوردن اطلاعات بیشتر به قسمت دانلود مطلب مراجعه کنید:

دانلود مطلب :      

[ دوشنبه 19 دی1390 ] [ 10:48 AM ] [ سید مانی سیرنگ ]
مقدمه ای بر پرورش ماهی در قفس . برای بدست آوردن اطلاعات بیشتر به قسمت دانلود مطلب مراجعه کنید:

دانلود مطلب :      

[ دوشنبه 19 دی1390 ] [ 10:47 AM ] [ سید مانی سیرنگ ]
پرورش ماهی صبیتی در قفس . برای بدست آوردن اطلاعات بیشتر به قسمت دانلود مطلب مراجعه کنید:

دانلود مطلب :      

[ دوشنبه 19 دی1390 ] [ 10:43 AM ] [ سید مانی سیرنگ ]
پرورش ماهی قزل الای رنگین کمان در قفس . برای بدست آوردن اطلاعات بیشتر به قسمت دانلود مطلب مراجعه کنید:

دانلود مطلب :      

[ دوشنبه 19 دی1390 ] [ 10:41 AM ] [ سید مانی سیرنگ ]
پرورش صبیتی در قفس . برای بدست آوردن اطلاعات بیشتر به قسمت دانلود مطلب مراجعه کنید:

دانلود مطلب :      

[ دوشنبه 19 دی1390 ] [ 10:40 AM ] [ سید مانی سیرنگ ]
پرورش حلوا سفید در قفس .برای بدست آوردن اطلاعات بیشتر به قسمت دانلود مطلب مراجعه کنید:

دانلود مطلب : 

[ دوشنبه 19 دی1390 ] [ 10:38 AM ] [ سید مانی سیرنگ ]
پرورش کپور ماهیان چینی در قفس .برای بدست آوردن اطلاعات بیشتر به قسمت ادامه مطلب مراجعه کنید:

دانلود مطلب :   

[ دوشنبه 19 دی1390 ] [ 10:34 AM ] [ سید مانی سیرنگ ]

حسها و دستگاه عصبی

ماهی ها سیستم عصبی تکامل یافته ای دارند که از یک مغز مرکزی تشکیل شده است که به بخشهای مختلفی تقسیم می شوند. بیشتر در قسمت قدامی یا جلو، پایین مغز حبابهای بویایی قرار دارند. برخلاف بیشتر مهره داران، مغز ماهی ها اصولا حس بویایی را سریعتر از حرکات ارادی فعال پردازش میکند. عضله بینایی اطلاعات را از چشم ها می گیرند. بیشتر ماهیها اندامهای حسی قوی دارند.تقریبا همه ماهی ها در روشنایی روز دیدخوبی از رنگها را حداقل همانند انسانها دارند. بسیاری از ماهی ها سلولهای خاصی دارند و مانند گیرنده شیمیایی مسئول حسهای فوق العاده ی چشایی و بویایی می باشد. باوجود اینکه گوشها در سرشان قرار دارد بسیاری از ماهی ها صداها را خوب نمی شنوند. بیشتر ماهی ها گیرنده های حساسی  بشکل سیستم خط کناری دارند. سیستم خط کناری می تواند برای بسیاری از ماهی ها جریانها و ارتعاشات ملایم را تشخیص دهند به خوبی حرکت دیگر ماهی ها نزدیک و شکار را حس می کند. در سال 2003 دانشمند اسکاتلندی از دانشگاه ادینبورگ آزمایشاتی را بر روی ماهی آزاد رنگین کمان انجام داد و کشف کرد رفتاری که ماهی نشان می دهد اغلب همراه با درد است. تعدادی ازماهیها مانند گربه ماهی و کوسه ها اندامهایی دارند که بمیزان کمی جریان الکتریسته را نشان می دهد. دیگر ماهیها مانند مارماهی الکتریکی می توانند خودشان الکتریسته ایجاد کنند.

دستگاه عضلانی

حرکت ماهی

بیشتر ماهی ها با دو جفت عضله در دو طرف ستون فقرات و بوسیله انقباضهای متناوب حرکت می کنند. این انقباضات به شکل s یا به شکل منحنی که بدن ماهی را بحرکت در می آورد. چنانچه هر منحنی به باله عقبی برسد نیروی وارونه ایجاد میکند. این نیروی وارونه در اتصال با باله ها باعث حرکت رو به جلوی ماهی می شود. باله های ماهی ها شبیه سکان هواپیما است. باله ها نیز فضای ظاهری دم راافزایش می دهند که در بالا بردن سرعت موثر است.وقتی ماهیها در آب حرکت میکنند بدن دوکی شکل ماهی تا حدی از اصطکاک می کاهد.از آنجایی که بافت بدن از آب چگالتراست، ماهی باید این تفاوت را جبران کند و یا به کف برود. بسیاری از ماهی ها اندام داخلی بنام کیسه شنا دارند که باعث تنظیم شناوری آنها می شود.

[ یکشنبه 29 آبان1390 ] [ 12:54 PM ] [ سید مانی سیرنگ ]

تولید مثل

بیشتر دوزیستان در آب تخم گذاری می کنند. بنابراین بعد از مدتی که لارو از تخم بیرون می آید در آب زندگی کرده و بزرگ می شود. تا آنکه بر اثر دگردیسی به مراحل بلوغ (رسیدگی) می رسد.

تخم های دوزیستان با یک یا چند لایه غلاف یا پوشش ژلاتینی پوشیده شده است.

دوزیستان

پوشش تخم های بعضی از قورباغه های آبزی پس از خارج شدن از بدن جانور ماده باد می کند و توده ای تشکیل می دهد که حتی ممکن است از خود جانور بزرگ تر باشد.

پوشش تخم، آن را در برابر برخوردها و خشکی ناشی از تبخیر نگهداری کرده و در برابر حمله های دشمنان نیز مقاوم می سازد.

شکل توده تخم و پوشش ژله ای آن، در هر گونه از دوزیستان، مشخص و متمایز است:

 

- تخم های وزغ ها به صورت رشته های دراز است.

- تخم های غوکان به صورت توده ای است.

سمندرهای آبزی به شکل توده های کوچک تخم گذاری می کنند و تعدادی از گونه ها نیز تخم های تک تک می گذارند.

- تخم سمندر های زمینی غالباً به وسیله ی پایه یا ساقه به اشیاء می چسبد.

غوک اسمین تیلوس (sminthilus) کوبا فقط یک تخم می گذارد.

- در مقابل یک وزغ بزرگ بوفامارینوس (bufa marinus) ممکن است تا 32000 تخم بگذارد.

     
دوزیستان        دوزیستان

مراحل لاروی بسیاری از غوکان و وزغ ها تا چندین ماه طول می کشد. در حالیکه لاروهای غوک بزرگ امریکایی دو سال وقت لازم دارند تا دگردیسی کرده و به صورت غوک کامل درآیند.

دوزیستان

لاروهای سمندرها از لحاظ شکل عمومی به پدر و مادرشان شباهت دارند و در ابتدای زندگی دارای اندام های حرکتی (دست و پا) هستند و دهانی دارند که با آن می توانند جهت تغذیه شکار کنند.

لاروهای وزغ ها و غوکان بچه قورباغه یا کله آویز (Tadpole)      نام دارد.

سر و بدن با هم توده تخم مرغی شکلی تشکیل می دهند، دم دراز بوده و در بین باله های میانی قرار دارد.

آبشش های داخلی بوده و از غشاء نازکی پوشیده شده است.

اندام ها در اواخر زندگی لاروی ظاهر می شوند. در اندام های جلویی تا هنگام دگردیسی درون پوششی پنهان است و ...

آرواره به صورت واقعی وجود ندارد  در عوض دو صفحه ی شاخی وجود دارد که برای خرد کردن جلبک ها و تکه های غذایی کوچک داخل آب، به کار می آید.

دگردیسی عبارتست از تغییر محسوسی که شامل بخش های زیر می باشد:

  1. 1- به وجود آمدن یک دهان پهن و از بین رفتن آرواره های شاخی
  2. 2- از بین رفتن آبشش ها، بسته شدن شکاف های آبششی و پیدایش  شش ها
  3. 3- به وجود آمدن پاهای جلویی
  4. 4- تغییر درازی روده از نوع دراز گیاه خواری به شکل کوتاه گوشت خواری
  5. 5- جذب دم و باله های میانی
دوزیستان

هنگامی که این تغییرات در حال رخ دادن است جانور در سطح آب به سر می برد.

دربخش سطحی آب تنفس به به وسیله ی آبشش و شش، هر دو امکان پذیر است و برای تغذیه می تواند از شکار حشرات استفاده کند.

پاها ممکن است قبل از جذب و ناپدید شدن کامل دم ظاهر شود. در این هنگام جانور قادر است در زمین های نمناک به سر برد و برای جلوگیری از خشک شدن در شکاف ها  ترک ها پنهان گردد.

در این حال گاهی درجریان یک رگبار تند ممکن است ناگهان هزاران بچه وزغ و غوک پدیدار شوند.

بعضی از سمندرهای زمینی در حفره های نمناک تخم گذاری می کنند و غالباً توسط جانور ماده نگهداری می شوند.

دوزیستان

از این تخم ها لاروهایی بیرون می آید که یک مرحله ی زندگی آبزی دارند. اما غالباً سمندرها سیر تکامل را داخل تخم طی می کنند و بچه ها به شکل رسیده (بالغ) بیرون می آیند.

بعضی از انواع غوکان نیز هنگامی که درون تخم هستند بالغ می شوند.

اما در هر دو حالت (چه تکامل بیرون از تخم انجام شود و چه داخل آن) جنین ها دارای آبشش های پهن و نازکی هستند.

یک نوع وزغ اروپایی (alytes) با رشته هایی تخم هارا در اطراف پاهای عقب خود در هم می پیچد تا آنکه لاروها آماده ی رها شدن در آب شوند.

بعضی از غوکان (غوکان بی زبان) تخم هایشان را در جیب های پوستی که به صورت جداگانه در پشت جانور وجود دارد نگهداری می کنند تا اینکه دگردیسی رخ دهد.

دوزیستان

غوک کیسه دار تخم هایش را در پشتش نگه می دارد.

قورباغه کیسه دار (گاستروتکا) توده ی تخمی را در پشت، زیر یک لبه پوستی جای می دهد.

برخی غوکان مناطق حاره برای تخم ها آشیانه ای از مواد ژلاتینی تهیه می کنند (در بعضی از گونه ها لاروها به داخل آب افتاده و بقیه مراحل تکامل را در آشیانه به اتمام می رسانند.)

سمندر اروپایی تخم گذار – بچه زا ست. ماده چندین جنین را در داخل بدن در مدت 10 تا 12 ماه نگه می دارد !!!!!

سمندر آلپی یک یا دو جنین نگه می دارد که قبل از تولد کاملاً تکامل می یابد.

مدت زمانی که دوزیستان برای گذراندن دوره های دگردیسی و رسیدن به سن بلوغ طی می کنند در نمونه های مختلف بسیار متفاوت است.

دوزیستان

دوزیستان کوچک ممکن است در دو سالگی بالغ شوند ولی در انواع بزرگتر این زمان طولانی تر خواهد شد.

مدت عمر دوزیستان فقط در نمونه هایی از آن ها که در باغ های جانور شناسی نگهداری می شوند مشخص شده است.

سمندر غول 55 سال

وزغ اروپایی 36 سال

سمندر ببر 25 سال به صورت لاروی و 11 سال به صورت بالغ

دوزیستان

 

بعضی از وزغ ها یا غوکان را گاه گاهی به شکل زنده در حفره ها یا داخل درختان پیدا   کرده اند.

به نظر می رسد سال ها در آنجا زندانی بوده اند اما احتمالاً به خارج راه داشته اند زیرا که حتی اگر محیط مناسب باشد ولی به آن ها غذا نرسد کم کم از بین خواهند رفت.

 

منبع :

http://www.tebyan.net/index.aspx?pid=167554


برچسب‌ها: تولید مثل در دوزیستان, دگردیسی, جنین شناسی ابزیان
[ یکشنبه 22 خرداد1390 ] [ 11:45 PM ] [ سید مانی سیرنگ ]
PDF] 

ﻣﻄﺎﻟﻌﻪ ﺗﺸﺮﻳﺤﻲ ﻭ ﺑﺎﻓﺖﺷﻨﺎﺳﻲ ﻣﺮﺍﺣﻞ ﺭﺳﻴﺪﮔﻲ ﺗﺨﻤﺪﺍﻥ ﺩ

www.sid.ir/fa/vewssid/j_pdf/560138363d05.pdf
ساختار فايل: PDF/Adobe Acrobat - نسخه HTML
ﺧﺼﻮﺻﻴﺎﺕ ﺗﺸــﺮﻳﺤﻲ ﻭ ﺑﺎﻓﺖ ﺷﻨﺎﺳــﻲ ﻣﺮﺍﺣﻞ ﺑﻠﻮﻍ ﺟﻨﺴﻲ (ﻣﺎﻛﺮﻭﺳﻜﻮﭘﻲ، ﻣﻴﻜﺮﻭﺳﻜﻮﭘﻲ)، ﻃﻮﻝ ﭼﻨﮕﺎﻟﻲ، ... ﺩﺭ ﺯﻣﻴﻨﻪ ﺯﻳﺴﺖ ﺷﻨﺎﺳــﻲ ﻣﺎﻫﻴﺎﻥ ﮐﻴﻠﮑﺎ، ﭘﮋﻭﻫﺸﻬﺎﻱ ﻣﺘﻌﺪﺩﻱ ﺩﺭ ﺷﻤﺎﻝ ..... ﺟﻨﻴﻦ ﺷﻨﺎﺳــﻲ ﻣﺎﻫﻲ، ﺗﺮﺟﻤــﻪ ﻋﺎﺑﺪﻱ، ﻉ.

برچسب‌ها: ﺟﻨﻴﻦ ﺷﻨﺎﺳــﻲ ﻣﺎﻫﻲ, ﺯﻣﻴﻨﻪ ﺯﻳﺴﺖ ﺷﻨﺎﺳــﻲ ﻣﺎﻫﻴﺎﻥ ﮐﻴﻠﮑﺎ, ﻃﻮﻝ ﭼﻨﮕﺎﻟﻲ
[ پنجشنبه 19 خرداد1390 ] [ 10:11 AM ] [ سید مانی سیرنگ ]
ماهی سوف

ماهی سوف (Zander) همچنان قسمتی از معمای این گونه است كه بارها در سرتاسر جهان مورد آزار واقع شده و پایان زننده ای از لحاظ سیاست بهره برداری در انتظار اوست. در اروپا سوف یك ماهی ورزشی است و قدر آن دانسته شده است. چنانكه یك خوردنی عالی است. بسیاری از خصوصیات ماهی های سوف حاجی طرخان (Perch) و Ruffe را داراست. یك سوف صید شده منحصر به فرد باید حداقل بیش از 10 سال سن و وزنی بالغ بر 4500 گرم داشته باشد.هر چند تعداد زیادی از آنها کوچک هستند اما بیشتر ماهیگیران با صید سوفهایی به وزن 3 تا 5 کیلوگرم خوشحال می شوند. البته تروفه های بالای 8 كیلوگرم به تعداد كم در سرتاسر جهان یافت می شوند. مثلأ آخرین ركورد صید سوف در انگلستان ، وزنی معادل 8780 گرم داشته است و در ایران اینجانب آخرین رکوردی که از ماهی سوف با مدرک مشاهده کردم به وزن 6 کیلوگرم و بطول 97 سانتمتر بوده است و در یاچه سد 15 خرداد صید شده است



مشخصات عمومی :

ماهی سوف گونه ای از ماهی با نام علمی Lucioperca است . ماهی سوف بزرگترین عضو خانواده گسترده (Percidae) (ماهیان باله خاردار خوردنی آبهای شیرین) است. این ماهی به وزنی معادل 20 کیلوگرم و به طولی بیش از 100 سانتیمتر می رسد. نام عمومی ماهی سوف در اروپا Pike-Perch می باشد كه شاید سرچشمه آن شباهت ظاهری این ماهی با اردك ماهی است. اما حقیقت این است كه آنها هیچ پیوندی با یكدیگر ندارند. سوف آنچه كه بعضی‌ها باور دارند نمی‌باشد. اردك ماهی و سوف دو گونه متفاوت می‌باشند. اما از لحاظ شكل ظاهری جزء یك دسته هستند. ماهی سوف ساكن بومی اروپای شرقی و آسیای مركزی است. یك گونه محلی در شرق اروپا بیش از گسترش این ماهی در غرب اروپا وجود داشته كه خویشاوندی نزدیكی با ماهی سوف داشته است كه آن نوعی اردك ماهی با نام چشم مات Walleye بوده است كه اغلب با یكدیگر اشتباه می شوند والبته بسیاری نیز از این اشتباه سود اقتصادی برده‌اند. مثلأ در سال 2004 میلادی تعدادی از رستورانهای میناپولیس واقع در شرق میناسوتای آمریکا ماهی سوف وارد کرده بودند و آن را بجای وابسته نزدیکش Walleye برای مردم سرو کرده بودند. این بخاطر آن است که مزه این دو ماهی کاملأ شبیه به یکدیگر است. لازم بذكر است كه زیستگاه اصلی Walleye در كانادا و آمریكا است.

آنها در قسمتهای كم عمق نسبتأ كوچك و نزدیكی كف در قسمتهای مركزی و پست مسیر رودخانه زندگی می‌كنند. آنها برتریشان را در مكانهای ماسه‌ای وزیر تخته سنگها و مخفیگاههای مناسب آشكار می‌كنند و در هر كجای ممكن روزشان را سپری می‌كنند. آنها آبهای شور و مخازن آب (استخرها) را تحمل می‌كنند. فعالیت اصلی آنها در نزدیكی غروب و صبح زود می‌باشد.

مشخصات ظاهری :

پشت آنها معمولأ برنگ خاكستری یا قهوه‌ای با خالهای مشكی در نوارهای تیره است. كوچكتر بودن این نوارها نسبت به سوف حاجی طرخان به خوبی مشخص می‌باشد. این نوارها در ماهیان جوانتر واضحتر هستند در صورتیكه با رسیدن به سن بلوغ كاملأ ناپدید می‌شود. پهلوهای ماهیهای جوانتر نقره‌ای است در صورتیكه ماهیهای مسن تر رنگ طلایی مایل به سبز دارند. سطح زیرین (شكم) و بالهای پایینی به رنگ سفید می‌باشد. اگرچه در بعضی از اوقات به مقدار بسیار كم متمایل به آبی است.باله های پشتی مخصوصأ باله خاردار بعد از سن بلوغ خالهایی مشكی را با پشت زمینه زرد و خاكستری حمل می‌نماید. دم نیز دارای لكه های خاكستری است.

چشم :

طراحی چشمها و دندانهایشان به گونه ای است كه تعداد كمی از قربانیان اجازه فرار خواهند یافت. چشمان نسبتأ بزرگی نسبت به اردك ماهی دارند كه ظاهر شیشه مانند عجیب دارد زیرا در پشت مردمك چشمشان یك ماده منعكس كننده وجود دارد كه در هنگام شب میزان حساسیتشان را در نور ضعیف افزایش می‌دهد و به آنها كمك می نماید تا بیشترین بهره را در شرایط نور ضعیف ببرند و بدین خاطر اغلب شبانه به تغذیه می پردازند. در مكانی كه نور شدید وجود دارد ماهی سوف یافت نمی‌شود لذا اختلاف زیادی از لحاظ محل سكونت با ماهی‌های دیگر دارند.

دندان :

در سالهای اولیه زندگیشان چهار دندان جلویشان رشد می نماید كه با آنها به ربودن طعمه هایشان اقدام می كنند و قبل از هوشیاری طعمه هایشان ، آنها را می بلعند و به جیره غذایشان كه مقدار كمی از منابع غذایی فراوان موجود می باشد وفق می‌یابند. از آرواره های غار مانند نسبتأ كوچكی نسبت به اردك ماهی برخورداراست اما دندانهای آنها جبران این سایز را می‌نمایند. در جلوی آرواره های بالایی و پایینی دو جفت دندان نیش مانند یافت می‌شود. آنها در آرواره های فوقانی وتحتانی در تورفتگی هایی گنجانده شده‌اند.كه بوسیله آنها شكار را سوراخ و زخمی می‌نمایندكه وارد كردن این ضربه جراحت كشنده ای به دنبال خواهد داشت و سپس آن را نگه می‌دارند.


تغذیه :

ماهی سوف در سالهای اولیه زندگی یك نمونه خوب از یك ماهی درنده ومتفاوت از اردك ماهی در هوش می باشد چراكه او تمایل دارد تا در دسته های متراكم و دسته های تجمع یافته به شكار بپردازد تا در آن انبوه و تجمع ، یك دسته از ماهیان را در جای كم عمق احاطه و به آنها حمله نمایند. وقتی كه آنها به وزنی بیش از 4500 گرم می‌رسند به نظر می‌آید كه گوشه گیر می‌شوند و طعمه های عاقلانه و در دسترس را انتخاب می كنند كه این می تواند مبین بخشی از هوش این ماهی باشد. آنها بسیار سرسخت به شكار هستند. این عمل به اكوسیستم كمك می نماید چراكه با از پا درآوردن ماهیهای رشد نیافته و ضعیف ، معیوب و مریض اجازه میدهند تا ماهیان سالم رشد نمایند. همچنین همانند اردك ماهی تمایل دارند تا نمونه های بزرگ و جالب اینكه اغلب از انواع خودشان را از پای درآورند مخصوصأ ماهی هایی با وزن بیش از 500 گرم.

جیره غذایی ماهی سوف تا اندازه زیادی به غذای در دسترس او بستگی دارد. هر گونه ای از ماهی ،‌ شكار بسیار خوبی برای آرواره های دنداندار ماهی سوف می‌باشد حتی نوع خودش. آنها علاقمند به نمونه های كوچكتر هستند مخصوصأ ماهیهای قنات ،‌ دهان گشاد رودخانه‌ای ،‌ هم خویشان و Ruffe . آنها ماهیهای كوچكتر را ترجیح می‌دهند غیر از آنكاری كه اردك ماهی انجام می‌دهد و طعمه هایشان را از طرف دو یا طرفین ماهی دنبال می‌كنند و گیر می‌اندازند و بدین روش صید می‌نمایند. آنها طعمه را از قسمت سر یا دم می‌بلعند. نمی‌چرخند آن روشی است كه اردك ماهی انجام می‌دهد. هر ماهی را كه نمی‌توانند ببلعند از دهان خارج می‌كنند. آنگاه با پیوستن گرهی از همنوعان به هم لاشه را تكه تكه می‌نمایند. ماهی سوف میگوهای آب شیرین را نیز می‌خورد. شكاری كه گاهی از اوقات فرار می‌كند بواسطه زخمهایی كه برداشته می‌میرد و بعضی‌ها بغلط بیان می‌كنند كه صوف از روی حماقت كشته است.

ماهی سوف رجحان و كامیابی بهتری در آبهای رنگی (مانند آبهای كدر و یا وجود گیاهان فراوان در آب) دارند خصوصأ آبهای روان. دلیل این مدعا وجود گیاهان فراوان در دریاچه سد 15 خرداد در ایران و دریاچه Norfolk و Cambridge در كشور انگلستان می باشد. با وجود كارایی فراوان در شكار دارای دوام و طاقت نمی باشند و مد دریا ، دما و آبهایی كه حجم اكسیژنشان كم است را دوست ندارند.


تخم ریزی :

در ماههای مارس (فروردین) و آوریل (اردیبهشت) وقتیكه دمای آب به 12 تا 14 درجه سانتیگراد می‌رسد ماهیهای نر و ماده تداركات تخم ریزی را فراهم می‌كنند. ماهیهای ماده در مدت سه سال و ماهیهای نر ظرف یكسال بالغ می‌شوند. ماهی سوف تخمهای زرد كمرنگ خود را بصورت انبوه بر روی گیاهان ، ماسه و سنگها می‌ریزد. زمانیكه موقعیت تخم‌ریزی مناسبی را می‌یابد آنجا خانه اوست و بیدرنگ در آنجا تخم‌ریزی می‌كنند. ماده‌ها بین000/100 تا 000/850/1 تخم می‌گذارند. قطر این تخمها در حدود 1.6 میلیمتر است. تخمها چسبناك هستند و در كف آب به یكدیگر می‌چسبند. همچنین برروی گیاهان آبزی كه بوسیله ماهی نر تمیز شده است تخم ریزی می‌كنند. ماهی نر از تخمهای ته نشین شده پاسداری می‌نماید و آنها را جابجا میكند تا تخمها بعد از 10 – 5 روز به بچه ماهی تبدیل شوند سپس از محتویات درون كیسه ها تغذیه می كنند تا رشد نمایند. بعد از آن از انواع خودشان ، تخم حشرات كوچك و تخم یا نوزادان ماهی های دیگر تغذیه می نمایند. پس از شروع به شنا از موجودات زنده پلنگتونی تغذیه می‌كنند. این روش را پس از اینكه به طولی در حدود 3 تا 5 سانتیمتر رسیدند به روش تغذیه از شكار عوض می‌نمایند. در ابتدا آنها به شكار تخم ماهی آنگاه انواع بچه ماهی می‌پردازند. آنها قادر نیستند تا طعمه های بزرگ را ببلعند چراكه آنها گلویی كوچك دارند. این یك واقعیت است كه ماهی سوف گونه های با ارزش اقتصادی را كمتر شكار می‌كند و غذای آنها از تبدیل خود ، به خودشان فراهم می‌شود لذا گوشتی بسیار لذیذ دارند و برای بخشی از ماهیگیران (خصوصأ ماهیگیران غیر ورزشی و سودجو كه به هر وسیله ممكن مانند دام ، سم وغیره به نابودی نسل این ماهی زیبا با ارزش غذایی فراوان می‌كوشند) سود فراوانی را بهمراه دارد. جالب است بدانیم كه در اروپا هر ساله بیش از 000/10 تن ماهی سوف صید می‌شود.

منبع : انجمن گسترش و آموزش ماهیگیری ورزشی


برچسب‌ها: ماهی سوف, مشخصات عمومی ماهی سوف
[ پنجشنبه 19 خرداد1390 ] [ 9:58 AM ] [ سید مانی سیرنگ ]

تأ ثیر فاضلاب وپس ابهای صنعتی كارخانجات بر آبزیان تأ ثیر فاضلاب وپس ابهای صنعتی كارخانجات بر آبزیان


مقدمه :

افزایش روز افزون جمعیت و تو سعه بیش از حد اسكان انسان ها درحاشیه رودخانه ها وسوا حل ابها و منابع آبی منجر به افزایش ایجاد مراكز صنعتی و كارخانجات شده است . كه اینها به نوبه خود ، ضا یعا ت و فضو لات آ لوده كننده به آ بها را افزایش می دهند . بطور ی كه این عوامل آ لوده كننده میتو انند تغیرات غیر قابل قبول وپیش بینی نشده ای را بر روی محیط ومنا بع آ بی ایجاد نما یند. و روند طبیعی زندگی آبزیان را تغیر دهند.
تك تك آلوده كنندها ی صنعتی در آ بها ، به تنها ی آنقد ر مشكل ساز نمی باشند. بلكه عوامل گونا گون ،شامل:

روش عمل ، مقدار رقیق شدن در طول مسیر و..... دست به دست هم داده تا اینكه مشكلات فراوان را در آبها ایجاد می كنند.
بطور مثال: تركیبات سیانور در محیطهای آبی سّمی هستند . ولی وقتی درمجاور كادمیم و روی ، قرار میگیرند . سمّی شدن آنها صدها بار تشدید وكشنده تر می شوند.

هدف :
شناسای برخی ازمنابع ضایعات وپس آبهای صنعتی كارخانجات ومراكز صنعتی كه آ لوده كننده محیط زیست و اكوسیستمهای آبی می باشند و در نهایت منجر به بروز مشكلات فراوان برای آبزیان و انسانها می شوند .

بحث :
بطور كلی ضایعات وپس آبهای صنعتی كارخانجات به صورت: مواد آلی گیاهی وجانوری ( اجسادوبقایای آنها ) _مواد آلی شیمیای( شامل: سموم گیاهی ، پاك كننده ها وهیدروكربنها) _ عناصروتركیبات معدنی _رسوبات _ مواد رادیواكتیو _حرارت _فلزات سنگین وغیره ...می باشند .
اثرات ایجاد شده ناشی از فاضلابهای صنعتی در منابع آبی شور وشیرین تا حدودی یكسان است كه برخی از انها بطور خلا صه به قرار زیر می باشد .
فاضلا بهای صنعتی كا رخانجا ت شستشوی الیاف و پس ما نده های كارخانجات شیمیای كه منشأ الی دارند . به شدت آبها را قلیای كرده ، بی.ا. دی. آب را افزایش می دهند .
كارخانجات گوشت ،لبنیات ،نی شكر، به همراه تقطیر وكنسرو كردن آنها در آ بها به علّت تجزیه باكتریها ، بی.ا.دی. را افزایش واكسژن محلول را كاهش میدهند .
فاضلاب كارخانجات تولید كاغذ كه محتوی تكه های چوپ –پنتا كلروفنل –پنتا كلروفنات سدیم-متیل مركاپتان وسولفات ها ، هستند به شدت خورنده بوده وسمّ مهلكی برای ما هیان ایجاد میكنند . همچنین باكتریهای تولید كننده گاز با استفاده از سولفاتهای حاصله از تولید كاغذ ، محیط آب را آلوده وكم اكسیژن می كنند .
دسته های ماهی وقتی در چنین آب وشرایطی قرار می گیرند ،یا كوچ كرده ویا به كلی نابود می شوند.
نیروگاههای اتمیو هسته ای با ایجاد ضایعات مواد رادیو اكتیوی در كمترین زمان بالا ترین مقدار آلودگی وتغیرات را در آب وماهی ها ایجاد میكنند . این تركیبات با تغیرات ژنتیكی ما هیان منجر به
مشكلات فراوان می شوند.

فاضلاب كار خانجات متالوژی مثل :
كار خانه های ذوب آهن كه از آب برای سا ختن ذغال كك استفاده می كنند ، بسیار اسیدی بوده ومواد سمّی فراوانی مانند : فنل ، سیا نوژن ، سرباره ، كك و جامدات بسیار ریز محلول در خود را وارد منا بع آبی كرده ،باعث تغیرات و مرگ ومیر ماهیان می شوند .
بطور كلی كلّیه فاضلاب های صنعتی كارخانجات كه از طرق فراوان وارد محیطهای آبی می شوند،
در مرحله اول منجر به تغیرات ،در پارا مترهای فیزیكوشیمیا ی آب شده سبب بروز مشكلات عدیدهایمی شوند .



گونه های مختلف آبزیان وماهی ها ،دامنه های محدودی از این تغیرات را می توا نند تحمّل نما یند.
همچنین برای رشد وحفظ سلامتی خود به حد معینی از پارامتر هاِی مانند : پی.اچ - درجه حرارت- اكسیژن – سختی - و..... نیاز دارند .
از بین این عوامل محیطی ، درجه حرارت اب و دامنه تغیرا ت آن مهمترین نقش را در زندگی آبزیا ن داراست . بدلیل آنكه تمام فعالیت های فیز یولوژیكی ماهیان ، اعم از تغذ یه ،رشد، تكثیر ومقاومت در برابر بیماریها متأثر از آن است. بنا بر این درجه حرارت آب از لحاظ كمّی وكیفی ، بایستی در دامنه مطلوب ومورد نیاز آبزیان باشد.
اكثر كارخانجات مانند: كارخانه های تولید انرژی الكتریكی ، از آب برای سرد كردن تأ سیسات خود
استفاده می كنند ،كه فاضلاب این نوع كارخانجات دارای آبهای با درجه حرارت بالا هستند. كه افزایش درجه حرارت خود نوعی آلودگی به حساب میآید . زیرا این گونه فاضلابهای گرم وقتی
وارد منا بع آبی میشوند ،باعث گرم شدن آبهای مسیر و خود آن منبع آبی میشوند.
َاین گرما باعث كاهش وزن مخصوص و ویسكوزیته آب میگردد، در نتیجه ظرفییت حمل اكسیژنی آن كاهش می یابد . یعنی آب زودتر به حالت اشباع رسیده و اكسیژن كمتری را برای رسیدن به حد اشباع قبول میكند . همچنین نسبت رسوب شدن در این گونه آبها به شدّت افزایش می یابد ، تبخیر نیز سریع شده ،شوری افزایش پیدا می كند. در این شرایط اكثر ماهیها وآبزیان در برابر این تغیرات اگر هم جزیء باشد ، واكنش نشان میدهند. به عبارت دیگر اگر این تغیرات كم ولی دایمی باشد ، می تواند فون وفلور منطقه را تغیر دهد .
با توجّه به این كه اكثر آبزیان در منابع آبی با یك درجه حرارت معین ومخصوص به خودشان رشد و تولید مثل میكنند، در اثر این تغیرات ، ماهیها یا جلوتر از حد معمول تخم ریزی میكنند ، یا اینكه هرگز تخم ریزی نخواهند كرد .
از طرف دیگر لاروهای كه زودتر بدنیا آمدند ،غذا بدست نیاورده ازبین خواهند رفف بنابراین دراین شرا یط تعادل زندگی آبزیان به هم خورده و پوشش آب توسط اجتماعات آبزی به كلی دگرگون میشود. برخی آبزیان مانند ماهیان سردآبیهم خیلی سریع تر به مرحله مرگ ومیر
می رسند.
بنابراین اكثر پس آبهای كارخانجات باعث می شوند كه اجتماعات آبزی تغیر كرده ومواد غذای آب تغیركند اكثر آنها باعث می شوند كه اجتماعات آبزی تغیر نمایند ومواد غذای آب تغیر كند.
گاهی اوقات این تغیرات در دریا ودریاچه ها فراتر می شوند. یعنی باعث تغیرات ساختمانی آب آنها می گردند .
بطوری كه در این گونه آبها با شدّت گرفتن رسوب گذاری آلگها، مواد آلی ومعدنی رسوب پیدا می كنند كه تجزیه كامل آنها در كف باعث مسطح تر شدن بستر آنها می شوند .در اثر این فرایند رسوب گذاری لاروها وتخم آبزیان نابود می گردند . همچنین در بعضی از نقاط ارتفاع آب كاهش یافته وماهیان دیگر قادر نخواهند بود كه در آنجا به زیست خود ادامه دهند.
رویش گیاهان باتلاقی افزایش پیدا میكند و بتدریج كل دریاچه به زمین باتلاقی مبدل میشود. بنا براین اگر از این تغیرات جلو گیر نشود .یعنی رسوبات از كف خارج نشوند ،محیط آبی به مرداب باتلاقی مبدل خواهد شد. فلزات وتأثیر آلودگی آنها اثرات آلودگی بعضی ازفلزات ( ناشی از حمل آنها درپس آبها ی صنعتی ) مانند : مس ،سرب وجیوه شناخته شده است. ولی اثرات بعضی از فلزات دیگر مانند: كرم ، كادمیم ، كبالت ،نیكل ، كاملا مشحص نمی باشد . بنابراین وجود برخی از این مواد در گوشت ماهیها ،صدفها وغیره بعد از مصرف آن توسط انسان ،ایجاد ناراحتیهای بسیار شدیدی می كند كه بایستی از ورود این گونه آبهای صنعتی آلوده به محیطزیست آبزیان جلوگیری شود .
ماهی ها این فلزات را یا از طریق برانشی ها جذب كرده ویا از طریق تغذیه كردن وارد بدن خود میكنند.
برخی از این مواد مانند متیل جیوه دربدن ماهیها بعد از تجمع ذخیره می شوند . مثلا نوع ماهی پیكرل حدود پنج جزء در میلیون (۵ppm ) جیوه وتركیبات آن را در خود جمع و ذخیره می كند . مصرف این نوع ماهیان توسط انسان ، به مرور زمان سبب كوری ، كرولالی و در آخر مرگ می شود .
تركیبات سرب در آب از طریق زئو پلانكتون ها جذب وسپس وارد زنجیرهء غذای آبزیان میشوند كه به نوبهء خود سمّی وبرای ماهیها ایجاد مشكل می نماید ودر انسان سیستم عصبی را مختل و عضلات را شل می كند .مس وتركیبات آن در ماهیها وصدفها ، باعث سبز یا آبی شدن آنها می شوند . مقدار یك میكروگرم این تركیبات برای آبزیان كشنده است ودر نهایت در انسان باعث بروز مشكلات فراوان می گردند.




نتیجه گیری
باتوجه به مطالب گفته شده در مورد آثار مخرّب پس آبهای صنعتی ،كه اكثر آنها آلودگی حرارتی ایجاد می كنند . بایستی قبل از ورود انها به اكو سیستمها ی مختلف آبی وایجاد هر گونه تغیرات ، از طریق متدهای گو ناگون تصفیهء آب ( مهمترین آنها تصفیه های بیو لوژیكی ) پاكسازی اولیه گردند .


قدمعلی بهرامی
كارشناس آزمایشگاه
اداره كل شیلات گلستان
منابع :
۱- تكنو لوژی آبهای تأ لیف: جان. آ. بلا ك
ترجمه: دكتر محمد رضا بنا زاده ماهانی
دكتر علی اكبر سمنار شاد
۲- مدیریت تغذیه ( در پرورش متراكم آبزیان) تألیف: استفن . گدارد
ترجمه: دكتر مرتضی علیزاده
مهندس شهرام دادگر
۳- فیزیولوژی ماهی تألیف: گری. آ . ودمیر
(پرورش متراكم)
ترجمه: دكترمهرداد عبد الله مشائی
۴- هیدرو شیمی تألیف:
دكترعباس اسماعیلی
ساری (بنیان آبزی پروری)
پایگاه اطلاع رسانی شیلات ایران

برچسب‌ها: تأ ثیر فاضلاب وپس ابهای صنعتی كارخانجات بر آبزیان
[ پنجشنبه 19 خرداد1390 ] [ 9:55 AM ] [ سید مانی سیرنگ ]
خطرات بهداشتی در هنگام حمل و نقل ماهیان صنعتی خطرات بهداشتی در هنگام حمل و نقل ماهیان صنعتی


ذخیره شدن ماهی بصورت تازه و زنده موجب مصرف اکسیژن می شود ودر حالیکه فساد شروع شده کاز های سمی تولید می نماید در یک محفظه بسته هوا بسرعت آلوده شده و موجب کمبود اکسیژن میگردد که این عامل منجر به مرگ ماهیان می شود که در این هوا تنفس می کنند.
این وضعیت در مواقعیکه ماهیان در مخازن بدون یخ ذخیره می گردد بیشتر ین خطر را دارد و همانند عملی است که در مجاری در ماهیگیری صنعتی رخ می دهد و نیز ماهیانی که پس از صید درکنار ساحل ریخته شده و سپس ذخیره می گردند نیز باچنین خطری مواجه هستند.
در این مقاله خطراتی را که ماهیان را تهدید میکند و میزان آلودگی و چگونگی بوجود آمدن آن و نیز میزان تاثیری که کارگران در هنگام کاربر روی کیفیت ماهی در ماهیگیری صنعتی ایجاد می کنند را شرح داده می شود.

خطرات در کجا بوجود می آید؟

از سالها پیش دریافته اند که یک محفظه بسته واقع در کرجیهای ماهیگیری که حامل ماهیان همراه یخ می باشد بعلت بسته بودن درب محفظه بمدت چند روز در طی حمل و نقل وارد نمودن محموله بطور سریع بداخل آب ایجاد خطر می نماید.
در اولین فرصت کارگران آماده میشوند تا بوسیله روشن نمودن شمع در مسیر تخلیه بار ، صیدهائی را که برای چک کردن د رنظر گرفته شده تخلیه نماید. اگر شعله خاموش گردد، نشانه عدم وجود اکسیژن کافی می باشد . امروزه پوشش که بر روی دریچه بارگیری قرار می گیرد را حداقل یک ساعت قبل از تخلیه باربر می دارند .در بعضی از بخشها در صورت نیاز برای تهویه محفظه ماهی هواکشهاو دمنده هایی تعبیه شده است .


در سالهای اخیر با طریقه درست چیدن و کم کردن تعداد ماهی و پایین آوردن مدت زمان حمل ماهیان کمک شده است که از بروز خطرات جدی در طول تخلیه ماهی جهت مصرف انسانی جلوگیری بعمل آید . کارگران که در اتاقکهای نگهداری ماهی و نیز در فروشگاه و کارخانه های گوشت ماهی مشغول بکار هستنداز سر گیجه رنج می برند و نیز دچار عدم هوشیاری و خفکی ناشی از سموم آن می گردند و در بعضی مواقع بیهوش گشته و در همان حال جان خود را از دست می دهند .این کارگران وقتی تلاش می کنند تا خود را از وضعیت که به آن دچار شده اند رهایی بخشنددر اثر حوادثی دیگر جان می سپارند .


ودر صورت بهوش آمدن مبتلا به بیماری چشمی و اثرات سوء دیگر خواهند شد. ماهی بدون یخ و نیز صورتهای دیگر از فساد انجمادی بسرعت اکسیژن هوا را مصرف کرده و به همان نسبت دی اکسید کربن و گاز های سمی دیگری تولید می کنند که استعشام آنها نیز صفر می باشد اگر اما بعد از اینکه اتاقکهای ماهی را تخلیه گردید، هنوز خطر وجود خواهد داشت زیرا هوای آلوده و سنگین هنوز در کف این اتاقکها که تهویه نیز صورت گرفته است وجود داردوبرای کسانیکه برای تمیز کردن به آنجا وارد می شوند خطرناک است.


برای مثال در یک سیستم تخلیه پمپی قبل از بارگیری بوسیله پمپ آب بداخل سیستم کشیده شده و به محفظه های خالی از ماهی در تانکهای ساحلی برای مصارف بعدی برگشت داده می شود . عمل باکتریائی که در آب کشیده شده بوسیله پمپ به همان طریقی که ماهیان را فاسد می کند هوارا آلوده می سازند.


و می توانند محیط محفظه های ماهی را آلوده کنند .بخشهای دیگر که در مجاور محفظه ماهی قرار دارند نیز در معرض خطر می باشند زیرا گازهای سمی از اتاقکهای حاوی ماهی به اتاقهای مجاور محفظه ماهی قرار دارند نیز در معرض خطر می باشند زیرا گازهای سمی از اتاقکهای حاوی ماهی به اتاقهای مجاور انتقال می یابند.
بنابر این مسئولیت دادن به افرادی که ممکن است به خواب روند در حالیکه ظرفها در حال خالی شدن می باشند ، خطرناک است مواردی دیده شده است که افرادی از پای درآمده اند و چندین ساعت پیدا نشده اندچه موقع هوا آلوده می شود؟


گازهای سمی در همه سطوح لزوما" مضر نیستند مردم می توانند برای مدت زمان طولانی غلظت پایین سموم را تحمل نمایند. با دانستن حد استانه می توان تمهیداتی برای تشخیص غلظت مواد سمی که بوسیله هوا منتقل می شوند در نظر گرفت تا بتوان برای ۸ ساعت در روز بدون اثر سوء تاثیر آن را تحمل نمود محدوده آستانه می تواند راهنمای خوبی باشد .


اما بعضی از اشخاص بدلیل سن کم و یا عدم سلامت و یا موقعیتهایی که در آن قرار می گیرند در آستانه بسیار پایینی نیز احساس ناراحتی و بیماری می کنند. بررسی هوا اندوخته شده در طی چند روز وجود گازهایی از قبیل دی اکسید کربن ، سولفید هیدروژن و آمونیاک در غلظت بالا را نشان می دهند که ارتباط مستقیم با کمبود اکسیژن دارد جدول زیر محدوده آستانه این گازهاونیز درصدی که زندگی را دچار خطر می نماید را نشان میدهد.


حتی وقتیکه میزان گازهای سمی موجود در هوا از حد آستانه نیز پایین تر باشد کمبود اکسیژن می تواند موجب مرگ در اثر خفگی شود هوایی که کمتر از ۱۸ درصد اکسیژن داشته باشد ناسالم است. >

توصیه های ایمنی

چیدن ماهیان صنعتی در دریا

برای جلوگیری از جابجایی ماهیان که در کنار هم بصورت لایه لایه چیده می شوند باید بوسیله تخلیه حفاظت شوند ۰ گوشت ماهی در اثر جابجایی تخریب شده و فاسد می گردد و بدین ترتیب گازهای سمی تولید میکند وقتی کارگران در محفظه های ماهی مشغول کار هستند باید یک نفر در مسیر پایین فرستادن بار حاضر باشد تا در هنگام خطر ، دیگران را خبر کند در این موقع اولین کمکی که افراد می توانند انجام دهند تنفس دهان به دهان است .
برروی عرشه کشتی در نزدیکی مسیر دریچه تخلیه بار باید محلی برای این منظور وجود داشته باشد وقتی فردی برای بیرون آوردن فرد بیهوش داخل محفظه ماهی می شود دیگر اعضاء باید در محل دریچه بارگیری باشندودر مکانی که برای حفاظت در نظر گرفته شده باید از حوادث و اتقاقات بیشتر پرهیز گردد.


در بندر گاه زمانیکه صید در ظروف وجود دارد افراد نباید بخواب روند و ارتباط با ساحل تا زمانیکه محفظه ماهی خالی گرددو تهویه صورت گیرد باید برقرار باشد چند ساعت قبل از شروع تخلیه دریچه های محفظه ماهی باید برداشته شود و در ضمن قبل از تخلیه و نیز درطی تخلیه به منظور پیشگیری از فاسد شدن محموله کشتی باید تهویه صورت گیرد تخلیه بعضی از صید ها ممکن است سبب آزاد شدن ناگهانی گازهای سمی شود.


زمانی که کارگران در محفظه ماهی مشغول کار هستند فردی باید مراقب دریچه تخلیه بار باشدزمانیکه یک کارگری احساس خستگی کند می بایست از ادامه کار دست بردارد و تخلیه باید متوقف گردد تا زمانی که محفظه ماهی بخوبی تهویه شود محلی را در روی عرشه جهت استراحت و مراقبت از افراد آسیب دیده در نظر گرفته شده که این محل باید در نزدیکی دریچه تخلیه بار باشد تا از حوادث دیگر در طی کار جلوگیری شود به کارگرانی که برای تخلیه در نظر گرفته می شوند باید کمک شود واگر کسی بیمار ومصدوم شد باید سریعا" تحت درمان قرار گیرد لوازمی که برای تجزیه هوای آلوده بکار می رود باید در دسترس بوده اگر چه کنترل اصلی می توانددر طی تخلیه صورت پذیردوهر حادثه ای می تواند بسرعت بررسی و مورد تحقیق قرار گیرد.

در کارخانه های گوشت ماهی

توصیه ایمنی برای کارکردن در محفظه های ماهی عموما" در فروشگاهها عرضه گوشت ماهی و کارخانه ها قابل اجرا است فساد ماهی در قسمت داخلی و سطحی رخ می دهد وجود حشرات و عدم تهویه سالن موجب بروز خطرات ناشی از ایجاد گازهایی در فضای اطراف می شود.
بطور کلی تمام امور که با صید و فرآوری و عملیات آن در ماهیگیری صنعتی ارتباط دارد باید با آگاهی از خطرات آن و احتیاطی که نیاز است صورت گیرد ماهیگیران و کارگران ساحلی باید بدانند که مرز بین خفگی و احساس آن بسیار اندک است احتیاطهای ایمنی باید در همه مواقع به منظور جلوگیری از حوادث جدی در نظر گرفته شود.
بهترین راه برای کم کردن خطر پایین آوردن ضایعات و آلودگی هواست پایین آوردن درجه حرارت صید بوسیله یخ و آب سرد شده دریا در ماهیگیری صنعتی کمک می کند که ماهیان برای مصارف انسانی کم خطر تر شوند و در عین حال باید بتوانند از ایجاد بوی ناراحت کننده و ضخم کاسته و از تراوش مواد بین بافتی به خارج جلوگیری بعمل آید.


مهندس سامیه مبصر
کارشناس شیلات استان گلستان
منابع:
وزارت کشاورزی غذا و ماهیگیری کشور اسکاتلند
پایگاه اطلاع رسانی شیلات ایران


برچسب‌ها: حمل و نقل ماهیان
[ پنجشنبه 19 خرداد1390 ] [ 9:53 AM ] [ سید مانی سیرنگ ]
تغذيه ماهيان سردابي(قزل آلا)

ازآنجائيكه آزاد ماهيان در محيط طبيعي از نرمتنان , حشرات آبزي , سخت پوستان كوچك و… تغذيه مينمايد در شرايط پرورش مي بايست نيازهاي تغذيه اي آنان از نظر پروتئين , چربي ها , قندها , ويتامين ها و مواد معدني توسط غذاي كنسانتره تأمين کند. ميزان نيازمندي ماهيان به مواد فوق با وزن ماهي تغيير مي كند به همين جهت غذاي كنسانتره ماهيان با توجه به اندازه ماهي در اندازه هاي مختلف وبا تركيبات مختلف ساخته مي شود.

انواع غذاي كنسانتره ماهي قزل آلا

1_ غذاي آغازين(sft) با ميزان پروتئين بالاتراز (50-45)درصد،براي ماهيان كمتراز 5 گرم

2_ غذاي رشد(fft) باميزان پروتئين بطورمتوسط(45-40) درصد ،براي ماهيان 30-5 گرم

3_ غذاي پرواري (gft ) با ميزان پروتئين حدود(4035) درصد ،براي ماهيان 350-30 گرم

4_ غذاي مولدين(bft )با ميزان پروتئين(45-40)درصد،براي ماهيان مولد (بيش از 350گرم)

منبع :

http://forum.patoghu.com/thread22642.html

برچسب‌ها: تغذيه ماهيان سردابي, قزل آلا, غذاي آغازين, غذاي رشد, غذاي پرواري, غذاي مولدين
[ پنجشنبه 19 خرداد1390 ] [ 9:48 AM ] [ سید مانی سیرنگ ]
ماهي شيپ با نام علمي Acipenser nudiventris

در گذشته بيشتر به آبهاي جنوب درياي خزر در بخشهاي كورا و سفيدرود و در شمال رودخانه اورال وابسته مي‏باشد. اين ماهي در درياي آرال و سياه زندكي مي‏كند. رشد اين ماهي در درياي خزر بهتر از درياي اورال است. تعداد صفحات استخواني پشتي، پهلويي و شكمي آن به ترتيب 17-11 عدد، 74-52 عدد و 17-11 عدد مي‏باشد. اين ماهي نيز در پائيز و بهار وارد رودخانه‏ها مي‏شود، يعني داراي دو نسل مهاجر پائيزه و بهاره مي‏باشد.

زمان تخمريزي آن از فروردين تا ارديبهشت بوده و تخمريزي در آب حدود 10 درجه سانتيگراد را ترجيح مي‏دهد. سن بلوغ جنسي در نرها 12-9 سالگي و در ماده‏ها 14-12 سالگي بوده و ماهيان ماده يكسال در ميان تخمريزي مي‏كنند. حداكثر سن اين ماهي به 36 سال مي‏رسد. حداكثر طول و وزن آنها بترتيب 192 سانتي متر و 40 كيلوگرم است. هماوري مطلق اينها حدود 600000 عدد است كه تا يك ميليون نيز گزارش شده است. غذاي اين ماهي در درياي خزر بيشتر شامل ريزكولي و نرمتنان، حشرات، سخت پوستان و كيلكا مي‏باشد.

پراكنش اين ماهي در درياي خزر يكنواخت نمي‏باشد و بيشتر در اعماق 25-11 متري با دماي آب 14-3 درجه سانتيگراد زيست مي‏كنند. بعلت نوع تغذيه اين ماهي بيشتر آبهاي كم عمق با عمق كمتر از 50 متر با بستر گلي را ترجيح مي‏دهد. گوشت اين ماهي حاوي 2/10% چربي و 7/18% پروتئين مي‏باشد. اين ماهي يكي از پرارزش‏ترين ماهيان خاوياري درياي خزر بوده و در آمار صيد سواحل ايران، مشابه آمار صيد ساير كشورهاي حاشيه درياي خزر، ميزان صيد آن از همه ماهيان خاوياري كمتر مي‏باشد. در دهه اخير بعلت صيد بي‏رويه ذخاير ماهي شيپ در درياي خزر به شدت كاهش يافته بطوريكه در رودخانه ولگا اصلاً گزارش نشده و در كشورهاي روسيه، آذربايجان و تركمنستان در ليست كتاب قرمز قرار دارند. در حال حاضر تخمريزي طبيعي اين گونه فقط در رودخانه اورال قزاقستان صورت مي‏گيرد و تعداد اندك وارد رودخانه سفيدرود مي‏شود.

شيلات ايران براي حفظ ذخاير اين گونه در سالهاي اخير بطور متوسط 2-5/1 ميليون عدد بچه ماهي از اين گونه را از طريق تكثير مصنوعي توليد و به درياي خزر رهاسازي نموده است. طبق توافق 5 كشور حاشيه درياي خزر و كنوانسيون CITES صادرات گوشت و خاويار اين گونه از سال 2001 براي همه كشورهاي حاشيه درياي خزر صفر مي‏باشد


برچسب‌ها: ماهي شيپ, Acipenser nudiventris, زمان تخمريزي ماهي شيپ, پراكنش ماهي شيپ
[ پنجشنبه 19 خرداد1390 ] [ 9:43 AM ] [ سید مانی سیرنگ ]
عنوان مقاله پرورش مقدماتی ماهی صبیتی با استفاده از غذاهای مصنوعی آماده در استخرهای خاکی


نویسنده




دریافت مقاله

 

عنوان طرح/پروژه: پرورش مقدماتی ماهی صبیتی با استفاده از غذاهای ...

[ چهارشنبه 11 اسفند1389 ] [ 10:18 AM ] [ سید مانی سیرنگ ]
تکثیر وپرورش اردک ماهی  ( Esox Iucius)       

کنترل تولید مثل اردک ماهی

اردک ماهی معمولا یک ماهی شکارچی است که در دریاچه ها ومرداب های غنی از کپور ماهیان وحشی وگیاهان آبزی به سر می برد. اردک ماهی در استخر های پرورشی فقط تحت شرایط استثنایی تولید مثل می نماید. فقط تکثیر نوزاد اردک ماهی مورد توجه است زیرا آنها در بعضی از تفریخگاه ها واستخرهای کوچک که در شروع فصل خالی است تولید می شود. نوزاد را معمولا در مزارع پرورش نمی دهند بلکه آنها را در آبهای طبیعی ذخیره سازی می نمایند.

تولید مثل سنتی :

تولید مثل اردک ماهی از دیر باز باصید ماهی بالغ از محل های تخم ریزی طبیعی آن وسپس مالش دادن شکم برای خروج تخم صورت می گرفته است. تخمک واسپرم در یک کاسه مخلوط وآب به آن اضافه می گردید. مدت نیم تا یک ساعت به تخم ها فرصت داده می شد تا متورم شود وسپس به تفریخگاه منتقل می شدند. تخم ها به نسبت 60تا70 درصد لقاح می یافتند. اشکال این روش این است که نتایج آن به چگونگی تخم ریزی طبیعی اردک ماهی بستگی دارد وهمچنین فصل تخم ریزی ممکن است فقط چندین روز به طول انجامد وتعداد ماهیان مولد زنده هم در هر سال متفاوت ومتغیر است.

تولید در تفریخگاه :

برای اجرای یک برنامه تولید مثل مطمئن تر باید اردک ماهی را در تفریخگاه تکثیر نمود. در طی فصل پاییز، ذخیره های اردک ماهی را برای تولید مثل جمع آوری ودر استخرها برای زمستان گذررانی نگهداری نماید. برای حفظ شرایط مناسب، اردک ماهی نیاز به مقدار زیادی غذا دارد. در روز دو تا سه برابر وزن خود از ماهی های خرد شده تغذیه می کند تا زمان تخم ریزی فرا رسد. چنان چه مقدار غذا کافی نباشد ماده ها برای تولید مثل در کوتاه مدت مناسب نخواهند بود. می توان با استفاده از عصاره غده هیپوفیز ماهی کپور رسیدن تخم را تسریع نمود.

نرها دو باروماده ها یک بار به میزان 3تا4 میلی گرم از غده هیپوفیز به ازای هر کیلوگرم وزن بدن تزریق می شود.

در آبی با حرارت 12تا16 درجه سانتی گراد می توان مالش دادن شکم را 36تا48 ساعت بعد آغاز نمود. چنان چه از نرها به اندازه کافی اسپرم حاصل نگردد، باید بیضه را خارج  کرده سپس از یک پارچه توری رد نموده واسپرم به دست آمده را برروی تخم ها ریخت.

تخمک های اردک ماهی نسبت به ضربه بسیار حساسند بنا بر این هنگام مالش شکم باید ماهی را کنار ظرف گرفته وشکم آنرا به طرف پایین مالش داده وهرگز نباید تخم ها را به ته ظرف انداخت. لقاح با استفاده از چند میلی لیتر اسپرم به ازای یک لیتر تخم انجام می پذیرد. سپس محلول لقاح اضافه می شود. محلول لقاحی که برای اردک ماهی به کار می رود باید قوی تر از محلولی باشد که برای کپور ماهی به کار می رود ومعمولا ترکیبی است از 150 گرم اوره و70 گرم کلرور سدیم در 10 لیتر آب. تخم های لقاح یافته طی 30 دقیقه متورم می شود. در مدت زمانی که تخم ها متورم می شوند باید با احتیاط کامل آن ها را به هم زد زیرا تخم ها در این زمان بسیار حساس هستند. درجه حرارت آب در دوره انکوباسیون باید بین 8تا16 درجه سانتی گراد باشد ودرجه حرارت مطلوب 14 درجه سانتی گراد است.

در دو روز اول حساسیت تخم ها همچنان خیلی زیاد است؛ به طوری که جریان آب باید آهسته گردد تا از ایجاد صدمه جلو گیری شود. بعد از این دوره تخم ها را می توان با احتیاط به وسیله یک قطعه چوب به هم زد وجریان آب را به 7/0 تا9/0 لیتر در دقیقه کاهش داد. در این صورت تخم ها مرتبا به طور اهسته زیرورو می شوند . تا زمان خروج لاروها از تخم جریان آب باید تدریجا زیاد شود زیرا نیاز به اکسیژن افزایش می یابد تا هنگامی که میزان آن درست قبل از خروج لاروها به 5/1 تا5/2 لیتر در دقیقه برسد . رنگ تخم ها در حین رسیدن آنها تدریجا از زرد متمایل به سبز و بالاخره قهوه ای تیره تغییر می یابد. علت این امر پیدایش رنگدانه ها در طی دوران جنینی است. معمولا درصد زیادی از تخم ها بارور نمی شوند، خصوصا این حالت در مورد مولدینی است که تزریق شده اند . در چنین شرایطی خطر حمله قارچی بسیار زیاد است، بنا بر این درمان با مالاشیت سبز باید به طورروزانه انجام داد. لایه تخم های مرده را باید مرتبا خارج کرد.

زمان خروج لارو از تخم با ظهور لاروهای آزاد مشخص می شود. لارو اردک ماهی از حساس ترین لاروهای ماهی های پرورشی است. پس از باز شدن تخم ها، چنان چه لاروها در بین توده تخم ها در ظروف شیشه ای بالا وپایین بروند، به آسانی صدمه می بینند. بنا بر این خروج لاروها از تخم باید در ظروف شیشه ای استوانه ای بسیار بزرگ که دارای سطح وسیعی هستند صورت گیرد.

تخم ها را باید به وسیله سیفون کردن توام با مقدار کمی آب از ظرف شیشه ای خارج وبه ته ظرف بزرگی منتقل نمود ، به طوری که در ظرف جدید لایه نازکی تشکیل شود. این عمل هنگامی باید انجام پزیرد که تمام تخم ها تبدیل به لارو شده باشند(توجه: نور خورشید وتشعشع حرارتی فرآیند تبدیل تخم به لارو را به نحو چشمگیری تسریع می نماید).

لاروهای تازه از تخم درآمده را باید به قفس های نگهداری منتقل کرد.تعداد 8000تا 12000 لارو را باید در یک قفس پوشیده شده از توری به حجم 80تا100 لیتر ذخیره کرد. لاروهای سالم وقوی به زودی خودشان را به کناره های پوشش توری چسبانده وپوسته های تخم را درته ظرف باقی می گذارند. سپس با دقت باید با سیفون کردن پوسته ها را خارج کرد. چنان چه لارو ها درحین عمل فوق الذکر اذیت شوند، لایه پروتئینی نازکی که روی تخم به وجود آمده تا ماهی با استفاده از آن خودرا به دیواره توری بچسباند ، پاره خواهد شد.

 چنان چه این اتفاق رخ دهد ، در آن صورت ماهی در تلاش برای نگهداری خود شدیدا خسته شده وبه ته قفس ودر درون مواد فلسد و فاقد اکسیژن فرو می رود. بعد از یک دوره طولانی ورشد مستمر، این لارو ها که غذا نخورده اند سرانجام خودرا از دیواره توری جدا وبه طور افقی در عمق یک سوم پایین قفس شنا می کند. تعادل آنها با حرکات سریع باله ها حفظ می شود. در این هنگام ماهی آماده تغذیه است. در این مرحله آن ها را در آب های طبیعی باگیاهان آبزی فراوان ذخیره سازی نموده یا این که آن ها را در استخر های از قبل آماده شده برای چند هفته نگهداری می کنند.لارو اردک ماهی را به تعداد کم در نواحی وسیعی از آب پر از پلانکتون وعلف های آبی رها می سازند تا بعدا از همجنس خواری آن ها جلو گیری شود.

 

پرورش در استخرها وتا نک ها :

برای ادامه رشد تا رسیدن به مرحله انگشت قدی می توان از استخر ها ویا تانک های کوچک استفاده نمود. تدارک غذا بزرگترین مشکل به شمار می آید. لارو اردک ماهی به مراتب بزرگتر از لار گپور ماهیان است، ولی سیکلوپس های کاملا رشد یافته می توانند همچنان برای آن ها خطر ساز باشند، بنا بر این پلانکتون های جمع آوری شده باید فیلتر گرند تا اطمینان حاصل شود که لارو اردک ماهی فقط از روتیفر ها، کلادوسرهای کوچک وسیکلوپس های کوچک تغذیه می کنند.

لاروها به مقدار قابل ملاحظه ای از پلانکتون ها تغذیه کرده وسریعا رشد می نمایند. این مقدار پلانکتون فقط برای نیاز غذایی چند روز انها کافی است. در تانک ها، همجنس خواری خیلی زود ظاهر می شود وبا فراهم نمودن مقدار فراوانی غذا این امر برای مدت کوتاهی متوقف می گردد. از هفته دوم باید به جای پلانکتون از کرم های توبیفکس که کاملا خرد شده هر سه یا چهار ساعت یک بار استفاده کرد.

 پرورش نوزاد اردک ماهی در داخل تانک باید دو سه هفته ادامه یابد تا زمانی که طول آن به 25 تا30 میلی متر برسد. برای پرورش موفقیت آمیز ماهی در استخر، آماده سازی دقیق استخر ضروری است. در هوای سرد اوایل فصل بهار، رشد وتوسعه پلانکتون ها به کندی صورت می گیرد، بنا بر این استخر ها باید دو یا سه هفته قبل از ذخیره سازی ماهی ها پر گردند، لقاح باید در طی این دوره انجام پذیرد. فقط وقتی سیکلوپس های بزرگ موجود باشند استفاده از مواد شیمیایی مفید است. بعد از 5 روز باید مواد شیمیایی تغیر ماهیت داده وپلانکتون هایی که اکثرا از کلادوسر ها می باشند به استخر وارد کرد. ضمنا می توان دافنی را نیز اضافه کرد زیرا می توان منبع غذایی خوبی برای بچه های در حال رشداردک ماهی فراهم سازد.

بقای ماهی ها در این استخر ها بستگی به وجود غذا ومحل هایی برای مخفی شدن دارد. اردک ماهی ترجیح می دهد که در پشت گیاهان مخفی گردد ویک قلمرو مناسب شکار وصیادی برای خود ایجاد نماید. اگر مخفی گاه های مناسب وجود نداشته باشد، بچه ماهی ها مرتبا به اطراف رفت وآمد نموده وبدین ترتیب امکان همجنس خواری آن ها زیاد می شود. به محض آن که مقدار پلانکتون ها کاهش یافت، می توان برای جلوگیری از همجنس خواری ماهی ها را برداشت کرد.  

منبع : http://shilat-iran.blogfa.com/cat-10.aspx
برچسب‌ها: تکثیر وپرورش اردک ماهی, Esox Iucius, پرورش اردک ماهی, پرورش ماهی, شیلات
[ سه شنبه 26 بهمن1389 ] [ 0:3 AM ] [ سید مانی سیرنگ ]

کاربرد بیوتکنولوژی در آبزی پروری: تغییر جنسیت ماهی


به دلیل اینکه در خلال رشد ماهی، جهت تولیدمثل، تغییرات گوناگونی در وضعیت جانور روی می دهد، بسیاری از پرورش دهندگان ، ترجیح می دهند که بلوغ ماهی را به تاخیر بیندازند یا از بروز آن ممانعت به عمل آورند و در بیشتر موارد به تولید ماهیان نابالغ یا عقیم مبادرت ورزند. از جمله این تغییرات می توان به نداشتن جذابیت برای مصرف کننده، غیرقابل پیش بینی بودن تغییرات رشد، کارایی تبدیل غذا، رفتار ماهی، رنگ بدن و گوشت و حساسیت به بیماری ها اشاره کرد. لذا در این شرایط تغییر جنسیت و تولید جمعیت های تک جنس مناسب خواهد بود(ستاری و معتمد،۱۳۷۶). تغییر جنسیت ماهی از طریق هورمون ، در واقع تغییر روند طبیعی تمایز جنسی تحت تاثیر هورمون های استروئیدی می باشد که در نتیجه ی آن در ماهیهایی که از لحاظ ژنتیکی ماده هستند، بیضه و یا در ماهیهایی که از لحاظ ژنتیکی نرهستند، تخمدان رشد می یابد ولی فرمول ژنتیکی (ژنوتیپ) کروموزوم های جنسی بدون تغییر باقی می ماند.

● تغییر جنسیت هورمونی

تغییر جنسیت هورمونی به دو طریق اعمال می شود(Gomelsky،۲۰۰۳):

▪ روش مستقیم تولید جمعیت تک جنسی : این روش شامل درمان هورمونی تمام ماهیهای تحت پرورش در طول دوره ی تمایز جنسی می باشد.

▪ روش غیر مستقیم یا کنترل ژنتیکی جنسیت: عبارتست از آمیزش ماهیهای طبیعی با ماهیهایی که از قبل با بکار بردن هورمون تغییر جنسیت یافته اند. به عنوان مثال در ماهیهای جور گامت (هموگامت) مانند کپور معمولی، جمعیت تمام ماده، از طریق آمیزش جنس ماده ی طبیعی (XX) با نر تغییر جنسیت یافته یا نر جدید (که دارای کروموزوم های XX هستند) بدست می آید.

بطور کلی کنترل ژنتیکی جنسیت ماهی روش مناسب تری در مقایسه با روش مستقیم هورمونی می باشد؛ چون از یک طرف نیازی به درمان هورمونی تمام ماهیهای پرورشی نبوده و از طرف دیگر درمان هورمونی از لحاظ مصرف انسانی ایجاد مشکل نخواهد کرد.

جنین از لحاظ فنوتیپی نه دارای سلول های جنسی نر و نه دارای سلولهای جنسی ماده می باشد . در واقع جنین ماهی فاقد تخمدان ، بیضه و سایر خصوصیات مربوط به دستگاه تولید مثل می باشد. جنین در این مرحله دارای سلول های زایگر اولیه (PGC) بوده و در اصطلاح به آن توتی پوتنت یا "چند توانه" گفته می شود . دلیل این نام گذاری این است که جنین قادر است به جنس نر یا ماده تبدیل گردد . در یک زمان خاص از رشد جنین ، پیام های شیمیایی از ژن یا سری های ژنی صادر می گردد که این پیام ها سبب رشد و تکامل سلولهای زایگرا اولیه می شود . در این زمان بافت ها به رشد و نمو خود ادامه داده و ماهی از لحاظ فنوتیپی جنسیت نر یا ماده پیدا می کند . با توجه به مطالب بالا برای تغییر جنسیت ماهی تنها در یک محدوده زمانی که ماهی از نظر فنوتیپی متعلق به جنس نر یا ماده نمی باشد ، قابل اجراست و در خارج از این محدوده ی زمانی تغییر جنسیت فنوتیپی امکان پذیر نخواهد بود.

درمان هورمونی در ماهیان به روش های محتلفی انجام می گیرد. این روش ها به دو گروه سریع و مدت دار یا کند تقسیم بندی می شوند (Crim،۱۹۸۵) :

روش های سریع استفاده از هورمون عبارتست از:

۱) تزریق داخل عضلانی یا تزریق به حفره ی بدن بصورت سوسپانسیون

۲) بکار بردن هورمون در آب آکواریوم

۳) غوطه وری ماهی در حمام آب ساکن حاوی هورمون

این روش معمولا برای گونه هایی مورد استفاده قرار می گیرد که فرآیند تمایز جنسی کمی بعد از تخم گشایی به وقوع می پیوندد( مانند اکثر آزاد ماهیان)

روش کند عبارتست از :

۱) درمان غذایی

۲) کپسول هورمونی

۳) پلت های کلسترولی

به منظور کنترل جنسیت از سه روشِ درمان غذایی ، تزریق و غوطه وری استفاده می شود.البته قابل ذکر است که در سطح تجاری ، انتخاب روش مناسب استفاده از هورمون به ملاحظات اقتصادی و عملی بستگی دارد . از این رو ، دو روش درمان تغذیه ایی و غوطه وریِ تعداد زیاد ماهی در حمام آب ساکن یا آب در حال جریان روش های رایج عملی در تغییر جنسیت ماهی می باشد (Lee و Donaldson ، ۲۰۰۰) .

روش غوطه وری برای آن دسته از ماهیها مناسب است که تمایز جنسی آنها در مرحله ی جنینی یا در طول مراحل لاروی انجام گیرد این در حالی است که روش درمان غذایی (بکار بردن هورمون از طریق غذا) بیشتر برای گونه هایی بکار می رود که تمایز جنسی در هنگام آغاز تغذیه ی خارجی بوقوع بپیوندد (Lee و Donaldson ، ۲۰۰۰) .استفاده از غذای زنده از قبیل آرتمیا بعنوان ناقل هورمون های استروئیدی در برخی از ماهیها از قبیل باس دهان بزرگ (Garrett ، ۱۹۸۹ ) ، لامپ ماهی (Mortin-Robichaud و همکاران ، ۱۹۹۴ ) انجام گرفته است . این روش جایگزین مناسبی برای روش غوطه وری می باشد . چرا که در برخی گونه ها با فاصله ی بسیار کمی پس از تخم گشایی با آرتمیای غنی شده با هورمون قابل درمان می باشند بدون اینکه نیازی به جایگزینی آب بعد از غوطه وری یا انتقال لارو به حمام آب حاوی هورمون باشد . جلوگیری از بهم خوردن شرایط زیستی لارو ها، بخصوص برای گونه های دریایی که لاروهای خیلی کوچک دارند ، حائز اهمیت است(Lee و Donaldson ، ۲۰۰۰) .

برای القای جنسیت نر از هورمون های آندروژنی و برای القاء جنسیت ماده از هورمون های استروژنی استفاده می شود . کارآیی هورمون های استروئیدی در تغییر جنسیت ماهی به زمان درمان ، دز بکار رفته شده و گونه ی مورد آزمایش بستگی دارد. برای تغییر جنسیت ماهی به جنس نر از ۱۷ – آلفا – متیل تستوسترون و برای تغییر جنسیت ماهی به جنس ماده، از ۱۷ – بتا – استرادیول استفاده می گردد( Thomasو همکاران ، ۲۰۰۳).

مقدار مورد نیاز و مدت زمان درمان هورمونی بستگی به نوع گونه دارد . بعنوان مثال در کپور معمولی ۱۰ میلی گرم هورمون ۱۷- آلفا – متیل تستوسترون به ازاء هر کیلو گرم غذا در ظرف زمانی ۴۰ تا ۸۸ روز پس از خروج لارو از تخم و برای ماهی قزل آلای رنگین کمان ۲۵ میلی گرم به مدت ۷۰ روز از زمان شروع به تغذیه ، برای ایجاد نر زادی بکار رفته است (ستاری و معتمد ، ۱۳۷۶) .

در زمینه ی القاء ماده زادی نیز با توجه به نوع گونه ، مقدار هورمون و دوره ی زمانی درمان متفاوت می باشد . برای نمونه قزل آلای رنگین کمان با ۲۰ میلی گرم هورمون ۱۷- بتا – استرادیول به ازاء هر کیلو غذا به مدت ۶۰ روز پس از شروع تغذیه به جنس ماده تبدیل می شود(ستاری و معتمد ، ۱۳۷۶) .

▪ تغییر جنسیت ژنتیکی و تولید جمعیت های تک جنسی

با وجود اینکه تعداد هورمون مصرفی توسط هر ماهی کم بوده و سریعا از بدن ماهی دفع می گردد و از این لحاظ مصرف این گونه ماهیها توسط انسان مشکل خاصی را بوجود نمی آورد ( Thomasو همکاران ، ۲۰۰۳). ولی به دلیل مخالفت های متعددی که در زمینه درمان هورمون ماهیها صورت گرفته (ستاری و معتمد ، ۱۳۷۶) ، از برنامه های ژنتیکی برای کاهش این مشکل استفاده شده است. بعنوان مثال ، برای تولید جمعیت تمام ماده ی ماهی قزل آلای رنگین کمان ابتدا نوزادان ماهی مورد نظر را با هورمون ۱۷- آلفا – متیل تستوسترون تحت درمان قرار داده و بدین ترتیب ماهیهایی با فنوتیپ نر تولید می گردد که دارای بیضه و صفات ثانویه جنسی نر می باشد . اما از لحاظ ژنوتیپی ماده می باشد (xx) . حال اگر این ماده های نر زاد یا نرهای جدید که حاوی اسپرم می باشند را با تخم های طبیعی لقاح دهند، ماهیانی تولید خواهند شد که همگی ماده حاوی کروموزوم xx می باشند .

از آنجایی که نمی توان جنسیت نوزادانی را که در مرحله شروع به تغذیه بسر می برند،تشخیص داد، لذا ابتدا باید همگی آنها را ، اعم از نر و ماده، تحت درمان با هورمون های نرزادی قرار داد. در نتیجه ، زمانی که این نوزادان به مرحله بلوغ جنسی رسیدند، لازم است که از روش آمیزش برگشتی استفاده نماییم تا بتوانیم ماده های نرزاد با ژنوتیپ XX را از نرهای طبیعی با ژنوتیپ XY متمایز کنیم. در قزل آلای رنگین کمان ، می توان برای این تمایز، از علایمی کمک گرفت ، زیرا در ماده های نرزاد مجاری اسپرم بر مسدود یا ناکامل است و آنها نمی توانند پس از بلوغ کامل ، اسپرم ریزی کنند. لذا هر ماهی نری که بتواند اسپرم های خود را آزاد کند ، ماده ی تغییر جنسیت یافته نیست و نباید از آنها برای تولید ماهیان مولد تماما ماده استفاده کرد(ستاری و معتمد ، ۱۳۷۶).

در بین ماهیهایی که دارای سیستم تعیین جنسیت XY / XX هستند، از طریق تولید ماهی ابرنر ( نرهای داری کروموزوم های YY ) امکان تولید جمعیت تمام نر وجود دارد ( Mairو همکاران،۱۹۹۷)

[ سه شنبه 5 بهمن1389 ] [ 10:23 PM ] [ سید مانی سیرنگ ]

کاربرد بیوتکنولوژی در آبزی پروری: ژینوژنز و آندروژنز(2)


مقدمه
ماده زايي(ژینوژنز) را مي توان " فرايند تكامل جنيني تنها با محتويات ژنتيكي مادري، بدون دخالت مواد وراثتي پدري" تعريف نمود.در واقع ماده زايي نوع ويژه اي از بكرزايي (پارتنوژنز) مي باشد كه در آن جنين بعد از فعال شدن تخم با اسپرمي كه از نظر ژنتيكي غير فعال گرديده، رشد و نمو نموده و تنها حاوي مواد وراثتي منتقل شده از مادر مي باشد. نرزايي يا آندروژنز فرآيندي است كه در نتيجه ي آن نسلي تمام نر ايجاد مي گردد. نر زايي طبيعي در ماهيان دورگه اي كه فاصله ي ژنتيكي آنها از هم زياد مي باشد و يا ژنوم هاي سازگار ندارند ديده مي شود. ماده زايي و نر زايي كوتاه ترين مسير وموثرترين روش ها براي ايجاد لاين همخون هموزيگوت مي باشند. با انجام آميزش بازگشتي اين لاين هاي همخون با ذخاير هتروزيگوت، نسلي با رشد 30-40 درصد بالاتر از نسل طبيعي ايجاد مي شود. علاوه بر اين از اين تكنيك مي توان در توليد جمعيت تك جنس بهره برد.
ماده زايي
ماده زايي را مي توان " فرايند تكامل جنيني تنها با محتويات ژنتيكي مادري، بدون دخالت مواد وراثتي پدري" تعريف نمود.در واقع ماده زايي نوع ويژه اي از بكرزايي (پارتنوژنز) مي باشد كه در آن جنين بعد از فعال شدن تخم با اسپرمي كه از نظر ژنتيكي غير فعال گرديده، رشد و نمو نموده و تنها حاوي مواد وراثتي منتقل شده از مادر مي باشد.در اين حالت زيگوت (تخم لقاح يافته) N كروموزومي يا هاپلوئيدند. اين ماهيها از لحاظ ريخت شناسي ناهنجار بوده (سندرم هاپلوئيد) و قبل از تخم گشايي و يا بلافاصله بعد از آن مي ميرند.از علائم سندرم هاپلوئيد در ماهي مي توان به منحني شكل شدن ناحيه ي دمي اشاره نمود.
در ماده زايي طبيعي، بازگشت حالت ديپلوئيد(N2 كروموزومي) بطور خودانگيز صورت مي پذيرد ولي در شرايط القاء مصنوعي ماده زايي اين كار از طريق اعمال شوك هاي محيطي (شوك دمايي ،فشار هيدروستاتيك و ...) انجام مي گيرد.
در برخي از گونه هاي خانواده كپور ماهيان دنداندار زنده زا(Poecilia formosa) و كپور ماهيان (Carassius auratus) ماده زايي طبيعي ديده شده است.
القاء ماده زايي
القاء مصنوعي ماده زايي از طريق حذف يا تغيير ماهيت مواد ژنتيكي(DNA) اسپرم بوسيله ي اشعه ي U.V. ،اشعه ي گاما يا مواد شيميايي و فعال كردن تخم ها با اسپرم هاي اشعه ديده انجام مي گيرد. از آنجايي كه در اثر از بين رفتن محتويات ژنتيكي اسپرم، تخم ها بعد از لقاح فاقد كروموزوم پدري مي باشند، در نتيجه هاپلوئيد خواهند شد. همانطوريكه قبلا بيان گرديد، ماهيهاي هاپلوئيد از لحاظ ريخت شناسي ناهنجار بوده (سندرم هاپلوئيد) و قبل از تخم گشايي و يا بلافاصله بعد از آن مي ميرند. بدين دليل بازگرداندن حالت ديپلوئيدي (N2 كروموزوم) در جنين با استفاده از شوك هاي محيطي، ضروريست.
روش هاي ماده زايي
ماده زايي ميوزي يا ماده زايي هتروزيگوت
در اين روش تقسيم ميوزي تخمك در مرحله ي متافاز ميوز دو متوقف مي گردد؛ به عبارت ساده تر از خروج گويچه ي قطبي دوم جلوگيري به عمل مي آيد. در اين روش بعد از از بين بردن محتويات ژنتيكي اسپرم و لقاح تخم با اين اسپرم هاي غير فعال از لحاظ وراثتي ولي فعال از لحاظ بيولوژيكي، با بكار بردن شوك هاي محيطي دومين گويچه ي قطبي در تخم محبوس مي گردد. نتيجه ي اين فرايند توليد زيگوت ديپلوئيد (N2 كروموزوم) با رشد طبيعي كه از لحاظ وراثتي حاوي كروموزوم هاي مادري بوده و داراي جنسيت ماده است، مي باشد.
ماده زايي ميوزي يا ماده زايي هموزيگوت
در ماده زايي ميتوزي بعد از لقاح تخم توسط اسپرمي كه محتويات ژنتيكي آن توسط اشعه ي U.V. ،اشعه ي گاما يا مواد شيميايي از بين رفته است، اجازه خروج دومين گويچه ي قطبي از تخم داده مي شود ( برخلاف روش قبلي) .در نتيجه تخم هاي لقاح يافته ايي بدست مي آيد كه داري يك سري كروموزوم( Nكروموزوم ) مي باشند. با توقف روند طبيعي تقسيم ميتوزي در اولين تقسيم سلولي ، اين تخم هاي هاپلوئيد به جنين N 2 كروموزومي تبديل مي گردند. نكته ي كليدي در اين روش شوك دهي در زمان بين همانند سازي كروموزوم ها و جدا شدن كروموزوم ها و ورود محتويات سلولي به دوسلول مجزا مي باشد.
آنچه در القاء ماده زايي در ماهي حائز اهميت مي باشد، زمان دقيق شوك دهي و مدت زمان لازم براي اشعه دادن اسپرم براي از بين بردن محتويات ژنتيكي ، بدون از بين رفتن فعاليت بيولوژيكي آن مي باشد. به عنوان مثال مدت زمان اشعه دادن اسپرم كپور ماهيان هندي 17-20 دقيقه و براي كپور معمولي 35-40 دقيقه گزارش شده است. شرايط مطلوب حبس دومين گويچه ي قطبي (در ماده زايي ميوزي) و شوك دهي در ماده زايي ميتوزي در گونه هاي محتلف متغير مي باشد. در باس دريايي شوك سرمايي(0-1 درجه سانتي گراد) به مدت 15-20 دقيقه ، 5 دقيقه پس از لقاح و فشار هيدروستاتيك 8500 پي.اس.آي ، 2 دقيقه پس از لقاح بهترين نتايج را در پي داشته است.در تيلاپيا ، ماده زايي ميتوزي بوسيله ي شوك حرارتي (41 درجه سانتي گراد) به مدت 5/3 دقيقه در 5/27 -30 دقيقه پس از لقاح القاء گرديده است.


نرزايي يا آندروژنز فرآيندي است كه در نتيجه ي آن نسلي تمام نر ايجاد مي گردد. نر زايي طبيعي در ماهيان دورگه اي كه فاصله ي ژنتيكي آنها از هم زيادمي باشد و يا ژنوم هاي سازگارندارند ديده مي شود. مانند دورگه ي كپور معمولي ماده و كپور علفخوار نر.
دو روش براي القاي نر زايي در ماهيها معمول مي باشد. اولين روش ژنوم مادري با استفاده از اشعه U.V. گاما يا مواد شيميايي (مشابه آنچه در ماده زايي بر روي اسپرم انجام مي گيرد) از بين برده و در ادامه تخم هاي اشعه داده شده با اسپرم هاي طبيعي لقاح داده مي شود. سپس در زمان اولين تقسيم سلولي براي جلوگيري از تقسيم سلول ها شوك هاي حرارتي يا شوك فشار هيدروستاتيك بر تخم وارد مي گردد كه به واسطه ي آن دو هسته ي هاپلوئيد (N كوروموزومي) با هم تركيب شده وهسته ي ديپلوئيد(N2كوروموزومي) توليد مي شود. در روش دوم ابتدا محتويات ژنتيكي تخم بوسيله ي اشعه از بين رفته و سپس با اسپرم يك ماهي تتراپلوئيد (N 4كوروموزومي) لقاح داده مي شود.
كاربرد ماده زايي و نر زايي
ماده زايي و نر زايي كوتاه ترين مسير وموثرترين روش ها براي ايجاد لاين همخون هموزيگوت مي باشند. با انجام آميزش بازگشتي اين لاين هاي همخون با ذخاير هتروزيگوت، نسلي با رشد 30-40 درصد بالاتر از نسل طبيعي ايجاد مي شود. علاوه بر اين از اين تكنيك مي توان در توليد جمعيت تك جنس بهره برد.منبع:سيد مرتضي ابراهيم زاده
دانش آموخته ي دانشگاه تربيت مدرس-مقطع كارشناسي ارشد

1- کلباسی، محمدرضا،جزوه ی درسی ژنتیک و اصلاح نژاد، دوره ی کارشناسی ارشد، دانشگاه تربیت مدرس،1382.
2-Foresti, F., Biotechnology and fish culture, Hydrobiologia, 420:45-47,2000

3-Lutz, C.G., practical genetics for aquaculture, Fishing News Books, 2001

4-Peruzzi, S., Chatani, B., Pressure and cold shock induction of meiotic gynogenesis and triploidy in the European seebass, Dicentrarchus labrax: relative efficiency of methods and parental variability. , Aquaculture, 2000, 189(1-2):23-37

5-Thomas, P.C., Rath, S.C., Mohapatra, D.K. Breeding and seed production of Fin fish and Sellfish. Daya puplishing house. 2003
5-2- 2- نرزايي
برچسب‌ها: کاربرد بیوتکنولوژی در آبزی پروری, ژینوژنز و آندروژنز, ابزی پروری, كاربرد ماده زايي و نر زايي
[ سه شنبه 5 بهمن1389 ] [ 10:18 PM ] [ سید مانی سیرنگ ]

پرورش ماهي درشاليزار كشت توام برنج و ماهي

تاريخچه:
پرورش ماهي در شاليزار فعاليتي بسيار قديمي بوده و به احتمال زياد در2400سال قبل دركشور چين متداول بوده است , ماهيان بومي در اثر طغيان برخي رودخانه ها وارد شاليزار مي شدند و كشاورزان از اين موقعيت استفاده نموده و مبادرت به صيد ماهيان مذكور مي نمودند.
در كشور ما بيش از600 هزار هكتار شاليزار در 19 استان پراكنش دارد كه حدود 76 درصد آن (460 هزار هكتار) در استان گيلان و مازندران واقع مي باشد.اولين بار كشت توام برنج و ماهي در سال 1364دراستان مازندران بطور آزمايشي به اجرا در آمد .در سال 1367 در مركز تحقيقات شيلاتي استان گيلان بطور تحقيقي مورد مطلعه و اجرا شد ودرسال1375 بصورت پرو?ه ترويجي در استان گيلان آغاز گرديد و تاكنون در شاليزارهاي 11 استان كشور به اجرا درآمده است.
اهداف:
•استفاده اقتصادي بهينه و دو منظوره از منابع آب و خاك (شاليزار)
•پرورش ماهي و مصرف آن در روستاها
•كمك به افزايش درآمد سرانه خانوارهاي روستايي
•ايجاد اشتغال در سطح روستاها
•كاهش هزينه هاي توليد (برنج و ماهي)
•كاهش آلودگي محيط زيست
مزيت هاي نسبي :
كاهش مصرف سموم كشاورزي به ميزان 4/63 5/ 75 درصد
كاهش مصرف كود شيميايي به ميزان22 2/46 درصد
توليدماهيان گرم آبي (كپورمعمولي, كپور علف خوار كپورنقره اي وكپورسرگنده)

توليد 840- 890 كيلوگرم ماهي درهكتار
افزايش بهره وري در استفاده ازآب كشاورزي
كمك در اقتصادي تر كردن فعاليت برنج كاري در كشور

تركيب گونه اي و ساير مشخصات:

كپورمعمولي ........ 0 6درصد
كپورعلف خوار ........... 30درصد
كپورنقره اي ........... 5درصد
كپورسرگنده ............ 5درصد
تراكم رهاسازي بچه ماهي(درهكتار)........ 1100-1400قطعه

وزن متوسط رهاسازي 25-45 گرم
زمان رهاسازي : ارديبهشت ماه
زمان برداشت ماهي: ازمهرماه
مساحت پناهگاه: 3- 10درصدكرت كشت توام
وزن ماهي در زمان صيد: 600- 750گرم

توجيه اقتصادي:
كل هزينه اجرايي (درهكتار)3000000 ريال
صرفه جويي در عدم مصرف كود و سموم شيميايي (در هكتار ) 230000 ريال
سودحاصل از افزايش محصول برنج ( در هكتار ) 770000 ريال
سود حاصل از فروش ماهي (در هكتار) 3000000 ريال

سود خالص كشت توام برنج وماهي (در هكتار) 4300000ريال

استان هاي فعال:
گيلان , فارس , لرستان , زنجان , خراسان زنجان , ايلام , خوزستان اصفهان و ... ( 160 هكتار)

اثرات بيولو?يك طرح :

تغذيه از لارو حشرات, كرم ساقه خوار برگ خوار و ... توسط ماهي.
نرمي خاك كف شاليزار و تجزيه بهتر مواد در كف و رشد بهتر ريشه برنج در اثر جستجوي ماهي براي غذا در كف شاليزار.
• حاصلخيزي خاك شاليزار در اثرمدفوع ماهي.
• تغذيه ماهي از علف هاي هرز(آزولا عدسك آبي و...) شاليزار و در نتيجه رشد بهتر برنج .


آماده سازي مزارع كشت توام:
• افزايش ارتفاع ديواره هاي اطراف كرت كشت توأم به ميزان 50-60 سانتي متر
•عرض 40- 50 سانتي متر
•احداث پناهگاه به عمق 30/1-50/1 سانتي متر و به مساحت تقريبي 3- 10 درصد كل سطح كرت در پائين دست مزرعه كشت توأم
• نصب دريچه هاي ورودي و خروجي
• قبل ا ز نشاءكاري برنج(ارديبهشت ماه ) , رها سازي بچه ماهي در پناهگاه مزرعه كشت توأم
•20- 25 روز بعد از نشاء كاري ,راه بين پناهگاه و كرت برنجكاري بازو ماهيان وارد كرت شده و در بين شالي ها تردد مي نمايند.


وي?گيهاي اجرايي پرو?ه:
•در طول دوره پرورش غذاي مورد نياز ماهيان در پناهگاه در اختيار آنها قرار مي گيرد.
•هر 15 روز يكبار تعدادي ماهي صيد و طول و وزن آنها اندازه گيري خواهد شد.
برداشت برنج در شهريور ماه انجام و بعد از برداشت برنج حجم آبگيري افزايش يافته و مجددا ماهيان به درون كرتها و ارد خواهند شد.
•ماهيان در آبان ماه صيد و به فروش مي رسند.
•طول دوره پرورش ماهي با برنج حدود 90 روز و پرورش ماهي بعد از برداشت برنج حدود 100 روزخواهد شد.. يعني طول دوره پرورش ماهيان 190 روز ( از زمان رهاسازي تا صيد) است.

اثرات اجرايي طرح بر ميزان توليد:
افزايش متوسط10درصد محصول برنج

اگر در 10 درصد شاليزارهاي كل كشور (60000 هكتار) اين طرح اجرا شود تقريبا 50 هزارتن ماهي(توليد850كيلوگرم در هكتار)و12هزارتن افزايش محصول برنج (با احتساب متوسط توليد 2 تن برنج در هكتار) خواهيم داشت.

منبع : www.parsianforum.com

[ جمعه 17 دی1389 ] [ 11:32 AM ] [ سید مانی سیرنگ ]

نمونه هاي معرفي شده جهت پرورش در قفس 

حلوا سفيد (Pampus argenteus) خامه ماهي (Chanos chanos) ، سوكلا

 (Rachycentron canadum) باس دريايي آسيايي (Latea calcarifer) صافي ماهي

 (Siganus canalicalatus) و شانك ماهيان (Sparidenten hasta) صبيتي

(Pcanthopayrus latus) مي باشد.

جدول يك، با مقايسه ميزان رشد گونه هاي مورد نظر براي پرورش در ايران پتانسيلهاي اين گونه ها را جهت پرورش مشخص مي سازد.

گونه هاي انتخاب شده :

نظر به گسترش جهاني آبزي پروري و روند رو به رشد تقاضا براي محصولات دريايي مسلماً در ايران جهت توليد اقتصادي اين محصولات در ابتداي امر از گونه هايي نظير شانك و سوكلا ماهيان كه داراي ويژگيهاي مناسب پرورش هستند، استفاه خواهد شد.

هامور ، سوكلا ، سرخو و صافي ماهيان داراي اختصاصات خوب جهت پرورش نظير حركت دسته اي (Schooling) و قدرت تطبيق در شرايط قفس را مي باشند.

سوكلا ماهيان در طبيعت از بنتوزها تغذيه مي كنند ولي در شرايط پرورشي به راحتي به غذاي دستي و پلت عادت پيدا مي كنند. بر خلاف صبيتي ، هامور و شانك ماهيان به خوبي شرايط حمل و نقل و تراكم را تحمل مي كنند.

صبيتي و شانك ماهيان مولدي كه از وزن يك گرم تا بلوغ را در قفس پرورش پيدا مي كنند، داراي استرس كمتر، تخمهايي با كيفيت بالاتر و تعداد لارو بيشتري نسبت به مولدين دريايي ( غير پرورشي) مي باشند پرورش سوكلا ماهيان با توجه به رشد زياد آن داراي ارزش اقتصادي بالايي است ( درشرايط مناسب از نظر دما و غذا دهي از 32 گرم طي 4/11 ماه به 8 كيلوگرم رسيده است).

پرورش توام ميگو و خامه ماهي با توجه به ضريب تبديل غذايي (FCR) پايين نتايج خوبي را نشان داده است.

شانك ماهي اروپايي نيز داراي پتانسيل بالايي جهت پرورش در ماههاي سرد سال مي باشد. به عنوان مثال در امارات و عمان وزن اين ماهي در قفسهاي پرورشي دور ازساحل به 550-450 گرم مي رسد.

در ميان كشورهاي مجاور ، كويت داراي سابقه تحقيقاتي و عملي در زمينه پرورش هامور ماهيان ، صافي ، شانك ماهيان باله زرد و آبي و نيز آداپته كردن گونه هايي نظير باس دريايي اروپا جهت تكثير و پرورش مي باشد.

 حلوا سفيد (Pampus argenteus) 

 خامه ماهي (Chanos chanos)

  سوكلا(Rachycentron canadum)

 باس دريايي آسيايي (Latea calcarifer)

 

 

[ جمعه 26 آذر1389 ] [ 11:8 PM ] [ سید مانی سیرنگ ]
مراحل آماده سازی استخر قبل از ماهی دار کردن



ماده سازی عبارت است از کلیه عملیاتی که قبل از کشت بچه ماهی استخرهای خاکی انجام گیرد . رعایت صحیح اصول آماده سازی استخرهای پرورش ماهیان گرمابی یکی از عوامل عمده در افزایش تولید می باشد








مراحل آماده سازی استخر قبل از ماهی دار کردن











● تعریف آماده سازی استخر

آماده سازی عبارت است از کلیه عملیاتی که قبل از کشت بچه ماهی استخرهای خاکی انجام گیرد . رعایت صحیح اصول آماده سازی استخرهای پرورش ماهیان گرمابی یکی از عوامل عمده در افزایش تولید می باشد .

۱) پاک سازی و خشک کردن

حداقل ۲ هفته قبل از شروع پرورش باید انجام شود ، آشغال ( علف و خار و خاشاک ) را برداریم . جهت بالا بردن توان تولید غذای زنده در استخر لازم است که استخر به مدت یک سال خشک نگهداری شود که طی آن مواد آلی تجزیه شده و باکتری های بیماری زا و انگل ها از بین می روند .

خشک کردن استخرها علاوه براینکه بطور مستقیم در خارج کردن ماهیان هرز و از بین بردن آنها دخالت می نماید می تواند اثرات مثبت زیادی را در بازدهی استخرها داشته باشد . در فصل زمستان استخرهای تخلیه خشک شده باید نظافت گردیده و ساقه های زبر گیاهان آبزی که در فصل قبل رشد نموده اند کنده شده و از استخر خارج گردند با این عمل از امکان بروز بیماری های عفونی کاسته می شود و پس از آبگیری مجدد استخرها ، رشد گیاهان آبزی محدود خواهد شد .

خشک کردن استخر سبب ایجاد شرایط مساعد در کف استخرها جهت فعالیت میکروارگانیسم ها می گردد . آنها با تجزیه مواد آلی کف استخر به مواد معدنی ، آنها را در اختیار زی شناوران گیاهی که تولید کنندگان اولیه می باشند قرار می دهد .

به علاوه خشک کردن استخرها سبب ایجاد شرایط لازم جهت برقرار کردن ارتباط بین اکسیژن محیط با کف استخر می گردد . میکروارگانیسم ها برای فعالیت و شروع به تجزیه مواد آلی به مواد معدنی نیاز به اکسیژن دارند که در صورت خشک شدن استخرها اکسیژن لازم به راحتی تأمین می گردد .

▪ به طور کلی اهداف خشک کردن استخر پرورش ماهی عبارتند از :

الف) خشک کردن کف استخر سبب می گردد که رطوبت مورد نیاز در اختیار تخم و با بچه ماهیان هرز از جمله کاراس ، گامبوزیا و همچنین قورباغه قرار نگیرد .

ب) ضدعفونی کف استخر که با در معرض نور خورشید قرار گرفتن از ارگانیسم های حساس به نور همانند باکتریها ، قارچ ها و ویروس ها صورت می پذیرد .

ج) تجزیه مواد الی و تبدیل آن به مواد معدنی توسط میکروارگانیسم در مجاورت نور خورشید .

د) از بین بردم جلبک های احتمالی که در کشت استخر قرار دارند .

۲) شخم و دیسک زدن بستر

شخم زدن یکی از نکات مهم دیگر در آماده سازی استخرهای پرورش ماهی است . اصولاً شخم زدن کف استخر پرورش ماهیان گرم آبی سطحی است مگر در مواقعی که ضخامت لجن کف استخر زیاد باشد ( بیشتر از ۵۰ سانتیمتر ) که باید اقدام به برداشت لجن از کف استخر نمود . در شخم زدن خاک کف استخر به ذرات ریز تبدیل می گردد و در صورتی که از دیسک استفاده گردد ذرات خاک باز هم ریزتر می گردد . در چنین شرایطی سطح برخورد خاک و هوا تا ۱۰ برابر افزایش پیدا می کند و باعث تسریع عمل اکسیداسیون می شود ، همچنین در ضمن این عمل گازهای مسموم و محبوس در خاک استخر از جمله آمونیاک و مات آزاد می شود .

نکته حائز اهمیت در رابطه با شخم و دیسک آن است که استخرهایی که دارای گیاهان آلی مانند نی یا لویی باشد نباید شخم زده شوند ، زیرا سبب توسعه ریزوم ها گردیده و بنابراین استخر پر از علوفه های مزاحم خواهد گردید که حذف آنها با مشکلات زیادی همراه خواهد بود .

۳) آهک پاشی

پس از آنکه زمین کف استخر شخم خورد و مسطح گردید یک لایه آهک بر روی خاک آن قرار می گیرد ( کف باید دارای رطوبت کافی باشد ) . آهک باعث آماده شدن حوضچه می گردد ، لایه آهکی باید حدود ۲ هفته قبل از آنکه آب در حوضچه انداخته شود استعمال شود . آهک نقش کود ندارد ولی عامل مؤثری است تا کودها به خوبی عمل کنند .

استفاده از آهک بخصوص زمانی مهم است که خاک اسیدی باشد که در غیر این صورت موجب صدمه به ماهیان خواهد شد . آهک باعث کنترل اسید خاک می شود و از خطر احتمالی جلوگیری می کند . اگر کشاورزان مطمئن نباشد که خاک حوضچه اش اسیدی است یا نه و امکان آهک زنده به میزان ۱۰۰۰ – ۵۰۰ کیلوگرم در هکتار جهت گندزدایی ، ضدعفونی عوامل بیماری زا و انگل ها ، از بین بردن تخم ، لارو آبزیان هرز و اصلاح لجن کف استخر استفاده می شود . البته مقدار مصرف آهک براساس نو ع خاک و لجن کف استخر متغیر است .

۴) دادن کود پایه

کود پایه به عنوان اصلی ترین عامل جهت باروری اولیه استخرها می باشد ، معمولاً قبل از آبگیری استخرها این کود باید به طور یکنواخت در کف استخر پخش می گردد . وقتی درجه حرارت آب مناسب باشد و آبگیری استخر انجام پذیرد به سرعت تولیدات زی شناوری رشد کرده و در نتیجه غذای طبیعی مورد نیاز بچه ماهیان تازه رها سازی شده تأمین می گردد ، این تولیدات زی شناوران اولیه موجب رشد فزاینده ماهی و بنابراین سرعت رشد هر روز افزوده می گردد .

بهترین نحوه کودهی پخش یکنواخت آن در کف استخر خشک شده و چند روز قبل از آبگیری و معرفی ماهی به استخر می باشد در غیر اینصورت پخش کود بصورت کپه های بسیار کوچک ( مثلاً با استفاده از فرغون ) می باشد . در غیر از روش های فوق ، کود را می توان در ورودی استخرها و همراه با جریان آب وارد استخر نمود. به هیچ وجه نباید کود را با کامیون داخل استخر ریخت ، زیرا اولاً باعث اشاعه آلودگی می گردد ، ثانیاً با مصرف مستقیم کود توسط ماهی عواقب منفی را در ماهی شاهد خواهیم بود .

بهترین کود جهت باروری استخر در زمان آماده سازی آن کود گاوی می باشد ، زیرا ؛ ۱ به دلیل دستیابی به آنها و ۲ قابلیت حل شدن بیشتر شان در آب که تابع درجه حرارت PH آب و خاک ، مقدار اکسیژن محلول و مقدار مواد آلی و معدنی موجود در آب است . مقدار آن با توجه به وضعیت آب ۵ – ۳ تن در هکتار می باشد .

کودهی در مزارع پرورش ماهی در دو مرحله الف قبل از آبگیری ( آماده سازی استخر ) ، ب بعد از آبیگری و مصرف تدریجی در طول دوره پرورش انجام می شود .

در مرحله آماده سازی استخرها پرورش دهندگان از کود خشک ( جامد ) استفاده می کنند ولی در هر مرحله بعد از آبگیری بصورت محلول استفاده می شود .

کود مرغی غنی تر از کود گاوی بوده و باید در مصرف آن دقت بیشتری را انجام داد . از این کود برای مرحله آماده سازی قبل از آبگیری استخرها به مقدار ۵/۱ – ۱ تن در هکتار بصورت جامد در کف استخر پخش می کنیم . از کود اسب بیشتر در مرحله آماده سازی اولیه استفاده می شود .

اگر آب و خاک داری PH خنثی یا کمی قلیایی باشد عمل جذب کودها عمل جذب کودها بهتر انجام می شود ولی در خاک های اسیدی قابلیت جذب کمتر است . اگر خاک و آب استخر دارای PH اسیدی است قبل از کوددهی باید آهک بریزیم و پس از چند روز کوددهی می کنیم .

کوددهی در مرحله مقدماتی برای آماده سازی قبل از آبگیری با کودهای جامد انجام می شود . کود فسفاته را نباید همزمان با آهک در استخر استفاده کرد زیرا با آن ترکیب شده و ایجاد رسوب می کند و از دسترس گیاه خارج می شود . فاصله زمانی ۱۵ – ۸ روز بین آهک پاشی و پخش کود سوپر فسفات ضروری است .

۵) آبگیری از منابع مطمئن

بعد از آنکه آهک حداقل دو هفته در کف حوضچه ماند آب را می توان در حوضچه اولیه وارد کرد . آب باید از مجرای ورودی به درون حوضچه ریخته شود تا در حین ورود نیز با اکسیژن هوا مخلوط گردد . آب را نباید با عجله وارد حوضچه کرد زیرا چنانچه آب به سرعت وارد حوضچه شود کف حوضچه را به زده و باعث گل آلود شدن آن می گردد . پس از پر کردن حوضچه چند روزی قبل از اضافه نمودن ماهیان باید صبر کردن تا کیفیت آب مشخص شود .

رشد ماهی تا حد زیادی بستگی به کیفیت آب حوضچه دارد و کیفیت آب بستگی به این دارد که از کدام منبع سرچشمه می گیرد و از چه نوع خاکی در مسیر خود عبور می کند .

آبگیری از منابع غیر آلوده چه به لحاظ فیزیکی و چه به لحاظ شیمیای جهت پرورش ماهی حائز اهمیت می باشد. بنابراین باید از سالم بودن آب جهت امر فوق مطمئن بود . آب شفاف به علت عدم داشتن مواد بیوژن ( حیاتی ) برای پرورش ماهی اهمیت کمتری نسبت به آب جاری که حاوی این مواد است را دارد . بعلاوه آبگیری نهایی باید سریع و طبق برنامه زمان بندی شده صورت پذیرد . هرچه سرعت آب بیشتر باشد امکان جایگزینی گیاهان مزاحم را کمتر خواهد داشت و در چنین شرایطی بچه قورباغه ، لارو حشرات و سنجاقک و جانوران نامطلوب امکان رشد و توسعه را پیدا خواهند نمود . در مورد اهمیت آبگیری ، جلوگیری از ورود ماهیان هرز در استخرها با نصب صافی ها و تمهیدات مورد نظر قابل کنترل خواهد بود .

۶) نصب و کنترل صافی ها

به منظور جلوگیری از ورود ماهیان هرز به داخل استخرهای اصلی می توان در ابتدا آب را به استخرهای رسوب گیر وارد کرد و با رها سازی ماهیان شکارچی از قبیل سوف ، اردک ماهی ، اسبله و . . . مبارزه زیست شناختی را علیه ماهیان هرز انجام داد . بنا به گزارش ها در ایران استفاده از تفاله تخم چای برای از بین بردن ماهیان هرز وجود دارد . یکی دیگر از راه های کنترل آب های ورودی ، استقرار یک صافی شنی کوچک در مسیر انتقال آب است ، این صافی دارای تأثیر دو گانه ای است ، این تأثیرات عبارت است از :

الف) جلوگیری از ورود گل و لای به داخل استخر که باعث کاهش حجم رسوبات داخل استخر می شود .

ب) جلوگیری از ورود کاهاین هرز به داخل استخر

علاوه بر صافی های شنی می توان از صافی های توری نیز در محل ورودی آب استفاده نمود . اندازه این توری های بهتر است به اندازه ۵۰ × ۷۵ × ۱۰۰ سانتی متر مکعب در داخل استخر ق رار گیرد .

حداقل ارتفاع آب از قفس ها باید ۵/۰ متر باشد بنابراین توری در زیر ، روی و قبل از انتقال آب به داخل استخر قرار می گیرد . خوشبختانه در سال های اخیر رعایت این نکته مورد توجه بسیاری از پرورش دهندگان قرار گرفته است . قریب به اتفاق پرورش دهندگان انواع مختلفی از این توری ها را در ورودی آب نصب می کنند ، تنها مشکل مردم دقت در سالم بودن و پاره نبودن آنهاست .

نکته قابل توجه کنترل توری های هر ۴ – ۳ ساعت یکبار می باشد . بازدیدهای به عمل آمده از مزارع پرورش ماهی مؤید این موضوع است که اکثر پرورش دهندگان نسبت به نصب توری ها اقدام می نماید اما متأسفانه به علت عدم کنترل ، توری ها پاره شده و ماهیان هرز براحتی به داخل استخر وارد می شوند . استفاده از گونی خالی نیز یکی از روش های ساده برای جلوگیری از ورود ماهیان هرز می باشد .


منبع : www.aftab.ir


[ جمعه 26 آذر1389 ] [ 2:21 PM ] [ سید مانی سیرنگ ]
تولیدمثل در روتیفر

تولید مثل                                                            

 

ا ندام های تولید مثل ماده تک غده جنسی، همان گونه که از نامش برمی آید، از یک غده تکی تشکیل شده است. این غده جنسی از تخمدانی تشکیل شده است که اوویستها ، زرده کهsyncytialvitellarium  تولید می کند و لایه فولیکولی که تخمدان وvitellarium را احاطه می کند ولوله رحم را که به cloaca منجر می شود را شکل می دهد را شامل می شود. تعداد کل اوویستها زمان تولید حاضر است . روتیفرها عموماً تخم گذار هستند با رشد جنینی که خارج از بدن مادر است.

 

تولید مثل جنسی وغیرجنسی

 

تقریباً تمام روتیفرهای دیده شده در طبیعت ماده هستند . جانوران نر فقط در دوره های کوتاه پدیدار می شوندودربیشتر گونه ها هرگز مشاهده نشده ا ند. در خلال شرایط مطلوب ، تعداد بوسیله بکرزایی دیپلوئید افزایش می یا بد به طوری که ماده های دیپلوئیدی تخم های دیپلوئید تولید می کند که به عنوان تخم های amictic شناخته می شوند . گونه های تک غده جنسی (مثلا B.plicatilis ) می توانند یا بوسیله بکرزایی یا بوسیله تولید مثل جنسی تولید مثل کنند. به طور کلی روتیفرها ی این گروه بوسیله بکرزایی چرخه ای تولید مثل می کنند بدین معنی که تولید مثل غیر جنسی متداول است اما تحت شرایط خاص تولید مثل جنسی ممکن است .

ماده ها همیشه دیپلوئید ونرها هنگامیکه ظاهر می شوند، هاپلوئید هستند ودر مقایسه با ماده ها از لحاظ اندازه بسیار کوچک هستند. ماده های دیپلوئید یا amictic یا mictic هستند واز لحاظ ریخت شناسی غیرقابل تشخیص هستند. ماده های Amictic به طور بکرزایی تخمهای دیپلوئید تولید می کنند که در جانور ماده به صورت mitoticalرشد می کنند در حالیکه ماده هایmictic به طور بکرزایی

تخمهای هاپلوئید از طریق تقسیم کاهشی (میوز) تولید می کنند. بدین ترتیب بدست آوردن کلونهای ژنتیکی از پرورش ماده های amictic آسان است . اگر یک ماده mictic جفت گیری نکند وبارور نشود،تخم های هاپلوئید درنرها شکل می گیرد اما یک ماده mictic جفت گیری کرده که بارور است تخمهای کمون دیپلوئید شکل خواهد داد. تخمهای تشکیل شده از طریق بکرزایی (دیپلوئید و هاپلوئید ) فوراً در دوره جنینی رشد می کنند وسر از تخم بیرون می آورند . تخمهای کمون تحت شرایط مناسب در ماده های amictic بعد از یک دوره نهفته شکسته می شوند . بدین ترتیب ماده های amictic به طور بکرزایی تخمهای دیپلوئیدamictic تولید می کنند وماده های mictic به طور بکرزایی تخمهای دیپلوئیدamictic تولید می کنند وماده های  mictic  به طور بکرزایی تخمهای نر هاپلوئید یا تخمهای کمون دیپلوئید جنسی تولید می کنند که در ماده هایamictic دیپلوئید جانوران سر از تخم بیرون می آورند. دربعضی نوع های روتیفر (مثلاAsplanchua,Conchilus,sinantherina) ماده های آمفوتریک که تخمهای دیپلوئید و هاپلوئید تولید می کنند مشاهده شده است . تولید تخمهای کمون از طریق بکرزایی وظهور تخمهای amictic نیز مشاهده شده است (مباحث . در براچینویدا ، تخمها به بدن ماده بوسیله یک رشته نازک متصل هستند و جنین تخمهایamictic از بیرون می آیند واز بدن مادر رها می شوند وپوسته تخم همچنان به مادر متصل است . تخمهای کمون را در مراحل اولیه شکل گیری نمی توان از دیگر تخمهای amictic شناسایی کرد .در B.plicatilis جائیکه تخمهای کمون خارج از بدن ماده شکل می گیرند ، آنها   نیز بوسیله یک رشته نازک به بدن مادرشان متصل هستند تاانتهای شکل گیریشان وبعداً رها می شوند وبه انتهای محیط پرورش، برکه یا لایه های دریاچه می روند. با این وجود تخمهای کمون B.rotundiformis (.نژادهای روتیفر نوع SM  ) که در ارگانیسمهای مادری رشد می کنند از آنها رها نمی شوند. آنها به همراه مرگ مادرشان به اعماق دریاچه ، برکه یا محیط پرورش می روند وفقط بعد از تجزیه بدن مادرشان سرانجام رها می شوند. تخمهای کمون برای دوره های طولانی زنده می مانند واز لایه های مربوط به 60 سال بعد از شکل گیریشان شکسته شده اند و جانوران از آنها بیرون آمده اند Kotani et al)2001 ) ونرها از تعداد محدود گونه های تک غده جنسی شناخته شده اند اما به طور فرض بر این است که تمامی اعضای این گروه توانایی تولید نرها را دارند از جمله گونه های براچیونوئید،B.plicatilic,B.rotundiformis .نرها بسیار کوچکتر از ماده ها هستند ونوعاً بسیار سریع تر حرکت می کنند . آنها یک دستگاه هاضمه  ابتدایی و یک بیضه کیسه مانند دارندکه شامل اسپرماتوزوئیدهای شناور است. یک vas deferens که از بیضه به آلت  تناسلی نر منجر می شود ویک یا دو غده پروستات که در آن تخلیه می شوند. نرها تلاش می کنند با ماده هایmictic یا amictic جفت گیری کنند وجفت گیری در ناحیه تاج یا cloaca رخ می دهد. باروری موفقیت آمیز در ماده های تازه پدیدار شده برای یک دوره بسیار محدود اتفاق می افتد . فرومون تولید شده بوسیله ماده های اول در B.plicatilis شناسایی شد این یک گلیکو پروتئینKDa29 است ودر ماده های amictic,mictic یافت می شوند . ساختار مولکولی آن احتمالاً با ساختارB.rotundiformisتفاوت دارد واین ممکن است مانند یک سد محدودکننده خاص نسل در جفت گیری بین این گونه ها عمل کند .

حالت چرخه ای بکرزایی فواید تاثیر کلونی سریع از طریق دیپلوئید را با بکرزایی ameiotic با فواید ترکیب مجدد جنسی را ترکیب می کند ودر روتیفرهای تک غده جنسی و cladocerans و در بعضی از شاخه های دیگر جانوران مانند شته ها یافت می شوند. این گروه ها تمایل به سکنی گزیدن در محیط هایی دارند که گاهاً متغیر هستند که ممکن است به صورت دوره ای نامناسب باشند وبنابراین باید دوباره سکنی گزینند . تولید مثل بکرزایی در مراحل اولیه ساکن شدن مهم است از آنجایی که رشد جمعیتی سریع ایجاد می کنند وطی این مرحله ژنوتیپ بدون ترکیب مجدد ژنتیکی تکثیر می شود. ترکیب مجدد ژنتیکی طی تولید مثل جنسی رخ می دهد که منجر به شکل گیری تخمهای کمون می شوند . تخم کمون مرحله چرخه زندگی است که دارای بالاترین ظرفیت انتشار در زمان و فضا می باشد.

به علائم آغاز میوز در ماده های mictic دیپلوئید به خوبی پی برده نشده اما طبق مطالعات آزمایشگاهی آنها شامل عوامل تغذیه ،تراکم جمعیت ، شوری  وژنتیکی می باشد . در واکنش به علامت mictic ،ماده amictic نوزادان دخترamictic,micticتولید می کند. نسبت نوزادان ماده B.plicatilis   micticمتغیر است (18 تا66 درصد) وبه کیفیت غذا و میزان شوری بستگی دارد . اسنل ( 1987) نسبت متوسط mictic  (SD±متوسط) %84/3±2/21 برای B.plicatilis  گزارش کرد و 50 درصد را به عنوان  مناسب ترین نسبت  mictic در طبیعت پیشنهاد کرده با استفاده از یک مدل جمعیت شناختی ، سرا وکینگ (1999 ) نشان دادند که فراوانی ماده های mictic که تعداد را در طولانی مدت به حداکثر می رسانند به میزان مرگ ومیر وتولد بستگی دارد. این بدین معنی است که جمعیت ممکن است میزان نسبی تولیدmictic,amictic خودش را در پاسخ به تغییرات محیطی تنظیم می کند والگوهای متفاوت mixisدر انواع متفاوت زیستگاه ها یا شرایط محیط های پرورش انتظار می رود.

نتیجه گیری میشود که نسبتهای متوسط mictic در شرایط رشد وا بسته به تراکم مناسب هستند و اینکه نسبتهای مناسب mictic بالاتر هستند هنگامی که شرایط زیستگاه بهتر است . این بدین معنی است که شرایط بهینه محیط پرورش باعث تولید بالای تخمهای کمون می شود .

 

 میزان تولید مثل

 

میزان داخلی تولید مثل تعداد روتیفر(مقادیر G  یاR  ؛ زیر را ببینید ) با افزایش تراکم غذا به صورت تصاعدی افزایش می یابد واین رابطه را می توان بوسیله یک مدل تعریف شده Monod با آغازی برای رشد جمعیتی صفر ویک وضعیت ثابت برای حداکثر مقادیر رشد جمعیت توصیف نمود . این بدین معنی است که رشد جمعیت ماورای یک تراکم خاص غذا ا فزایش نمی یا بد وممکن است حتی در تراکم های غذایی نسبتاً بالا کاهش یابد . پارا مترهای این مدل به ا ندازه ذرات غذا بستگی دارد از آنجا ئیکه میزان نسبی مصرف (یا میزان پاک سازی ، همان گونه که در بالا مورد بحث قرار گرفت ) وکیفیت تغذیه ای غذای تهیه شده برای روتیفرها را تعیین می کند.

باروری روتیفرها به این بستگی داردکه آیا تولید مثل جنسی یا غیر جنسی صورت گیرد. مثالی که در جدول 2-2 آمده است نشان می دهد که ماده های amicticB.plicatilis17تا 24 تخم طی دوره زندگیشان تولید کردند که در مقایسه ماده های بارور mictic 1تا 5 تخم کمون تولید کردند . علاوه بر این به طور متوسط تولید تخمهای amictic ده برابر سریع تر (حدود 5 تخم در روز ) از تخمهای کمون طی یک دوره تخمگذاری مشابه است (تقریباً 108 ساعت ) (جدول 2-2 ) – ماده های mictic بارور نشده   9تا19 تخم تولید کردند اما این ها تاثیری در افزایش جمعیت، همان گونه که نرها را شکل می دهند ندارند .

تعداد تخمهای تولید شده بوسیله یک مادهR 0 وا بسته به غذای گونه های جلبکی است که با elongatessynechococcus وTefraselmis  tetratheleبه بالاترین میزان تولید مثل کمک می کند . بهترین دما برای پرورش روتیفرها شدیداً به گو نه ها بستگی دارد ، همان گونه که  بهترین دما برای B.plicatilis( 30-10 سانتی گراد ) است که پایین تر از دما برای B.rotundiformisاست که (35 -24 سانتی گراد) می باشد (مطالعات بررسی شده بوسیلهHirano1987 ؛ Lubzens et al1987 ، 1989 ؛ Rumengan & Hirayama1990 ؛ Hirayama & Rumengan1993 را ببینید). در هر گونه تفاوتهایی در میزان تولید مثل تحت شرایط پرورش یکسان یافت شده است که تغییر پذیری درون گونه ای را نشان می دهد . به طور گسترده ای پذیرفته شده است که وجود تولید مثل جنسی در B.plicatilis  وB.rotundiformis از لحاظ ژنتیکی تعیین شده است . بدین معنی است که نه تنها تمام محیط های پرورش  روتیفر تولید مثل جنسی نشان خواهند داد حتی بهترین شرایط محیطی ارائه می شود . بهترین شرایط برای ترغیب تولید تخمهای کمون نیز بین B.plicatilis و Brotandiformis متفاوت است علاوه بر این در هر گونه تغییر زیادی بین محیط های پرورش در تعداد تخمهای کمون که آنها تحت شرایط پرورش  یکسان تولید خواهند کرد وجود دارد. بنابراین انتخاب نژاد  مناسب یا محیط پرورش مناسب برای تولید موفقیت آمیز تخمهای کمون ضروری است . 

همان گونه که قبلا ذکر شد، محرک برای آغاز تولید مثل جنسی هنوز کاملاً شناخته نشده اگر چه چندین مطالعه جهت روشن ساختن احتیاجات محیطی برای تولید mictic وamictic انجام شده است . تولید مثل جنسی الزامات بیشتری نسبت به تولید مثل غیرجنسی دارد. تولید مثل جنسی بوسیله تراکم جمعیت محدود شده است  وایجاد آن نسبت به آنهایی که تولید مثل غیرجنسی را حمایت می کنند نیاز به شرایط دسترسی غذا ، میزان شوری و دمای بهتر می باشد -تفاوتهایی نیز بین B.plicatilis وB.rotundiformisدر شرایط محیطی یا فت شده اند که تولید تخم کمون را ترغیب می کند . نشان داده شده است که دما و میزان شوری پایین برای روتیفرهای B.plicatilis لازم است در حالیکه میزان دمای بالاتر و میزان شوری نسبتاً بالاتری تولید بیشتر تخم کمون B.rotundiformis را ترغیب می کند . یکی از عوامل بارز تراکم پرورش روتیفر است . در حالیکه تراکم آغازی (تقریباً 10 روتیفر/ ml ) برای دستیا بی به باروری موفق لازم است ، تراکم های بالاتر از حدود 150 روتیفر/ ml باعث تولید کم تر تخمهای کمون می شوند . یک سیستم نیمه مداوم که تراکم روتیفر را حفظ نمود تولید تخم کمون روتیفرB.plicatilis  را بهتر کرد اما تولید تخم کمون در پرورش B.rotundiformisرا کاهش داد. تجدید مکرر محیط پرورش در کاهش تولید تخمهای کمون درگیر شده است و وجود ((عامل بسته به تراکم )) که با تولید تخمهای کمون مربوط است پیشنهاد شده است  . تا به امروز این عامل شناخته نشده است . جلبکهای تازه یا نگهداری شده ( یخ زده و یا کنستانتره ) در تولید تخمهای کمون وتولید انبوه روتیفرها استفاده شده است  . نزادهای خاص باکتریایی برای کمک به تولید تخم کمون گزارش شدند (Hagiwara1994 ). آزمایشات اولیه در مورد امتحان تاثیر هورمون های جانوران مهره دار و بی مهره برای کمک بهmixis در B.plicatilis گزارش شده اند .

[ پنجشنبه 25 آذر1389 ] [ 11:59 PM ] [ سید مانی سیرنگ ]

تولید و ارزش غذایی روتیفرها

تولید و ارزش غذایی روتیفرها Odi Zmora, Esther Lub zeuns   

   

مقدمه

 

 به مدت تقریباً 4 دهه روتیفرها را به عنوان ارگانیسم های غذایی برای پرورش لاروهای ماهی دریایی استفاده کرده اند. یک ذخیره مداوم، ثابت و قابل اعتماد از روتیفرهایی که از لحاظ غذایی مناسب هستند کلیدی برای شکوفایی پروش ماهی دریایی در مکانهای مختلف دنیا است. امروز بیشتر گونه های ماهی با استفاده از روتیفر ها طی مراحل رشد تولید از جمله ماهی دم زرد (Seriola Quinqueradiata…)، ماهی سیم دریایی قرمز ( Pagrus Major)،   ماهی خاردار دریایی آسیایی (Lates Calcarifer)، ماهی توربو (Scopht Almus Maximus )، شاه ماهی (Mugil Cephalus)، Puffer Fish(ماهی پف کننده) (Fugoiubripes.) ، ماهی سیم دریایی سر طلایی (SparusAurata) و ماهی خاردار دریایی اروپایی (Dicentrachus Labrax) (FAO1998). از روتیفرها به عنوان غذا برای پرورش میگویPenaididُ1989Samocha et al) و خرچنگها (Keenan &BlackShaw1999) نیز استفاده می شود. از روتیفرها به عنوان یک کپسول زنده استفاده می شود که مواد مغزی مورد نیاز لاروهای ماهی دریایی پرورشی برای رشد مناسب را تأمین می کند.

در بیشتر موارد روتیفرها غذای طبیعی لاروهای ماهی دریایی نیستند که میزان گسترده ای از ارگانیسم های غذایی را در محیط های طبیعی زندگیشان در اختیار دارند. در محیط پرورش، طی 10 تا 30 روز اولیه تغذیه Exogenous دو تا سه موجود زنده (ارگانیسم) به لارو ماهی خورانده می شود. این غذا ها شامل گونه های روتیفر  Brachionus   rotundiformis  و یا Brachionus plicatilis و ناپلی های میگوی آب شور (آرتمیا) هستند.Brachionus rotundiformis به عنوان روتیفر نوع S (نوع کوچکو B. Plicatilis به عنوان روتیفر نوع L (نوع بزرگ) نیز شناخته می شوند.

 

کیستهای آرتمیا عمدتاً از منابع طبیعی بدست می آیند در حالی که روتیفرها را باید در محل تخم ریزی پرورش داد از آنجائیکه منابع ذخیره از آنها وجود ندارد.

 

کوپه پودها مؤلفه اصلی رژیم غذایی طبیعی لاروهای ماهی دریایی هستند. در سالهای اخیر تلاشها برای پرورش کوپه پودها با موفقیت برآورده شده اند (Stottrup  & Norsker1997؛ Stottrup2000؛ Hagiwara etal2001؛ Payne & Rippingale2001). با این وجود با راحتی نسبی و هزینه کم پرورش روتیفرها در تراکم های بالا بعید است که پرورش کوپه پودها جایگزین روتیفرها به عنوان جایگزینی مناسب از لحاظ اقتصادی در آینده نزدیک شوند. کوپه پودها  نسبت به روتیفرها مزیتهایی دارند از جمله تنوع اندازه در گونه و بین گونه ها. بویژه ناپلی های مراحل اولیه و کوپه پودی می توانند تا حد زیادی به عنوان طعمه اولیه برای گونه هایی که لاروهایی بسیار کوچک با دهان کوچک در تغذیه اولیه دارند مفید باشند (مثلاً Epinephelus sp. گروهی). مزیتهای استفاده از روتیفرها به عنوان غذا برای مراحل اولیه رشد لاروهای ماهی دریایی، در تضاد با زئوپلانکتون،

 معلوم شد که روتیفرها در افزایش مراحل رشد اولیه سخت پوستان پرورش یافته مانند خرچنگ گل (Scylla serrata) تا مرحله 5 زوئی یا میگوی دریایی مهم هستند.

افزایش  Brachionus  calyciflorus  آب شیرین در سیستمهای پرورش برای انواع ما هیهای زینتی و خوراکی آب شیرین آزمایش شده است (Deluca etal1990؛ Awiass 1991؛ََََََََAwiassa,b 1992؛ Rico-martin &Dodson1992:Ludwig 1994؛ َََََa,b 1997َAwiass &Kestemont ؛ Lim &Wong1997 ؛Isik et al آ1999 ؛Hagiwara et al 2001 ) . پرورش گونه های روتیفر آب شیرین هنوز مانند گونه های دریایی روی محیط پرورش آبی تاثیر گذار نبوده است اگر چه معلوم شد که روتیفرهایB.plicatilis   درپرورش لارو خرچنگ زینتی آب شیرین مفید بودند ، در محلهای تخم ریزی تجاری تعداد بسیار زیادی  روتیفر، چندین میلیون ، ممکن است برای رشد وافزایش لارو های ماهی دریایی مورد نیاز باشد  . طی مدت 20 تا 30 روز پرورش برای هر لارو ماهی مقاد یری از 20000 تا 100000 روتیفر مورد نیاز می باشد  . کیفیت غذایی روتیفرها را باید بوسیله استفاده از محیط پرورش درست ساخته شده و آزمایش شده و روشهای غنی سازی تضمین وکنترل کرد علاوه بر این پرورش دهندگان روتیفر باید آگاه وتوانا باشند تا با حوادث اتفاقی پیش بینی نشده که می تواند به تولید کم منجر شود مقابله کند . این موارد می تواند ناشی از منبع آب دریای نامناسب، آلودگی محیط پرورش با مواد زائد، کمیت وکیفیت غذای تهیه شده برای روتیفرها، بیماری یا عدم اطلاعات کافی بیولوژیکی باشد . روشهای توسعه یافته برای تامین ذخیره ای مناسب از روتیفرها برای انواع لاروهای ماهی دهان کوچک به مطالعات زیاد وگسترده در مورد بیولوژی آنها ،تغذیه،روشهای تولید مثل، ژنتیک،فیزیولوژی وبیوشیمی متکی هستند. این اطلاعات اساسی ابزارهایی را برای سازگاری روتیفرها برای فنون پرورش متراکم وبرطرف ساختن مشکلات برآمده در طی پرورش آنها در اختیار پرورش دهندگان قرار می دهد چند بررسی در مورد ریخت شناسی، زیست شناسی، رده بندی و پرورش روتیفرها منتشر شده است و تعدادی از آنها بر روی تولید روتیفرها به عنوان غذای زنده در محیط پرورش متمرکز شده اند (مثلاً Ruttner-Kolisko1974؛ أNagata& Hirata1986؛ Lubzens1987؛Fukushoa,b 1989؛ Lubzens et al1989،2001؛Fulks &main 1991؛ Clement &Wallace1991؛Wallace &Snell 1991؛ Nogrady1993؛ Hagiwara etal1997.2001). مطالعه حاضر تلاش دارد تا اطلاعاتی را در مورد روتیفرهای Euryhaline با تأکید خاصی بر روی نوع براچیونوس و ابزارها برای استفاده روتیفرها به عنوان غذا برای لاروهای ماهی پروش یافته تجهیز کند.

کمک در ارزیابی حالت محیط پروش در ضمیمه I آمده است.

 

ویژگی های زیست شناسی و ریخت شناسی روتیفرها

 

 زیست شناسی کلی

 

 شاخه روتیفرها (قبلا به عنوان روتاتوریا  شناخته می شد) شامل یک گروه نسبتا کوچک، قطعه قطعه نشده، pseudocoelomate  ،جانوران بی مهره آبزی با قرینه دو جانبه می باشد.بیشتر روتیفرها شنا نمی کننداما اشکال ساکن وگروه زی نیز شناخته شده اند . حدود2000 گونه ساکن برکه ها ودریاچه های آب شیرین هستنداماچندین گونه ساکن آب های شور ودریایی وخزه ها وگل سنگها در زمینهای مرطوب هستند. اگر چه روتیفرا شاخه کوچکی است، روتیفرها در محیط آب شیرین بسیار مهم هستند، حدود 30 درصد کل بیو ماس پلانکتون را شامل می شوند.بوسیله مصرف باکتری ویا جلبک،آنها ارتباط بین تولید کنندگان اولیه و مصرف کنندگان ثانویه یا شکارگرانی نظیر ماهی ولاروهای حشره را شکل می دهند. روتیفرها چندین ویژگی متمایز دارند .

آنها بوسیله یک تاج مژه دار قدامی (تاج )مشخص می شوندکه این تاج در شنا وتغذیه کاربرد دارد .وجود تاج، روتیفرها را از دیگر متازونها متمایز می کندو حرکتهای متاکرونال مژه در دستگاه چرخشی قدامی، که این توهم را ایجاد می کند که دو چرخ در حال چرخیدن هستند، یکی از ویژگی های متمایز ارگانیسم های متعلق به این گروه می باشد. شکل بدن آنها از حالت کیسه مانند تا استوانه ای شکل است ومعمولاً چهار ناحیه را میتوان شناسایی کرد: یک سر که تاج را حمل می کند ،یک گردن با طول های متغیر، یک بدن ویک پا که معمولاً دو انگشت دارد (اما تعداد آنها ممکن است از هیچ تا چهار تا متغیر باشد ) که معمولا هنگام شنا کردن جمع می شوند.غدد پدالی یافت شده در پا برای اتصال موقتی روتیفرها به لایه ها ماده ی چسبناکی ترشح می کنند. بدن روتیفرها با پوستی فوق سلولی پوشیده شده است که ترشح ژلاتینی پوسته زیرین است وهیچ کاربرد اسکلتی ندارد . یک لامینای درون سیتوپلاسمی متراکم در پوسته، اسکلت جنسی را تشکیل می دهد که برای اتصال ماهیچه است . گونه هایی که در آنها نواحی وسیع پوسته ضخیم شده اند به عنوان اشکال loricated   شناخته شده اند (ازجمله براچیونیدا ) وآنهایی که پوسته نازک دارند که پوسته انعطاف پذیرتر است به عنوانilloricated  شناخته شده اند . ضخامت دیواره بدن اهمیت رده بندی کمی دارد، اشکال loricated وilloricated ممکن است در یک نوع یافت شوند.چند ناحیه با لامینای درون سیتوپلاسمی نازکتر، انعطاف پذیری در اشکال loricated را تامین می کنند. این نواحی شامل تاج، پا ومفصل بندی بین ستون فقرات متحرک وبدن را شامل می شوند. روتیفرها دارای یک فضای درونی پرشده از مایع هستندکه به عنوان یک coelom  کاذب شناخته شده است که از خارج بوسیله پوسته واز داخل بوسیله سلولهای اندامهای مختلف مرتبط است (هضم، پروتونفریدال وتناسلی ).در روتیفرها سیستمهای تنفسی وepihlelial گردش خون وجود ندارد و مایع درونی pseudocoelo ، که در اندام های درونی شناور است، معادل سیستم گردش خون است. ترکیب آن بوسیله پروتونفریدال تنظیم می شود وبوسیله دستگاه  ها ضمه دوباره پر می شود. از دیگر ویژگی های روتیفرها نیز ساختار syncytial  قسمتهای بدن آنها است. بعد از رشد جنینی غشاهای سلولی در بافتها ناپدید می شوند، بافتهایmultinucleateel یا  sysncytial  شکل می گیرند. کل تعداد یک گونه دارای تعدادی ثابت هسته اصلی در هر اندام هستند. این وضعیت ،که به عنوان eutely شناخته شده است،در نماتودها نیز یافت شده است.تعداد کل هسته ها، از900 تا 1000 ، برای زندگی طی جنینی ثابت است که ظرفیت محدودی را برای ترمیم آسیب نشان می دهد. 

 

 

رده بندی

 

طبقه بندی رده بندی روتیفرها تحت بررسی دائم است .در قدیم این شاخه به دو طبقه بندی تقسیم شده است : seisona  وEurotatoria  ، در طبقه بندی اخیر شامل دو طبقه است: Bdelloidea با دو غده جنسی وMonogononta با یک غده جنسی (Melone etal1998 ). Monogononta شامل بیش از 90 درصد کل گونه های روتیفر،بابیش از 1600 گونه، درحدود 95 نوع benthi ،ساکن (شنا نمی کنند)وsessile می باشد.گمان می رود همه آنها dioecious با یک غده جنسی باشند. ماده ها دارای یک تخمدان می باشند ونرها اگر وجود داشته باشند از لحاظ ساختاری با یک روده ی باز مانده تقلیل یافته هستند. نرها برای یک دوره مختصر وجود دارند (چند روز یا هفته ). تیره ی براچینویدا دارای شش نوع روتیفرهای عادی می باشند، از جمله براچینوس با حدود 25 گونه روتیفرهای ساحلی و پلانکتونی. 

 

 نوع براچینوس

 

ویژگی متمایز از لحاظ ریخت شناسی برای نوع براچینوس یک بدن بیضی شکل می باشد که پهن شده است ویک Lorica با شش خار در حاشیه قدامی پسین می باشد . پا بسیار متحرک وکاملا جمع شدنی در lorica می باشد ونسبتا دراز است. تاج پنج قطعه متمایز با موهای بلند و حساس بین آنها دارد .یک چشم هوشمندانه همیشه وجود دارد .mastax (زیر را ببینید )بزرگ باmalleate trophyا ست. دیواره مری نازک است ومعده سلولی به وضوح از روده مجزا است . دو غده گاستریک با شکل متفاوت وجود دارد ومقعد در انتها است. چهار سلول درخشنده در امتداد مجرایprotonephridial در هر طرف بدن وجود دارند که به یک مثانه ادراری بزرگ متصل هستند.Vitellariumچندین سلول را حمل می کنند (زیر را ببینید) وتخمها در روزنه پا حمل می شوند. یک جانور ماده می تواند یک یا سه تخم amictic یا چند تخم نر حمل کند وهر تخم به طور مجزا به بدن ماده متصل است . معمولا یک جانور ماده فقط یک یا به ندرت دو تخم در حال کمون را حمل می کندواین تخم های کمون به آسانی از دیگر تخمهابوسیله رنگ تیره تر نارنجی – قهوه ای ویک فضا یا واکو ئل بین دو غشا تخم متمایز هستند. تیره براچینودا شامل تعداد زیادی از گونه ها هستند ، که بیشتر آنها ساکن آب شیرین هستند. دوتای اینها (B.plicatilis,  B.rotundiformis )به طور گسترده ای در محیط های پرورش متراکم استفاده می شوند وبه عنوان غذا برای مراحل اولیه رشد لاروهای ماهی دریایی مورد استفاده قرار می گیرند.

 

در روزهای اولیه طرح ریزی روشها برای پرورش متراکم روتیفرها، گونه های پرورش یافته به عنوان B.plicatilis شناخته شدند که دو نوع ریخت نشان دادند که به عنوان نوع L(نوع بزرگ )ونوعS  (نوع کوچک )شناخته شده اند. جمع آوری اطلاعا ت نشان می دهد که این نوع ریختها تنها در اندازه وشکل تفاوت ندارند که منجر به شناسایی رده بندی به عنوان دو گونه،Bplicatilis و B.rotundiformis می شود .lorica جانور ماده B.plicatilis به طور چشمگیری بزرگتر از loricaدرB.rotundiformis است وتیغ های قدامی رویloricaB.plicatilis  به صورت زاویه منفرجه هستند.plicatilisBهستند که در مقایسه تیغهای B.rotundiformis  نوک تیز هستند.  تعداد کروموزوم ، نماهای آلوزیم ، جداسازی تناسلی و ماهواره های  ریز تفاوتهای ژنتیکی بین این دو گونه را نشان می دهد. با این وجود اطلاعات اخیر نشان می دهد که B.rotnndiforms از دو ژنوتیپ، B.rotnndiformisSMوB.rotnndiformisSS ،بدون مشاهده جریان ژنی بین آنها تشکیل شده است (Serra etal1998 ). این مطالعات نشان می دهد که B.plicatilis یک euryhaline است، گروه دمای پایین ،B.rotnndiformisSM با دمای بالا وشوری کم وB.rotnndiformisSSبا دمای بالا ومیزان شوری زیاد سازگار شده اند. علاوه بر این گروهها واکنشهای mictic متفاوتی نسبت به تراکم ، میزان شوری ودما نشان می دهند و آزمایشات جفت گیری نشان داد که بیشتر جفت گیریهای اتفاق افتاده در یک گروه وبدون جانوران دو رگه را می توان آزمایشات جفت گیری آزمایشگاهی به دست آورد . تفاوتهایی نیز در روش حمل تخمهای کمون در روتیفرها وجود دارد . درB.pilicatilisوB.rotnndiformisSS ، تخمهای کمون خارج از loricaجانور ماده مانند تخمهایamictic یا نر حمل می شوند در حالیکه درB.rotnndiformisSM این تخمها در بدن جانور ماده باقی می مانند . تولید تخمهای کمون، نگهداری واز تخم بیرون آمدن آنها در قسمتهای بعدی این بخش موردبحث قرار می گیرند . احتیاط توصیه می شود هنگامیکه به نشریات قدیمی تر توجه می شود،از آنجائیکه مدرک اشتباهB.plicatilis وB.rotnndiformisوجود دارد. ممکن است این گونه فرض شودکه B.rotnndiformis از گونه های اصلی پرورش در نواحی گرمسیری است .

 

 ریخت شناسی وفیزیولوژی

 

 انتهای قدامی یا سر ،تاج را حمل می کند که در ماده براچینوس از دو تاج مژه دار هم مرکز تشکیل شده است؛ تاج خارجیcingulum است که مسئول شنا می باشد وتاج داخلی، pseudotrochus ،متشکل از تاژهای سازمان دهی شده در membranelles یا   cirriمی باشد .pseudotrochus ذرات غذا را به طرف دهان جارو می کند. قسمت سر دهان قدامی وچند اندام حسی از جمله شاخک، cirri وocelli  حساس به نور را نیز حمل  می کند .

 

تغذیه

 

غذا بوسیله تاج گرفته می شود، وارد دهان می شود واز میان لوله buccal به سمت گلو عبور می کند. لوله buccalبا گیرنده های حسی گوناگونی مجهز شده است ودر buccal velum ، یک ساختار نرم و انعطاف پذیر که کاربرد آن جلوگیری از برگشت غذایی است که به گلو رسیده است، پایان می یابد. با این وجودغلاف ماهیچه ای طولی وچرخشی که لوله buccal را محصور کرده است می تواند باعث برگشت غذای هضم شده در این سطح شود. گلوmastax عضلانی را جای داده است جائیکهtrophi سخت وشفاف غذا را می شکند که احتمالا این کار را با کمک آنزیمهای تولید شده بوسیله غدد بزاقی انجام می دهد.trophi از قسمتهای سخت تشکیل شده است که برای توصیف تیره، نوع یا حتی گونه های روتیفرها از اهمیت رده بندی بسیار بالایی برخوردار است.غذایی که از mastax خارج می شود به ناحیه کوتیکولی مری وارد می شود واز میان ناحیه مژه دار عبور می کندقبل از اینکه وارد معده شود. غدد گاستریک بزرگ در دستگاه گوارش بین مری مژه دار و معده تخلیه می شوند و ترشحات آنها به هضم برون سلولی که در معده رخ می دهد کمک می کند. معده به روده منتهی می شود وسپس بهcloaca که مایع را از مثانه یا پروتونفریدیای جفت شده و تخمها را از لوله رحم تخلیه می کند . گیرنده های حسی در تمام طول دستگاه گوارش با یک اندام حسی مهم بین trophi در کف mastax و گیرنده های حسی در سقفmastax قرار گرفته اند. گیرنده های حسی که در رفتار تغذیه ای شرکت دارندیا به مغز یا به گرهmastax متصل هستند واین مراکز حرکت چرخشی وطولی عضله اطراف حفرهbuccalوmastax را به ترتیب تنظیم می کنند.

رایج ترین شیوه تغذیه در روتیفرهای براچینوید پلانکتونی تغذیه از طریق عبور دادن است .این نوع تغذیه که به عنوان تغذیه میکروفاگوس نیز توصیف شده است (Pourroit1977 ؛ Clement etal1983 )، در روتیفرهایی که از تاج مژه دار پیشرفته ونوع کاریmastax برخوردار هستند یافت می شود . نوع غذای مصرفی به ویژه اندازه آن مستقیما به اندازه وشکل دستگاه مژه ای و mastax بستگی دارد. حرکت چرخشی مژه جریان آب شامل ذرات غذا را به طرف دهان هدایت می کند وآن غذاهایی که مناسب هستند بلعیده می شوند،که یک مکانیسم نشان دهنده حسی انتخاب غذا را تنظیم می کند .به نظر می رسدBrachionus plicatilisچند گزینه غذایی داشته باشد ومی تواند تولید مثل کند هنگامیکه از انواع مختلف جلبک،مخمر یا باکتری تغذیه کرده باشد . سه محل نشان داده شده بود که جذب غذا را درB,calyciflorusکنترل می کند واین سه محل نیز احتمالا درB.plicatilisنیز عمل می کند . اول، دستگاه مژه دار قدامی که از گیرنده های لامسه ای ویا شیمیایی تشکیل شده که احتمالا ماهیچه هایی را که وضعیت مژه هایpseudotrochus را اداره می کند ، کنترل می کند به شیوه ای که آنها صفحه ای را تشکیل می دهند تا از ورود ذرات خاص به دهان جلوگیری می کند . دوم،گیرنده های شیمیایی در لوله

Buccal که ممکن است، ماهیچه های چرخشی وطولی را فعال کند و انقباض این ماهیچه ها باعث عدم پذیرش ذرات غذا خواهد شد اگر آنها نامناسب تلقی شوند ،سرانجام ذرات کف درتماس با گیرنده های حسی درmastax قرار می گیرند وشناسایی شیمیایی یا بساوایی در این محل ادامه یا توقف حرکات خردکنندهmastax را تعیین خواهد کرد . اگر غذا نامناسب باشد ،گیرنده های حسی خروج غذا از کانالbuccal را باعث می شوند .

چندین مطالعه نشان می دهد که انتخاب غذا بوسیله تعلیق تغذیه کنندگان مانند روتیفرها عمدتا بر اساس اندازه طعمه است .با این وجود انتخاب در چند گونه گزارش شده بود وبه سطح سلول، شرایط فیزیولوژیکی سلولهای جلبکی وmotility جلبکی بستگی دارد .طیف اندازه طعمه برای B. plicatilis ازتقریبا 4 /1 تا 4838  میکرومترمکعب  یا 4/1 تا 21 میکرومتر قطر کروی معادل (ESD) با تغییرات در کارایی با اندازه ذرات مختلف متغیر است . بهترین غذا دادن برایTetraselmic suecicaبا قطر کروی معادل ( ESD ) 3/8 میکرومتر گزارش شده بود. این میزان اندازه هایی را از باکتری تا dinoflagellates در برمی گیرد  وبزرگترین اندازه ذره گرفته شده بوسیله روتیفر به اندازه بدن آن بستگی دارد . روتیفرها را به عنوان غذا خورندگان مکانیکی توصیف کرده اند از آنجائیکه معلوم شد آنها غیر انتخابی غذا می خورند هنگامیکه دو گونه جلبک با اندازه سلول متفاوت به آنها ارائه شد . میزان خوردن آنها بازتاب دقیق نسبت به حجم هر گونه جلبک بود .

سه مدل برای توصیف تاثیر تراکم ذرات غذا در میزان تغذیه زئوپلانکتونهایی که بوسیله عبور دادن ، تغذیه می کند پیشنهاد شده است ( bRothhaupt1990 ). در مدل مستقیم میزان پاک سازی تا یک تراکم خاص غذایی افزایش می یابد که سطح محدود کنده آغازین (ILL )نامیده می شود . این مدل یک روش تغذیه ای را اداره می کند جائیکه ذرات کوچک بی شماری را می توان هم زمان بدون دخالت ذارت با مرحله تغذیه جمع آوری نمود تا ILL(سطح محدود کننده آغازین )فرا رسد .حداکثر میزان خوردن احتمالا بوسیله روده ومیزان تخیله (دفع)روده تعیین می شود و بنابراین به پایین ترین تراکم غذایی با موارد بزرگتر غذا می رسد .بالای این سطح محدودکننده آغازین میزان خوردن ثابت باقی می ماند .مدل خط منحنی افزایش مداوم میزان پاکسازی را با افزایش تراکم غذایی ارائه می کند و بوسیله معادلات میشالیس- منتن (Michaelis & Menten1913 ) یا "ایوالو"(1960)بیان می شود .این مدل نوعی افزایش تداخل با مرحله تغذیه را نشان می دهد وبا اندازه بزرگتر از ذرات غذایی بهینه مشاهده شده است.تداخل را می توان بوسیله تداخل مکانیکی به وجود آمده بوسیله برای مثال، افزایش زمان جایجایی لازم برای پردازش طعمه های بزرگ در طی مدت زمانی که قطع در جمع آوری ذرات جدید وجود دارد نشان داد. در این مدل افزایشی تدریجی در میزان خوردن وجود دارد تا زمانی که به یک وضع ثابت برسد میزان عبور دادن غذا یا پاکسازی در تراکم پایین ذرات غذا بالا است و در یک حالت خط منحنی با افزایش تراکم غذا کاهش می یابد. در نهایت در مدل Sigmoid میزان عبور دادن غذا با پاکسازی از لحاظ Sigmoid با افزایش تراکم ذرات غذا افزایش می یابد تا به حداکثر مقدار برسد و سپس به هر افزایش بعدی در تراکم ذرات غذا کاهش می یابد. بدین ترتیب میزان عبور دادن غذا در تراکم غذا تنظیم  می شود و روده را با صرف انرژی کم پر نگه می دارد. مطالعات، مدل تغذیه خط منحنی (Hansen etal1997) یا Sigmoid (Navarro1999) را برای B. plicatilis و مدل تغذیه خط منحنی (اما به طور چشم گیری با مدل Sigmoid تفاوت ندارد) برای B. Rotundiformis را نشان داده اند. در آزمایشها با استفاده از Nannochloropsis Oculata به عنوان غذا برای B. plicatilis سطح محدود کننده آغازین دو برابر B. Rotundi formis بود (تقریباً 106×2 و ml-1 سلول106×1به ترتیب ). مقادیر سطح محدود کننده آغازین برای B. plicatilis برای دیگر منابع غذایی بدست آمد: ml-1 سلول106×8-4 برای تغذیه با Monochrysis (حالا Pavlova)، »Lutheri وSaccharomycescerevisae ، ml-1 سلول106×1/2 با Chlorella sp (احتمالاً امروزه به عنوان Nannochloropsis شناخته می شود ، ml-1 سلول106×5/1 با Chlamydomonas و ml-1 سلول106×1/0  میزان زیادی (mlh -1 10-64/0در هر جانور) در میزان عبور دادن غذا برای B. Plicatilis مشاهده شد که به نوع جلبک استفاده شد و به عنوان غذا و به تراکم غذا بستگی دارد . هنگام تغذیه با N. Oculata روتیفرهای B. Plicatilisبین 60 و 90 درصد وزن خشک خودشان را در هر روز غذا عبور دادن در حالی کهB. Rotundi formis160 درصد از وزن خشک خودشان را در هر روز مصرف کردن که این امر نشانگر اندازه متفاوت بدن آنها می باشد. در این آزمایشات تفاوت های چشم گیری در مقادیر بدست آمده برای میزان عبور دادن و خوردن غذا بین جلبک های زنده (N. Oculata) و جلبکهای خشک شده منجمد وجود نداشت (Navarro1990).

 

 هضم

 

 ذرات غذای خرد شده از میان مری عبور می کند و به معده و ورده وارد می شوند. معده گاهی اوقات رنگ آخرین غذای خرد شده را به خود می گیرد و رنگ آن به نوع غذای مصرف شده بستگی دارد. غدد گاستریک در بخش قدامی معده ممکن است به هضم برون سلولی کمک کند. چندین آنزیم هضم غذا در B. Plicatilis گزارش شده است از جمله: پروتئاز ،آ لفا-آمیلاز، لامیناریناز، سلولاز، سلوبیو هیدرولاز، لیسوزیم و گلوکانز-3و1-B. غشاء جدار معدهInvagination کیسه را نشان می دهد که در واکوئل ها ادغام می شوند و قطرات درشت روغن به سمت پیشین احتمالاً جذب غذای هضم شده را نشان می دهند .

 

دفع و مایعات بدن

 

همانگونه که قبلاً ذکر شد روتیفرها سیستم تنفسی و سیستم گردش خون ندارند و مایعات در بدن Pseudocoelom قرار گرفته اند مانند دیگرPseudocoelomate ها، روتیفرها گازها را مبادله می کنند و مواد زاید نیتروژنی را به وسیله انتشار از سطح بدنشان دور می کنندو انقباض ماهیچه ای بدن به چرخش مایعات در بدن کمک میکند. تنظیم اسمزی؛ حداقل در گونه های آب شیرین، به وسیله پروتونقریدیال انجام می شود. پروتونقریدیال از 2 لوله موازی جانبی با چند سلول به شکل باد بزن که درون آنها باز می شوند تشکیل شده است. این سلول مجهز به مژه هستند که مایعات بدن را پمپاژ می کنند و آنها را درون لوله عبور می دهند جایی که به درون مثانه اداری تخلیه می شوند. مثانه به وسیله عمل انقباظ مایعات جمع شده را به Cloacl تخلیه می کند. معلوم شده که Brachionus Plicatilis اسمزی بودن مایع را تا تراکم خارجی از میزان 32 تا 957Mosmol 1-1 تنظیم می کند که نشان می دهد آنها اساساً با خاصیت اسمزی سازگاری دارند. با این وجود در غلظت خارجی Mosmol 1-1 32 خاصیت اسمزی بدن Mosmol 1-159 بود که نشان می دهد این روتیفرها قادر به تحمل غلظت های خارجی پایین نیستند .

 

حرکت

 

 مایعات بدن مانند یک اسکلت هیدرواستاتیک عمل می کنند که در تعامل با سیستم عضلانی است. سیستم عضلانی شامل ماهیچه های مخطط و نرم است که در حالت های گروه های کوچک طولی و چرخشی هستند. آنها درون پوست وارد شده اند یا پوست و اندام های داخلی را به هم متصل می سازند. در گونه های Loricate نظیر براچینویدا انقباض ماهیچه های وارد شده در پوست و مقاومت مایعات بدن حرکت جانور در آب را آسان می سازد، ماهیچه های طولی شکل بدن را کوتاه و گروه های چرخشی شکل بدن را دراز می کنند انقباظ ماهیچه های طولی که در تاج یا پا وارد شده اند پس روی آنها را در Loricate در شرایط نا مطلوب یا طی شنا کردن آسان می سازد ماهیچه های وارد شده در احشا  یا شکل دهنده بخشی از احشا، انقباض اندامهایی نظیر غده هضم Vitellarium و مثانه ادراری را آسان می سازد.

 

 سیستم عصبی واندام های حسی

 

 همکاری تمام این کاربرد ها تحت تنظیم سیستم عصبی است که شامل یک گره مخی بزرگ تکی ( مغز ) می باشد که در بخش قدامی بدن ،زیرپسین تاج قرار گرفته است . نورونهای قدامی، جفتی از مغز در امتداد طولی بدن تا پا ادامه دارند وشاخه های گوناگون آنها به اندامهای مختلف می رسد . تعدادی گره درmastax و پا و در نقاط خروجی برای عصبهای جانبی وجود دارد. ا ندامهای حسی را می توان به گیرنده های نوری، گیرنده های شیمیایی وگیرنده های مکا نیکی تقسیم بندی نمود . موهای زبر گیرنده های مکا نیکی روی تاج و روی شاخکها روی نواحی مختلف پوست از جمله ناحیه پا قرار دارند. تاج نیز گیرنده های مکا نیکی را حمل می کند که در پذیرش یا عدم پذیرش ذرات غذا نقش دارند . اینها در جفت گیری در نرها نیز بوسیله دنبال کردن فرومون جانوران ماده عمل می کنند .چندین گونه دارای یک یا بیشتر از یک نقطه چشمی گیرنده نوری رنگی می باشند . نقطه چشمی قرمز در قسمت قدامی گونه های براچینوس که از جلبک تغذیه کرده اند بسیار متمایز است .

 

 تولید مثل

 

 ا ندام های تولید مثل ماده تک غده جنسی، همان گونه که از نامش برمی آید، از یک غده تکی تشکیل شده است. این غده جنسی از تخمدانی تشکیل شده است که اوویستها ، زرده کهsyncytialvitellarium  تولید می کند و لایه فولیکولی که تخمدان وvitellarium را احاطه می کند ولوله رحم را که به cloaca منجر می شود را شکل می دهد را شامل می شود. تعداد کل اوویستها زمان تولید حاضر است . روتیفرها عموماً تخم گذار هستند با رشد جنینی که خارج از بدن مادر است.

 

تولید مثل جنسی وغیرجنسی

 

تقریباً تمام روتیفرهای دیده شده در طبیعت ماده هستند . جانوران نر فقط در دوره های کوتاه پدیدار می شوندودربیشتر گونه ها هرگز مشاهده نشده ا ند. در خلال شرایط مطلوب ، تعداد بوسیله بکرزایی دیپلوئید افزایش می یا بد به طوری که ماده های دیپلوئیدی تخم های دیپلوئید تولید می کند که به عنوان تخم های amictic شناخته می شوند . گونه های تک غده جنسی (مثلا B.plicatilis ) می توانند یا بوسیله بکرزایی یا بوسیله تولید مثل جنسی تولید مثل کنند. به طور کلی روتیفرها ی این گروه بوسیله بکرزایی چرخه ای تولید مثل می کنند بدین معنی که تولید مثل غیر جنسی متداول است اما تحت شرایط خاص تولید مثل جنسی ممکن است .

ماده ها همیشه دیپلوئید ونرها هنگامیکه ظاهر می شوند، هاپلوئید هستند ودر مقایسه با ماده ها از لحاظ اندازه بسیار کوچک هستند. ماده های دیپلوئید یا amictic یا mictic هستند واز لحاظ ریخت شناسی غیرقابل تشخیص هستند. ماده های Amictic به طور بکرزایی تخمهای دیپلوئید تولید می کنند که در جانور ماده به صورت mitoticalرشد می کنند در حالیکه ماده هایmictic به طور بکرزایی

تخمهای هاپلوئید از طریق تقسیم کاهشی (میوز) تولید می کنند. بدین ترتیب بدست آوردن کلونهای ژنتیکی از پرورش ماده های amictic آسان است . اگر یک ماده mictic جفت گیری نکند وبارور نشود،تخم های هاپلوئید درنرها شکل می گیرد اما یک ماده mictic جفت گیری کرده که بارور است تخمهای کمون دیپلوئید شکل خواهد داد. تخمهای تشکیل شده از طریق بکرزایی (دیپلوئید و هاپلوئید ) فوراً در دوره جنینی رشد می کنند وسر از تخم بیرون می آورند . تخمهای کمون تحت شرایط مناسب در ماده های amictic بعد از یک دوره نهفته شکسته می شوند . بدین ترتیب ماده های amictic به طور بکرزایی تخمهای دیپلوئیدamictic تولید می کنند وماده های mictic به طور بکرزایی تخمهای دیپلوئیدamictic تولید می کنند وماده های  mictic  به طور بکرزایی تخمهای نر هاپلوئید یا تخمهای کمون دیپلوئید جنسی تولید می کنند که در ماده هایamictic دیپلوئید جانوران سر از تخم بیرون می آورند. دربعضی نوع های روتیفر (مثلاAsplanchua,Conchilus,sinantherina) ماده های آمفوتریک که تخمهای دیپلوئید و هاپلوئید تولید می کنند مشاهده شده است . تولید تخمهای کمون از طریق بکرزایی وظهور تخمهای amictic نیز مشاهده شده است (مباحث . در براچینویدا ، تخمها به بدن ماده بوسیله یک رشته نازک متصل هستند و جنین تخمهایamictic از بیرون می آیند واز بدن مادر رها می شوند وپوسته تخم همچنان به مادر متصل است . تخمهای کمون را در مراحل اولیه شکل گیری نمی توان از دیگر تخمهای amictic شناسایی کرد .در B.plicatilis جائیکه تخمهای کمون خارج از بدن ماده شکل می گیرند ، آنها   نیز بوسیله یک رشته نازک به بدن مادرشان متصل هستند تاانتهای شکل گیریشان وبعداً رها می شوند وبه انتهای محیط پرورش، برکه یا لایه های دریاچه می روند. با این وجود تخمهای کمون B.rotundiformis (.نژادهای روتیفر نوع SM  ) که در ارگانیسمهای مادری رشد می کنند از آنها رها نمی شوند. آنها به همراه مرگ مادرشان به اعماق دریاچه ، برکه یا محیط پرورش می روند وفقط بعد از تجزیه بدن مادرشان سرانجام رها می شوند. تخمهای کمون برای دوره های طولانی زنده می مانند واز لایه های مربوط به 60 سال بعد از شکل گیریشان شکسته شده اند و جانوران از آنها بیرون آمده اند Kotani et al)2001 ) ونرها از تعداد محدود گونه های تک غده جنسی شناخته شده اند اما به طور فرض بر این است که تمامی اعضای این گروه توانایی تولید نرها را دارند از جمله گونه های براچیونوئید،B.plicatilic,B.rotundiformis .نرها بسیار کوچکتر از ماده ها هستند ونوعاً بسیار سریع تر حرکت می کنند . آنها یک دستگاه هاضمه  ابتدایی و یک بیضه کیسه مانند دارندکه شامل اسپرماتوزوئیدهای شناور است. یک vas deferens که از بیضه به آلت  تناسلی نر منجر می شود ویک یا دو غده پروستات که در آن تخلیه می شوند. نرها تلاش می کنند با ماده هایmictic یا amictic جفت گیری کنند وجفت گیری در ناحیه تاج یا cloaca رخ می دهد. باروری موفقیت آمیز در ماده های تازه پدیدار شده برای یک دوره بسیار محدود اتفاق می افتد . فرومون تولید شده بوسیله ماده های اول در B.plicatilis شناسایی شد این یک گلیکو پروتئینKDa29 است ودر ماده های amictic,mictic یافت می شوند . ساختار مولکولی آن احتمالاً با ساختارB.rotundiformisتفاوت دارد واین ممکن است مانند یک سد محدودکننده خاص نسل در جفت گیری بین این گونه ها عمل کند .

حالت چرخه ای بکرزایی فواید تاثیر کلونی سریع از طریق دیپلوئید را با بکرزایی ameiotic با فواید ترکیب مجدد جنسی را ترکیب می کند ودر روتیفرهای تک غده جنسی و cladocerans و در بعضی از شاخه های دیگر جانوران مانند شته ها یافت می شوند. این گروه ها تمایل به سکنی گزیدن در محیط هایی دارند که گاهاً متغیر هستند که ممکن است به صورت دوره ای نامناسب باشند وبنابراین باید دوباره سکنی گزینند . تولید مثل بکرزایی در مراحل اولیه ساکن شدن مهم است از آنجایی که رشد جمعیتی سریع ایجاد می کنند وطی این مرحله ژنوتیپ بدون ترکیب مجدد ژنتیکی تکثیر می شود. ترکیب مجدد ژنتیکی طی تولید مثل جنسی رخ می دهد که منجر به شکل گیری تخمهای کمون می شوند . تخم کمون مرحله چرخه زندگی است که دارای بالاترین ظرفیت انتشار در زمان و فضا می باشد.

به علائم آغاز میوز در ماده های mictic دیپلوئید به خوبی پی برده نشده اما طبق مطالعات آزمایشگاهی آنها شامل عوامل تغذیه ،تراکم جمعیت ، شوری  وژنتیکی می باشد . در واکنش به علامت mictic ،ماده amictic نوزادان دخترamictic,micticتولید می کند. نسبت نوزادان ماده B.plicatilis   micticمتغیر است (18 تا66 درصد) وبه کیفیت غذا و میزان شوری بستگی دارد . اسنل ( 1987) نسبت متوسط mictic  (SD±متوسط) %84/3±2/21 برای B.plicatilis  گزارش کرد و 50 درصد را به عنوان  مناسب ترین نسبت  mictic در طبیعت پیشنهاد کرده با استفاده از یک مدل جمعیت شناختی ، سرا وکینگ (1999 ) نشان دادند که فراوانی ماده های mictic که تعداد را در طولانی مدت به حداکثر می رسانند به میزان مرگ ومیر وتولد بستگی دارد. این بدین معنی است که جمعیت ممکن است میزان نسبی تولیدmictic,amictic خودش را در پاسخ به تغییرات محیطی تنظیم می کند والگوهای متفاوت mixisدر انواع متفاوت زیستگاه ها یا شرایط محیط های پرورش انتظار می رود.

نتیجه گیری میشود که نسبتهای متوسط mictic در شرایط رشد وا بسته به تراکم مناسب هستند و اینکه نسبتهای مناسب mictic بالاتر هستند هنگامی که شرایط زیستگاه بهتر است . این بدین معنی است که شرایط بهینه محیط پرورش باعث تولید بالای تخمهای کمون می شود .

 

 میزان تولید مثل

 

 میزان داخلی تولید مثل تعداد روتیفر(مقادیر G  یاR  ؛ زیر را ببینید ) با افزایش تراکم غذا به صورت تصاعدی افزایش می یابد واین رابطه را می توان بوسیله یک مدل تعریف شده Monod با آغازی برای رشد جمعیتی صفر ویک وضعیت ثابت برای حداکثر مقادیر رشد جمعیت توصیف نمود . این بدین معنی است که رشد جمعیت ماورای یک تراکم خاص غذا ا فزایش نمی یا بد وممکن است حتی در تراکم های غذایی نسبتاً بالا کاهش یابد . پارا مترهای این مدل به ا ندازه ذرات غذا بستگی دارد از آنجا ئیکه میزان نسبی مصرف (یا میزان پاک سازی ، همان گونه که در بالا مورد بحث قرار گرفت ) وکیفیت تغذیه ای غذای تهیه شده برای روتیفرها را تعیین می کند.

باروری روتیفرها به این بستگی داردکه آیا تولید مثل جنسی یا غیر جنسی صورت گیرد. مثالی که در جدول 2-2 آمده است نشان می دهد که ماده های amicticB.plicatilis17تا 24 تخم طی دوره زندگیشان تولید کردند که در مقایسه ماده های بارور mictic 1تا 5 تخم کمون تولید کردند . علاوه بر این به طور متوسط تولید تخمهای amictic ده برابر سریع تر (حدود 5 تخم در روز ) از تخمهای کمون طی یک دوره تخمگذاری مشابه است (تقریباً 108 ساعت ) (جدول 2-2 ) – ماده های mictic بارور نشده   9تا19 تخم تولید کردند اما این ها تاثیری در افزایش جمعیت، همان گونه که نرها را شکل می دهند ندارند .

 

تعداد تخمهای تولید شده بوسیله یک مادهR 0 وا بسته به غذای گونه های جلبکی است که با elongatessynechococcus وTefraselmis  tetratheleبه بالاترین میزان تولید مثل کمک می کند . بهترین دما برای پرورش روتیفرها شدیداً به گو نه ها بستگی دارد ، همان گونه که  بهترین دما برای B.plicatilis( 30-10 سانتی گراد ) است که پایین تر از دما برای B.rotundiformisاست که (35 -24 سانتی گراد) می باشد (مطالعات بررسی شده بوسیلهHirano1987 ؛ Lubzens et al1987 ، 1989 ؛ Rumengan & Hirayama1990 ؛ Hirayama & Rumengan1993 را ببینید). در هر گونه تفاوتهایی در میزان تولید مثل تحت شرایط پرورش یکسان یافت شده است که تغییر پذیری درون گونه ای را نشان می دهد . به طور گسترده ای پذیرفته شده است که وجود تولید مثل جنسی در B.plicatilis  وB.rotundiformis از لحاظ ژنتیکی تعیین شده است . بدین معنی است که نه تنها تمام محیط های پرورش  روتیفر تولید مثل جنسی نشان خواهند داد حتی بهترین شرایط محیطی ارائه می شود . بهترین شرایط برای ترغیب تولید تخمهای کمون نیز بین B.plicatilis و Brotandiformis متفاوت است علاوه بر این در هر گونه تغییر زیادی بین محیط های پرورش در تعداد تخمهای کمون که آنها تحت شرایط پرورش  یکسان تولید خواهند کرد وجود دارد. بنابراین انتخاب نژاد  مناسب یا محیط پرورش مناسب برای تولید موفقیت آمیز تخمهای کمون ضروری است . 

همان گونه که قبلا ذکر شد، محرک برای آغاز تولید مثل جنسی هنوز کاملاً شناخته نشده اگر چه چندین مطالعه جهت روشن ساختن احتیاجات محیطی برای تولید mictic وamictic انجام شده است . تولید مثل جنسی الزامات بیشتری نسبت به تولید مثل غیرجنسی دارد. تولید مثل جنسی بوسیله تراکم جمعیت محدود شده است  وایجاد آن نسبت به آنهایی که تولید مثل غیرجنسی را حمایت می کنند نیاز به شرایط دسترسی غذا ، میزان شوری و دمای بهتر می باشد -تفاوتهایی نیز بین B.plicatilis وB.rotundiformisدر شرایط محیطی یا فت شده اند که تولید تخم کمون را ترغیب می کند . نشان داده شده است که دما و میزان شوری پایین برای روتیفرهای B.plicatilis لازم است در حالیکه میزان دمای بالاتر و میزان شوری نسبتاً بالاتری تولید بیشتر تخم کمون B.rotundiformis را ترغیب می کند . یکی از عوامل بارز تراکم پرورش روتیفر است . در حالیکه تراکم آغازی (تقریباً 10 روتیفر/ ml ) برای دستیا بی به باروری موفق لازم است ، تراکم های بالاتر از حدود 150 روتیفر/ ml باعث تولید کم تر تخمهای کمون می شوند . یک سیستم نیمه مداوم که تراکم روتیفر را حفظ نمود تولید تخم کمون روتیفرB.plicatilis  را بهتر کرد اما تولید تخم کمون در پرورش B.rotundiformisرا کاهش داد. تجدید مکرر محیط پرورش در کاهش تولید تخمهای کمون درگیر شده است و وجود ((عامل بسته به تراکم )) که با تولید تخمهای کمون مربوط است پیشنهاد شده است  . تا به امروز این عامل شناخته نشده است . جلبکهای تازه یا نگهداری شده ( یخ زده و یا کنستانتره ) در تولید تخمهای کمون وتولید انبوه روتیفرها استفاده شده است  . نزادهای خاص باکتریایی برای کمک به تولید تخم کمون گزارش شدند (Hagiwara1994 ). آزمایشات اولیه در مورد امتحان تاثیر هورمون های جانوران مهره دار و بی مهره برای کمک بهmixis در B.plicatilis گزارش شده اند .

 

[ پنجشنبه 25 آذر1389 ] [ 11:56 PM ] [ سید مانی سیرنگ ]
پرورش روتیفر

روتیفرهای در حال پرورش

 

 موفقیت پرورش روتیفر به انتخاب مناسب ترین گونه یا نژاد روتیفر برای شرایط پرورش محلی،حفظ کیفیت آب در محیطهای پرورش و انتخاب مناسب ترین فن پرورش بستگی دارد.

 

 انتخاب گونه ها ویا نژاد

 

انتخاب نژاد مهمترین مرحله آغاز پرورش متراکم است . اندازه،نوع تولیدمثل ( جنسی در برابر غیر جنسی ) و میزان تولید مثل خاص نژاد یا گونه است . نوع غذا و مقدار آن ، میزان شوری ودمای محیط پرورش همه نوع تولیدمثل و میزان آن را تنظیم می کنند . تولید متراکم روتیفرها بوسیله ترغیب روتیفرها به تولیدمثل غیر جنسی بهتر بدست می آید زیرا تولیدمثل جنسی باعث تولید جانور نر وتخمهای کمون می شود .نرها ازلحاظ تغذیه ای نازل تر از ماده ها هستند که به دلیل رفتار شناگری سریع آنها وفقدان دستگاه هاضمه می باشد که بدین معنی است که آنها نمی توانند با مواد غذایی ضروری مورد نیاز لاروهای ماهی غنی شده باشند. تعداد تخمهای کمون تولید شده بوسیله یک ماده به طور چشمگیری پایین تر از تعداد تخمهای تولید شده بوسیله بکرزایی است وتخمهای کمون فوراً به ثمر نمی نشینند. از تولیدمثل جنسی می توان با استفاده از نژادهای ژنتیکی خاص که به صورت جنسی تولیدمثل نمی کنند یا بوسیله پرورش روتیفرها درمیزان شوری نسبتاً زیاد جلوگیری نمود. به طور کلی جلبک تازه یا یخ زده نسبت به مخمر یا جلبک خشک شده به میزان تولیدمثل بالا کمک می کند (2001Lubzens et al) . یک محاسبه دقیق برای توازن بهینه بین هزینه بالای جلبک وافزایش تولید روتیفر لازم است . مقدارغذایی که به طور روزانه در هر مخزن پرورش به کار برده می شود به میزان تولیدمثل روتیفرها بستگی دارد. معمولاً یک تاچهار گرم مخمر نانوایی ( یا30 درصد این وزن به عنوان مخمر خشک ) در هر یک میلیون روتیفر درهر روز به کار برده می شود. این مقدار مطابق با دمای محیط پرورش ، شوری ( در شوری پایین ودمای بالا مقدار بیشتری مورد نیاز است) گونه های روتیفر وتراکم روتیفر تغییر می کند. محاسبه شده است که تعداد17 10 –15  10   سلول مخمر باید برای هر روتیفر پرورش یافته استفاده شود ویک گرم از مخمر می تواند حدود .000/80 روتیفرB.plicatilis یا 000/100 روتیفرB.rotundiformisتولید کند . یک تمرین عادی برای شمارش روزانه تعداد روتیفرها وتعداد تخمها که آنها در ml 1 نمونه حمل می کنند ، که افزایش روزانه محاسبه می شود ، انجام می شود . میزان تولیدمثل محیط پرورش با r  تعیین می گردد (بعضی وقتها به عنوان G اشاره می شود):

که :     دوره محیط پرورش در روزT =

          تعداد اولیه روتیفرها وتخمهای آنهاNo =

          کل تعداد روتیفرها وتخمهای آنها بعد از T روز از محیط پرورش = Nt

مقادیر r برای نژادهای B.plicatilis معمولاً از 23/0 تا  15 /1 وبرای B.rotundiformisاز 54/0 تا 37 /1 ثبت شده اند که به میزان شوری ودما بستگی دارد . نوع غذا ( مخمر تر،مخمر خشک، جلبک زنده ، یخ زده یا خشک ) ومقدار آن مستقیماً بر میزان تولیدمثل تاثیر می گذارد. برای مثال مقادیر r برای B.plicatilis ( نژاد ناگاساکی ) پرورش یافته در آب دریا با میزان شوری ppt 17 وتغذیه شده با N.oculata ، 15 /1و 90 /0یا 52 /0 به ترتیب در دمای محیط پرورش 25 ، 30 یا 35 درجه سانتی گراد بودند. تحت شرایط محیط پرورش یکسان برای روتیفرهای B.rotundiformis، 54 /0 ، 77/0 ، 20/1 به ترتیب در دماهای 25 ،30 یا 35 درجه سانتی گراد بودند . حداکثر میزان r ، 51 /0 ، 55 /0 ،69 /0 ،74 /0 ،92 /0 یا 96 /0 بودند هنگامیکه روتیفرها به ترتیب با cyclotellacryptica، Nitzschia  closterium ،lutheri ( امروزه pavlova )monochrysis ، Eutreptiella  sp  ،chlamydomonas  spیا synechococcus   elongatesتغذیه شدند . همان طور که میزان تولیدمثل دریک حالت خطی- منحنی با تراکم غذا افزایش می یابد ، مقایسه های بین کارآیی منابع غذایی مختلف باید در Km یا مقادیر اشباع شدگی برای هر نوع غذا انجام شود.

 

 حفظ کیفیت آب در مخازن پرورش

 

 

بهترین میزان PH برای پرورش روتیفرها 5 /7 الی 5 / 8 می باشد  وPH بر درصد آمونیاک یونیزه (NH3-N) در آب تاثیر می گذارد . PH محیط پرورش نقش مهمی را ایفا می کند از آنجائیکه سم (NH3-N)رها شده از آمونیوم(NH4+-N)عملکردی از PH. ، دما ومیزان شوری است . بدلیل اهمیت بیش از حد این موارد، بسیار توصیه شده است که به جداول مربوطه در بوئل وبیدول (1978) مراجعه شود. بهترین سطح آمونیاک-1 است ومیزان قابل قبول برای آمونیاک ونیترات mg 1-1 6-10می باشد. محیطهای پرورش روتیفر نیاز به هوادهی دارد و سطح اکسیژن محلول باید بالای ppm 4 حفظ شود . هوادهی مناسب باید با استفاده از لوله های پلی وینیل کلرید ( PVC.) سوراخ دار، سنگهای هوا یا لوله های قطر کوچکی که انتهای باز دارند انجام شود. در محیط های پرورش روتیفر با تراکم بالا اکسیژن خالص باید بوسیله لوله های سوراخ دار تامین شود.

در سیستم چرخه ای استفاده از ازن برای محیط های پرورش روتیفر با تراکم بالا بسیار مفید است . سطوح آمو نیاک در این سیستم 67 درصد، نیتریت 85 درصد و نیترات 67 درصد کاهش می یابد .ازن همچنین تعداد ذرات و تعداد باکتریها را در آب محیط پرورش B.plicatilis کاهش می دهد. به طور کلی پارامترهای کیفیت آب در محیطهای پرورش B.plicatilis بهتر هستند زیرا آنها در دماهای پایین تر از rotundiformis حفظ می شوند. در دماهای پایین تر 25 -20 درجه سانتی گراد اکسیژن بیشتری را می توان در آب دریا حل کرد( نقطه اشباع شدگی بالاتر )، میزان تولیدمثل باکتری کمتر است و در نتیجه بار باکتریایی در محیط پرورش کمتر است و چندین جانور تک یاخته ای آلوده کننده ( مانند vorticella  sp ،zoothanmiumsp یا Euplotes   sp) به سرعت در دماهای بالا تکثیر نمی شوند. علاوه بر این همان طور که برای یک محیط  پرورش زمان طولانی تری طول می کشد تا خراب شود امکان اقدام پیش گیرانه برای جلوگیری از خسارت کامل محیط پرورش B.plicatilis وجود دارد.

نیازی نیست محیط پرورش روتیفر را روشن کرد و در بیشتر تجهیزات آنها در معرض نور روز طبیعی قرار می گیرند. روشن سازی یا قرار گرفتن مستقیم در معرض نور خورشید ممکن است به رشد کنترل نشده بعضی از گونه های جلبک فیلامان کمک کند که بوسیله روتیفرها مصرف نمی شوند واین امر ممکن است به آلودگی محیط پرورش منجر شود.

 

 ذرات آبی

 

غذای مازاد یکی از عوامل اصلی بد شدن کیفیت آب درمخازن پرورش است. علاوه بر تاثیر آن در پایین آوردن PHباعث افزایش آمونیاک ونیترات می شود وبه رشد باکتریایی کمک می کند. یک توازن دقیق باید بین تراکم وتعداد روتیفرها وسهمیه غذای اختصاص شده حفظ شود تا از جمع شدن بیش از حد ماده آلی در مخازن پرورش روتیفر جلوگیری شود. ظرفیت محدود روتیفرها برای پاکسازی در محیط پرورش بدین معنی است که این حجم باید شامل تمام مواد مغذی ضروری برای برآورده ساختن نیازهای متابولیک وکمک به تولیدمثل باشد. این مسئله بویژه در پرورشهای با تراکم  کم روتیفرهای حاد است ( کمتر از تقریباً ml -1 50که با مخمر نانوایی تغذیه شده اند ، از آنجائیکه حجم پاکسازی شده بوسیله تمام روتیفرها برای پاک نمودن آب از ذرات غذا کافی نیست. در تراکم پایین روتیفر بویژه اگر به روتیفرها یک بار در روز غذا داده شود،غذا با سرعت کافی مصرف نمی شود ومقادیر قابل توجهی به طور معلق در آب باقی می مانند، که ذرات را تشکیل می دهند، یا به ته آب می روند. به سادگی می توان از این امر جلوگیری کرد بوسیله تقسیم بندی سهمیه غذای روزانه به چهار یا شش وعده در روز یا با استفاده از پمپ peristaltic  به طور مداوم به آنها غذا داد.

 

باکتریها و دیگر موجودات زنده در مخازن پرورش

 

هنگام توجه به نقش باکتری در مخازن پرورش روتیفر ،دو راه کشف شده است: اول،موفقیت یا عدم موفقیت پرورش روتیفرها با وجود گونه های خاص باکتریایی ودوم، آن گونه هایی که ممکن است تاثیر مثبت یا منفی روی پرورش لاروهای ماهی داشته با شند هنگامیکه همراه با روتیفرها وارد مخازن لاروهای ماهی می شوند. باکتریهای فرصت طلب که برای ماهی بیماری زا هستند در آب دریا یافت می شوند و ممکن است در آب استفاده شده برای پرورش غذای زنده به دلیل بار بالای ماده آلی تکثیر شوند. Vibrio sppازجمله باکتریهای بیماری زای اصلی عفونی کننده ماهی هستند وبه سرعت تحت چگالی پایین اکسیژن رشد می کنند که ممکن است در محیط پرورش روتیفر حاکم شوند . در این محیطهای پرورش انها ممکن است سریع تراز هرباکتری دیگر رشد کنند وسرانجام باعث تسلط تجمع باکتریایی شوند. بسیار دشوار است که محیطهای پرورش روتیفر بدون باکتری باشند از انجائیکه روشهای استریل کردن واستفاده ازآنتی بیوتیکها زیاد موثر نیست . یکی از راههای غلبه کردن بر این مشکل کنترل گونه های باکتری موجود در محیطهای پرورش روتیفر با واردکردن گونه های انتخابی،غیربیماری زااست. چندین نوع باکتری برای پرورش روتیفر مفید هستند از انجائیکه متابولیتهای مهم نظیر ویتامین راتولید می کنند که به تولید مثل جنسی وشکل گیری تخمهای کمون کمک می کنند ومانند یک منبع غذایی مستقیم عمل می کند . با این وجود باکتری هایی که برای روتیفرها سمی هستند نیز گزارش شده اند . باید ذکر کنیم که دمای محیط پرورش ممکن است تاثیر مهمی بر نوع ومیزان تکثیر باکتریها داشته باشد واین دما معمولاً برای پرورش روتیفرB.plicatilis پایین تر باشد که احتمالاً پایداری آنها را بوسیله کاهش میزان تولیدمثل باکتریها افزایش می دهد. وارد کردن باکتری انتخابی غیر بیماری زا نه تنها تکثیر باکتریهای بیماری زا که به روتیفرها یا لاروهای ماهی حمله می کنند را کم می کند بلکه برای وارد کردن جانداران ذره بینی مفید ( probiotics ) به دستگاه  هاضمه لاروهای ماهی از طریق روتیفرها استفاده می شوند. جانداران ذره بینی که به عنوان سلولهای ذره بینی وارد دستگاه معده روده ای می شوند وزنده می مانند ،با این هدف که سلامتی را بهبود بخشند تعریف شده اند . باکتری اسید لاکتیک و باسیلوس sp که وارد محیط پرورش روتیفرها شده اند تولید روتیفر ورشد لاروهای ماهی توربو را افزایش دادند . متناوباً روتیفرها می توانند به عنوان ناقل موجودات ذره بینی عمل کنند که در روده جمع می شوند  و از شیوع بیماری جلوگیری می کنند . میکروفلورای باکتریابی روتیفرها از مخازن پرورش می توانند به طور مصنوعی بوسیله کمون برای مدت یک ساعت در سوسپانسیون باکتریابی شامل یک یا بیشتر از یک نژاد جانور ذره بینی تغییر کنند. باکتری ذره بینی در میکروفلورای روتیفرها برای مدت 4تا24 ساعت باقی می ماند وروتیفرها این فلورای باکتری روده ای را به روده لاروهای ماهی بعد از خوردن غذا منتقل می کند.

علاوه بر باکتری ،آب محیط پرورش ممکن است دیگر موجودات زنده نظیر ویروسها، قارچها یا مخمر را در خود جای دهد که ممکن است برای روتیفرها مضر باشد. موجودات زنده که با روتیفرها بر سر غذا رقابت می کنند مانند مژه داران،کوپه پودها یا cladocerans نیز ممکن است وجود داشته باشند.

 

انتخاب مناسب ترین فنون پرورش

 

روتیفرها را می توان به سادگی در تمامی مقیاسهای پرورش حفظ کرد. دو نوع پرورش را می توان متمایز کرد . یکی از آنها پرورش در مقیاس کوچک آزمایشگاهی برای مطالعه فیزیولوژی و بیولوژی روتیفر است یا برای حفظ گونه ها و نژادهای ژنتیکی است. این محیطهای پرورش به عنوان (( کتابخانه زنده )) در حجمهای کوچک نگهداری می شوند وبه عنوان آغازکننده محیط های پرورش متراکم با ویژگیهای مهم خاص نظیر اندازه، سازگاری با دمای محیط پایین یا بالا و میزان شوری استفاده می شوند. نوع دوم شامل پرورش متراکم  برای تهیه روتیفرها درمقادیر مورد نیاز برای تولید زیاد ماهی های لاروی است.  

 

 

پرورش آزمایشگاهی در مقیاس کوچک

 

هدف از این پرورشها حفظ ویژگی های ژنتیکی خاص برای دوره های طولانی وآسان نمودن دسترسی به آنها جهت پرورش متراکم در زمان لازم می باشد . توصیف ذیل شیوه پرورش برای نژادها وگونه های روتیفر در آزمایشگاه ها مولف با استفاده از آب دریای مدیترانه را نشان می دهد ( pp40) . روتیفرها را در این نوع پرورش نیز می توان در آب دریای تهیه شده از نمک دریای خشک یا درآب شور حفظ نمود.

 

-آب دریا

آب دریای طبیعی را باید از یک غشای فیلتری 2 /0 میکرومتر عبور داد و در حرارت 100 درجه سانتی گراد در فشار اتمسفری به مدت 30 دقیقه استریل کرد تا از شکل گیری رسوبات حل نشدنی جلوگیری شود. آب دریای استریل خنک شده را می توان به مدت چند روز در دمای اتاق یا چند هفته در یخچال نگه داری کرد اگر بطریها دربسته نگهداری شوند. آب مقطر استریل را می توان برای رقیق کردن آب دریا در زمان مورد نیاز استفاده نمود.

 

- شیوه پرورش

 

Ehrlenmeyer flasks( در حجم(10mlیا ml50 لوله استریل یکبار مصرف را می توان برای محیط پرورش استفاده نمود. هر فلاسک استریل شده با گرما یا لوله استریل باml 20-10 آب دریای استریل شده و 60-40 روتیفر افزوده شده پر می شود. معمولاً میزان شوری ppt30 برای بیشتر نژادها مناسب است وهمچنین تضمین می کند که در بیشتر محیطهای پرورش تولیدمثل غیرجنسی غالب شود. یک قطره از جلبک تغلیظ شده (زیر را ببینید ) به هر محیط پرورش اضافه شده وفلاسکها یا لوله ها در یکی از دماهای ذیل کشت داده می شوند: 20 ،25یا 35 درجه سانتی گراد که به نژاد یا گونه روتیفر بستگی دارد. محیطهای پرورش Brachionus  plicatilisدر دمای 20 و25 درجه سانتی گراد به بهترین نحو نگه داشته می شوند در حالی که محیط های پرورش B.ro tundiformisرا باید در25 ،30یا 35 درجه سانتی گراد نگه داشته شوند. محیطهای پرورش با adlibitum هر دو روز تغذیه می شوند بعلاوه جلبک تغلیظ شده و مقادیر با میزان تولیدمثل روتیفرهای پرورش یافته متغیر خواهند بود. این امر به گونه ،نژاد، دما ومیزان شوری بستگی دارد و آزمایشات تجربی بهترین راه برای تعیین مقدار مناسب می باشد. احتیاط لازم است تاغذای زیادی وارد نشودزیرا ممکن است میزان تولیدمثل را کاهش دهد

وباعث ضعیف شدن محیط پرورش شود . محیطهای پرورش هر7 تا10 روز تازه می شوند. به منظور جلوگیری از دست رفتن محیط پرورش،2 یا بیشتر از دو مورد دیگرهر محیط پرورش در تمام مدت نگه داری می شود که این امر بوسیله جابجایی هر یک در یک دمای محیط متفاوت صورت می گیرد محیطهای پرورش قدیمی به عنوان ذخیره( حتی بدون تغذیه ) در دمای اتاق نگه داری می شوند تا زمانیکه محیطهای پرورش تازه شوند. در حالیکه این محیطهای پرورش در میزانهای بهینه دوباره ایجاد نمی شوند، روتیفرها زنده باقی می مانند و می توان آنها را برای جایگزینی در کمبود محیطهای پرورش قبلی تازه شده مورد استفاده قرار داد .

 

- پرورش جلبک            

پرورش نانوکلروپیس spمنبع مناسب غذایی برای پرورش روتیفرها است. منشا نانوکلروپیس spدر ژاپن بوده است ودر محیطهای 2 تا 3 لیتری دردمای 25 درجه سانتی گراد زیرنورثابت پرورش می یابد. محیط کشت از آب دریای طبیعی غنی شده یا تعدیل محیط کشت Guillard  f   / 2 آماده شده است . جلبکها مدت 4 تا6 روز پرورش می یابند و در دوره logphase رشد بوسیله سانتریفیوژ در g4200 به مدت 15 دقیقه در دمای اتاق برداشت می شوند. گلوله جلبک را در حجم کوچک محیط پرورش دوباره به صورت سوسپانسیون در می آید و در 1-2 ml  aliquots ( در لوله های اپندورف ) در دمای 4 درجه سانتی گراد برای مدت 2 تا 4 روز یا یخ زده در 20 -  درجه سانتی گراد تا 12 ماه نگه داری می شوند.

 

 پرورشهای متراکم

 

سه روش امروزه برای بدست آوردن تعداد زیاد روتیفرها استفاده می شود: پرورشهای گروهی ؛ پرورشهای نیمه مداوم و پرورشهای مداوم .

 

- پرورشهای گروهی (دسته ای )

 

این نوع پرورش در سال 1964 به صورت توسعه یافته آغاز شد و در سالهای اخیر بوسیله بیشتر محلهای تخم ریزی ماهی به طور عمده تغییر یافته است . برای این سیستم 4 مدل می توان توصیف نمود . در پرورش نوع 1، روتیفرها در تراکم پایین در آب سبز ، تولید شده در مخازن یا برکه های بارورشده وارد شده اند .

 روتیفرها بعد از اینکه تمام جلبکها مصرف شدن جمع آوری می شوند و به عنوان غذا برای لاروهای ماهی استفاده می شوند . تعداد کمی برای تلقیح برکه های آب سبز آماده شده تازه مورد استفاده قرار می گیرد. یک سازگاری جدید  برای پرورش گروهی (نوع2 ) متکی به یک سری مخازن است. سیستم پرورش به یک چرخه تولید کوتاه ( یک هفته ) با یک وقفه پاکسازی مخازن ولوله هوادهی متکی است. پرورش در هر مخزن با یک پنجم حجم آن با روتیفرها در تراکم تقریباًml -1300-200 آغاز می شود. روتیفرها اساساً با مخمر نانوایی تغذیه می شوند و سهمیه روزانه به سه تا پنج وعده غذایی تقسیم می شود. حجم محیط پرورش به طور روزانه با آب دریا افزایش می یابد که به میزان تولیدمثل بستگی دارد بدین ترتیب تراکم روتیفر نسبتاً  بالایی در محیط پرورش حفظ می شود. و ممکن است در پایان دوره پرورش ml -1 500- 300 روتیفر برسد . حجم نهایی مخزن بعد از 4 تا5 روز پرورش، فرا می رسد. سپس روتیفرها الک و متمرکز می شوند ومخزن پرورش و لوازم آن (الکها ، لوله های هوادهی ) در محلول هیپو کلریت به مدت 24 ساعت استریل می شوند (درجه نمک تجاری ppm 10 ) که بعد از آن با آب دریا قبل از استفاده مجدد شسته می شوند. روتیفرهای جمع شده مدت کوتاهی ( 5 تا15 دقیقه ) در آب شیرین دکلره فرو برده می شوند تا مژه داران ودیگر موجودات زنده خارج شوند. آزمایش تجربی نشان داده است که روتیفرها تحت تاثیر این دوره کوتاه فرورفتگی در آب شیرین قرار نمی گیرند. بیشتر روتیفرهای متمرکز شده با اسیدهای چرب ضروری و پروتئینها قبل از مورد استفاده قرار گرفتن به عنوان غذا برای لاروهای ماهی وسخت پوستان غنی شده اند و بخش کوچکی برای تلقیح مخازن پرورش جدید مورد استفاده قرار می گیرد .

 

این سیستم بر اساس شش مخزن است. هرروز یک مخزن جمع آوری می شود و مخزن دیگر مایه کوبی می شود . حجم مخزن بین 3و10 متر مکعب متغیر است که به تعداد روتیفرهای مورد نیاز در محل تخم کشی بستگی دارد و تعداد آنها باید برای وضعیت بد پیش بینی نشده اتفاقی برای حداقل یک محیط پرورشی در هفته به حساب آید . این حفاظت را می توان با تجربیات بدست آمده در تخم ریزی کاهش داد. آزمایشات اولیه () اخیرا در مورد سه چرخه سیستم پرورشی دسته ای B.Plicat در مخازن فایبر گلاس استوانه ای مخروطی 600لیتری با استفاده از یک گرم (وزن خشک) مخمر و 1/0 گرم (وزن خشک ) 2000 Algamac(Bio_Marin,Aquafamna,)در 10 6 روتیفر در روز در دمای 22-23 درجه سانتیگراد و میزان شوری 20-25 PPTگزارش شده اند. روتیفرها با تراکم 250ML-1 تلقیح شدند و بعد از سه روز در ml روتیفر 750برداشت شدند و به نظر می رسد محیط پرورشی به سبب چرخه پرورشی کوتاه مدت بسیار  ثابت است. یکی از فواید استفاده از 2000Algamacاینست که روتیفرها از قبل طی دوره پرورششان غنی شده اند . این مورد علاوه بر هزینه کم غذا برای این سیستم تولید روتیفر است.روش دیگر در پرورش متراکم بر اساس تلقیح روتیفرها به مخزن پرورشی است که شامل حجم نهایی پرورشی ( نوع سوم ) با تراکم اولیه کم روتیفر است . روتیفرها با مخمر غذای خشک دیگر یا جلبک فشرده تغذیه می شوند و برداشت هنگامی انجام می شود که تراکمهای بالا (ml روتیفر200 < ) حاصل شده باشد. این سیستم نسبت به نوع قبلی که توصیف شد پایداری کمتری دارد از آنجائیکه در مراحل اولیه این پرورش ,غذای اضافی باقی مانده از مخازن به رشد باکتری و کاهش احتمالی PHکمک می کند . همانطور که تراکم روتیفرها بیشتر می شود میزان مواد آلی اضافی حاصل از غذا کاهش می یابد و سیستم پایدارتر می شود . ورود کلرلای آب شیرین متراکم و سرد غنی شده با ویتامین B12 (  صنایع کلرلا ژاپن),حفظ پرورش متراکم روتیفر با تراکم بسیار بالا آسان نموده است و پتانسیل آینده برای ارائه روتیفرها در محلهای تخم ریزی ماهی و سخت پوستان را به طور چشمگیری آسان کرده است . این سیستمهای پرورشی تراکم بالا شامل مخزن یک متر مکعبی است که روتیفرها (B.rotundiformis) در آن به صورت دسته ای در فواصل 3-2 روزه پرورش می یابند (نوع 4 ).پرورش در تراکم ml روتیفر 10000 آغاز می شود و بعد از 2تا 3 روز با جلبک متراکم, تراکم محیط پرورشی به 20000روتیفر 30000می رسد. تعداد زیاد روتیفرها ی مورد نیاز برای آغاز دور اول این محیطهای پرورشی می تواتد از بالا بردن میزان یک پرورش ابتدایی بوسیله روشهای پرورش متراکم قدیمی یا متناوبا از تخمهای کمون شکسته شده اگر وجود داشته باشند آغاز شود و برای بحثهای بعدی در این مورد زیررا مشاهده کنید. گاز اکسنزن باید به این محیطهای پرورشی داده شود تا بر کمبود اکسیزن محلول که ناشی از مقادیر زیاد غذا و افزایش بعدی در جمعیت روتیفرها می باشد غلبه کند. علاوه بر این در تراکمهای بالا  آمونیاک  دفع شده بوسیله روتیفرها به مسلئه مهمی تبدیل میشود.  PH محیط پرورشی نیز احتمالا به دلیل آزاد سازی دی اکسید کربن بوسیله گاز اکسیزن موجود در محیط پرورشی افزایش می یابد. این امر به نوبت باعث نسبت بالای آمونیاک یونیزه نشده سمی به کل آمونیاک می شود که با افزایشو,PH شوری و دمای محیط پرورشی افزایش می یابد. تنظیم PH به میزان 7 بوسیله اسید هیدروکلریک این تاثیرات را به حداقل می رساند. یک صافی ویزه نایلونی برای خروج مقادیر زیاد مواد آلی معلق که ممکن است موجودات تک سلولی ,قارچ و اجتماع باکتریها باشند که احتمالا برای لاروهای ماهی مضر هستند استفاده شده است. فضای کم و نیاز به تعداد نیروی کم از مزایای اصلی این سیستم پرورشی با تراکم بسیار بالا است. در این محلهای تخم ریزی این سیستم تقریبا فشرده حفظ محیطهای پرورش جدا از چندنژاد ژنتیکی روتیفر یا تعدادی با اندازه های متفاوت را امکان پذیر می سازد. بدین ترتیب به ایجاد تنوع روتیفرها برای گونه های متفاوت لارهای

ماهی بدون بیشتر کردن امکانات تخم ریزی کمک می کند. لاروهای ماهی روتیفرهای کوچک را بلافاصله بعد از بیرون آمدن از تخم و روتیفرهای بزرگتر را وقتیکه رشد می کنند ترجیح می دهند و در اختیار قرار دادن این اندازه ها ی متفاوت بقا آنها را افزایش می دهد . بیشتر این تخم ریزیها با هدف پرورش گونه های مختلف ماهی انجام می شود که ممکن است احتیاجات غذایی متفاوتی طی مراحل اولیه زندگیشان داشته باشند و این موارد را می توان به سادگی بوسیله پرورش فوق متراکم بدست آورد. دمای محیط پرورش نسبتاً بالای ( بیشتر از 25 درجه سانتیگراد ) مورد نیاز روتیفرهای کوچک را می توان به سادگی در این سیستمهای متراکم حفظ کرد. در ضمن ماهیهای پرورش یافته در دمای پایین می تواند از این سیستم با استفاده از روتیفرهای پرورش یافته در دماهای نسبتاً کم سود ببرند. مناسب و در دسترس بودن جلبکهای فشرده استفاده آنرا نیز در سیستم ها ی پرورشی قدیمی ترغیب می کند.

 

پرورش نیمه مداوم

 

این سیستم پرورشی به برداشت دوره ای ( معمولاً روزانه ) روتیفرها بوسیله برداشت قسمتی از محیط کشت و جایگزین نمودن آب دریا جدید متکی است . این شیوه ( روش کاهش) نامیده شده اند .حجم برداشتی به میزان تولید مثل روتیفرها و برداشت فقط به تعداد روتیفرهای بدست آمده بوسیله تولید مثل از دوره برداشت قبلی بستگی دارد. ( Hirano 1987) پیشنهاد کرد که 6تا 7 درصد این بیوماس را می توان روزانه از محیط پرورشی  حفظ مخمر نانوایی استفاده شده به عنوان غذا مشخص می شده با مخمر نانوایی برداشت کرد. به طور کلی این سیستمها ا غلب به مخازن با حجم زیاد از 3000تا     300000لیتر بستگی دارد . این محیطهای پرورشی بوسیله تراکم نسبتاً کم روتیفر( ml300-100) ومخمر حتی هفته ها ادامه دارد اما عاقبت محصولات دفعی ( مواد زائد جامد و محصولات نیتروژنی ) که در مخزن جمع می شوند منجر به ضایع شدن آن می شوند. خارج کردن مداوم مواد زائد جامتولید مثل روتیفرها را افزایش می دهد و باعث رسیدن تراکم جاندار به 400 mlمی شود و محیط پرورشی برای بیش از 30 روز با برداشت روزانه ثابت و پایدار باقی می ماند. در این محیطهای پرورش«  پس خور»،مواد زائد جامد به مخازن تجزیه منتقل می شوند و بعد از تجزیه به نیتروژن ،کربن و فسفات ،به عنوان ماده بارور برای پرورش جلبکها استفاده می شود. با این وجود همانگونه که قبلاًذکر شد این مخازن با حجم زیاد ،موجودات زنده دیگر بسیاری را در خود جای می دهند که یا با روتیفرها برای غذا رقابت می کنند(مانند مژه  داران ،کوپه پودها،کلادوسرها ) یا برای آنها مضر هستند(مانند ویروسها ،باکتری ها، قارچ ها یا مخمر). از آنجائیکه این مواردصفحه 39 و دیگر عوامل بیماری زا می توانند به مخازن ماهی منتقل شوند ، پرورش روتیفرها با نژادهای باکتری غیر بیماری زا پیشنهاد شده است تا رشد موجودات ریز نا مطلوب را کم کند و به تثبیت پرورش روتیفر کمک کند . محیط پرورشی نیمه مداوم تراکم بالا با استفاده از رژیم غذایی روتیفر با فرمول تغییر یافته تجاری قابل دسترس با چرخه مجدد محیط پرورشی در این اواخر توصیف شده است (Suantika et al. 2000 ). این سیستم متشکل از یک محیط پرورشی روتیفر  B.plicatilis100لیتری ،یک مخزن استقراری برای ماده خاص معلق ، یک گیرنده پروتئینو یک بیو فیلتر است . مقدار غذای تامین شده برای روتیفرها در این سیستم برای میزان جریان چرخشی و افت تغذیه بوسیله گیرنده پروتئین تنظیم شده است. پرورش روتیفردر تراکم تقریباً روتیفرml 250 آغاز می شود به تراکم  ml3000بعد از هشت روز پرورش می رسد و در حدود این سطح برای بیش از یک ماه باقی می ماند. حدود 20 درصد (روتیفر 10×6- 3)ذخیره هر روز برداشت می شود. کیفیت مناسب آب بوسیله چرخش مجدد 500درصد آب به روزانه حفظ می شود. اگر چه رسیدن به تراکم ml8000 روتیفر بعد از 6 روز پرورش به دنبال تلقیح امکان پذیر است، توصیه مولفات می کند که تولید روتیفر باید در تراکم پائین تری انجام می شود  جائیکه این سیستم پایدارتر است. تولید کل روتیفر در این سیستم روتیفر 10×7/1 بیش از 32 روز پرورش می باشد . ورود اوزون به این سیستم  عملکرد آنرا به طور چشمگیری با کمک به رسیدن بیوماس روتیفر بالاتر (روتیفر 16000 ml) و تمدید دوره تولید روتیفر به مدت 4 روز بهتر میکند . یک سیستم پرورشی نیمه مداوم آزمایشی با استفاده از پودر خشک شده نانو کلروسیس اخیراً شرح داده شده است . در این سیستم روتیفرها در فلاسکهای یک لیتری با هوا دهی آرام در یک محفظه تنظیم شده حرارتی در 25 درجه سانتی گراد با میزان شوری ppt18 تحت نوردهی مداومlux 2500 پرورش یافته اند. روزانه mg25 پودر N.oculata خشک شده به آنها داده شده و اثر رقیق شدگی روزانه با میزانهایی از ،2/0، 3/0، 4/0، 5/0، 6/0، مورد بررسی قرار گرفته تا بهترین تولید  و کارایی تغییر غذا ( جلبکهای ریز مصرف شده mg توسعه یافته روتیفر mg ) توسعه یافته روتیفر mg برای B. plicatilis وB.rotundiformisایجاد شود. نتایج نشان دادند که بهترین میزان رقیق شدگی 2/0، برای B.rotundiformis و 3/0 برای B.plicatilis  بوده است در این میزانهای رقیق شدگی ، تولید روتیفر به روز mg 37/+_75/6 برای B.plicatilis ورو  mg6/12+_./08 برای B.rotundiformis رسیده است. متوسط کارایی تغییر در این شرایط 76/0و3/0 میلی گرم روتیفر در جلبک mg به ترتیب برای B.plicatilisوB.rotundiformis    بود. بدین معنی است که در شرایط بهینه 76و30 درصد بیوماس جلبکهای ریز به بیوماس روتیفر گونه های خاص منتقل شده است. کارآیی پائین تر برای B.rotundiformisممکن است ناشی از دمای پرورش نسبتاً پائین (25 درجه سانتی گراد ) استفاده شده برای این گونه های ترموفیلیک باشد. کاربرد این سیستم در مقیاس بالا منتظر نتایج آزمایشات اضافی دیگر است.

 

محیط های پرورشی مداوم: 

 

          این محیطهای پرورشی بر اساس مدلهای chenostaf یا turbidostaf میکروارگانیسم ها هستند و به طور کامل تحت کنترل هستند ( دما، اکسیژن، پی اچ، وتراکم موجودات پرورش یافته ) و بسیار وابسته هست آنها بکار گیری آسان کیفیت تغذیه ای و فیزیولوژی را ارائه می دهند. روتیفرهای تولید شده  log- phase را می توان به طور مداوم جمع آوری نمود و کیفیت غذایی آنها را با تامین ارگانیسم های غذایی حفظ کرد . سازگاری اخیر این روش شامل پرورشهای تراکم بالا ( بیش از 1000 روتیفر در mg ) با استفاده از صفحه 4 کلرولا فشرده آب شیرین است .بخشی از بازده تولید روتیفر در این سیستمهای فشرده chemostat مانند ممکن است ناشی از رشد باکتریایی و مصرف بوسیله روتیفرهای پرورش یافته باشد. نیتروژن باکتریایی معادل تقریباً 20 درصد تغذیه جلبکی بوسیله روتیفرها در این سیستمها مصرف شده است که با عرضه ما محدود غذا کار می کند . این سیستمها فشرده هستند ( 1000 لیتر محیط پرورش 7/1تا 5/3 بیلیون B. rotundiforis روزانه تامین می کند و 500 لیتر روزانه 13/0تا 27/0 بیلیون B. plicatilisتامین می کند). با این وجود هزینه ابتدایی آنها بیش از آن تاسیسات متعارف است و به عرضه دائم جلبک فشرده بستگی دارند. در حالیکه کار بیشتری نیاز است تا سیستم پرورشی برای B.plicatilis  بهتر شود، باید ذکر کرد که بیوماس آنها ( بسته به اندازه آنها ) حداقل 3 برابر از ( به عنوان وزن خشک بیان شده است )Yufera et al.  بیوماس B.rotundoformis بالاتر است. بدین معنی است که بیوماس مشابه در حجم محیط پرورش شامل تعداد کمتر جانداران خواهد بود. علاوه بر این تعداد پائین تر B.plicatilis تولید شده در روز ممکن است ناشی از متابولیسم پائین تر آنها و میزان تولید مثل در دماهای بهینه محیط پرورشی باشد( 20تا24 درجه سانتی گراد).

 

مخازن پرورشی :

 

 یک شکل و آرایه بسیار بزرگ مخازن برای سیستمهای تولید انبوه روتیفر در پرورش دسته ای و نیمه مداوم با توجه به حجم و شکل استفاده شده است و بوسیلهFulks and Main . شکل آنها گرد، مربع، استوانه ای ، مخروطی یا مستطیلی است و پرورش انبوه در تصویر 7-2 نشان داده شده است. این مخازن پرورش از سیمان، فایبر گلاس ، پلی کربنات یا پلاستیک ، یا کیسه های نایلونی  یکبار مصرف آویزان بر روی چهار چوب فلزی ساخته شده اند. سیستم پرورش مداوم نوع chemostat توصیف شده بوسیله ( James & Abu-Rezeq 1989a,b). متکی به مخازن پرورشی 1000 لیتری است. پرورش روتیفر تراکم بالا متکی به کلرولا فشرده مورد استفاده در مخازن استوانه ای 100یا 1000 لیتری است. وسیستم طراحی شده بوسیله ( Suantika et al. 2000) شامل مخازن استوانه ای مخروطی 100 لیتری است. مخازن سیمانی بزرگ 300-6 معمولاً برای پرورش نیمه مداوم بیرون  خانه استفاده می شوند که تراکم روتیفر نسبتاً پائین است. در بعضی مکانها این مخازن دارای ته مخروطی شکل با یک خروجی است که اجازه می دهد آب و آشغالهای باقی مانده جمع شده یکبار در روز خارج شوند، یا برای برداشت روتیفرها استفاده می شود، تمییز کردن این مخازن مشکل است و باکتریها یا دیگر موجودات زنده ریز ممکن است در روزها  جمع شوند که در سطح آنها اضافی هستند. به همین دلیل سیستم قدیمی مخازن پرورش روتیفر  شامل شش مخزن چرخشی ، سیمانی ممنوع شده است و یک سیستم سازگار طراحی شده در National Mariculture  Center(Eilat, Israelجایگزین آن شده است . این تغییر همچنین شامل تغییر از سیستم پرورش نیمه مداوم به تولید پرورش دسته ای است. بیشتر سیستمهای پرورش دسته ای یا مداوم در حجم نسبتاً کم انجام می شوند، از 150تا3000 یا حتی 10000 لیتر . حجمهای کمتر(150تا2000 لیتر ) را می توان در کیسه های پلاستیکی یکبار مصرف نایلونی پرورش داد که روی یک چهار چوب فلزی دایره ای یا مستطیل شکل قرار گرفته اند و دارای بزرگترین فایده هستند یعنی فقط برای 2تا6 روز مورد استفاده قرار می گیرند. قابل اطمینان ترین سیستم در Israelشامل مخزن مستطیل شکل با سطحی نرم که شبیه وان حمام است می باشد که از فایبر گلاس ساخته شده  که حجم آن از 3000تا 10000 لیتر متغییر است. این مخازن با انتهایی شیب دار ساخته شده اند که به یک خروجی منتهی می شود که خروج ضایعات و روتیفرها را آسان می کند. مخازن را می توان به راحتی با سفید کننده وآب شیرین هر 5تا7 روز در پایان هر پرورش تمییز نمود. یکی از فواید پرورش دسته ای با حجم کم اینست که آنها را می توان در خانه جای داد ( در مقایسه با حجم زیاد، مخازن سیمانی که معمولاً خارج از خانه ( ساختمان ) جای داده می شوند) بدین ترتیب از تجمع پرورش روتیفربا دیگر موجودات زنده جلوگیری می شود. تصمیم گیری در مورد انتخاب نوع و شکل مخازن پرورش عمدتا به امکانات قابل دسترس و بودجه بستگی دارد.مثلاً ثابت شده است که استفاده از مخازن دایره ای یا مستطیلی شکل فایبر گلاس با توجه به امکانات  سودمند است. حجم مخزن پرورشی به تولید مورد نظر در تخم ریزی  تناسب جا به جایی بستگی دارد. بدون توجه به حجم ، روتیفرها باید شمرده شوند و به طور روزانه از هر مخزن پرورشی بازرسی به عمل آید. این بدین معناست که حفظ تعداد کم در مخازن با حجم بزرگ نسبت به تعداد زیاد در مخازن حجم کوچک مقرون به صرفه تر ( اقتصادی تر ) است. با این وجود کاهش تصادفی پرورش در مخزن حجم بزرگ به طور آشکار کاهش تعداد زیادی از روتیفرها را ایجاد می کند. مورد توجه قرار دادن قابلیت اطمینان بیشتر سیستم پرورشی گروهی سیاستی است که می تواند بوسیله امکانات جدید در مورد مخزنی که شامل حجمی می باشد که برای ذخیره یک روز روتیفرها در تخم ریزی کافی خواهد بود، اتخاذ و برنامه ریزی شود. بدین معنی که پرورش تخم ریزی شامل شش یا هفت مخزن خواهد بود که هر روز یک مخزن برداشت می شود و یک مخزن با محیط پرورش جدید تلقیح می شود امکانات و تسهیلات پرورش جدید باید همچنین یک مخزن اضافی را تا زمانیکه سیستمهای پرورش کاملاً قابل اطمینان و قابل پیش بینی شوند نگه داشته و حفظ کند. هزینه تولید ، قابل اطمینان بودن و آزمایشات تجربی کارکنان عوامل اصلی هستند که انتخاب سیستم را تحمیل  می کنند. هزینه تولید روتیفرها عمدتاً به کل حجم تولید بستگی دارد، با هزینه تخمینی 04/0 US$ در میلیون روتیفر در سیستمی که 4 بیلیون در روز تولید می کند و 15/0 US$ در یک بیلیون روتیفردر هر روز تولید سیستم . میزان تولید را نیز می توان با استفاده از تراکم جلبکها بهبود بخشید. اگر چه از مخمر گران تر هستند، آنها چندین امتیاز دارند :  میزان تولید مثل بالاتر روتیفر ، پایداری بهینه پرورش روتیفر، به آنها اجازه می دهد تا در سیستمهای پرورشی با تراکم بالا استفاده شوند و تولید بیشتر تخم کمون. هزینه قوطیهای فشرده 18 لیتری شامل کلرولا فشرده با چگالی 20 بیلیون سلول ml از 140 دلار آمریکا تا 150 دلار میباشد . گزارشات اخیر  در مورد ترکیب موفقیت آمیز اسیدهای چزب اشباع نشده n-3 (HUFA) با سلولهای کلرولا نیاز به غنی سازی توده روتیفرهای پرورشی با این جلبک قبل از خوراندن آنها به لاروهای ماهی را بر طرف می سازد.چند شرکت دیگر وارد بازاریابی جلبک فشرده با قیمتی از میزان US$  300  to 400 kg جلبک خشک یا US$50-65برای یک لیتر جلبک فشرده ( 16تا20 درصد ماده خشک) شده اند، که  به گونه ها، میزان خریدو مقصد ارسال کالا بستگی دارد. در اروپا، آمریکای شمالی در ژاپن هزینه کارگر یکی از مسائل اصلی این محاسبات است. در حالیکه در کشورهای در حال توسعه هزینه تجهیزات مسئله اصلی است. قابلیت اطمینان هر سیستم تعداد مخازن پرورشی را که باید تکرار شوند با ایجاد آنها میزان تولید مورد نیاز را بر آورده سازد تعیین می کند، در سیستمهای قابل اطمینان تر تعداد محیطهای کمتری مورد نیاز ساخت مجدد است.

 

هشدارهای نور در مورد وضعیت محیط پرورشی

 

          ارزیابی حالت فیزیولوژی پرورش روتیفر در محیطهای تخم ریزی وپرورشی بسیار مهم است به خاطر اینکه تولید لارو ماهی به عرضه روزانه قابل اطمنان و قابل پیش بینی روتیفر بستگی دارد. شش پارامتر به عنوان علائم هشدار اولیه برای وضعیت محیط پرورشی مورد استفاده قرار گرفته اند که ممکن است اینها Strain specific  باشند.

           تعداد تخمها وضع محیط پرورش برای 24 ساعت آینده را پیش بینی می کند. بنابراین نسبت تخم (E/N) که به عنوان تعداد تخمها (E) تقسیم شده بر تعداد کل ماده(N) در یک نمونه گیری تعیین می شود یکی از نشانگرهای مهم وضع پرورش است. معمولاً یک نمونه ml 40-30 یا حتی بیشتر برداشت روزانه از هر پرورش برای تعیین وضع محیط پرورش ( ضمیمه یک را مشاهده کنید ) و برای ارزیابی میزان غذایی است که باید در آن محیط پرورش ارائه شود. تعداد کل ماده ها و تعداد کل تخمها در یک نمونه فرعی ml ( از نمونه ml 40-30 ) حساب شده و نسبت E/N برای هر نمونه محاسبه می شودaliquotsمتفاوتباید حساب شود تا برآورد قابل اطمینان تری بدست آید و aliquot بیشتر باید حساب شوند اگر تغییر بیش از 10 درصد بین روتیفرهای حساب شده در سه aliquot وجود داشته باشد. به طور کلی نسبت تخم به کیفیت و کمیت غذا بستگی دارد و متاثر از پارامترها ی آبیوتیک می باشد نظیر سطح اکسیژن ، دمای محیط پرورش، شوری، پی اچ و سطح آمونیاک. بازتاب هر گونه انحراف از شرایط بهینه این پارامترها به صورت نسبت تخم پایین در پرورش روتیفر منعکس می شود به جز در طی دوره کوتاه در دماهای پایین که تعداد تخم را کاهش نمی دهد. این نسبتها و strain specificاست. مثلاً در یک مطالعه نسبت تخم کمتر از 13/0 برای پرورش B.plicatilis  عدم ثبات و احتمال نقصان در آینده را نشان داده  . بنابراین نسبت تخم کم یا زیاد باید به عنوان یکی از نشانگرها ، علاوه بر دیگر موارد، در وضع پرورش روتیفر مورد توجه قرار گیرد.

 سرعت شنا

سرعت شنا کردن نشانه ای سریع در وضع فعلی محیط پرورش است  گرسنگی و غلظت بالای آمونیاک یونیزه نشده سرعت را کاهش می دهد. کاهش یا افزایش شدید میزان دما و پی اچ تاثیر مشابهی دارد.

 میزان خوردن

 خوردن دانه های با بر چسب فلورسنت در بیرون آمدن از تخم ( neonates) گزارش شده که به پارامترهای کیفیت آب مربوط است .

 ویسکوزیته( چسبندگی)

نشان داده شده که ویسکوزیته نسبی محیط پرورش با طول عمر محیط پرورش افزایش می یابد که باعث کاهش سرعت شنا، میزان خوردن ، متوسط عمر طولانی و متوسط تعداد نوزادان روتیفرها می شود. بنابراین اندازه گیری مستقیم ویسکوزیته می تواند نشان دهنده مشکلات قریب الوقوع در حفظ پایداری پرورش باشد. این پدیده در محیطهای پرورشی مداوم تراکم بالا از اهمیت بالایی برخوردار است جائیکه محیط پرورشی شامل تراکمهای بالای جلبکهای فشرده و محصولات دفعی است .

 فعالیت آنزیم

 تغییرات در فعالیت ( endogenous esterases) ، فسفولیپازها و گلوکو سیدازها به عنوان ابزار کنترل کیفیت آب در مخازن پرورشی روتیفر پیشنهاد شده اند . آزمایشات بر اساس کاهش فعالیت آنزیم در روتیفرها ی در معرض سموم قرار گرفته می باشد . در این آزمایشات روتیفرها که از لحاظ سن ، اندازه و وضعیت فیزیولوژیکی یکسان هستند با نوزاد تخمهای کمون تامین شدند. هنوز شناخته شده نیست که آیا روتیفرهای برداشت شده از محیطهای پرورش انبوه گزینه های مناسبی برای این آزمایشات هستند. 

 بیماریها 

 وجود بیماری در نهایت منجر به ضایع شدن محیط پرورش می شود و بنا براین شناسایی اولیه برای گرفتن اندازه گیریهای مناسب مهم هستند. روتیفرها در محیطهای پرورشی انبوه مشاهده گردیده که بوسیله ارگانیسم های قارچی و مخمر مانند دچار عفونت گردیده اند . همانگونه که قبلاً ذکر شد، دمای محیط پرورش ممکن است نوع باکتری یا دیگر ارگانیسم های فرصت طلب و میزان تکثیر آنها را تحت تاثیر قرار دهد. بنابراین بروز عفونتهای خاص ، نوع آنها و میزان عفونت ممکن است بین B.plicatilisو B.rotundiformis متغییر باشد از آنجائیکه آنها به ترتیب در دمای نسبتاً پایین یا بالا پرورش یافته اند. در حالیکه درمان شناخته شده ای برای بیماری روتیفرها ی وجود ندارد. مشاهده شده است  که دادن نانوکلروپسیس به روتیفرهای مخمر خورده دچار عفونت شده میزان غفونت را کاهش می دهد. جلبک روتیفرها را معالجه نمی کند اما تولید مثل شتاب دار روتیفرها ی پرورش یافته تغذیه شده با جلبک باعث نسلهای جدیدی می شود که بروز بیماری کم را نشان می دهند (   نتایج منتشر نشدهO.Zmora ). این محیطهای پرورشی آسیب پذیر باقی می مانند و بیماریها ممکن است تکرار شوند اگر محیطهای پرورش در معرض فشار مضاعف قرار گیرند. سرعت شنا، میزان تخم و شرایط سلامتی باید به طور روزانه در مورد نمونه های برداشت شده از هر مخزن پرورش مورد بررسی قرار گیرند.

 کیفیت تغذیه ای روتیفرها

 

بعد از ایجاد فنون پرورشی انبوه لازم است تا اطمینان دهیم که روتیفر ها از لحاظ تغذیه ای برای لاروهای ماهی مناسب هستند . این امر معمولاً بوسیله مرحله ای که به عنوان «غنی سازی» شناخته می شود انجام می شود جائیکه روتیفرها از مخازن پرورش جمع آوری یا برداشت می شوند در محفظه های تراکم خیلی بالا نگه داشته می شوند ( معمولاً بیش ازml 100000 ) و به مدت 8تا 20 ساعت بوسیله اجزا غذایی غنی شده پرورش پرورش داده می شوند که بویژه مورد نیاز لاروهای ماهی است. علاوه بر غنی سازی با پروتئین ، لیپیدها یا کربو هیدراتها ، روتیفرها را می توان با آنتی بیوتیکها یا باکتریها ی پروبیوتیک غنی سازی نمود .

تعداد روتیفرهای مصرف شده بوسیله لاروها

ارزش غذایی روتیفرها به وزن خشک آنها ، ارزش کالری و ترکیب شیمیایی بستگی دارد ( بررسی در تخمهای روتیفر Amitic وLoricaeروتیفرها بوسیله ماهی لاروی در مراحل اولیه رشد هضم نمی شوند ). مراحل فیزیولوژیکی، دینامیکی مانند اشباع شدگی ( سیر شده ) ، گرسنگی و تولید مثل نیز بر ترکیب شیمیایی روتیفرها تاثیر می گذارد .تعداد روتیفرهای مصرف شده بوسیله لاروها ، مقدار غذایی که به روده آنها میرسد را تعیین می کند. در ماهی سیم دریایی سرخ ، تعدادروتیفرها ی مصرف شده روزانه با اندازه یا  سن لاروها از 72-55 روتیفر    در 9/3 طول لاروی به 4700 در mm4/11 طول لاروی افزایش می یابد . تغییر عظیمی در اندازه بین B.plicatilis و B. rotundiformisو بین تعدادمختلف هر گونه وجود دارد و این در کیفیت غذایی و ترکیب آنها بوسیله لاروهای ماهی منعکس می شود . علاوه بر این تغییرات اندازه طی چرخه زندگی روتیفرها با هر جمعیتی یا گونه ای ، با رشد روتیفرها در اندازه از زمان بیرون آمدن از تخم Amitic تا زمانیکه به بلوغ جنسی برسند رخ می دهند. اندازه نیز به شرایط محیط پرورشی نظیر میزان شوری ، دما یا رژیم غذایی بستگی دارد . در مقایسه حاصل از نشریات مختلف ، تمامی این عوامل بر روی این مشکلات تاثیر گذار هستند.

وزن خشک و ارزش کالری

 وزن روتیفر ها به اندازه آنها و حالت تغذیه بستگی دارد . تقریباً  ng800-600  روتیفرهای B.plicatilis ، سه یا چهار برابر سیگین تر از B.rotundiformis هستند ( تقریباًng 200) و این با میزان تولید مثل تغییر می کند . معلوم شده که ارزش کالری به رژیم غذایی بستگی دارد و از 10 ×34/1 کالری در روتیفر تغذیه شده یا مخمر نانوایی به 10×2 کالری در روتیفر بعد از شش ساعت غنی سازی با رژیم غذایی غنی شده تغییر می یابد .  

ترکیب بیوشیمیایی

پروتئین و محتوی کربوهیدرات

 محتوی پروتئین روتیفر از 28تا63 درصد و میزان لیپید از 9 تا 28 درصد وزن خشک متغییر است. میزان کربوهیدرات از 5/10 تا 27 درصد وزن خشک متغییر است  واز 61 درصد 80 درصد گلوکز ( که در حال حاضر عمدتاً به عنوان گلیکوژن وجود دارد ) ، 9 تا 18 درصد ریبوز و 8/0 تا 7 درصد گا لا کتوز ، مانوز، داوکسی گلوکز ، فوکوز ، و اکسیلوز ، تشکیل شده است . سهمیه غذایی میزان تولید مثل روتیفرها و پروتئین ، لیپید و کربو هیدرات آنها ؤآ تحت تاثیر قرار می دهد.  میزان پروتئین هر روتیفر با افزایش سهمیه غذا 60تا80 درصد افزایش می یابد ، اما آمبنو اسید روتیفرها تحت تاثیر سهمیه غذای آنها یا نوع غذای تامین شده  برای روتیفرها قرار ندارد .

ترکیب لیپید

میزان لیپید روتیفرها عموما بین 9و28 درصد وزن خشک آنها متغییر است و بدون هیچ ابهامی شده است که بیشترین تاثیر را روی رشد و بقا لاروهای ماهی دریایی دارند. حدود 34تا 43 درصد لیپیدها در روتیفرها فسفولیپید هستند و 20تا55 درصد آنها تریا کیل گلیسرول با مقادیر کم آکیل گلیسرول ، دیا گلیسرول ، استرولها ، استرول استر و اسیدهای چرب آزاد هستند . تریا کیل گلیسرول و فسفو لیپیدهای روتیفر ، اسیدهای چرب مشابهی نشان می دهند اما اینها عمدتا تحت تاثیر لیپیدهای تامین شده در رژیم غذایی آنها است. اسیدهای Eicosapentaenoic( EPA ) و Docosahexaenoic ( DHA) ( 20:  5n-3و 22: 6n-3 به ترتیب) چند دهه است که به عنوان اسیدهای چرب ضروری برای بقا لاروهای ماهی دریایی شناخته شده اند . به طور کلی ماهی دریایی شامل مقادیر زیاد EPA وDHA در فسفو لیپیدهای غشاهای سلولیشان هستند و از آتجا ئیکه آنها نمی توانند از اسید لینولنیک آنها را سنتز کنند( 18:3n-3) این اسیدها مولفه های غذایی ضروری هستند. بویژه DHA در تراکمهای بالا در غشاهای عصبی و بینایی وجود دارد و کمبود در رژیم غذایی لاروی ممکن است باعث عواقب جدی برای مراحل گسترده فیزیواوژی و رفتاری شود. اینها شامل رنگدانه آسیب دیده سیستم درون ریز  میشوند . به طور مشابه ماهی ظرفیت محدودی برای تغییر اسید لینولنیک دارد از ( 18 :  2n-6) به n-6 HUFA، از جمله اسید آراشیدونیک ( ARA, 20: 4n-6) ، که در سالهای اخیر توجه زیادی را جلب نموده است.  و اکنون نیز به عنوان اسید چرب ضروری مورد توجه است. نشان داده است که تحمل فشار در لاروهای ماهی را بهبودمی بخشد . ARA اسید چرب اصلی ابتدای eicosanoids است که به ترکیبات فعال بیولوژیکی تبدیل شده است از جمله پروگاندین ، ترومبوکسان و لیو کورتین یا می تواند در واکنش به تحریک هورمونی عمل کند. جمع آوری شواهد اشاره به اهمیت عرضه ترکیب بهینه ای از EPA,DHA، ARA در رژیم غذایی لاروهای ماهی دریایی دارد. علاوه بر این فسفو لیپید ها نسبت به تری آکیل گلیسرول ها برای تحویل این اسیدهای چرب اشباع نشده ترجیح داده می شوند (PUFA) . این امر احتمالا مربوط به توانایی محدود لاروهای ماهی در سنتز فسفولیپیدها de novoاست. پیشنهاد شده است  که نسبت بهینه برای DHA:EPA:ARA 2 1 :  1.8برای ماهی توربو است واینکهARA اضافی ممکن است تاثیرزیان بار داشته باشد  .درحالیکه به خوبی شناخته شده است که روتینوهارا میتوان به راحتی با مخمرپرورش داد روتینوهای پرورش یافته به این روش از لحاظ تغذیه ای برای داروهای ماهی دریایی نامناسب هستند زیرا آنها فاقد مقادیر مناسبDHA . EPAیا ARAمیباشند .روتینوها بایدبااین اسیدهای چرب غنی شوندوروشهای غنی سازی شامل تغذیه روتینوها با جلیک وامولسیون لیپید وذرات محتوای کمی وکیفی لیپیوروتینوها را میتوان بوسیله دوره های غنی سازی کوتاه وطولانی مدت برای رژیم های متفاوت شامل امولسیون لیپید به کار گرفت . ففولیپیدهای روتینو نسبت به تری آکیل گلیسرول کمتر بوسیله این رژیمها تحت تاثیر قرار گرفته اند .روغنهای ماهی تجاری شامل تریآکیل گلیسرول .منبع اصلی DHAیاEPA هستند. محتوای آنها به گونه های ماهی بستگی دارنداما آنها معمولا"از لحاظARAمغنی نیستند به جز روغن اربیتال ماهی تن که ممکن است حدود 2 درصد ARAداشته باشد.این روغنها معمولا"در رژیمهای غذایی مصنوعی برای روتینوها گنجانده شده اند.لیپیدها را نیز می توان بوسیله تغذیه روتینوها با جلبک تامین نمود . مثلا"EPAغنی شده نانو کلروسپیس وDHAغنی وISOCHRSIS که هردوی آنهاشاملARAهستند . یک نژادجهش یافته نانو کلروسپیس کمبودSchneider et al. 1995)EPA) دارد که شامل ARA است (3/23 درصدMOLدر کلعصاره سلولی نژاد جهش یافته در برابر 2/4درصدMOL درگونه وحشی ) ومیتواند به عنوان یک منبع دیگر این اسید چرب مورد استفاده قرار گیرد.جلبک را میتوان مستقیما"به محیطهای پرورش  عرضه نمود، به عنوان زنده یا یخ زده تراکم یا بعداز یخ زدن وخشک کردن ، بحث شده دراین اواخرباکتریای بدست آمده از منطقه جنوبگان ، شامل سطوح بالای EPA، به عنوان یک جایگزین با پتانسیل  غذای غنی شده برای روتینوها پیشنهاد شده است .منبع مغذی لیپیدی دیگرکلورا آب شیرین است . میزان لیپیدروتینوها معمولا" پایین تر از لیپید ارگانیسم غذای آنهاست که نشان دهنده اینست که لیپیدها مورد استفاده روتینوها قرار می گیرند .در محیطهای با تولید مثل بالا روتینوهاDHA بیشتری استفاده می کنند  وبهره گیری از لیپید به دما بستگی دارد  . آنها حدود سه تا پنج برابر بیشتر از کل لیپیدها جمع می شوند وقتیکه در دمای 10 درجه سانتیگراد از 25 درجه سانتیگراد نگهداری میشوند واین نتایج نشان می دهد کهسطوح بالاتر غنی سازی بدست خواهند آمد اگر این شیوه در دماهای نسبتا" پایین انجام شود ( به نژاد روتیفر یستگی دارد ) جاییکه میزان تولید مثل ومیزان بهره گیری کاهش یافته اند .

 

غنی سازی ویتامین                                                                                                                                            

اهمیت غنی سازی روتینوها با ویتامین به طور گسترده مورد مطالعه قرار نگرفته است. علاوه بر ویتامین (ب12)که قبلا" ذکر شد، ویتامین های قابل حل چربی (آ ب و ایی ) تولید مثل روتینوها را بالا می برند . محتوای ویتامین های قابل حل آبدر روتینوها بعد از تغییردر رژیم غذایشان از مخمر نانوایی و امولسیون لیپید به ISOCHRGSIS افزایش یافت .

چشمگیرترین افزایش درمحتوای اسید آسکوربیک ویتامین بود. روتینوهایی که از جلبک تغذیه می کنندشامل مقادیر کانی از ویتامین ها هستند که احتیاجات تغذیه ای داروهای ماهی را برآورده می سازند . با این وجود سطوح افزایش یافته ویتامین های قابل حل جربی بوجود آمده بوسیله تغذیه آنها با امولسیون روغن ماهی به سرعت به اتمام می رسند وقتیکه روتینوهاشروع به تغذیه با رژیم غذایی ISOCHRGSIS کنند . با این وجود میزان نهایی آنها در روتینوها از سطوح توصیه شده مورد نیاز برای رشد مناسب داروهای ماهی فراتر میرود . ویتامین C ( اسید آسکوربیک )نه تنها رشد روتیف را تحریک می کندد . بلکه بطور چشمگیری روی بقا لاروهای ماهی تاثیر دارد محتوای آن در زوتینوها به رژیم غذایی بستگی دارد همانطورکه در چندین گونه جلبک بسیار فراوان است .حداکثر میزان ،در روتینوهای غنی شده با ASCORYL   PALMITATEبدست آمده اند .

تاثیر گرسنگی 

یکی از مشکلات اصلی در خوراندن روتینوها  به لاروها ،وخامت کیفیت تغذیه آنها است که ناشی از گرسنگی می باشد که به دلیل دوره های طولانی سکونت ماهی در مخزن است .حدود 40 تا 50 درصد توده روتینو طی 4 تا 5 روز گرسنگی در دمای 18 تا 20 درجه سانتیگراداز بین می رود و میزان کاهش قطعا" به دما مربوط است . طی گرسنگی فساد خاص لیپید،کربوهیدراتها و اسیدهای آینه رخ می دهد ه منجر به افزایش میزان پروتین ها در وزن خشک می شود. ترکیب شیمیایی روتینوها (مثلا" محتوای چروتیین ) می توانددر 1-Mgg وزن خشکی نمایان شود . در 8 ساعت اولیه گرسنگی آسیدهای آمینه آزاد ، به عنوان منبع اصلی انرژی بوسیله روتینوها با لیپیدها و کربوهیدراتها یی که بعدا" مورد استفاده قرار می گیرند مصرف می شوند. لیپیدها به عنوان منع اصلی انرژی عمل می کنند .وطبقه های مختلف لیپید در میزانها متفاوت طی گرسنگی بسیج می شوند. افزایش در میزان دی آکسیل گلیسرول ،منو آکسیل گلیسرول،استرولها واسیدهای چرب آزاد ناشی از بسیج شدن تری آکسیل گلیسرولاست و همچنین می تواند منجر به افزایش لیپیدهای قطبی شوند.

بسیج ش استرولهل ورشته های موم،هیدرولیتر تری آکسیل گلیسرول و کربوهیدراتها را به دنبال دارد و با افزایش مرگ و میر روتینوها مقارن است (فردلو پاکوک 1992)کاهش لیپید به دما بستگی دارد ومی تواند به 19 درصد کل لیپیدها در روز در 18 درجه سانتیگراد برسد و میزان 3-8 اسیدهای جچرب نسبت ه دیگر لیپیدهابه سرعت کاهش می یاد  میزان روتیین هر روتینو طی گرسنگی کاهش می یابد ولی ترکیب اسید آمینه می تواند به نسبت ثابت است. این نتایج نشان می دهد روتینوهای تازه غذا خورده وغنی شده باید به طور روزانه در محیط پرورش در اختیار لاروها قرار می گیرند .

 

 

روتیفرهای نگهداری شده

 

برآورده ساختن احتیاجات لاروهای ماهی یک تلاش مداوم است از روز اولین تغذیه تا زمانیکه لاروها با منابع  غذایی دیگر تغذیه شوند  ( مثلا" آرتیما ). در حالیکه شیوه معمولی  به برداشت روزانه روتینوها از محیط های پرورش زنده بستگی دارد، روشهای متفاوت ذخیره روتینوها کشف شده اند . 

 نگهداری در دماهای پایین 

روتیفرهای یخ زده معمولا" به عنوان غذا مناسب نیستند زیرا بعد از اب شدن خاصیت غذایی را از دست

میدهند،خاصیت شناوری آنها کم می شود وممکن است باعث بدشدن کیفیت آب شونداگر وارد مخازن پرورش شوند.B.PLICATILS زنده را می تواندردمای 4 درجه سانتیگراد در تراکم های نسبتا"بالا برای حداقل یک ماه  ذخیره نمود اما این دوره برای نژادهای ترموفیلیک B.ROTUDIFROMISکوتاه تر است.

ذخیره سازی در دمای پایین می تواند به کاهش برداشتهای روزانه و غنی سازی روتینوها کمک کند که ممکن است  هر چند روز انجام گیرد. این روش نیز می تواند در ذخیره ها مازاد و تولید شده در یکروز برای استفاده بعدی موثر باشد که یک ایمنی در برابر افت پیشبینی  نشده چرورش ایجاد می کند و انتقال روتینوها را بین محلهای تولید و امکانات  وتجهیزات پرورش آسان می سازد.در حالیکه ذخیره سازی  در 4 درجه  سانتیگراد  در بیشتر مکانها امکان چذیر می باشد. روتیفرها به تولید مثل در این دما ادامه می دهند ونیاز بهتغذیه  دوره ای و جابجایی به مدت 2 هفته دارند  اما ذخیره سازی در این دما نیاز به تجهیزات خاص بیشتری دارد.

همانطور که ذخیره سازی در دمای پایین برای روتینوهای plicatlisB.  نسبتاٌ آسان و موفقیت آمیز است، ادامه این روش برای B.rotundiformis در این اواخر آزمایش شده است  نتایج نشان می دهد که روتیفر B.rotundiformis در برابر 4 درجه سانتیگراد نسبت به نژادهای روتیفر B.plicatilis از تحمل کمتری بر خوردار است و نژادهای شناخته شده به عنوان نوع SS آسیب پذیر تر بودند و بقا کمتری نشان دادند. در حالیکه متوسط بقا نژادهای B.plicatilis از 9/26تا 7/63 درصد بعد از 30 روز در دمای 4 درجه سانتی گراد بوده است، فقط یک نژادِِِِِِِ B.rotundiformis بعد از 15 روز در این درجه حرارت و فقط 4 نژاد بعد از 7 روز باقی ماندند . یک تغییر ماندند .یک تغییر واضح بین نژادهای  نوع S وSS نمایان شد با بقا کمتر نژاد نوع ُُSS در دماهای پائین . در دمای 12 درجه سانتی گراد بیش از 80 درصد روتیفرهای B.rotundiformis (از نوع S و SS) بعد از 10 روز زنده ماندند. بقا نژاد نوع S بیش از ppt 35 بود در حالیکه نژاد نوع SS در ppt 17 بهترین ماندگاری را دارا بود. تغذیه روتیفرها در فواصل 2 روزه بقای آنها را نسبت به تغذیه فقط در ابتدای آزمایش یا فواصل 4 روزه بهتر نمود و تغییر محیط پرورشی هر روز از بقا جلوگیری نمود. یک دوره 24 ساعته عادت به دمای 20 درجه قبل از انتقال روتیفرها از دمای عادی محیطشان ( 28 درجه سانتی گراد ) به 12 درجه سانتی گراد باعث بقا بیشتر روتیفرهای نوع SS گردید اما هیچ تاثیری بر روتیفرهای نوع S نداشت. این نتایج نشان می دهد که مشکلات در تلاش برای نگهداری روتیفرهای نوع کوچک در دمای پائین برای دوره های طولانی وجود دارد. و شرایط بهینه از لحاظ تجربی برای هر نژاد تعیین می شود.

cryopreservation

نگهداری طولانی مدت نژادهای مهم از لحاظ ژنتیکی را می توان بوسیله cryopreservation بدست آورد . تخمهای Amictic ( اما نه بالغها ) را بعد از اینکه با عوامل cryopreservationمانند دی متیل سولفکوک ید ( DMSO ) یا پروپان دیول اشباع شدند در نیتروژن مایع نگهداری می شوند  . این روش نگهداری کامل ویژگیهای ژنتیکی مهم در محیط پرورش و بویژه برای آن نژادهایی که تخمهای کمون تولید نمی کند را تخمین می کند . مجموعه کوچکی از نژادهای B. plicatlis و B.rotundiformis حفظ شده بوسیلهcryopresevation در آزمایشگاه این نویسنده نگهداری می شوند و به عنوان منبع دیگری برای پرورش زنده مورد استفاده قرار می گیرند . از آنجائیکه این روش ، شیوه ای نسبتاٌ گران است ، برای نگهداری تعداد زیاد روتیفر ها برای استفاده مستقیم به عنوان غذا بعد از یخ زدایی مناسب نیست.

تخمهای کمون

تخمهای کمون روتیفر تولید شده به طریق مصنوعی به عنوان راهی دیگر برای عرضه روتیفرها بدون وابستگی به چرخه تولید روزانه استفاده شده در محلهای تخم ریزی دریایی پیشنهاد شده است. تولید تخم کمون از لحاظ ژنتیکی  با تغییرات زیاد بین روتیفر های حاصل از تخمهای تولید شده بوسیله یک کلون تعیین می شود . تولید این تخمها را می توان بوسیله عوامل محیطی مانند شوری، کیفیت وکمیت غذا، تراکم پرورش روتیفر ، تبادل محیط پرورش و دما با مهارت کنترل کرد و بین گونه های B.plicatlis و B.rotundiformisمتغییر است. اساساٌ بدست آوردن تخمهای کمون روتیفر نسبتاٌآسان است اما مشکل اصلی تعداد نسبی تولید شده در برابر سرمایه گذاری انجام شده است.از آنجائیکه تولید آنها از لحاظ ژنتیکی تعیین می شود اولین گام انتخاب یک نژاد مناسب است.  برای B.plicatilisپرورش بایددر شوری زیر  ppt 30 و دمای ترجیحاٌ از 12تا 25 درجه سانتیگراد حفظ شود . تراکم روتیفر باید پائین نگهداشته شود، بیش از ml 150 روتیفر نباشد. . غذا ( ترجیحاٌ نانو کلرو سیس sp ) باید به مقدار مناسب تامین شود. بعد از وارد کردن یک ml عدد 10-5 inoculum  روتیفر، 

 روتیفرها شروع به تولید مثل می کنند و با توجه به دمای محیط پرورش، ماده های ماده های mictic   که تخمهای نر را حمل می کنند بعد از 2تا3 روز نمایان می شوند. این اتفاق با ظهور نرها و ماده های بارور که حامل تخمهای کمون هستند بعد از 4تا 6 روز دنبال می شود. این تخمهای کمون در پایان رشد شان از ماده ها جدا خواهند شد و به قعر ظرف محیط پرورش فرو می روند . با پیدایش تخمهای کمون تعداد ماده هایی که تخمهای نر را حمل می کنند. رو به کاهش می گذارنند و با کاهش در فروانی نسبی نرها و کاهش تولید تخمهای کمون همراه است. اغلب اوقات در این مرحله محیط پرورش ضایع می شود و تولید تخمهای کمون متوقف می شود. چرخه تولید مدت 10تا 24 روز طول می کشد . تخمهای کمون را می توان بوسیله الک کردن با بر هم زدن آب محیط پرورش ، بوسیله تور با سوراخهای um  200 پلانکتون ، که تخمها از آن عبور خواهند کرد از میان ذرات و آت آشغالها ی یافت شده در کف ظرف محیط پرورش جمع آوری کرد. مواد جمع آوری شده روی الک باید دوباره در آب دریای تمییز بصورت تعلیق در آیند و مرحله الک کردن چندین بار تکرار می شود تا بیشتر تخمها از ذرات رها شوند. خارج ساختن آشغالهای باقیمانده بوسیله به تعلیق در آوردن تخمها در آب دریای پاک و رقیق شده ( مثلاًppt 10) در یک قیف مجرا و ورود یک لوله هواگیر در بالای خروجی انتهایی حاصل میشود. یک جریان هوای آرام باعث شناور شدن ذرات و فرو رفتن تخمها به سمت خروجی قیف می شود جائیکه می توان آنها را جمع آوری کرد. تخمهای جمع آوری شده در تاریکی ( لوله های شیشه ای پوشیده شده با فویل آلومینیم یا هر ظرف دیگر ) در یک دمای پائین ذخیره شوند ساده ترین روش به تعلیق در آوردن تخمها در لوله های سر پوشیده شده است که محتوی آب دریای تمییز یا استریل ppt10 است و آنها را در یخچال ذخیره کرد . نتایج اخیر نشان داد که تخمها ممکن است در حالت خشک شده نیز ذخیره شوند: خشک شده ، lyophilised  یا کنسرو شده تحت فشار  . بیرون آمدن از تخم در تخمهای کمون بوسیله انتقال آنها از محفظه ذخیره به آب دریای تازه و گذراندن دوره ی کمون در دمای10تا25 درجه سانتی گراد با روشنایی بدست می آید  نشان دادند که دمای پائین می تواند کارآیی تولید تخم را بوسیله پرورش B. plicatilisبه مدت 20 روز در دمای 12 درجه سانتی گراد قبل از انتقال آنها به 25 درجه سانتیگراد بهبود بخشید . شرایط بهینه برای تولید B.rotundiformis با شرایط B.plicatilisتفاوت دارد، تولید تخم کمون در B.rotundiformis در  درجه شوری بالاتری ترغیب می شود . تولید انبوه تخمهای کمون روتیفر ( B.plicatlis  ) در مخازن 50 متر مکعب گزارش شده است و بهبود در فنون پرورش آزمایش شده اند از جمله استفاده از شیوه پرورش نیمه مداوم به منظور حفظ نسبی تراکم پائین روتیفر و استفاده از سیستم فیلتر نایلونی برای خارج نمودن ذرات اضافی ().  شیوه ها برای ذخیره بهینه مقادیر زیاد تخمهای کمون ابداع شده اند از جمله خروج باکتریهای چسبیده به تخمها بوسیله آبکش تخمها با هیپو کلریت (1.0 mg) یا سدیم سیفور سیترنات( 5ug ml) برای بهبود توانایی بیرون آمدن از تخم . شرایط بیرون آمدن از تخم که به خوبی ایجاد شده باشد ، استفاده از تخمهای کمون در زمان مورد نیاز را آسان می سازد. این تخمها را می توان مستقیماً برای تغذیه لاروهای ماهي یا برای آغاز پرورش متراکم استفاده نمود اما میزان تولید مثل غیر جنسی در روتیفرهای بیرون آمده از تخمهای کمون ممکن است تغییر زیادی را نسبت به روتیفرهای حاصل از پرورش نشان دهد . هزینه تولید تخمهای کمون چندین برابر از هزینه تولید روتیفر های پرورش انبوه فراتر است و بنابراین هنوز به طور گسترده به عنوان منبع مستقیم غذایی برای لاروهای ماهی اتخاذ نشده است. علاوه بر این  روتیفرهای خارج شده از تخمهای کمون تولید شده به طور مصنوعی  ممکن است ظهور mixis  بالایی را نشان دهد.از آنجائیکه نژاد انتخاب شده و برای تولید تخمهای کمون به همین منظور انتخاب شده اند . بنابراین استفاده از تخمهای کمون تجاری موجود برای آغاز پرورش متراکم نیاز به هشدار و توجه دارد از آنجائیکه این محیطهای پرورش ممکن است بروز زیاد نرها را تحت شرایط خاص محیط پرورش نشان دهند ( مثلاً میزان شوری پائین برای B.plicatilis ).

رهنمودهای آینده

 امید به جایگزینی روتیفرهای زنده به عنوان غذا برای مراحل اولیه رشد لاروهای ماهی دور از عملی شدن است علیرغم اینکه تلاشهای قابل توجهی در این مسیر انجام شده است  . به طور کلی روش شناسایهای فعلی تولید و غنی سازی روتیفرها در بر آورده نمودن تقاضاهای صنعتی موفقیت آمیز بوده است با این وجود در حال حاضر بر آورده ساختن نیاز فوری غذای زنده بسیار کوچک مشکل است، اگر چه چندین نژاد ژنتیکی بسیار ریز ، پیدا شده و پرورش یافته اند . شیوه های بهینه برای پیش بینی وضع فیزیولوژی روتیفر ها در تولیدهای متراکم می تواند در جلوگیری از ضایع شدن محیطهای پرورش مفید باشد. استفاده از روتیفر های ذخیر ه شده ممکن است وابستگی فوری محیطهای تخم ریزی به تولید روزانه روتیفر ها را کاهش دهد. این شامل روتیفرهای زنده در دماهای پائین یا راهی دیگر به عنوان تخمهای کمون می شود. روشهای ارزانتر برای حفظ تولید ناشی از تولید مثل بین خودی تخم کمون در رسیدن به این هدف از مزیت بالایی بر خوردار خواهد بود.

 


برچسب‌ها: پرورش روتیفر, پرورش, پرورش جلبک, مخازن پرورشی, شیلات
[ پنجشنبه 25 آذر1389 ] [ 11:51 PM ] [ سید مانی سیرنگ ]
عنوان مقاله  بررسي فلور قارچي ميگوي ببري سبز پرورشي (penaeus semisulcatus) استان بوشهر

نشریه

مجله علمي شيلات ايران (فارسي) زمستان 1382

نویسنده

 قائدنيا بابك,ميربخش مريم,زيني فريده,هاشمي سيدجمال,مهرابي محمدرضا,دادگر شهرام

حجم فایل

665 کیلو بایت

دریافت مقاله

دریافت مقاله


کلمات کلیدی :

 فلور قارچي، ميگوي ببري سبز، Penaeus semisulcatus، بوشهر، ايران

منبع :

www.parsacloob.com
[ چهارشنبه 3 آذر1389 ] [ 11:28 AM ] [ سید مانی سیرنگ ]
عنوان مقاله  مطالعه كاريولوژيك ماهيان Barbus capito و Barbus mursa و دو گروه از Capoeta شمال ايران

نشریه

منابع طبيعي ايران زمستان 1384

نویسنده

 پورعلي دارستان صفر,بازيارلاكه اميرعباس,حسن زاده كيابي بهرام

حجم فایل

1065 کیلو بایت

دریافت مقاله

دریافت مقاله


کلمات کلیدی :

 كروموزوم، كاريوتايپ، سيتوژنتيك، پلي مورفيسم

منبع :

www.parsacloob.com

[ چهارشنبه 3 آذر1389 ] [ 11:27 AM ] [ سید مانی سیرنگ ]

       پراكندگي و انتشار اكوسيستمهاي آبي

   مجموعه ذخاير آبي موجود در کره زمين را کره آبي يا هيدروسفر (Hydrosphere) گويند. اين مقدار آب در سطح کلان و بر اساس حجم خود به چند شکل زير ديده ميشود:

1) اقيانوسها و درياها                            2) آبهاي موجود در خشکيها                         3) آبهاي موجود در اتمسفر

    بيشترين مقدار آب هيدروسفر (6/97 درصد) مربوط به اقيانوسها و درياها بوده و 4/2 درصد بقيه در سطح قاره ها (خشکيها) پراکنده شده که به اين گروه از آبها، آبهاي داخلي (Inland waters) گويند. آبهاي داخلي توسط خشکيها محصور شدند.    

   در پراكندگي و انتشار اكوسيستمهاي آبهاي داخلي حتما بايستي قوانين گردش آب در طبيعت را مورد ارزيابي قرار داد. آب درياها به صورتهاي مختلف به نواحي خشك و حاره اي كشيده شده و پس از تغييرات گوناگون در يك مدت كوتاه يا طولاني دوباره به دريا برميگردد. آبهايي كه به سطح زمين ميرسند به چند بخش تقسيم بندي ميشوند:

1-      آبهاي تبخيري (Evaporated waters): كه در اثر تبخير و تعرق از سطح گياهان و جانوران بدست مي آيند.

2-      آبهاي جاري (Running waters): كه در سطح زمين جاري مي شوند.

3-      آبهاي (نفوذي): كه به زمين نفوذ کرده و ايجاد سفره هاي زيرزميني، جريانهاي زيرزميني و در نهايت چشمه ها را مي كنند.

4-      تجمعات برف و يخ: كه در سطح زمين منجر به ايجاد يخچالها شده و يا در اثر ذوب شدن جاري و يا در زمين نفوذ مي کنند.

5-      آبهاي فسيلي: كه اين آبها مدت زمان طولاني در دل زمين باقي مانده و در بعضي از مناطق در حفاريهاي نفتي نمايان مي شوند.

   در يك نتيجه گيري كلي ميتوان عنوان كرد كه آبهاي داخلي كره زمين به اشكال متفاوتي ظاهر ميشوند. تنوع شرايط آب و هوايي بر روي اين اشكال تاثير فراوان دارد. در بررسي آبهاي داخلي بايست آبهاي جاري، آبهاي ساكن، مناطق باتلاقي و آبهاي شور داخلي را مورد تجزيه و تحليل قرار داد. هر کدام از اين محيطهاي آبي قانونمنديهاي خاص خود را داشته و در هر گروه از آنها جوامع گياهي و جانوري خاصي ديده شده که بسته به شرايط آن اکوسيستم آبي داراي تنوع خاص خود ميباشند. آگاهي صحيح از اين موضوعات ميتواند در ارزيابي، بهره برداري، برنامه ريزي (Planning) و در نهايت مديريت (Management) منابع آبي کمک شاياني نمايد. کليه اين اکوسيستمهاي آبي از نظر علم ليمنولوژي حائز اهميت بوده و مطالعات مربوط بر روي آنها بايست بصورت منظم و در طول ساليان مختلف انجام گيرد تا در نهايت بتوان مديريت بهينه را بر روي آنها اعمال نمود.

حجم تقريبي آبهاي کره زمين

منبع آبي

حجم (Km3×1000)

درصد از کل

مدت زمان تجديد حيات

اقيانوسها

1370000

61/97

3100 سال

يخ و برف (يخچالها)

29000

08/2

16000 سال

آبهاي زيرزميني (تا عمق يک کيلومتر)

4067

295/0

300 سال

رطوبت خاک

67

005/0

280 روز

بخار آب اتمسفر

14

0009/0

9 روز

درياچه هاي آب شيرين

126

009/0

100-1 سال

درياچه هاي آب شور

104

008/0

1000-10 سال

رودخانه ها

2/1

00009/0

20-12 روز

رطوبت موجود در گياهان و جانوران

65

005/0

-

  

      در اين جدول مشاهده ميشود كه در حدود 69/99 درصد از كل آبهاي موجود در طبيعت در اقيانوسها و يخهاي قطبي ذخيره شده و بطور مستقيم قابليت استفاده براي بشر را نداشته بلكه بصورت غيرمستقيم نقش مهمي را در چرخه آب در طبيعت ايفا مي كنند. زمان چرخش اين آبها بسيار طولاني است، بعبارت ديگر سرعت تجديد و نوسازي آن بسيار کند است.

[ چهارشنبه 3 آذر1389 ] [ 11:27 AM ] [ سید مانی سیرنگ ]
عنوان مقاله  مقايسه تركيبات غذايي گوشت ماهي سفيد (Rutilus frisii kutum) و ماهي علف خوار پرورشي (Ctenopharyngodon idella) و فرآوري ماريناد از آنها

نشریه

مجله علمي شيلات ايران (فارسي) زمستان 1382

نویسنده

 اسماعيل زاده كناري رضا,حميدي اصفهاني زهره,سحري محمدعلي

حجم فایل

419 کیلو بایت

دریافت مقاله

دریافت مقاله


کلمات کلیدی :

 تركيبات غذايي، ماهي سفيد، Rutilus frisii kutum، ماهي علف خوار پرورشي، ctenopharyngodon idella، ماريناد

منبع :

www.parsacloob.com
[ چهارشنبه 3 آذر1389 ] [ 11:26 AM ] [ سید مانی سیرنگ ]
عنوان مقاله  بررسي تراكم و پراكنش پلانكتوني در درياچه سد ماكو

نشریه

مجله علمي شيلات ايران (فارسي) تابستان 1382

نویسنده

 سبك آرا جليل,مكارمي مرضيه

حجم فایل

409 کیلو بایت

دریافت مقاله

دریافت مقاله


کلمات کلیدی :

 زئوپلانكتون، فيتوپلانكتون، سد مخزن ماكو، ايران

منبع : 

www.parsacloob.com
[ چهارشنبه 3 آذر1389 ] [ 11:26 AM ] [ سید مانی سیرنگ ]
عنوان مقاله  مطالعه آثار كشندگي و هيستوپاتولوژيك ناشي از سم آندوسولفان در ماهي كپور معمولي (Cyprinus carpio)

نشریه

منابع طبيعي ايران تابستان 1384

نویسنده

 شريف پور عيسي,سلطاني مهدي,فتح الهي بهزاد

حجم فایل

119 کیلو بایت

دریافت مقاله

دریافت مقاله


کلمات کلیدی :

 آندوسولفان، ماهي كپور معمولي، سميت، LC50، هيستوپاتولوژي

منبع :

www.parsacloob.com
[ چهارشنبه 3 آذر1389 ] [ 11:25 AM ] [ سید مانی سیرنگ ]
آرتمیا سخت پوست کوچک و ظریفی است که با زندگی در آبهای بسیار شور سازش حاصل کرده است و دارای موارد کاربرد بسیار متنوعی است استفاده از اشکال مختلف آرتمیا در آبزی پروری از مهمترین کاربردهای آن میباشد.

برای تولید آرتمیا در مقیاس کوچک نکاتی را برای شما مطرح می کنیم:

نکته اول:
آرتمیا PH و سختی کربناتی(KH) بالایی را می پسندد. برای انجام تکثیر با یک سرعت بهینه PH حدود 9 و KH بالای 10 مورد نیاز است. آرتمیا در آب باPH و سختی کمتر نیز تفریخ می شود اما بیشتر اوقات سرعت تکثیر مناسب نیست. یک روش افزایش PH و KH آب برای تکثیر آرتمیا افزودن مقدار کمی بی کربنات سدیم است. روش جدید وآسانتر برای تعدیل PH آکواریوم افزودن چند قطره JUST UP است. همیشه آب مصرفی را قبل از افزودن آرتمیا به آن مورد آزمایش قرار می دهند تا از مناسب بودن KH و PH آن اطمینان حاصل کنند. در صورتیکه تعداد زیادی آرتمیا داشته باشیم که به طور منظم تکثیر می شوند بهتر است ظرف بزرگی را از آب پر کرده و PH و KH آنرا به حد مورد نیاز برسانیم و سپس مقداری از این آب را برای هر تکثیر داخل دستگاه تکثیر مورد استفاده قرار دهیم.

نکته دوم:
ضروری است از ذخیره هوای محل تکثیر در طول مدتی که تخم ها تفریخ می شوند محافظت شود. پس از اینکه کپسول تخم ها برداشته شد آنها خاصیت شناوری طبیعی شان را از دست می دهند. در این هنگام اگر به تخم ها اجازه ته نشین شدن داده شود روی هم انباشته شده و فقط تعداد کمی از آرتمیاها از تخم خارج می شوند. هوادهی اکسیژن را به آب افزوده و دی اکسید کربن را خارج می کند. در صورتیکه CO2 از آب خارج نگردد منجر به پایین آمدن PH و کاهش میزان بقا آرتمیاها خواهد شد.

نکته سوم
روشنایی یک فاکتور ضروری برای رشد آرتمیا است. یک آنزیم حساس نوری در تغییرات سیست حضور دارد. این آنزیم تری هالوز نام دارد که درون گلیسیرول است و بر اثر نور تحریک می شود. این ماده قندی بسیار رطوبت پسند است. نفوذ آب از بیرون پوسته سخت تخم به داخل آن بوسیله اسمز منجر به شکفتن تخم و در نتیجه رهایی ناپلیوس ها می شود. بنابراین سراسر فرآیند تکثیر وابسته به حضور نور است. لامپهای فلئورسنت معمولی آکواریومها لامپهای تنگستنی یا حتی روشنایی روز برای تفریخ آرتمیا کافی است. فقط نور قرمز نباشد.

نکته چهارم
آرتمیاها پس از گذشت 24 ساعت از زمان تکثیرشان (نائوپیلی نامیده می شوند) تغذیه می کنند. در صورتیکه شرایط برای تکثیر آرتمیاها ایده آل باشد (شرایط شیمیای آب هوادهی نور و غیره) اکثر نائوپیلی ها تفریخ می شوند. در این مرحله از زندگی آرتمیاها از اندوخته های چربی شان تغذیه می کنند. در این مرحله دهان و مخرج آرتمیا هنوز شکل نگرفته است.

نکته پنجم
دو روش برای پرورش سریع تر آرتمیا در اندازه بالغ در منزل پیشنهاد می شود:
پیشنهاد اول اینکه آرتمیاها درون یک ظرف کوچک مانند بطریهای نوشابه پرورش داده شوند. این روش با تراکم زیاد آرتمیاها نیز قابل انجام است اما تقریبا هر روز مشکلات زیادی به دلیل تغییر شوری آب ایجاد می شود. در همان ابتدای تکثیر بطور مثال آرتمیاها در یک ظرف 2 لیتری قرار داده می شوند اما مقدار زیادی ضایعات مانند آمونیوم و نیتریت ساخته می شود. به همین دلیل ضروری است در وضعیت آب آرتمیاهای در حال پرورش هر روز تغییر داده شود. جاری کردن پیوسته آب کهنه به حالت بارش از بالای ظرف آرتمیاها ونیز افزودن مقداری آب نمک تازه مانع از رسیدن خسارت به آنها می شود. اگر مخزنی از آب دریا دارید سعی کنید برای تغییر آب ظرف پرورشی از این آب استفاده کنید زیرا این آب سطوحی از باکتریها جلبکها و ترکیبات ارگانیک دارد که به رژیم غذایی آرتمیاهای در حال رشد کمک می کند. این آب را پس از استفاده برگشت ندهید زیرا سطوح آمونیوم و نیریت آن می تواند خیلی بالا باشد.

پیشنهاد دیگر استقرار یک سیستم فیلترکننده است. در این روش تعویض آب بسیار کم بوده و سیستم برای نگه داری به شرایط ویژه نیاز ندارد . اشکال این روش اینست که استقرار آن در خانه بسیار مشکل است و نسبت به روشهای قبلی با تراکم کمتری از ذخیره قابل انجام است. وقتی تراکم ذخیره کمتر باشد سطوح آلودگی نیز کمتر است بنابراین یک فیلتر بیولوژیکی می تواند ضایعات را فرایند کند. انجام این روش تکثیر داخل یک سطل بزرگ امکان پذیر است.

هر دوی این روش ها به شدت نیازمند گردش سریع آب همراه با هوادهی هستند. بهترین روش استفاده از یک دستگاه هواده نظیر هواده هایی که در فیلترهای شنی وجود دارد می باشد. این چرخش آب و ممانعت از راکد ماندن آن و نیز هوادهی آب اکسیژن را به آب اضافه کرده و دی اکسید کربن را از آب خارج می کند.

نکته ششم
تغذیه آرتمیاها امری است که براثر تجربه بدست می آید. در تکنولوژی جدید از غذای آرتمیا که یک غذای مایع منحصر به فرد بخصوص برای رشد آرتمیا دافنی Infusoria و سایر بی مهرگان پرورشی است استفاده می شود. درصورتیکه آرتمیاها به میزان لازم تغذیه شوند مواد غذایی کمترین فرونشست را در آب خواهد داشت. غذادهی بیش از حد آرتمیاها اهمیتی ندارد زیرا آلودگی زیاد آب آنها را خواهد کشت.
آرتمیاها از حدود یک روز پس از تفریخ غذا خوردن را آغاز می کنند. در این مدت آنها اندوخته چربی شان را تمام کرده و شروع به تغذیه از طریق فیلتر کردن آب می نمایند. وقتی آرتمیاها بزرگتر شدند با ذرات غذایی بزرگتر مانند غذاهای فلسی آکواریومی تغذیه می شوند. در اینجا نیز غذادهی بیش از حد اهمیتی ندارد.

نکته هفتم
پس از گذشت چند روز از رشد آرتمیاها در ظرف پرورشی یک گل و لجن قابل توجه در دیواره های ظرف بوجود می آید. این لجن محتوی جلبک و باکتریهایی است که آرتمیاها از آنها تغذیه خواهند کرد و ارزش غذایی فوق الاده زیادی برای رشد آرتمیا دارد. ساختمان این لایه لجن با افزایش غذای آرتمیا توسعه می یابد.

نکته هشتم
هنگام مصرف آرتمیای بالغ شده بعنوان یک منبع غذایی اطمینان حاصل کنید که آرتمیاها به خوبی تغذیه شده اند زیرا آنها این مواد مغذی را به ماهی که از آنها تغذیه می کند انتقال خواهند داد. در برخی گونه ها مانند پروانه ماهی دریایی آرتمیای بالغ بخش بزرگی از رژیم غذایی آن را در آکواریوم تشکیل می دهد بنابراین ضروری است آرتمیاها تا حد امکان دارای ارزش غذایی زیادی باشند.
آرتمیاهای بالغ شده را در سردخانه نگه داری کنید. درجه حرارت پایین تر فعالیتهای حیاتی آنها را کاهش داده و همچنین باعث کاهش سمیت آمونیاک حاصل از مواد دفعی شان می شود. حدود 1 تا 2 ساعت قبل از اینکه آنها را به تغذیه ماهی برسانید به تعداد مورد نیاز از آرتمیاها را خارج کرده و آنها را در یک ظرف محتوی سوسپانسیون غلیظ از غذای آرتمیا قرار دهید. این کار شما را مطمئن خواهد ساخت که وقتی آنها به تغذیه ماهی می رسند سرشار از مواد مغذی خواهند بود.
تکثیر و پرورش آرتمیا برای سالیان طولانی است که در مقیاس آبزی پروری تجاری انجام می پذیرد. با این حال انجام آن در خانه کاری بسیار دشوار است. اما با انجام آزمایشات مختلف می توانید به روشی دست یابید که برای پرورش ماهی در آکواریوم بی نظیر باشد. تکثیر آرتمیا به منظور تغذیه ماهی کار ساده ای نیست اما با بردباری می توان به نتایج ارزشمندی دست یافت. این کار نه تنها هزینه خرید غذای زنده را کاهش می دهد بلکه توانایی و سلامتی ماهی تان را افزایش خواهد داد.

Reference:http://www.ntlabs.co.uk:

  

[ چهارشنبه 3 آذر1389 ] [ 11:25 AM ] [ سید مانی سیرنگ ]
عنوان مقاله  تعيين زمان تخم ريزي و تغييرات چرخه توليد مثلي هامون ماهي (Schizothorax zarudnyi) برمبناي شاخص وزني گناد، شاخص وزني كبد و شاخص چاقي

نشریه

مجله علمي شيلات ايران (فارسي) زمستان 1382

نویسنده

 ذبيحي منصور,پوركاظمي محمد,كاظمي رضوان اله,كمالي ابوالقاسم

حجم فایل

698 کیلو بایت

دریافت مقاله

دریافت مقاله


کلمات کلیدی :

 هامون ماهي، Schizothorax zarudnyi، توليد مثل، درياچه هامون، ايران

منبع : 

www.parsacloob.com
[ چهارشنبه 3 آذر1389 ] [ 11:22 AM ] [ سید مانی سیرنگ ]
عنوان مقاله  بروز عفونت ناشي از ارگانيسم هاي شبيه فلاوباكتريوم سايكروفيلوس (Flavobacterium psychrophilus) در كپور نقره اي (Hypophthalmychthys molitrix)

نشریه

مجله علمي شيلات ايران (فارسي) تابستان 1380

نویسنده

 اسماعيلي فريبا,سلطاني مهدي,سياري احمد

حجم فایل

346 کیلو بایت

دریافت مقاله

دریافت مقاله


کلمات کلیدی :

 كپور نقره اي (فيتوفاگ)، بيماريهاي باكتريايي، فلاوباكتريوم سايكروفيلوس

منبع : www.parsacloob.com
[ چهارشنبه 3 آذر1389 ] [ 11:21 AM ] [ سید مانی سیرنگ ]
عنوان مقاله  بررسي ايجاد ماهيان تتراپلوئيد قزل آلاي رنگين كمان (Oncorhynchus mykiss) به وسيله شوك گرمايي

نشریه

مجله علمي شيلات ايران (فارسي) زمستان 1382

نویسنده

 كلباسي محمدرضا,باقري علي,پوركاظمي محمد,عبدالحي حسين

حجم فایل

533 کیلو بایت

دریافت مقاله

دریافت مقاله


کلمات کلیدی :

 قزل آلاي رنگين كمان، Oncorhynchus mykiss، شوك گرمايي، تتراپلوئيد

منبع : 

www.parsacloob.com
[ چهارشنبه 3 آذر1389 ] [ 11:20 AM ] [ سید مانی سیرنگ ]
عنوان مقاله  بررسي بعضي ويژگيهاي زيست شناسي ماهي كلمه تركمني (Rutilus rutilus caspicus) در تالاب گميشان

نشریه

مجله علمي شيلات ايران (فارسي) پاييز 1381

نویسنده

 ندافي رحمت,مجازي اميري باقر,كرمي محمود,حسن زاده كيابي بهرام,عبدلي اصغر

حجم فایل

403 کیلو بایت

دریافت مقاله

دریافت مقاله


کلمات کلیدی :

 كلمه، تالاب گميشان، سن، رشد، نمايه غده جنسي، هم آوري مطلق

منبع : 

www.parsacloob.com
[ چهارشنبه 3 آذر1389 ] [ 11:20 AM ] [ سید مانی سیرنگ ]
عنوان مقاله  اثر تركيب گونه اي بر مقدار رشد و توليد ماهيان كپور پرورشي

نشریه

منابع طبيعي ايران بهار 1383

نویسنده

 قمي مرزدشتي محمدرضا,آذري تاكامي قباد

حجم فایل

170 کیلو بایت

دریافت مقاله

دریافت مقاله


کلمات کلیدی :

 پرورش ماهي، تركيب گونه اي، پرورش توأم، كپور معمولي، كپور علفخوار، كپور نقره اي، كپور سرگند.

منبع : www.parsacloob.com

[ چهارشنبه 3 آذر1389 ] [ 11:19 AM ] [ سید مانی سیرنگ ]
عنوان مقاله  آلودگي لاي ماهيان تالاب انزلي به انگل آسيمفيلودوراتينكا (Asymphylodora tincae (Modeer, 1790

نشریه

مجله علمي شيلات ايران (فارسي) بهار 1381

نویسنده

 دقيق روحي جواد,مخير بابا

حجم فایل

433 کیلو بایت

دریافت مقاله

دریافت مقاله


کلمات کلیدی :

 Asymphylodora tincae، تالاب انزلي،‌ ايران

منبع : 

www.parsacloob.com

[ چهارشنبه 3 آذر1389 ] [ 11:18 AM ] [ سید مانی سیرنگ ]
عنوان مقاله  بافت شناسي لايه هاي مختلف تخمك ماهي ازون برون (Acipenser Stellatus)

نشریه

مجله علمي شيلات ايران (فارسي) بهار 1382

نویسنده

 كاظمي رضوان اله,بهمني محمود,رومانوف آلكساندر

حجم فایل

204 کیلو بایت

دریافت مقاله

دریافت مقاله


کلمات کلیدی :

 ازون برون، تخمك، بافت شناسي، درياي خزر

منبع : 

www.parsacloob.com
[ چهارشنبه 3 آذر1389 ] [ 11:18 AM ] [ سید مانی سیرنگ ]
عنوان مقاله  آلودگي ماهي سياه كولي سواحل جنوبي درياي خزر به ترماتود ديژن آسيمفيلودوراكوبانيكوم

نشریه

مجله علمي شيلات ايران (فارسي) تابستان 1381

نویسنده

 پازوكي جميله,علقمندي فرهاد

حجم فایل

178 کیلو بایت

دریافت مقاله

دریافت مقاله


کلمات کلیدی :

 سياه كولي، انگل، آسيمفيلودوراكوبانيكوم، درياي خزر، ايران

منبع :www.parsacloob.com


[ چهارشنبه 3 آذر1389 ] [ 11:17 AM ] [ سید مانی سیرنگ ]
عنوان مقاله  نگهداري تخم و بررسي مراحل رشد ماهي مركب Sepia pharaonis به منظور رهاسازي در دريا

نشریه

مجله علمي شيلات ايران (فارسي) پاييز 1381

نویسنده

 حسين زاده صحافي همايون

حجم فایل

201 کیلو بایت

دریافت مقاله

دریافت مقاله


کلمات کلیدی :

 ماهي مركب، Sepia pharaonis، رشد

منبع :

www.parsacloob.com
[ چهارشنبه 3 آذر1389 ] [ 11:10 AM ] [ سید مانی سیرنگ ]
عنوان مقاله  باربوس ماهيان رودخانه هاي استان آذربايجان شرقي

نشریه

مجله علمي شيلات ايران (فارسي) پاييز 1381

نویسنده

 قاسمي حميد

حجم فایل

225 کیلو بایت

دریافت مقاله

دریافت مقاله


کلمات کلیدی :

 باربوس ماهيان، آذربايجان شرقي، ايران

منبع :

www.parsacloob.com
[ چهارشنبه 3 آذر1389 ] [ 11:10 AM ] [ سید مانی سیرنگ ]
عنوان مقاله  مطالعه بافت شناسي ساختار بيضه و چرخه توليد مثل جنس نر سس ماهي بزرگ سر مهاجر به رودخانه هاي سفيدرود و پلرود

نشریه

منابع طبيعي ايران بهار 1385

نویسنده

 ايگدري سهيل,مجازي اميري باقر,ميرواقفي عليرضا

حجم فایل

1770 کیلو بایت

دریافت مقاله

دریافت مقاله


کلمات کلیدی :

 سس ماهي بزرگ سر، توليدمثل، بيضه، شاخص گنادوسوماتيك (GSI) و رودخانه هاي سفيدرود و پلرود

منبع :

www.parsacloob.com

[ چهارشنبه 3 آذر1389 ] [ 11:9 AM ] [ سید مانی سیرنگ ]
عنوان مقاله  فراواني كفال خاكستري (Mugil cephalus) در تركيب صيد مشتا در آبهاي استان هرمزگان

نشریه

مجله علمي شيلات ايران (فارسي) بهار 1381

نویسنده

 اكبري حسن

حجم فایل

169 کیلو بایت

دریافت مقاله

دریافت مقاله


کلمات کلیدی :

 كفال خاكستر، Mugil cephalus، استان هرمزگان، ايران

منبع :

www.parsacloob.com

[ چهارشنبه 3 آذر1389 ] [ 11:9 AM ] [ سید مانی سیرنگ ]
عنوان مقاله  بيماري حباب گازي در ماهي قزل آلاي رنگين كمان

نشریه

مجله علمي شيلات ايران (فارسي) پاييز 1380

نویسنده

 اسدزاده منجيلي علي

حجم فایل

127 کیلو بایت

دریافت مقاله

دریافت مقاله


کلمات کلیدی :

 حباب گازي، ماهي قزل آلاي رنگين كمان، استان كرمانشاه، ايران

منبع :www.parsacloob.com
[ چهارشنبه 3 آذر1389 ] [ 11:7 AM ] [ سید مانی سیرنگ ]
عنوان مقاله  اثرات سطوح مختلف پروتيين و انرژي جيره بر توان توليد ميگوي سفيد هندي (Penaeus indicus , Milne Edwards, 1837)

نشریه

مجله علمي شيلات ايران (فارسي) پاييز 1381

نویسنده

 عابديان عبدالمحمد,آذري تاكامي قباد,نيك خواه علي,بن سعد چي روز,غفله مرمضي جاسم

حجم فایل

442 کیلو بایت

دریافت مقاله

دریافت مقاله


کلمات کلیدی :

 تغذيه، پروتئين، ميگوي سفيد هندي، رشد، آمينو اسيد

منبع : 

www.parsacloob.com
[ چهارشنبه 3 آذر1389 ] [ 11:0 AM ] [ سید مانی سیرنگ ]
عنوان مقاله  ريخت شناسي و ساختار جمعيتي ماهي گل آذين (Atherina boyeri) در سواحل جنوبي درياي خزر (ساحل انزلي)

نشریه

مجله علمي شيلات ايران (فارسي) تابستان 1382

نویسنده

 قربان علي دوست غلام رضا,كيوان امين,رامين محمود

حجم فایل

426 کیلو بایت

دریافت مقاله

دریافت مقاله


کلمات کلیدی :

 ريخت شناسي، خصوصيات زيستي، ماهي گل آذين، Atherina boyeri، بندر انزلي، درياي خزر

منبع : www.parsacloob.com
[ چهارشنبه 3 آذر1389 ] [ 10:59 AM ] [ سید مانی سیرنگ ]
عنوان مقاله  اثر بيهوش كنندگي اسانس گل ميخك (Eugenia caryophyllata) در شرايط مختلف pH و درجه حرارت در بچه ماهي كپور معمولي (Cyprinus carpio)

نشریه

مجله علمي شيلات ايران (فارسي) زمستان 1381

نویسنده

 شريف پور عيسي,سلطاني مهدي,عبدالحي حسين,قيومي راضيه

حجم فایل

336 کیلو بایت

دریافت مقاله

دریافت مقاله


کلمات کلیدی :

 كپور معمولي، بيهوشي، اسانس گل ميخك

منبع : 

www.parsacloob.com
[ چهارشنبه 3 آذر1389 ] [ 10:59 AM ] [ سید مانی سیرنگ ]
عنوان مقاله  زيست شناسي توليد مثل كوسه چانه سفيد (Carcharhinus dussumieri) موجود در آبهاي استان هرمزگان

نشریه

مجله علمي شيلات ايران (فارسي) بهار 1380

نویسنده

 اسدي هدايت

حجم فایل

549 کیلو بایت

دریافت مقاله

دریافت مقاله


کلمات کلیدی :

 كوسه چانه سفيد، Carcharhinus dussumieri، توليد مثل، استان هرمزگان، ايران

منبع : www.parsacloob.com
[ چهارشنبه 3 آذر1389 ] [ 10:58 AM ] [ سید مانی سیرنگ ]
عنوان مقاله  برخي ويژگي هاي زيستي شاه ميگوي خزري (Astacus leptodactylus eichwaldi Bott, 1950) در سواحل بندر انزل

نشریه

مجله علمي شيلات ايران (فارسي) بهار 1383

نویسنده

 كريم پور محمد,خاني پور علي اصغر,تقوي مطلق سيدامين اله

حجم فایل

411 کیلو بایت

دریافت مقاله

دریافت مقاله


کلمات کلیدی :

 شاه ميگوي خزري، صيد به ازاي واحد تلاش (CPUE)، درياي خزر، ايران

منبع : 

www.parsacloob.com
[ چهارشنبه 3 آذر1389 ] [ 10:57 AM ] [ سید مانی سیرنگ ]
عنوان مقاله  اثر زمان شروع غذادهي روي رشد و بقا لارو تاسماهي ايراني (Acipenser persicus)

نشریه

مجله علمي شيلات ايران (فارسي) بهار 1383

نویسنده

 كردجزي ضياء,كمالي ابوالقاسم,محمدنظري رجب,يغمايي فرهاد

حجم فایل

288 کیلو بایت

دریافت مقاله

دریافت مقاله


کلمات کلیدی :

 لارو، تغذيه خارجي، رشد، بقا، تاسماهي ايراني، Acipenser persicus

منبع : 

www.parsacloob.com
[ چهارشنبه 3 آذر1389 ] [ 10:57 AM ] [ سید مانی سیرنگ ]
عنوان مقاله  بررسي رابطه آلودگي هاي نفتي با تراكم صدف مرواريد ساز محار ( pinctada fucata) در خليج فارس

نشریه

مجله علمي شيلات ايران (فارسي) زمستان 1382

نویسنده

 فاطمي سيدمحمدرضا,اسماعيلي ساري عباس,كفيل زاده فرشيد,جميلي شهلا,وثوقي غلام حسين

حجم فایل

281 کیلو بایت

دریافت مقاله

دریافت مقاله


کلمات کلیدی :

 هيدروكربنهاي نفتي، هدف مرواريد ساز محار، Pinctada fucata، خليج فارس

منبع : www.parsacloob.com
[ چهارشنبه 3 آذر1389 ] [ 10:56 AM ] [ سید مانی سیرنگ ]
عنوان مقاله  علايم ظاهري و آسيب شناسي بافتي بيماري لكه سفيد White Spot Syndrome Disease )WSSD) در ميگوي پرورشي سفيد هندي (Panaeus indicus) در استان خوزستان

نشریه

مجله علمي شيلات ايران (فارسي) تابستان 1382

نویسنده

 تخم افشان محمد,تمجيدي بهروز

حجم فایل

2360 کیلو بایت

دریافت مقاله

دریافت مقاله


کلمات کلیدی :

 ميگوي سفيد هندي، Panaeus indicus، بيماري لكه سفيد، علايم ظاهري، آسيب شناسي بافتي

منبع :

www.parsacloob.com
[ چهارشنبه 3 آذر1389 ] [ 10:55 AM ] [ سید مانی سیرنگ ]
عنوان مقاله  تعيين جنسيت تاسماهي ايران (Acipenser persicus) بوسيله اولتراسونوگرافي

نشریه

مجله علمي شيلات ايران (فارسي) پاييز 1380

نویسنده

 مقيم مهدي,وجهي عليرضا,وشكيني عباس,مسعودي فرد مجيد

حجم فایل

652 کیلو بایت

دریافت مقاله

دریافت مقاله


کلمات کلیدی :

 تعيين جنسيت، رسيدگي جنسي، تاسماهي ايران، اولتراسونوگرافي

منيع :

www.parsacloob.com
[ چهارشنبه 3 آذر1389 ] [ 10:50 AM ] [ سید مانی سیرنگ ]
عنوان مقاله  خصوصيات فيزيكي و شيميايي استخرهاي پرورش ميگوي سفيد هندي (Penaeus indicus) در حاشيه خليج گرگان (استان مازندران)

نشریه

مجله علمي شيلات ايران (فارسي) تابستان 1382

نویسنده

 نصراله زاده ساروي حسن,خوش باوررستمي حسين علي,كر داوود

حجم فایل

238 کیلو بایت

دریافت مقاله

دریافت مقاله


کلمات کلیدی :

 ميگوي سفيد هندي، Penaeus indicus، خليج گرگان، استان مازندران

منبع : www.parsacloob.com

[ چهارشنبه 3 آذر1389 ] [ 10:49 AM ] [ سید مانی سیرنگ ]
عنوان مقاله  بررسي وضعيت آلودگي ميگوهاي پرورشي در منطقه چوئبده آبادان و مولدين دريايي به تك ياخته داخلي گرگرين (Gregarine)

نشریه

مجله علمي شيلات ايران (فارسي) بهار 1383

نویسنده

 تمجيدي بهروز,كر نيازمحمد

حجم فایل

794 کیلو بایت

دریافت مقاله

دریافت مقاله


کلمات کلیدی :

 گرگرين، Penaeus iddicus، تك ياخته هاي گوارشي، آبادان، ايران

منبع :www.parsacloob.com

[ چهارشنبه 3 آذر1389 ] [ 10:48 AM ] [ سید مانی سیرنگ ]
عنوان مقاله  بررسي زيست شناسي توليد مثل ماهي عنزه (Barbus esocinus (Heckel,1843 در درياچه سد دز (شمال استان خوزستان)

نشریه

مجله علمي شيلات ايران (فارسي) بهار 1383

نویسنده

 اسكندري غلام رضا,دهقان سيمين,نيك پي منصور

حجم فایل

461 کیلو بایت

دریافت مقاله

دریافت مقاله


کلمات کلیدی :

 توليد مثل، ماهي عنزه، Brabus esocinus، سد دز، خوزستان، ايران

منبع :www.parsacloob.com


[ چهارشنبه 3 آذر1389 ] [ 10:47 AM ] [ سید مانی سیرنگ ]
عنوان مقاله  شناسايي ماهيان كرگانرود استان گيلان

نشریه

مجله علمي شيلات ايران (فارسي) بهار 1381

نویسنده

 نظري كاووس

حجم فایل

308 کیلو بایت

دریافت مقاله

دریافت مقاله


کلمات کلیدی :

 ماهيان، كرگانرود، استان گيلان، ايران

منبع :

www.parsacloob.com

[ چهارشنبه 3 آذر1389 ] [ 10:47 AM ] [ سید مانی سیرنگ ]
عنوان مقاله  بررسي امكان تشخيص جنسيت فيل ماهي (Huso huso) با استفاده از روش PCR-RAPD

نشریه

مجله علمي شيلات ايران (فارسي) بهار 1383

نویسنده

 كيوان شكوه سعيد,پوركاظمي محمد,كلباسي حميدرضا

حجم فایل

828 کیلو بایت

دریافت مقاله

دریافت مقاله


کلمات کلیدی :

 فيل ماهي، Huso huso ،RAPD، نشانگر جنسي، درياي خزر، ايران

منبع :

www.parsacloob.com

[ چهارشنبه 3 آذر1389 ] [ 10:45 AM ] [ سید مانی سیرنگ ]
عنوان مقاله  بررسي امكان تشخيص جنسيت فيل ماهي (Huso huso) با استفاده از روش PCR-RAPD

نشریه

مجله علمي شيلات ايران (فارسي) بهار 1383

نویسنده

 كيوان شكوه سعيد,پوركاظمي محمد,كلباسي حميدرضا

حجم فایل

828 کیلو بایت

دریافت مقاله

دریافت مقاله


کلمات کلیدی :

 فيل ماهي، Huso huso ،RAPD، نشانگر جنسي، درياي خزر، ايران

منبع :

www.parsacloob.com

[ چهارشنبه 3 آذر1389 ] [ 10:45 AM ] [ سید مانی سیرنگ ]

قلیائیت وسختی

مقدار باز موجود در آب تحت عنوان قلیائیت کل شناخته می شود. بازهایی که اغلب در استخرهای پرورش ماهی یافت می گردند شامل کربناتها، بی کربناتها، هیدرواکسیدها، فسفات، و بوراتها می باشند. قلیائیت کل بر حسب میلی گرم در لیتر یا قیمت در میلیون کربنات کلسیم بیان می گردد. در استخرهای حاصلخیز پرورش ماهی، قلیائیت کل معادل لیتر/میلی گرم 20 یا بیشتر مورد نیاز است. دامنه مطلوب قلیائیت کل برای پرورش ماهی بین 75 تا 200 میلیگرم / لیتر کربنات کلسیم می باشد. آبهای طبیعی که محتوی لیتر / میلی گرم 40 یا مقادیر بالاتری از قلیائیت باشند بیشتر برای آبزی پروری و تولید مورد نیاز هستند، نسبت به آبهایی که قلیائیت کمتری دارند(2). بر طبق نتایج ( 1946 ) Moyle تولیدات بیشتر در آبهای با قلیائیت بالا در نتیجه تاثیر مستقیم قلیائیت نیست بلکه بیشتر به علت فسفر و دیگر مواد غذایی است که با افزایش قلیائیت کل زیاد می شوند. رابطه بین قلیائیت کل و محصول گونه ی  vitereum stizostedion در استخرهای کود دهی شده در Minnasota آورده شده است:

محصول سالیانه ماهی فوق در استخرهائی که قلیایت ها کل آنها متفاوت استپ(7).

جدول شماره 3.محصول سالیانه ماهی سوف در استخر های کوددهی شده ایالت مینه سوتای امریکا.

هکتار/کیلو متوسط محصول

شماره استخر

قلیائیت کل

19

7

20-8

32

7

40-21

71

20

80-41

70

15

120-81

54

20

120 <

در استرهای کود دهی شده مقدار قلیائیت کل در بخشی حدود 120-20 لیتر / میلی گرم می باشد که اثر کمی روی تولید می گذارد(6). هر چند در استخرهای کود دهی شده محتوی قلیائیت کلی معادل لیتر / میلی گرم 20-0 است تولید ماهی با افزایش قلیائیت افزایش می یابد، بنابراین در استخرهایی بارور قلیائیت کلی معادل لیتر / میلی گرم 20 مناسب و مطلوب می باشد.

میزان سختی آب برای پرورش ماهی مهم بوده و یکی از ویژگیهای کیفی آب است که معمولاً گزارش می گردد. سختی عبارت است از مقدار کمی یونهای دو ظرفیتی مانند کلسیم، منیزیم و یا آهن موجود در آب می باشد. سختی ممکن است در نتیجه مخلوطی از یونهای دو ظرفیتی ایجاد گردد اما معمولی ترین منابع ایجاد سختی آب کلسیم و منیزیم می باشند.در بیشتر موارد سختی یک نمونه آب بر حسب میلی گرم در لیتر کربنات کلسیم گزارش می شود.

معمولاً سختی با قلیائیت اشتباه می شود. این اشتباه بدلیل واحد میلی گرم در لیتر کربنات کلسیم است که برای هر دو مقدار سختی و قلیائیت بکار می رود. چنانچه بی کربنات سدیم NaHCo3 عامل ایجاد قلیائیت باشد ممکن است آب دارای سختی کم و قلیائیت زیاد باشد. عنصرهای کلسیم و منیزیم در فرایندهای بیولوژیک ضروری هستند. ماهی می تواند کلسیم و منیزیم را به طور مستقیم از آب یا غذا جذب کند و بعبارتی کلسیم مهم ترین یون دو ظرفیتی موجود در محیط پرورش ماهی است.

در مورد بعضی از گونه ها مثل ماهی بس کانال red drum و ماهی بس راه راه  stripped bassمقادیر نسبتاً زیاد سختی کلسیم برای بقا مورد نیاز است. مقدار 25 تا 100 میلی گرم در لیتر کلسیم آزاد( 63 تا 250 میلی گرم در لیتر سختیCa Co3  ) برای آبهای مورد نظر جهت پرورش ماهی توصیه شده است. قزل آلای رنگین کمان می تواند در PH بیش از 5/6 آبهای دارای مقادیر کم 10 میلی گرم / لیتر کلسیم آزاد را تحمل کند اما ممکن است تحت شرایطی که ذکر شد رشد به آهستگی انجام شود.

Boyd (1980) رابطه مثبتی بین سختی و قلیائیت در استخرهای نواحی آلاباما پیدا کرد. بیشتر آبهای با قلیائیت بالا آبهای سخت هستند، اما این موضوع همیشه درست نیست. سختی کل آب دریا در حدود 6600 میلی گرم در لیتر می باشد.

جدول شماره 4. قلیائیت و سختی کل در آبهای استخرهای مختلف:

سختی کل

قلیائیت کل

نوع آب

12.9

13.2

استخر با خاک شنی

12.3

11.6

استخر اسیدی با خاک رسی

55.5

51.1

استخر با خاک کلسیمی

15.1

93.0

استخری که با خاک نرم پوشش داده شده اما آب آن اسیدی است

708

346

استخری که در ناحیه خشک باشد

 

[ چهارشنبه 3 آذر1389 ] [ 10:40 AM ] [ سید مانی سیرنگ ]
عنوان مقاله  نرماتيوهاي تكثير مصنوعي ماهي چالباش (Acipenser gueldenstaedti Brandt, 1839)

نشریه

مجله علمي شيلات ايران (فارسي) بهار 1382

نویسنده

 فلاحت كار بهرام,اميني كورش

حجم فایل

310 کیلو بایت

دریافت مقاله

دریافت مقاله


کلمات کلیدی :

 ماهي چالباش، Acipenser gueldenstaedti، نرماتيوهاي تكثير مصنوعي، درياي خزر، ايران

[ چهارشنبه 3 آذر1389 ] [ 10:39 AM ] [ سید مانی سیرنگ ]
عنوان مقاله  بررسي تعداد كروموزومهاي ماهي كپور نقره اي (Hypophthalmichthys molitrix) و تهيه كاريوتايپ آن

نشریه

مجله علمي شيلات ايران (فارسي) بهار 1381

نویسنده

 وارسته ابوالحسن,حسين زاده مقدم مرتضي,پوركاظمي محمد,نوروزفشخامي محمدرضا

حجم فایل

211 کیلو بایت

دریافت مقاله

دریافت مقاله
[ چهارشنبه 3 آذر1389 ] [ 10:39 AM ] [ سید مانی سیرنگ ]
عنوان مقاله  مقايسه LC50 اسانس گل ميخك و MS222 در بچه ماهيان تاسماهي ايراني، قزل آلاي رنگين كمان و كپور معمولي

نشریه

مجله علمي شيلات ايران (فارسي) پاييز 1381

نویسنده

 ابطحي بهروز,شريف پور عيسي,آقاجان پور محمود,رسولي علي,فقيه زاده سقراط,اميدبيگي رضا,محمدنظري رجب

حجم فایل

207 کیلو بایت

دریافت مقاله

دریافت مقاله


کلمات کلیدی :

 LC50 ،MS222، اسانس گل ميخك، كپور معمولي، قره برون قزآلاي رنگين كمان

[ چهارشنبه 3 آذر1389 ] [ 10:38 AM ] [ سید مانی سیرنگ ]
عنوان مقاله  بررسي مولكولي جمعيت ماهي Barbus Capito در آبهاي حوضه جنوبي درياي خزر بروش PCR - RELP

نشریه

مجله علمي شيلات ايران (فارسي) بهار 1382

نویسنده

 لالويي فرامرز,رضواني سهراب,پوركاظمي محمد

حجم فایل

290 کیلو بایت

دریافت مقاله

دریافت مقاله


کلمات کلیدی :

 mtDNA ،RFLP،PCR ،Barbus capito، و تنوع ژنتيكي، درياي خزر، ايران

[ چهارشنبه 3 آذر1389 ] [ 10:36 AM ] [ سید مانی سیرنگ ]
عنوان مقاله  بررسي برخي از فاكتورهاي زيستي ماهي گيدر (Thunnus albacares) و هوور مسقطي (Katsuwonus pelamis) در سواحل سيستان و بلوچستان

نشریه

مجله علمي شيلات ايران (فارسي) بهار 1381

نویسنده

 حسيني سيدعباس

حجم فایل

537 کیلو بایت

دریافت مقاله

دریافت مقاله

[ چهارشنبه 3 آذر1389 ] [ 8:37 AM ] [ سید مانی سیرنگ ]
زيست شناسي توليد مثل ماهي شوورت (Sillago sihama) در خليج فارس

عنوان مقاله  زيست شناسي توليد مثل ماهي شوورت (Sillago sihama) در خليج فارس

نشریه

مجله علمي شيلات ايران (فارسي) بهار 1380

نویسنده

 حسين زاده صحافي همايون,سلطاني مهدي,دادور فرهاد

حجم فایل

605 کیلو بایت

دریافت مقاله

دریافت مقاله
منبع : /www.parsacloob.com
[ چهارشنبه 3 آذر1389 ] [ 8:35 AM ] [ سید مانی سیرنگ ]

 كاربرد باكتري هاي باسيلوس به عنوان پرو بيوتيك براي افزايش پارامترهاي رشد و توليد در استخر هاي پرورش ميگوي سفيد هندي Fenneropenaeus indicus


مقاله  كاربرد باكتري هاي باسيلوس به عنوان پرو بيوتيك براي افزايش پارامترهاي رشد و توليد در استخر هاي پرورش ميگوي سفيد هندي Fenneropenaeus indicus

نشریه

منابع طبيعي ايران زمستان 1384

نویسنده

 ضيايي نژاد سعيد,آذري تاكامي قباد,ميرواقفي عليرضا,حبيبي رضايي مهران,شكوري مهدي

حجم فایل

602 کیلو بایت

دریافت مقاله

دریافت مقاله



[ چهارشنبه 3 آذر1389 ] [ 8:33 AM ] [ سید مانی سیرنگ ]
نكت مهم در باره ماهي شناسي ، بيماري ماهيان ، اكولوژي و ..... .

(دانلود كتاب با فورمت jar براي موبايل )


دانلود مطلب :    

[ چهارشنبه 5 آبان1389 ] [ 10:16 PM ] [ سید مانی سیرنگ ]

بیماری ماهیان 

فکر میکنم قبل از اینکه بصورت نیمه حرفه ای وارد مبحث بیماری های ماهیان بشیم، درک واژه "بیماری" بعنوان اصل اول علم "بیماری شناسی" لازم به نظر میرسه. اولین تصویری که در ذهن ما با شنیدن اسم "عامل بیماری زا" نقش می بنده، تصویر یک قارچ یا انگل یا ویروس و باکتری و امثال اون هست. ولی باید بدونیم که همگی عوامل بیماری زا لزوما زنده نیستن.

بیماریها بطور کلی دو نوع منشاء دارن :


ناهنجاری های ژنتیکی
*
صدمات فیزیکی ناشی از دستکاری، صید، حمل و نقل و....
*
ناهماهنگی های تغذیه ای
*
آلودگی های محیطی مثل سموم با منشاء مواد آلی و معدنی، آلودگی نفتی، رادیواکتیو و....
*
شرایط نامساعد محیطی مثل حرارت، PH، اکسیژن محلول، شوری، گازهای محلول و .....

حالا فرض میکنیم که یه استخر پرورش ماهی بیمار در جلوی ما قرار گرفته. این استخر اصولا میتونه به سه دلیل بیمار شده باشه :

عوامل مربوط به میزبان : ما در مورد انتخاب ماهی پرورشی (میزبان) دقت لازم رو نداشتیم. چرا که میزبان باید از لحاظ فرم ظاهری و سایز و رنگ و مقاومت در برابر بیماری ها، امتیازات مناسبی داشته باشه.

عوامل محیطی : غذادهی نامناسب، کنترل ضعیف شرایط شیمیایی و فیزیکی آب و حتی اوضاع جوی و تغییرات حرارتی و خیلی از مسائل محیطی دیگه میتونن باعث بیماری باشن.

عوامل بیماری زا یا پاتوژن : ماهی ها خصوصا در ماه های گرم سال، در سوپی از باکتری ها و عوامل بیماری زا غوطه ور هستن. علاوه بر انواع میکروارگانیسم ها، انواع صدف ها، حلزون ها، خرچنگ ها، مارها و غیره بعنوان عامل بیماری زا و یا میزبان حد واسط میتونن ایجاد بیماری کنند.
1)_ منشاء زنده (حیاتی) 2)_ منشاء غیر زنده (غیر حیاتی) 1)_ بیماری با منشاء حیاتی میتونه شامل انواع عفونت های ناشی از میکروارگانیسم ها (قارچ، انگل، ویروس،...)، انگل های خارجی و داخلی، و خیلی از موجودات زنده دیگه باشه. 2)_ بیماری با منشاء غیر حیاتی میتونه از موارد زیر باشه :

اگه همه شرایط بالا در وضعیت خوبی به سر میبردن، میتونیم انتظار یه تولید خوب رو داشته باشیم.ولی اگه یک یا دو تا از عوامل بالا دچار اشکال شد، تولید به خطر میفته، و اگه هر سه عامل مذکور توی شرایط نامناسب قرار بگیرن، تولید شدیدا کاهش پیدا میکنه و یا شاید اصلا تولیدی در کار نباشه.

مدیریت بهداشتی مزارع آبزی پروری :

اگه برای مدیریت بهداشتی کارگاه ها و مزارع پرورشی آبزیان اهمیت زیادی قائل نشیم، بحران ها و بیماری ها و عدم رشد و سلامت آبزیان رو در پی خواهد داشت بطوری که گاهی منجر به تعطیلی و ورشکستگی این نوع تاسیسات میشه. یه مدیریت بهداشتی صحیح به شکل خلاصه شامل :

قدم اول _ انتخاب درست جایگاه آبزی پروری : ماهی و یا هر نوع آبزی دیگه رو باید در محل مخصوص خودش پرورش داد. مثلا برای پرورش یه ماهی سردآبی، باید محلی رو انتخاب کنیم که متوسط درجه حرارت اون منطقه همیشه هم تراز با حد تحمل اون ماهی باشه.

قدم دوم _ بنای درست کارگاه آبزی پروری : طراحی صحیح شکل استخر، ورودی و خروجی حوضچه ها، مقاومت و شیب بستر و دیواره ها و مسائلی این چنین، از فاکتورهای بسیار مهم در مدیریت بهداشتی استخر محسوب میشن.

قدم سوم _ منابع آب سالم و کافی : آب عاری از آلودگی های صنغتی و کشاورزی و فاضلاب های شهری و روستایی از اصول پایه آبزی پروری هست. چرا که ماهی در مدفوع و ادرار خودش شناور هست و نباید آلودگی بیشتری رو وارد محیط کرد. بعلاوه، تعبیه فیلترهای مناسب در محل ورودی آب استخر، از ورود سایر آبزیان و ماهیان وحشی جلوگیری میکنه.

قدم چهارم _ غذای سالم و مناسب : منابع غذایی باید از نظر بهداشت، کیفیت، وزن مخصوص، اندازه، قوام و استحکام مورد توجه قرار بگیرن. متاسفانه من شخصا شاهد بودم که در خیلی از استخرهای پرورش میگو، غذا به مدت یک یا دو روز در زیر آفتاب و روی زمین به حال خود رها بود و سپس برای تغذیه میگوها مورد استفاده قرار میگرفت. رعایت نکردن همین گونه مسائل بهداشتی به ظاهر جزیی، منجر به ظهور بیماری لکه سفید شد که صنعت پرورش میگوی کشور رو عملا تونست فلج کنه.

بعد از اینکه با توجه به مسائل فوق، استخر پرورشی رو تاسیس کردیم، مدیریت بهداشتی آبزی پروری شامل چهار بخش میشه :
1. پیشگیری 2. مراقبت 3. درمان 4. ریشه کنی
[ شنبه 17 مهر1389 ] [ 11:57 AM ] [ سید مانی سیرنگ ]

 تأمین آب استخر:

آبی رو که برای استخر پرورش میگو استفاده میکنیم باید از لحاظ PH و شوری اندازه گیری بشه. PH مناسب در محدوده ۵/۸-۵/۷ و شوری مناسب (برای مونودون) بین ۱۰ تا ۳۰ ppt (قسمت در هزار) هست. نکته مهم دیگه راجع به PH و شوری ، اینکه نباید نوسانات زیادی داشته باشند و در طول روز نباید تغییرات چشمگیری رو در اونها شاهد باشیم.

اگه از منبع آبی استفاده میکنیم که مواد معلق زیادی داره یا اصطلاحا شفاف نیست، بهتر هست از مناطق عمیق تر که جریان آب قوی تری داره برداشت کنیم، به این خاطر که مواد معلق در استخر رسوب کرده و آب استخر رو جذب میکنند. ضمنا آبهای دفعی مزارع پرورشی و مزارع کشاورزی و صنعتی و شهری اصلا برای تکثیر و پرورش مناسب نیستند بلکه خطرناک هم هستند.

حتی الامکان بهتر هست که دامنه جزر و مد بین ۱ متر تا ۳ متر باشه. (منظور از دامنه جزر و مد، اختلاف بین بیشترین جزر و بیشترین مد هست)

*) وضعیت خاک و محل استخر :

جایی که استخر رو بنا میکنیم باید حداقل یک متر از بیشترین مد بالاتر باشه تا حتی وقتی که مد در بالاترین موقعیت هم قرار داره، بتونیم آب استخر رو تخلیه کنیم. بهتره که استخر رو دور از منطقه رشد گیاهان حرا تاسیس کنیم، تا با مشکل اسیدی شدن خاک و مواد آلی موجود در خاک مواجه نشیم. زمینهای لومی یا خاک رسی که PH بالاتر از ۵ دارند در مقایسه با سایر اراضی ارجحیت دارند. زمین های شنی هم مورد استفاده قرار میگیرند اما بعدا مشکلاتی رو به همراه خواهند داشت.

*) پشتیبانی :

مزرعه پرورشی ما نباید بیشتر از ۳ تا ۶ ساعت از مراکز تکثیر فاصله داشته باشه تا حمل و نقل پست لاروها زیاد طولانی نشه. فاصله مزرعه تا مراکز عمل آوری هم نباید بیشتر از ۱۰ ساعت باشه چون باعث میشه که کیفیت محصول در طی حمل و نقل کاهش پیدا کنه. امکانات زندگی مثل آب، برق، تلفن و ... هم بسیار حائز اهمیت هست. 


مزرعه پرورشی از چند بخش اصلی تشکیل شده :


محل برداشت آب باید به صورتی باشه که پساب خروجی مزرعه به مزرعه بر نگرده. ورودی موتورخانه باید به شکلی محاسبه بشه که استخر در مدت کمتر از ۶ ساعت و یا طی یه دوره مد، پر از آب بشه. باید سعی کنیم ورودی استخر رو طوری تنظیم کنیم که از لایه های میانی آب برداشت کنیم. چون آلودگی کمتری داره. ضمنا در محل ورودی آب باید توری مناسب (۲۴ سوراخ در هر اینچ) نصب بشه.



حوضچه ذخیره آب ۲ کار مهم رو انجام میده. یکی ذخیره آب، به منظور استفاده در موقعی که با کم آبی مواجه هستیم و دیگری بهبود کیفیت آب. کیفیت آب یکی از فاکتورهایی هست که تاثیر مستقیم بر بازدهی استخر داره. حجم حوضچه ذخیره باید به نحوی باشه که ۳۰ درصد کل آب مورذ نیاز مزرعه رو بتونه توی خودش نگهداری کنه.

۱ـ ورودی و موتورخانه ۲ـ حوضچه ذخیره آب ۳ـ کانال های آبرسان ۴ـ استخرهای پرورشی ۵ـ زهکش ها و حوضچه رسوب گذار ۶ـ ساختمان ها ۱ـ ورودی و موتورخانه : ۲ـ حوضچه ذخیره آب : ۳ـ کانال های آبرسان :

کانال های آبرسان از قسمت های مهم و با ارزش استخر محسوب میشن و باید سطح زیادی از استخر رو بپوشانند. بهتر هست که کانال های آبرسان استخر پرورشی ما بزرگ باشه. چون در این صورت میتونیم علاوه بر کنترل کیفیت آب، موادی رو که توی استخر کمبود دارن رو به اون اضافه کنیم مثل آهک و نمک. در ضمن، بزرگی کانال های آبرسان، ارتباط مستقیمی با پمپ های استخر داره. منظورم اینه که اگه پمپ ها کوچک و آبرسان ها بزرگ باشن دچار مشکل میشیم و البته عکس این قضیه هم صدق میکنه.


استخرهای پرورشی :

طراحی استخرهای پرورشی، از اصول اولیه ایجاد استخر هست. برای طراحی مناسب استخر باید نکات زیر رو مورد توجه قرار داد :

شکل استخرها، محل نصب هواده ها، اندازه استخر، دیواره ها، بستر سازی استخرها، ورودی و خروجی

بهترین شکل برای استخرهای پرورش میگو، چهارگوش و دایره هست. نکته مهم این هست که بخش هایی از استخر در طول دوره پرورش، نباید مواد آلوده کننده (مواد دفعی) داشته باشن تا میگوها بتونن توی این مناطق تغذیه کنند.

ما باید سعی کنیم که مواد دفعی رو در مرکز استخر متمرکز کنیم. به این منظور از هواده ها استفاده میکنیم. وظیفه اصلی هواده ها افزایش اکسیژن آب هست. همونطور که قبلا تاکید کردم، محل نصب هواده ها باید با همدیگه همخونی داشته باشن و آب رو به شکل منظمی به جریان در بیارن. معمولا هواده ها رو در شب روشن میکنیم ، مخصوصا قبل از طلوع آفتاب. چون در این زمان، استخر ما کمترین میزان اکسیژن روزانه رو داره.


برچسب‌ها: تأمین آب استخر, تکثیر و پروروش میگو, وضعیت خاک و محل استخر, مزرعه پرورشی, زهکش ها
[ شنبه 17 مهر1389 ] [ 11:38 AM ] [ سید مانی سیرنگ ]

پريفيتون periphyton : مقدمه و معرفي وتعاريف 

  مقدمه و معرفي وتعاريف
پریفیتون به اجتماعی از موجودات گیاهی و جانوری اطلاق می شود که به سطوح مختلف سنگ ها، چوب ها، گیاهان آبزی، جانوران آبزی و سایر چیزهای موجود در آب می چسبند. در اکوسیستم های آبی از نظر اکولوژیکی، پریفیتون یکی از حلقه ها در زنجیره بیولوژیکی بین پلانکتون و بنتوز می باشد. این موجودات نقش زیادی را به عنوان پالاینده ها در اکوسیستم های آبی ایفاء می کنند. پریفیتون ها موادآلوده کننده و سمی را پس از تصفیه کردن در داخل بدن خود به صورت فضولات از بدن خارج می کنند و در کف آب رسوب می دهند و این امر باعث تمیز شدن آب می گردد. اکثر انواع بچه ماهیان، ماهی سفید، ماهیان خاویاری و سایر ماهیان نیز از این گروه جانداران تغذیه می نمایند.
مقدمه
پریفیتون Periphyton از دو کلمه Peri و Phyton تشکیل یافته است. Peri پیشوندی است به معنی اطراف، در حدود، نزدیک، روی، گرداگرد، آنسوی، پیش از، ماوراء و در تشریح به معنی «احاطه کننده عضو»می باشد. Phyton واحد گیاهی یا پیوند گیاه معنی شده است (آریانپور، 1365).
تعاریف مختلفی از پریفیتون شده که اساس کار ما بر این تعریف بنا نهاده شده است. «پریفیتون به مجموعه ای از موجودات گیاهی و جانوری گفته می شود که به اجسام سخت موجود در داخل آب می چسبند.» (باقراف، 1988)
تاریخچه:
پیدایش مبحث علمی پریفیتون نسبت به مباحث علمی دیگر، از تازگی برخوردار است اما اهمیت این مسأله در زمان های قدیم ثابت شده است و در زمینه مبارزه با این گروه از موجودات در مورد چسبیدن پریفیتون به زیر کشتی ها از قرن پنجم تا عصر حاضر آثار مکتوب زیادی وجود دارد.» (باقراف، 1988) «قدیمی ترین منبع در زمینه پریفیتون در ارتباط با یک ماهی به نام «Remora» می باشد که این ماهی باعث کاهش سرعت و توقف کشتی ها بوده است و ارسطو در قرن چهارم قبل از میلاد و بسیاری از نویسندگان قدیمی و جدید این ماهی نسبتاً کوچک را معرفی کرده اند.» (تورپایوا، 1987)
«Plutarch در این مورد متذکر می شود که ماهی ها موجب کندی سرعت کشتی ها نبودند بلکه، این پریفیتون ها بودند که موجب کندی سرعت کشتی ها می شدند لذا با دور کردن پریفیتون گیاهی و گل و لای از بدنه کشتی ها موجب می شدند که سرعت آنها افزایش یابد و به طور کلی بهتر حرکت کنند.» (تورپایوآ، 1987)
در سال 1559 میلادی Laevinus می نویسد: نرمتنان و ماهیان کوچک (Remora) به کشتی ها چسبیده، مانع از حرکت کشتی ها می شوند. این نرمتنان و ماهی ها را از کشتی ها جدا می کنند تا سرعت کشتی ها افزایش یابد و بهتر حرکت کنند.
«در سال 1758 میلادی بر روی یک کشتی انگلیسی به نام «Alarm» یک لایه نازک مسی را برای آژمایش به منظور مبارزه با پریفیتون به بدنه کشتی چسباندند. این عمل برای اولین بار در زمینه مبارزه با پریفیتون انجام گرفت.» (Guder، 1918). «این روش مبارزه با پریفیتون تا اواخر قرن هجده که کشتی های آهنی به وجود آمدند ادامه یافت. در ابتدای پیدایش کشتی های آهنی ثابت شد که این پوشش مسی باعث زنگ زدگی بدنه آهنی و تخریب همان لایه های مسی می شود.» (تورپایوآ، 1987). در سال 1862 میلادی یک کشتی انگلیسی به نام تریتون دارای پوشش مسی بود و این امر باعث شد که بدنه کشتی به اندازه ضخامت یک برگ کاغذ نازک شود و به همین دلیل فرمانده کشتی گفته بود: «به حدی بدنه کشتی نازک شده بود که فقط این موجودات چسبیده (پریفیتون ها) به آن بودند که کشتی را از غرق شدن نجات دادند تا به ساحل برسد.» (Young، 1867).
در ادامه به چند تعریف دیگر که در منابع علمی مختلف آورده شده می پردازیم.
تعاریف:
در سال 1993 میلادی Wetzel در مورد پریفیتون می گوید. پریفیتون گرچه به صورت گسترده ای مورد استفاده قرار گرفته، معمولاً به رشد میکروفلور روی سوبسترا اطلاق می شود. ارجاع به تقسیم بندی های اختصاصی تر با عبارات پیچیده (مثل: Epiphytic periphyton) باعث نامگذاری نادرست و اغلب بیهوده می شود. یک بیان بسیار روشن تر از «Round» ارائه شده که عبارت است از: اطلاق به ارگانیسم هایی با تغییرات مناسب که توصیف گر سوبستراهایی در محیط های طبیعی است که بر روی آنها رشد می نمایند.
بنابراین بین جمعیت های جلبک ها به آسانی می توان تمایز و تفکیک زیر را قائل بود:
(a جلبک epipelic به عنوان فلوری که روی رسوبات رشد می کند.
(b جلبک epilithic که در سطح سنگ ها یا صخره ها رشد می کند.
(c جلبک epiphytic که روی سطوح ماکروفیتیک رشد می کند.
(s جلبک epizootic که روی سطح بدن حیوانات رشد می کند.
(e جلبک epipsammic به صورت ارگانیسم های اختصاصی تر در داخل خاک رشد و یا حرکت می کنند.
گروهی از جلبک ها که به صورت گیاهی در سواحل یافت می شوند متافیتون هستند که نه بسختی در سوبستراها چسبیده اند و نه واقعاً مستقل هستند. متافیتون معمولاً از گروه های جلبک شناور منشاء می گیرند که بین ماکروفیت ها و مواد زائد کنار ساحل که از حرکات آب از وزش باد ناشی می شود، تجمع می یابند. تحت شرایط دیگر، جلبک های متافیتونیک می توانند از تکه تکه شدن جلبک های اپی پلیک و اپی فیتیک منشاء بگیرند. دلایل متعددی در مورد تجمع جلبک های متافیتونیک و ماکروفیت ها به شکل «گلوله های دریاچه ای» وجود دارد که اینها عبارتند از تجمع گروه های به هم پیوسته و منسجم جلبک ها، بخش گیاهی یا هر دوی آنها. این گلوله ها با حرکات چرخشی متناوب موج در کنار سواحل ایجاد می شود.
- در کتاب STANDARD METHODS پریفیتون بدین صورت تعریف شده است: پریفیتون اجتماعی از گیاهان و جانوران میکروسکوپی است که در روی سطوح اشیاء غوطه ور در آب می چسبند. تعدادی به آن متصل می باشند و بعضی دوروبر آن در حال حرکتند. تعداد زیادی از تک یاخته ایها و بی مهرگان و جلبک های کوچک دیگر که به صورت پلانکتون یافت می شوند نیز شامل پریفیتون می باشند.
در قسمت دیگری از همین کتاب آورده شده است که: بخش عمده ای از میکروارگانیسم های در حال رشد روی سنگ ها، چوب ها، ماکروفیت های آبزی و دیگر سطوح غوطه ور در آب به طور قابل توجهی جهت تأثیر کیفیت آب قرار گرفته، در ارزیابی اثرات آلاینده ها بر روی دریاچه ها و رودها بسیار مفید هستند. در این گروه از موجودات که در اینجا به پریفیتون موسوم می باشند باکتری های Zoogleal و رشته ای، تک یاخته ایهای چسبنده، روتیفرها (Rotifera) و جلبک ها و همچنین میکروارگانیسم هایی که زندگی آزاد، شناور و خزنده دارند، یا در بین اشکال متصل و چسبیده قرار گرفته اند را شامل می شود (Neberg، 1989).
همان طور که در ابتدا گفتیم کار ما بر مبنای این تعریف بوده است: پریفیتون به مجموعه ای از موجودات گیاهی وجانوری گفته می شود که به اجسام سخت موجود در داخل آب می چسبند (باقراف، 1988).
این موجودات نقش بسیار مهمی در اکوسیستم های آبی ایفاء می کنند و در افزایش تولیدات بیولوژیکی و در مرحله خود پالایی آب بسیار موثراند. همچنین در اکوسیستم های دریایی نیز نقش اکولوژیکی خیلی مهمی را ایفاء می کنند و به عنوان یکی از حلقه ها در زنجیره بیولوژیکی بین پلانکتون و بنتوز می باشند. این گروه در میان سایر گروه های بیولوژیکی (پلانکتون، بنتوز و ...) از نظر تعداد و بیوماس غالباً برتری دارد (کوچایوا و سایرین، 1977).
برخلاف پلانکتون که اغلب به تمام و کمال به اثرات آلودگی در رودخانه ها در مسافت زیادی نسبت به پایین رود پاسخ نمی دهد، پریفیتون بلافاصله در پایین منشاء آلودگی واکنش شدیدی نشان می دهد. چون فراوانی و ماهیت پریفیتون در یک محل مشخص و معین با کیفیت آب در محل مزبور ارتباط نزدیکی دارد، بررسی وضعیت این موجودات عموماً در ارزیابی شرایط موجود در رودها بسیار مفید است (Neberg و سایرین، 1989).
معمولاً در اکوسیستم های آبی پالاینده ها نقش اساسی در فعل و انفعالات حیاتی دارند و در این ارتباط موجودات پریفیتونی نقش زیادی را ایفاء می کنند که از مهمترین و فعالترین این پالاینده ها در یسنا «Dreissena» می باشد که در طی یک شبانه روز 9 10 × 23/5 لیتر و خزه شکلان 7 10×90/9 لیتر آب را می توانند ---------- کنند. به طوری که آنها قادرند در طول یک شبانه روز حدود 6 درصد حجم آبی یک آبگیر را نیز ---------- نمایند (تورپایوآ، 1987). تقریباً همه موجودات پریفیتونی گونه های انبوهی هستند که نقش بسیار مهمی را در تولید اکوسیستم و مراحل طبیعی خودپالایی آن دارند (کوچایوا و سایرین، 1977).
نرمتن «Mytilaster lineatus» می تواند از 0003/0 تا 037/0 میلی گرم نفت را در شبانه روز ذخیره کند. نرمتنان قادر هستند نفت را در مدت زمان طولانی در بدن خود نگه دارند. نرمتن Abra ovata قادر است که 73/1 لیتر آب خالص و 3/0 تا 4/0 لیتر آب حاوی 6/0 تا 6/1 میلی گرم لیتر نفت را در مدت یک شبانه روز از بدن خود عبور دهد (قاسم اف و لیخودیه وا، 1983). مواد سمی و نفتی پس از ---------- شدن در داخل بدن بعضی از گونه های پریفیتونی به صورت فضولات از بدن خارج و در کف آب رسوب داده و در حقیقت باعث صاف شدن آب می گردد. یک مترمربع پریفیتون در طی یک شبانه روز بیش از 5 تن آب را ---------- می کند (تورپایوآ، 1987).
تاکنون بیش از 2000 گونه پریفیتونی در دنیا شناسایی شده است که 70 درصد آنها را گونه های جانوری تشکیل می دهد. در دریاهایی که شوری آب آنها کم می باشد (لب شور) مثل دریای بالتیک، آزوف، خزر و .. پریفیتون به تعداد کمتری مشاهده می شود. کمی ترکیب جانوران پریفیتونی در دریای خزر به خاطر شرایط تاریخی شکل گیری فون این اکوسیستم و به خاطر جدا بودن آن از دریاهای دیگر می باشد. در اوایل قرن بیستم پریفیتون شناساسیی شده در دریای خزر شامل چند گونه جانوری بود که مهمترین آنها Cardylophora , Dreissena و Corophium بودند. تغییر پریفیتون جانوری در دریای خزر به خاطر ورود Mytilaster lineatus بوده است که در سال 1919 میلادی همراه با کشتی های کوچکی به وسیله راه آهن از دریای سیاه به دریای خزر منتقل می شدند و بیوماس کل آن در مدت کوتاهی (15-10 سال) به 5/1 میلیون تن رسید. تغییرات جدیدی در فون و فلور موجودات دریای خزر در حدود سال های 1930 میلادی روی داد که این به خاطروجود جلبک های دیاتومه ای Rhizosolina و دو گونه میگوی Palaemon elegans و Palaemon adspersus و همینطور پلی کیتنها، ترئیس و نرمتن دو کفه ای abra ovata در دریای خزر بوده است. این گونه ها، خیلی خوب سازگاری یافته اند ولی تأثیر قابل توجه و اساسی روی ترکیب پریفیتون دریای خزر نگذاشتند (باقراف ، 1988). تغییرات اساسی در ترکیب فون پریفیتون دریای خزر در سال 1954 میلادی بعد از گشایش کانال ولگا بوجود آمد. از طریق کانال و بوسیله بدنه کشتی ها مهاجرت انبوه جانوران پریفیتونی به دریای خزر از دریاهای سیاه و آزوف شروع شد. موجودات مهاجر خیلی سریع یعنی در طول چند سال در تمامی سواحل دریای خزر انتشار یافتند. یعنی به میزان زیادی ترکیب کمی و کیفی این اکوسیستم را تغییر دادند (باقراف، 1988).
در حال حاضر در بیوسنوز پریفیتونی دریای خزر بیش از 400 گونه گیاهی و بیش از 200 شناسايي شده است كه از ميان آن ها مهاجرين درياي سياه و آزوف انبوه ترين اين گونه ها را تشكيل مي دهند مثل Cardylophora، Mytilaster، Balanus، Dreissena، Conopeum، Bowerbankia، Nereis، Bougainvillia(باقراف، 1988).
پریفیتون تا سال 1902 میلادی جزء گروه بنتیک محسوب می شد. از آن زمان به بعد گروه موجوداتی که پریفیتون را تشکیل می دادند مستقلاً مورد مطالعه قرار گرفتند. اولین سمپوزیوم بین المللی در زمینه صدمات بیولوژیکی از جمله پریفیتون در سال 1968 میلادی در انگلیس تشکیل شد و بعد از آن در سال 1970 میلادی اولین تحقیق و شناسایی رسمی صدمات بیولوژیکی پریفیتون ها انجام گرفت (کوچایوا و سایرین، 1977).
پایه و اساس پریفیتون ها موجودات ثابتی مانند Balanus، Dreissena می باشد ولی موجودات متحرکی مانند خرچنگ و نرئیس نیز می توانند جزء پریفیتون شمرده شوند. پریفیتون ها از نظر اندازه در دو گروه میکرو و ماکرو مورد مطالعه قرار می گیرند (باقراف، 1988).
بررسی یک اکوسیستم آبی و مشخص کردن زنجیره های غذایی در یک محیط آبی مستلزم شناسایی گروه های مختلف گیاهی و جانوری منطقه و ارتباط آنها با یکدیگر می باشد. در مطالعه ابتدایی گروه های جانداران ناشناخته، نیاز به شناسایی گونه های هر گروه می باشد. پریفیتون نیز جزء آن دسته از جانداران می باشد که تاکنون هیچگونه مطالعه ای در ایران بر روی آنها نشده است. نیاز به شناسایی و پراکنش گونه های گیاهی و جانوری پریفیتونی یکی از ملزومات در بررسیهای آتی آن می باشد. این امر مهمترین هدف مطالعاتی در اینجا بوده است.
در پایان مقدمه متذکر می شوم که این گروه با اهمیت، که اولین مطالعات را در مورد آن در ایران به طور متمرکز انجام شد دارای نقش های مثبت و منفی می باشند که استفاده بهینه از فواید و مبارزه با آثار منفی آن در آینده باید با مطالعه و تدبیر صورت گیرد.
مطالعات بر روی این موجودات برای اولین بار در ايران در تالاب انزلي و درسال 1376 توسط نگارنده انجام گرفت.
[ شنبه 17 مهر1389 ] [ 11:34 AM ] [ سید مانی سیرنگ ]

معرفی و  پرورش ماهی سفید

ماهی سفید

مقدمه :
ماهی سفید مهمترین ماهی استخوانی دریای خزر بوده و با توجه به ارزش غذایی بالا، کیفیت عالی گوشت و لذیذ بودن مورد توجه صیادان، ساحل نشینان و مردم کشور ما و حتی سایر کشورهای حاشیه دریای خزر می باشد . طول عمر این ماهی در دریای خزر 10-9 سال بوده و صید سالیانه این ماهی معمولاً از 10 مهرماه شروع و تا 10 فروردین ماه ادامه می یابد.ماهی سفید در حوزه ایرانی دریای خزر دارای دو فرم بهاره و پائیز بوده و برای تخم ریزی و تکثیر طبیعی وارد منابع آب شیرین رودخانه ها و تالاب های حاشیه این دریا می شود.
رده بندی:
راسته :
کپور ماهی شکلان
Cypriniformes
خانواده :
کپور ماهیان
Cyprinidae
جنس :
ماهی سفید
Rutilus
گونه :
ماهی سفید
Rutilus frisii kutum
نام انگلیسی:

Kutum
نام روسی:

Kutuma
نام فارسی:
ماهی سفید

نام محلی:
ماهی سفید




تاریخچه صید در حوزه ایرانی دریای خزر
صید و بهره برداری از ماهیان دریای خزر از زمانهای بسیار دور توسط حاشیه نشینان این دریا و عمدتاً توسط روسها انجام گرفته است. پس از تسلط اعراب بر ایران تا قرن چهارم هجری از وضعیت صید و صیادی در حوزه ایرانی دریای خزر اطلاعات موثقی دردست نیست و اولین اطلاع را ابولقاسم بن حوقل از مردم بغداد در سال 340 هجری قمری در کتاب صورت الارض ابن حوقل داده است. وی در این کتاب با ترسیم نقشه دریای خزر و ترسیم حدود گیلان (دیلم) و طبرستان می نویسد که مردم این دیار پیوسته با تکلمی تند بوده و غذای ایشان عمدتاً برنج ، ماهی و سیر است.با ظهور حکومت آل بویه ماهیگیر از گیلان و گسترش قلمرو آنان تا عراق عجم (اراک) از سال 324 تا 447 هجری قمری صید و صیادی درحوزه ایرانی دریای خزر رونق خوبی داشته است.در زمان حکومت صفویان در ایران از روسیه به ایران از طریق رودخانه ولگا ، بحر خزر و مرداب انزلی انواع خز و چرم خام، چیت، پارچه کتانی، آهن، مس، مصنوعات فلزی و شیشه ای، کاغذ تحریر و اسحله وارد شده و از ایران ماهی خاویاری، سوف و ماهی سفید به روسیه ارسال می گردید.پس از شکست فتحعلی خان قاجار در سال 1241 از سپاه روس تزاری و بستن عهدنامه ننگین ترکمنچای و جداشدن شهرهای نخجوان، شیروان و باکو از ایران، امتیاز صید در دریای خزر نیز به دولت تزاری واگذار گردید. برابر یادداشتهای خوچکوکنسول دولت تزاری در سال 1219 هجری خورشیدی صیادان روس در گیلان 101112 عدد ماهی خاویاری و 271800 کیلوگرم خاویار صید نموده و از بابت آن 3972 تومان به حاکم وقت پرداخت نمودند.در زمان محمد شاه قاجار و بر اساس نیاز مالی، دولت میرزاآقاسی در اثر فشار دولت روسیه تزاری امتیاز صید و بهره برداری از دریای خزر را به حاج ابراهیم دریابیگی که تبع روسیه بود با حق امتیاز صید ماهیان خاویاری و استخوانی به ازای سالیانه 14000 تومان، واگذار کرد. از مبلغ 14000 تومان حق اجاره سالیانه فقط 4000 تومان مربوط به رودخانه سفیدرود بود که این مقدار نشان دهنده میزان صید انبوه انواع ماهیان سفید، سوف، سس و خاویاری در این رودخانه بوده است.میرزا تقی خان امیرکبیر در زمان صدارت خود در سال 1265 هجری قمری به بهانه عدم پرداخت اجاره بها قرارداد فوق را لغو نموده و امتیاز بهره برداری را به یک ایرانی به نام ولی بیگ با اجاره بها سالیانه 25 هزار تومان واگذار نمود.در سال 1293 هجری قمری حاج میرزا حسن خان سپه سالار امتیاز کلیه امور شیلاتی وصید در دریا و رودخانه ها و تالاب انزلی را از شاه اجاره نموده و آنرا چهارماه بعد به یک بازرگان تبعه روسیه بنام استفان مارتینویچ لیانازوف با اجاره سالیانه 50 هزار تومان واگذار نمود. در سال 1302 قرارداد حق بهره برداری از ماهیان دریای خزر توسط لیانازوف بمدت 25 سال دیگر تمدید شد.پس از مرگ استفان لیانازوف در سال1314 هجری قمری پسرش گئورگی جانشین وی شد و قرارداد بمدت 25 سال دیگر تمدید شد. قرارداد لیانازوف پسر تا سال 1917 میلادی پابرجا بود و در این مدت لیانازوف اقدام به ساخت تاسیسات وسیعی شامل کشتی های سردخانه دار، کارگاه های شور کردن و دودی کردن ماهی، سردخانه، کارگاههای تور بافی، تاسیسات اداری و تولید برق در شهرهای بندر آستارا، بندرانزلی، بندر کیاشهر و بندر ترکمن نموده و در تاسیسات شیلات جمعاً 4200 نفر را بکار مشغول کرد که حدوداً 3000 نفر آنها از اتباع روسیه تزاری بودند. لیانازوف در این مدت با غارت ذخایر ماهی در دریا، رودخانه ها و تالاب انزلی سود سرشاری را برد.در سال 1327 هجری قمری سردار منصور صید ماهیان استخوانی در رودخانه ها و دریا را به مبلغ 22 هزار تومان از لیانازوف اجاره کرد و به مبلغ 80 هزار تومان به صیادان اجاره داد بشرط اینکه کلیه ماهی های سوف صید شده بصورت مجانی در اختیار لیانازوف قرار گیرد.پس از انقلاب بلشویکی و بدنبال تاسیس حکومت شوروی در روسیه، قرارداد لیانازوف لغو و شرکت مختلط صید ماهی ایران و شوروی تاسیس شد و بمدت 25 سال برای شرکت فوق امتیاز بهره برداری صادر گردید. از جمله وقایع این دوران تصرف شهر بندرانزلی و توقیف اموال شیلات توسط حکومت جنگل بود.در 12 بهمن 1331 هجری شمسی دوران بهره برداری شرکت مختلط ماهی ایران و شوروی خاتمه یافته و شیلات توسط مرحوم دکتر مصدق ملی اعلام گردید ودر سال 1332 لایحه قانونی اساسنامه شرکت سهامی شیلات ایران تهیه و به تصویب رسید.پس از ملی شدن شرکت سهامی شیلات ایران، این شرکت به وزارت دارایی ملحق گردید و در سال 1346 با تشکیل وزارت منابع طبیعی به آن وزارتخانه واگذار شد. در سال 1352 با انحلال وزارت منابع طبیعی شیلات ایران به وزرات کشاورزی و در سال 1366 به فرمان رهبر کبیر انقلاب از وزرات کشاورزی منتزع و به وزارت جهاد سازندگی واگذار گردید. در سال 1379 با ادغام وزارتین جهاد سازندگی و کشاورزی شرکت سهامی شیلات به وزارت جهاد کشاورزی منتقل و در سال1384 از حالت شرکت سهامی شیلات خارج و به سازمان شیلات ایران تبدیل گردید.در مدت استفاده از امتیاز صید و بهره برداری از ماهیان دریای خزر و رودخانه ها توسط لیانازوف صید ماهیان خاویاری عمدتاً در دریا و توسط تورهای گوشگیر پنبه ای و صید ماهیان استخوانی در رودخانه ها توسط شیل یاکلهام انجام می گرفت.در زمان تشکیل شرکت مختلط ماهی ایران و شوروی صید ماهیان استخوانی و خصوصاً ماهی سفید توسط تورهای پره تراکتوری در 40 شرکت تعاونی در سواحل استان های گیلان و مازندران انجام می شد. از سال 1358 علاوه بر تورهای پره از تورهای گوشگیر کاپرونی و نایلونی نیز برای صید ماهی سفید استفاده شده و از سال 1376 بدلیل صدمات وارده از سوی تورهای گوشگیر به ذخایر با ارزش ماهیان خاویاری از طریق صید انبوه بچه ماهیان و ماهیان خاویاری نارس و غیر استاندارد این روش در دریای خزر ممنوع و در حال حاضر صید ماهیان استخوانی و ماهی سفید در دریای خزر بصورت رسمی و قانونی توسط 150 شرکت تعاونی پره ساحلی انجام می گیرد.
مشخصات ظاهری:
فرم بدن دوکی شکل و از طرفین فشرده ، قسمت پشت تیره رنگ، طرفین نقره ای روشن و ناحیه شکمی سفید رنگ می باشد. دارای پنج سری باله شامل دو باله سینه ای ، دو باله شکمی ، یک باله پشتی ، یک باله مخرجی و یک باله دمی هموسرک می باشد .مشخصات کلیدی آن برای شناسایی به شرح زیر است. 62;G.r.8-12 D III 9;A III 10;L.1.53
دارای دندان حلقی یک ردیفی 5-6 ، گاهی 5-5 یا 6-6 ، دهان نیمه زیرین با پوزه متحرک و فاقد سبیلک ، فلس ها دایره ای شکل(سیکلوئیدی) به اندازه متوسط ، ارتفاع بدن کمتر از طول سر یا برابر آن و طول باله مخرجی بزرگتر از ارتفاع آن است.اندازه بیشینه طول این ماهی 71 سانتیمتر با وزن 4 کیلوگرم ، میانگین طول 45 سانتیمتر و میانگین وزن 1100 گرم می باشد. این ماهی در دوطرف بدن دارای خط جانبی با فرمول LL بوده که ازسر پوش آبششی تا انتهای ساقه دمی کشیده شده است . کمان آبششی واجد 12-8 عدد خار آبششی می باشد.در این ماهی در فصل تخمریزی ، جنس نر برروی سر و اطراف بدن واجد برجستگی های سفید خاری شکل شده که اصطلاحاً به آن لباس عروسی می گویند چشم دارای لبه آزاد و برای دیدن فواصل نزدیک بکار رفته و در تغذیه و جهت یابی از اهمیت ویژه ای برخوردار است.در جلو و طرفین پوزه دو سوراخ بینی وجود دارد که در جلوی چشم ها واقع شده و هر سوراخ بینی توسط یک چین پوستی به دو بخش تقسیم می شود. کف حفره بینی از اپتیلوم بویایی پوشیده شده و هنگام شنای ماهی آب از طریق بخش قدامی سوراخ بینی وارد و ازبخش خلفی آن خارج شده و این امر باعث تحریک سلولهای بویایی می شود.اندام شنوایی از گوش داخلی تشکیل یافته و توسط استخوانهای Weber با کیسه شنا در ارتباط بوده و موجب تقویت صدا می شود. این ماهی از حس شنوایی نسبتاً قوی (HZ 700-17( برخوردار است.کیسه شنا در ماهی سفید دو قسمتی بوده و بخش عقبی آن تیز یا نوک داراست و توسط لوله ای بنام مجرای پنوماتیک به پشت مری متصل میگردد (Weber 1991

Ø ذخایر و میزان صید ماهی سفید در دریای خزر
ماهی سفید به لحاظ میزان صید و قیمت فروش، مهمترین ماهی برای صیادان محسوب می گردد. بیش از 60% صید کل ماهیان استخوانی در سواحل ایرانی خزر را ماهی سفید تشکیل می دهد . و این در حالی است که در سال 1310 حدود 16% از ترکیب صید ثبت شده، مربوط به ماهی سفید بوده است. در طی دهه های بعد تغییرات پیش آمده در دریای خزر باعث گردید تا ذخایر تعدادی از گونه ها بشدت کاهش و ناچیز گردیده و تنوع گونه ای صید تنزل یابد. بیشترین میزان صید ثبت شده در طی دهه های گذشته مقدار 5854 تن در سال 1318 بوده و پس از آن در طی سال های بعد به دلیل صید بیش از حد مجاز و نیز نامساعد شدن مناطق تخمریزی طبیعی این ماهی در رودخانه ها و تالاب انزلی بدلیل شن برداری و ورود فاضلابهای کشاورزی، شهری و صنعتی به داخل این منابع آبی و همچنین کاهش سطح آب دریای خزر، میزان صید ماهی سفید روند کاهشی داشته تا اینکه در اوایل دهه 60 میزان صید آن به حداقل مقدار خود یعنی حدوداً 350 تن در این سال رسید(غنی نژاد و همکاران 1377). لذا سازمان شیلات ایران تصمیم به احیاء ذخایر کاهش یافته این ماهی در دریا نمود و پس از تعیین بیوتکنیک تکثیر مصنوعی این ماهی توسط مرکز تحقیقات شیلات استان گیلان با رهاسازی بچه ماهی سفید فرم بهاره در رودخانه ها، کار بازسازی ذخایر آنرا از سال 1361 عملاً آغاز نمود و این امر در بازسازی ذخایر این ماهی تاثیر بسزایی داشته است. کاهش سطح آب دریای خزر در طی دهه های 30 ، 40 ، 50 و متعاقباً تاثیرات نامطلوب آن بر تولیدات غذایی در دریا و کاهش مساحت تالاب های ساحلی نیز در روند کاهشی ذخایر و صید ماهی سفید موثر بود. کاهش سطح دریای خزر که از سال 1930 آغاز شد. موجب کاهش فاجعه آمیز ذخایر و نیز کاهش میزان صید ماهیان با ارزش اقتصادی منجمله نمایندگان خانواده کپور ماهیان وخصوصاً ماهی سفید و سوف در دریای خزر گردید ( قلی اف ، 1997).در سال 1369 تعداد 3/154 میلیون عدد بچه ماهی سفید در اوزان 2-1 گرم در رودخانه های منتهی به دریای خزر از سوی جمهوری اسلامی ایران رهاسازی گردید. در مجموع در طی دو دهه اخیر سازمان شیلات ایران تعداد 46/2 میلیارد عدد بچه ماهی سفید را به رودخانه ها و تالاب انزلی رهاسازی کرده است. این مسئله در احیاء ذخایر و افزایش صید ماهی سفید تاثیر بسیار مثبتی داشته و باعث گردید میزان صید تا چندین برابر افزایش پیدا کند. طی سال های 1362 الی 1373 میزان صید ماهی سفید روند افزایشی داشته و پس از آن تا حدودی با کاهش مواجه بوده است. به غير از رها كرد انبوه بچه ماهي سفيد، افزايش سطح آب درياي خزر در طي دو دهه اخير و نيز افزايش تلاش صیادی ، درصيد ماهي سفيد در سالهاي 1362 الي 1373 دخالت داشته است. به طوري كه در سالهاي فوق تعداد شركتهاي تعاوني پره از 53 شركت به 91 شركت و تعداد صيادان از 4596 نفر به 7290 نفر رسيد. لذا قسمتي از افزايش صيد ماهي سفيد در طي اين دوره ناشي از افزایش تلاش صیادی و تا حدودی صید بیش از حداکثر مجاز قابل برداشت (MSY) بوده و باعث کاهش صید در طی سالهای بعد یعنی سالهای 78-1374 گردیده است.كميت و كيفيت بچه ماهيان رهاسازي شده نيز طي سالهاي اخير دچار نوسانات زيادي بوده است. بطوريكه ميانگين وزن بچه ماهيان رها سازي شده از 56/1 گرم در سال 1371 به 7/0 گرم در سال 1377 كاهش يافت. اين مسئله كاهش صيد ماهي سفيد در طي سالهاي 79 – 1376 را تشديد نمود. به طوري كه ميزان صيد از 9435 تن در سال 1375 به 6583 تن در سال 1378 كاهش يافت. كاهش وزن بچه ماهيان باعث كاهش ضريب بقاء و پايين آمدن ميزان صيد گرديده است. درصد بقاي بچه ماهيان در سال اول زندگي شديداً به وزن بچه ماهيان رها سازي شده در دريا بستگي دارد ( استيگار ، 1368 ) و با افزايش وزن بچه ماهيان رهاسازي شده، ضریب بازگشت شيلاتي آنها نیز بيشتر خواهد شد ( قاسم اف ، 1375 ).مقايسه داده های مربوط به تعداد رها كرد، ميانگين وزن رها كرد و ضريب بازگشت شیلاتی حاكي از كاهش ميانگين وزن رها كرد براي نسل هائي است كه تعداد رها كرد آنها بيشتر بوده است واز طرف ديگر پائين بودن ميانگين وزن رها كرد باعث كاهش ضريب بازگشت گرديده است و زماني كه ميانگين وزن رها كرد افزايش پيدا مي كند، ضريب بازگشت نيز روند صعودي خواهد داشت ( غني نژاد و همكاران ، 1379 ). مقادير تقريبي برآورد شده ضريب بازگشت شیلاتی بچه ماهيان سفيد رهاسازي شده براي نسل هاي 73 – 1365 ، بدون در نظر گرفتن سهم تكثير طبيعي در صيد ماهي سفيد داراي دامنه 6/16 – 6/7 درصد مي باشد . در حال حاضر رهاسازی سالیانه بیش از 150 میلیون عدد بچه ماهی سفید نقش اساسی در احیاء ذخایر ماهی سفید داشته و قسمت اعظم ذخیره ماهی سفید در دریای خزر حاصل رهاکرد بچه ماهیان می باشد ( نمودار 2). غالبیت تدریجی و کامل نژادهای حاصل از تکثیر مصنوعی در سواحل جنوبی دریای خزر تقریباً تحقق یافته است .بطوري كه از نمودار زیر مشخص می شود ، بيش از 20 سال است كه ذخاير ماهي سفيد در نتیجه تكثير مصنوعي و رهاكرد انبوه بچه ماهيان سفيد تامین گردیده و شواهد موجود حاكي از اين است كه در طي اين مدت شرایط تكثير طبيعي ماهی سفید هر ساله باز هم نامناسب تر شده و سهم تكثير طبيعي در ذخاير موجود ماهي سفيد در دریای خزر روند كاهشي داشته و به حد بسيار پاييني رسيده است. اين موضوع تاثيرات سويي به دنبال داشته و به صورت تدريجي باعث افت كيفيت محصول و كاهش آن خواهد شد. تخريب ذخاير ژنتيكي و نابودي تدريجي بانك ژني پارامتري است كه در دراز مدت خود را نمايان مي سازد. كاهش سرعت رشد، متوسط طول، درصد هم آوري و افزايش لاروهاي ناقص الخلقه در نتیجه تکثیر مصنوعی اثرات خود را در يك پروسه 40 – 25 ساله نمايان مي سازد ( پوركاظمي ، 1379 ).

روش های صید ماهی سفید:
صید ماهی سفید در حوزه ایرانی دریای خزر و منابع آبی وابسته به این دریا توسط حدوداً 12000 نفر صیاد به روش های زیر انجام می گیرد.



صید با تورهای گوشگیر ثابت دریایی
از نظر درجه فعالیت جزء ابزار صید غیر فعال می باشند. این روش صید از سال 1358 لغایت 1376 به عنوان یکی از شیوه های صید مجاز در دریای خزر رایج بود. صیادان دامگستر جهت صید ماهی سفید از تورهای گوشگیر به طول 21-18 متر و عرض 8-6 متر با جنس بافته نایلونی مونوفیلامنت (تک رشته ای) یا مولتی فیلامنت (چند رشته ای) با اندازه چشمه گره تا گره مجاور 50-40 میلیمتر و بافته گره دار با گره دوبل چپ و ضریب آویختگی 50 درصد استفاده می کردند.روش صید بدین صورت است که رشته تورهای گوشگیر ثابت به تعداد 20-10 رشته بصورت متوالی عمود بر خط نوار ساحلی با استفاده از انواع ابزارهای نگهدارنده مثل پایه های چوبی ، میخ چوبی، لنگر و یا کیسه های شن بصورت ثابت در مسیر مهاجرت ماهی سفید از عمق 5 الی 40 متری مستقر می گردند. تورهای گوشگیر ثابت در مناطق کم عمق،آب را از سطح تا بستر اشغال نموده و در مناطق عمیق تر بصورت سطحی یا میان آبی مستقر می گردند.رنگ تورها معمولاً بی رنگ یا به رنگ سفید و یا آبی کم رنگ بوده و به دلیل اندازه چشمه بزرگ و ضخامت کم نخ تور از نظر دید ماهی ها غیر قابل رویت می باشد. ماهی ها در مسیر مهاجرت در اثر برخورد با دیواره تور وارد شبکه های آن شده و از ناحیه سر (سرپوش آبششی) و یا تنه (حداکثر قطر بدن در ناحیه باله پشتی) در چشمه ها گیر کرده و صید می شوند.صیادان این تورها را برای مدت نسبتاً طولانی (چند روزه تا چند ماه) در دریا مستقر کرده و هر روز صبح با مراجعه به محل استقرار تورها و بالا کشیدن تورها به داخل قایق صیادی ماهیان سفید گیر کرده در تور را خارج می نمایند.این روش در سال 1376 بدلیل صید انبوه بچه ماهیان خاویاری به عنوان صید ضمنی که عمدتاً با مرگ آنها در اثر تلاش فراوان در تور و خفگی همراه بود، بر اساس بررسی های علمی انجام شده توسط موسسه تحقیقات شیلات ایران صید مخرب تشخیص داده شده و ممنوع اعلام گردید. در این روش از دستگاه ماهی یاب (سونار یا اکوساندر) استفاده نمی شود.در حال حاضر این روش صید در سطح محدود و بصورت غیر مجاز توسط صیادان غیر رسمی در دریای خزر بکار گرفته می شود.
صید با تور پره ساحلی
تورهای پره ساحلی از نظر درجه فعالیت جزء ابزار صید نیمه فعال می باشند. در حال حاضر صید ماهی سفید و سایر ماهیان مهاجر ساحلی مثل ماهی کفال، سیم، سوف، کپور، آزاد و غیره توسط 150 شرکت تعاونی صید پره در سواحل جنوبی دریای خزر در ایران در استان های گیلان ، مازندران و گلستان از دهم مهرماه لغایت دهم فروردین ماه هر سال توسط تورهای پره ساحلی انجام می گیرد. در هر شرکت تعاونی 100-80 نفر صیاد مشغول هستند. طول تور پره ساحلی 1400-1100 متر و عرض تور وابسته به عمق آب از 12 متر در قسمت باله ها تا 24 متر در بخش کیسه متغیر است. جنس تور از نوع نایلونی و سفید یا آبی کمرنگ بوده و اندازه چشمه گره تا گره مجاور از 33 میلیمتر در قسمت کیسه تا 45 میلیمتر در باله ها متغییر می باشد. ترکیب نخ بافته چند لایی ، گره دار با گره چپ دوبل و ضریب آویختگی در بخش کیسه 40 درصد و در باله ها 50 درصد است . روش صید بدین صورت است که تورهای پره ساحلی از ساحل توسط یک کشتی تورریز بصورت نیم دایره نسبت به خط ساحل دور تا دور گله ماهی تا عمق 30 متری ریخته شده ودر چنین شرایطی تور تمام ستون آب از سطح تا بستر را بصورت یک دیواره توری محصور می نماید. طناب شناوری ( بویه) این تور در روی سطح آب و طناب وزنه در روی بستر مستقر می شود. سپس با کشیدن تور از ساحل توسط دو تراکتور مجهز به وینچ تور کش، ماهیان ریز و غیر استاندارد از چشمه های درشت باله ها خارج شده و ماهیان درشت و استاندارد به بخش کیسه هدایت می شوند. در این روش صید ماهیان بدون گیر کردن در چشمه های تور (اندازه چشمه ها کمتر از اندازه گوشگیری ماهی است) توسط دیواره توری به سمت ساحل هل داده شده و عمل صید با جاروب کردن ماهی ها در ساحل انجام می گیرد (شکل 6).طول مدت عملیات صیادی معمولا3 -2 ساعت بوده و عمل صید بدون انقطاع 4-3 بار در روز تکرار می شود. در این روش از دستگاه ماهی یاب ( سونار یا اکوساندر) استفاده نمی گردد.
صید با تور گوشگیر شناور دو جداره
تورهای گوشگیر شناور از نظر درجه فعالیت جزء ابزار صید حرکتی می باشند. این روش صید تنها در کانال اتصال دریای خزر به تالاب انزلی و بخش سفلای این تالاب رایج می باشد.صیادان برای صید ماهی سفید مهاجر از دریای خزر به تالاب انزلی( عمدتاً ماهی سفید مهاجر فرم پائیزه) از تورهای گوشگیر دو جداره بطول 30-25 متر و عرض 4-3 متر بااندازه چشمه جدار اول 50 میلیمتر و جداره پشتی 40 میلیمتر با ترکیب نخ تک لایی نایلونی و بافته گره دار با گره چپ دوبل و ضریب آویختگی 50درصد استفاده می نمایند.روش صید بدین صورت است که صیادان در زمان مهاجرت ماهی سفید از دریا به تالاب انزلی این تورها را در مسیر مهاجرت ماهی عمود بر عرض کانال بصورت نیمدایره مستقر می نمایند. سپس در حالی که صیادان در داخل قایق صیادی و بروی تور حضور فعال دارند با جریان آب از تالاب به سمت دریا ، تور به صورت غیر ثابت و شناور حرکت نموده و ماهیان در مسیر مهاجرت در اثر برخورد با بدنه تور در آن گوشگیر یا تور پیچ شده و صید می گردند (خانی پور ،1382). مدت زمان عملیات صیادی در این روش 30 الی 60 دقیقه بوده و این عمل ( تور ریزی و تورکشی) بدفعات 10-8 بار در روز صورت میگیرد.ماهیان صید شده بلافاصله با کشیدن تور به داخل قایق صیادی از تورها خارج می گردند. در این روش نیز از دستگاه ماهی یاب (سونار یا اکوساندر) استفاده نمی شود.علاوه بر روشهای فوق الذکر صید ماهی سفید بصورت تفریحی و سنتی توسط چوب و قلاب ماهیگیری و تور پرتابی یا ماشک نیز در رودخانه ها و تالاب انزلی رایج است.
رشد ماهی سفید در دریای خزر
عمدتاً عوامل مختلفی بر رشد ماهیان تاثیر گذار بوده که از مهمترین آنها میتوان به صفات ارثی، سن، ذخایر غذایی، عوامل محیطی، بیماری ،آلودگی و غیره اشاره نمود.مطالعات انجام شده نشان دادند که ضریب رشد ماهی سفید در جمعیت های سالیان گذشته یعنی سالهای 50-1349 با ضریب رشد آن در سال های اخیر تفاوت فاحشی را نشان می دهد. به طوری که میزان افزایش طول و وزن آن به ازای سن در سالهای اخیر به تدریج کاهش یافته است.(عبدالملکی ،1382) علت اصلی این امر را می توان به انجام برنامه بازسازی ذخایر و عملیات تکثیر مصنوعی آن مرتبط دانست که هر ساله توسط سازمان شیلات ایران به انجام می رسد. در ضمن صید بی رویه این ماهی در سال های گذشته و خارج شدن افراد سریع الرشد و بزرگ جثه آن به جهت استفاده از وسایل صید نا مناسب نیز از دلایل دیگر آن می باشد. همچنین تکثیر مصنوعی این ماهی در حال حاضر به نحوی است که استفاده از ماهیان مولد نر و ماده کمتر انتخابی بوده و بانک ژنی آنها به تدریج دچار تغییراتی شده است. در جدول 3 تغییرات میزان رشد طولی ماهی سفید در سالیان مختلف مورد مقایسه قرار گرفته است.
گروه (ساله)
سال
جدول 3 : مقايسه طول ماهي سفيد صيد شده توسط پره هاي ساحلي در سواحل ايراني درياي خزر( بر حسب سانتيمتر )
چنانچه ملاحظه می گردد طول بالغین ماهی سفید 3 ساله در سال 51-1350 به طور میانگین 2/42 سانتی متر بوده در حالیکه این اندازه در سال 84-83 به 33 سانتیمتر کاهش پیدا کرده است. چنین روند کاهشی تقریباً در تمامی سنین ماهیان صید شده در طی سالیان متمادی نیز مشهود می باشد. از طرف ديگر ميانگين طول و وزن ماهي سفيد صيد شده در سواحل ايراني درياي خزر نيز طي سالهاي 1370 لغايت 1382 روند كاهشي را طي نموده است . اين مسئله نيز ممكن است ناشي از اثرات بازسازي ذخاير از طريق تكثير مصنوعي ماهي سفيد و کاهش توفیق در تکثیر طبیعی آن باشد.به همین دلیل و برای حفظ بانک ژنی و صفات ارثی ماهی سفید لزوم آماده سازی رودخانه های مهاجر پذیر و ایجاد شرایط محیطی لازم برای تخم ریزی طبیعی و حتی تکثیر نیمه طبیعی ماهی سفید در استخرهای خاکی که امکان انتخاب طبیعی مولدین هرچند در مقیاسی کوچک وجود داشته باشد بیش از پیش ضروری به نظر می رسد.(خانی پور ، 1384)
مناطق زیستی و پراکنش ماهی سفید در دریای خزر
عمده پراکنش ماهی سفید در دریای خزر مربوط به مناطق جنوبی و جنوب غربی این دریا بوده و از رودخانه اترک واقع در منطقه قفقاز ( ساحل غربی خزر میانی) تا سواحل جنوب ترکمنستان ماهی سفید بعنوان یک ماهی اقتصادی ارزشمند توسط صیادان صید می گردد. حضور ماهی سفید در دیگر مناطق دریای خزر از جمله خزر شمالی و رود ولگا به ندرت و موردی بوده و تاکنون هیچ گزارش رسمی مبنی بر مهاجرت ماهی سفید به این مناطق ارائه نشده است. به هر حال بیشترین تراکم و میزان صید ماهی سفید در طی سالیان متمادی مربوط به حدفاصل رودخانه های کورا در جمهوری آذربایجان و رودخانه سفیدرود در ایران بوده است. ولی در طی 25 سال گذشته و پس از رهاکرد انبوه بچه ماهیان سفید در تمامی سواحل ایرانی دریای خزر، پراکنش آن نسبت به گذشته با تغییراتی مواجه بوده و تراکم آن در سواحل استان های مازندران و گلستان نیز بیشتر گردیده است. بطورکلی می توان گفت که بیشترین تراکم ذخایر و صید ماهی سفید در حوزه سواحل ایرانی دریای خزر می باشد. پراکنش ماهی سفید در طول سال و نسبت به تغییرات فصول و دمای آب با تغییراتی توام بوده بطوریکه در اوایل فصل زمستان به دلیل برودت بیشتر آب در سواحل استان گیلان نسبت به سواحل استان مازندران، ماهی سفید تا حدودی مهاجرت بیشتری به سمت مناطق شرقی و گرم تر این استان داشته و بطور کلی به سمت عمیق تر دریا مهاجرت کرده و از ساحل دور می شود. ولی با نزدیک شدن فصل بهار و آمادگی ماهی سفید برای تخمریزی، از اسفند ماه هر سال حضور ماهی سفید در مناطق ساحلی بیشتر گردیده و در فروردین ماه به اوج خود می رسد. در گذشته تالاب انزلی و تالاب قزل آغاج ( در جهموری آذربایجان) از محل های مهم تخمریزی ماهی سفید محسوب می شدند ولی در حال حاضر این دو تالاب اهمیت سابق خود را از دست داده و به ندرت پذیرای مولدین ماهی سفید برای تخمریزی هستند. اکثر رودخانه های سواحل ایرانی دریای خزر در گذشته مورد استفاده تکثیر طبیعی ماهی سفید بوده ولی در حال حاضر بدلایل مختلف بیشتررودخانه های چلوند، لمیر، شفارود ، شلمانرود، سفیدرود، خشکرود، شیرود و بابلسر از محل های اصلی مهاجرت بهاره و تکثیر مصنوعی ماهی سفید در سواحل ایرانی دریای خزر محسوب می شوند. به غیر از رودخانه های سواحل ایرانی دریای خزر، رودخانه های اترک، سامور و کورا واقع در منطقه قفقاز نیز محل های تکثیر ماهی سفید خارج از سواحل ایرانی دریای خزر بوده که بدلایل آلودگی سواحل ، صید بی رویه مولدین و عدم تکثیر مصنوعی و بازسازی ذخایر از طریق رهاسازی بچه ماهی سفید در این مناطق ، میزان مهاجرت تخم ریزی به این مناطق بشدت کم شده و در حد بسیار ناچیز است.ماهی سفید پس از تخم ریزی و بازگشت به دریا در تمام طول مدت باقیمانده بهار و تابستان در سواحل کم عمق دریای خزر که غنی از تولیدات جانوران کف زی است به تغذیه و رشد می پردازد.در اواخر تابستان به علت گرمای بسیار زیاد آب تا عمق 30 متری که ایزوترمی گرم در لایه اپی لیمنیون بوجود می آید ، ماهیان سفید سواحل کم عمق را ترک کرده و در نقاط عمیق تر و در لایه ترموکلاین بسر می برند و مجدداً به هنگام چرخش دمایی پائیزه، ماهی سفید جهت تغذیه به قسمتهای کم عمق سواحل با عمق کمتر از 20 متر بر می گردد. در فصل پائیز مشاهده شده که ماهی سفید مهاجرت هایی را به صورت گله ای در امتداد ساحل از طرف غرب به شرق و یا بالعکس انجام می دهد. این مهاجرت ها به شرایط جوی و جریان های دریایی ناشی از باد بستگی کامل دارد.در اواخر پائیز و آغاز زمستان با سرد شدن آب در لایه سطحی و لایه بندی حرارتی دریا ماهی سفید رفته رفته سواحل کم عمق ساحلی دریا را ترک نموده و به مناطق عمیق تر دریا رهسپار می شود، بطوریکه در آغاز فصل زمستان بخصوص در روزهای اول دی ماه لغایت ده بهمن ماه ماهی سفید را به ندرت می توان در نقاط کم عمق ساحلی مشاهده نمود. ماهی سفید زمستان را در نقاط عمیق نزدیک به بستر دریا با کمترین تحرک و جابجایی سپری نموده و در این هنگام از تغذیه کمی برخوردار است.عمقی را که ماهی سفید در آن زمستان را طی می کند در پاره ای از موارد به بیشتر از 100 متر هم می رسد. ماهی سفید از اواسط بهمن لغایت اوایل اسفند در صورت مساعد بودن شرایط جوی مجدداً جهت تغذیه و ذخیره نمودن چربی و آمادگی ورود به رودخانه ها و تالاب به سمت مناطق ساحلی حرکت می نماید. این ماهی از اواسط اسفند لغایت اواسط اردیبهشت بسته به دمای آب ، جریانهای دریایی و شرایط اکولوزییکی وارد رودخانه ها و تالاب انزلی برای تخمریزی طبیعی می گردد.
ماهی سفید فرم بهاره:
جمعیت اصلی فعلی ماهی سفید در دریای خزر متعلق به جمعیت بهاره بوده که بیش از 98 درصد ذخایر آنرا تشکیل می دهند. پس از چرخش دمایی بهاره و یکنواخت شدن تقریبی درجه حرارت آب در سطح و عمق دریای خزر ، ماهی سفید بهاره از نقاط عمیق تر دریا به سمت سواحل مهاجرت می کند. معمولاً در اواخر زمستان و اوایل بهار ماهیانی که به سن بلوغ نرسیده اند جهت تغذیه و رشد در مناطق ساحلی و کم عمق مانده و ماهیان بالغ وارد رودخانه ها می شوند.ورود ماهی سفید به رودخانه برای تکثیر طبیعی تابع عوامل زیادی از جمله درجه حرارت ، جریانهای دریایی ، دبی آب، میزان شفافیت و اکسیژن محلول رودخانه بوده و ماهیان مولد جهت تخم ریزی معمولاً به رودخانه هایی وارد می گردند که مراحل اولیه رشد خود ( از تخم تا مهاجرت به دریا) را در آن سپری کرده باشند. این عمل یعنی تشخیص رودخانه موطن به احتمال زیاد توسط خط جانبی ماهی انجام می گیرد (خانی پور ،1363)ماهیان سفید فرم بهاره پس از عبور از مصب و ورود به رودخانه مسیر آن را به سمت علیای رودخانه طی نموده و در فواصل مختلف عمدتاً 800-500 متری از مصب در روی بسترهای شنی و قلوه سنگی تخم ریزی می نمایند. از اینرو ماهیان سفید مهاجر فرم بهاره به ماهیان قلوه سنگ دوست یا لیتوفیلوس معروف هستند.تخمهای ماهیان سفید بهاره در بدو ورود به رودخانه در اواخر مرحله 4 رسیدگی جنسی بوده که طی مدت زمان کوتاهی پس از ورود و رسیدن به مکان های تخم ریزی، رسیدگی جنسی کامل شده و آماده تخم ریزی می گردند.شروع تخم ریزی در ماهی سفید فرم بهاره از دمای 8 درجه سانتیگراد شروع و اوج تخمریزی این ماهی در دمای 15-13 درجه سانتیگراد است (Berg 1965). در مهاجرت ماهیان سفید فرم بهاره معمولاً ماهیان نر ابتدا و ماهیان ماده پس از آنها وارد رودخانه شده و در رودخانه در کنار هر ماهی ماده معمولاً 4-3 ماهی نر قرار می گیرد. در این ماهیان پس از آمادگی کامل برای جفت گیری و تحریک ماهی ماده از سوی ماهی نر در اثر فشار عضلانی وارده به عضلات ناحیه شکمی در آبهای زلال، پراکسیژن و در لابلای قلوه سنگها تخم ها رها شده و همزمان با تخلیه اسپرم از سوی ماهی نر، تخم ها لقاح یافته و به قلوه سنگ ها می چسبند.ماهی ماده برای تخم ریزی سعی می کند تا آبهای کم عمق و زلال را برای تخمریزی انتخاب کند. به همین خاطر گاهی باله پشتی و قسمتی از ناحیه پشتی ماهی از آب خارج شده و نمایان می گردد. در طول دوره تخم ریزی هر ماهی ماده معمولاً چندبار جفت خود را عوض نموده و جفت تازه ای انتخاب می نماید.شدت عمل تخمریزی به حدی است که گاهی ناحیه شکمی و پهلویی ماهیان نر و ماده در اثر تماس مکرر و فشار وارده بر قلوه سنگها زخمی شده و ماهیان نر و ماده پس از تکثیر طبیعی در اثر انرژی از دست داده تقریباً بی حال شده و به راحتی توسط صیادان در رودخانه ها صید می گردند . ماهیان مولدی که پس از تخم ریزی به دریا می رسند برای ترمیم قوای جسمانی از دست داده فوراً شروع به تغذیه فعال می نمایند.
تخم های لقاح یافته پس از جذب آب متورم شده وبا چسبیدن به سنگ ها تا شکفتن تخم ها و خروج لاروها به همان صورت باقی می مانند. رشد و نمو جنینی ماهی سفید در درجه حرارت 16-14 درجه سانتیگراد و پس از 16-14 روز تکمیل گردیده و لاروها شنای آزاد خود را آغاز می کنند. بچه ماهی سفید فرم بهاره معمولاً به مدت 45-30 روز در رودخانه باقی مانده و سپس راهی دریا می گردند( خانی پور ،1363 ).
ماهی سفید فرم پائیزه:
ماهی سفید مهاجر پائیزه در صورت مناسب بودن شرایط معمولاً از اوایل مهرماه از دریا از طریق کانال کشتیرانی شروع به مهاجرت به تالاب انزلی نموده و در این مرحله ابتدا ماهیان نر و سپس ماده ها وارد می گردند. مولدین عمدتاً به سمت رودخانه های منتهی به تالاب مثل سیاه درویشان، پسیخان، ماسوله و در شرایط آبی مناسب به طرف رودخانه پیربازار مهاجرت می کنند. این گروه معمولاً دوره زمستان گذرانی را در گستره آبی تالاب به خصوص تالاب مرکزی ، ابتدای تالاب غرب و منطقه شیجان در تالاب شرق در مناطق عمیق تر سپری نموده و سپس با گرم تر شدن هوا در اواخر زمستان به رودخانه هایی که دارای پوشش گیاهی در حاشیه مثل نی و لوئی بوده مهاجرت نموده و بروی گیاهان آبزی تخم ریزی می نمایند. به همین دلیل این فرم از ماهی سفید به ماهیان گیاه دوست یا فیتوفیلوس معروف هستند.در زمان تخمریزی در کنار هر ماهی ماده معمولاً 3-2 ماهی نر شروع به تحریک آن نموده و تخم ها و اسپرم همزمان در آب رها شده و تخمکها بارور می گردند. تخمکها پس از بارور شدن به گیاهان آبزی چسبیده و در محیط پر اکسیژن گیاهان آبزی تقسیمات جنینی انجام شده و لاروها پس از حدوداً دو هفته از تخم ها خارج و شنای آزاد خود را شروع می کنند. به دلیل وجود شکارچیان متعدد در تالاب انزلی، لاروها شانس کمی برای رشد و توفیق مهاجرت به دریا را دارند. علاوه بر آن در اثر شرایط اکولوژیکی نامناسب در تالاب انزلی که گاهاً با کاهش شدید اکسیژنی و رسیدن تا حد صفر درجه همراه است، بخش زیادی از لاروها و بچه ماهیها عملاً تلف می گردند.مولدین ماهی سفید فرم پائیزه پس از تخم ریزی در اواخر زمستان و اویل بهار مجدداً به دریا مهاجرت می کنند. این مولدین به محض رسیدن به دریا تغذیه فعال خود را برای جبران انرژی از دست داده شروع می نمایند. لاروهای حاصله در تالاب انزلی با توجه به منابع غذایی وسیع موجود دارای رشد بهتری از ماهی سفید بهاره بوده و معمولاً پس از 35-25 روز و رسیدن به وزن3-2 گرم به سمت دریا مهاجرت می نمایند، تا دوره رشد خود را با تغذیه از انواع غذاهای طبیعی در مناطق کم عمق دریای خزر سپری کنند.
Ø تولید مثل طبیعی:
ماهی سفید از نظر هم آوری جزء ماهیان با تعداد تخم زیاد بوده و میزان هم آوری مطلق این ماهی از 19718 تا 147696 و بطور متوسط 74774 عدد تخم می باشد. میانگین تعداد تخم به ازای هر گرم از تخمدان 272 عدد تعیین شده است. اندازه قطر تخمک 2/1 تا 9/1 میلیمتر و رنگ تخم ها زرد متمایل به طلایی و گاهی به رنگ سبز مغز پسته ای می باشد.مولدین نر در زمان تکثیر دارای وزن حداقل 400 گرم تا حداکثر 100/2 کیلوگرم و ماده دارای وزن حداقل 500 گرم تا حداکثر 300/3 کیلوگرم می باشند. سن بلوغ در نرها 3-2 سالگی و در ماده ها 4-3 سالگی می باشد. نسبت جنسی نر به ماده در شرایط تکثیر طبیعی دررودخانه های مختلف مهاجرت تکثیر متفاوت بوده و بطور کلی بین 2/3 به 1 تا 6/6 به 1 متغیر است.ماهیان نر و ماده آماده تکثیر بر اساس فرم جمعیتی (پائیزه یا بهاره) در فصل پائیز و زمستان متناسب با میزان رسیدگی جنسی، درجه حرارت آب و هوا، میزان دبی آب، شفافیت، اکسیژن محلول و جریانات ساحلی دریا وارد تالاب انزلی و رودخانه های حاشیه جنوبی دریای خزر (سواحل ایرانی) شده و در بسترهای گیاهی یا قلوه سنگی با آب زلال و اکسیژن مناسب تخم ریزی می نمایند. ماهیان مولد نر و ماده پس از رسیدن به مرحله رسیدگی جنسی کامل و ورود به رودخانه تغییراتی در شکل ظاهری آنها ایجاد می گردد. ماهیان نر در این هنگام دوکی شکل شده و دارای زوائد سفید رنگ کاملاً برجسته در روی سر و اطراف بدن می گردند،که اصطلاحا" لباس عروسی نامیده می شود. ماهیان ماده نیز دارای سطح بدنی صاف و شکم برجسته و نرم و با تقارن جانبی می شوند.معمولاً در کنار هر ماهی ماده 6-3 ماهی نر قرار گرفته و در این هنگام ماهی نر با تهیج ماهی ماده آنرا برای مالیدن خود به بستر تخمریزی تحریک نموده و ماهی ماده با فشار بر عضلات شکمی اقدام به رهاسازی تخم ها در داخل آب می نماید. بطور همزمان ماهیان نر نیز اسپرم های خود را در محیط تخم ها تخلیه نموده و باعث لقاح خارجی تخم ها می گردند. تخم ها پس از ورود اسپرم از سوراخ میکروپیل بداخل آنها با جذب آب حجیم شده و تقسیمات سلولی در آنها شروع و ادامه می یابد. در این هنگام جدار تخم ها چسبناک بوده و به بسترهای تخمریزی (قلوه سنگ ها ، تخته سنگها وگیاهان) می چسبند. معمولاً 16-14 روز در این حالت باقی مانده و با تشکیل و رشد جنین داخل تخم، جداره تخمک پاره و لاروها آزاد می شونددوره انکوباسیون تخمها در شرایط طبیعی 10-9 روز می باشد. لاروها در محیط های آبی بمدت 5-4 روز از کیسه زرده تغذیه نموده و سپس در رودخانه و تالاب ها شروع به تغذیه از انواع پلانکتون می نمایندمراحل رشد لاروها تا مرحله بچه ماهی و رسیدن به وزن چند گرمی در رودخانه ویا تالاب صورت گرفته و پس ازآن بچه ماهیان با تنظیم فشار اسمزی بدن خود شروع به مهاجرت به سمت دریا برای گذراندن دوران رشد و رسیدن به سن بلوغ می نمایند.
زیست شناسی ماهی سفید
تغذیه طبیعی:
ماهی سفید از نظر رژیم غذائی جزء ماهیان همه چیز خواه بوده ولی برخلاف سایر ماهیان همه چیز خوار به دلیل کوتاه بودن طول روده دارای طیف غذایی محدودی می باشد. این ماهی به عنوان غذای آغازین از انواع پلانکتن های گیاهی و جانوری و لارو حشرات استفاده نموده ولی پس از رسیدن به وزن بالاتر و در مراحل پس از مهاجرت به دریا عمدتاً از صدفهای دو کفه ای تغذیه می نماید دستگاه گوارش در ماهی سفید شامل دهان، حفره دهانی، حلق، دندان حلقی، مری ، روده قدامی و خلفی و مخرج بوده و فاقد معده حقیقی می باشد.

بنتوز
زئوپلانکتون
فیتوپلانکتون
Chironomidae
Protozoa
-Ankistrodesmus
Cynophyta
Diptera
-Difflugia
-Selenastrum
-Merismopedia
Nematoda
-Centropyuis
-Scenedesmus
-Microcystis
Insect larvae
-Marituja
-Volvox
-Lyngbya
Odonata
-lionotus
-Chlamydomonas
-Anabaena
Cerastoderma lamarcki
-Arcella
-Spirogyra
-Rophidiopsis
Abra ovata
Rotatoria
-Ulotriv
-Nostoc
Mytilaster lineatus
-Lepadella
-Pandorina
-Phormidium
Dreissena polymorpha
-Pompholyu
-Dictiosphaerium
Gomphosphaerium
Hypanis sp.
-Philodina
-Oedogonium
-Anabaenopsis
Annelida
-Keratella
-Cladophora
-Oscillatoria
Nereis diversicolor
-Brachionus
-Schroderia
-Aphanizomenon
Hypaniola kawalewskii
-Asplanchna
-Actinastrum
-Spirulina
Hypania invalida
-Monostyla
Bacillariophyta
-Chrococcus
Balanus sp.
-Synchaeta
-Cyclotella
-Gloeotrichia

-Philodina
-Melosira
Euglenphyta

-Rotaria
-Stephanodiscus
-Euglena

-Anareapsis
-Synedra
-Phacus

-Polyarthra
-Navicala
-Lepocinclis

Copepoda
- Fragilaria
-Trachaelomonas

-Cyclops
- Tabellaria
Pyrrhophyta

-Diaptomus
-Asterionella
-Ceratium

-N.Cyclops
- Nitzschia
-Glenodinium

Cladocera
- Gyrosigma
-Gymnodinium

-Daphnia
- Gomphonema
-Predinium

-Moina
- Diatoma
Chrysophyta


-Denticula
-Synura


Cryptophyta
-Dinobryon


-Mallomonas
-Chlorella


-Crytomonas
-Pediastrum






جدول: مهمترین غذاهای طبیعی ماهی سفید
تکثیر مصنوعی ماهی سفید
تکثیر مصنوعی فرم بهاره
با توجه به کاهش صید ماهی سفید از دریای خزر در دهه های40 و 50 به جهت عوامل مختلف از جمله صید بی رویه ، از بین رفتن مکان های تخمریزی طبیعی و آلودگی های زیست محیطی تفکر تکثیر مصنوعی ماهی سفید قوت یافت. به طوری که در دهه 1340 برای اولین بار تکثیر تحقیقاتی این ماهی توسط فرید پاک، در چندین رودخانه حوزه جنوبی دریای خزر از جمله شلمان رود و شفارود به انجام رسید. پس از آن با کاهش شدید ذخایر این ماهی در سالهای 61-60 که به کمتر از 500 تن در سال رسید ، لزوم تکثیر مصنوعی ماهی سفید بیش از پیش احساس گردیده و کارشناسان مرکز تحقیقات شیلاتی استان گیلان در آن زمان اقدام به تعیین بیوتکنیک تکثیر مصنوعی ماهی سفید فرم بهاره و رهاسازی بچه ماهیان حاصله به رودخانه های منتهی به دریای خزر نمودند. پس از آن تکثیر و رهاسازی این ماهی در دستور کار سالیانه بازسازی ذخایر سازمان شیلات ایران قرار گرفته و صید ماهی سفید به تدریج افزایش یافت به طوری که در بعضی از سال ها حتی به بیش از 9 هزار تن در سال رسید. تکثیر مصنوعی ماهی سفید فرم بهاره دارای مراحل مختلفی به شرح زیر می باشد

صید مولدین :
ماهیان سفید فرم بهاره در هنگام مهاجرت تولید مثلی از دریا به رودخانه شرایط لازم را برای تخمریزی فوری داشته و پس از رسیدن به رودخانه در مکان های مناسبی بروی بسترهای شنی و قلوه سنگی تخمریزی می نمایند. ولی از آنجائیکه چنین مناطقی در حال حاضر در رودخانه ها بدلایل صید بی رویه مولدین ، تغییرات اساسی در کیفیت بسترهای تخمریزی و آلودگیهای کشاورزی و شیمیایی عملاً فراهم نمی باشد، به ناچار اقدام به تکثیر مصنوعی آنها می شود. با توجه به اینکه مولدین به صورت گله ای به رودخانه ها مهاجرت می کنند ، برای صید آنها در فاصله کوتاهی حدوداً 800-500 متر از مصب رودخانه اقدام به استقرار یک سد چوبی به نام شیل یا کلهام نموده و ماهیان مولدی که از دریا وارد مصب رودخانه شده و در حال مهاجرت به سمت مکان های تخم ریزی در بالادست رودخانه می باشند با رسیدن به این سد در پشت آن جمع شده و به راحتی با استفاده از پره دستی یا ماشک با کمترین میزان صدمه و یا استرس صید می شوند.
تکثیر مولدین:
همانطوری که گفته شد مولدین نر و ماده فرم بهاره پس از صید در رودخانه کاملاً دارای شرایط لازم برای تکثیر بوده و برای این منظور ابتدا از مولدین ماده آماده تخم دهی بدون تزریق هورمون تخم کشی می شود. برای این منظور مولدین ماده به خوبی توسط یک دستمال پارچه ای خشک شده و تخم های موجود در محوطه شکمی با فشار دست در طول شکم از ناحیه سر به طرف مخرج از تخمدان خارج می گردد، تخم ها به داخل یک ظرف پلاستیکی خشک انتقال یافته و سپس اسپرم ماهی نر بروی تخمک ها ریخته می شود. اسپرم و تخمک به خوبی توسط پر مرغ با نهایت دقت با یکدیگر مخلوط شده تا عمل لقاح صورت پذیرد. پس از چند دقیقه مخلوط کردن کم کم آب به مخلوط اضافه شده تا تخم ها آبگیری شوند. پس از این مرحله به تدریج اضافه شدن آب جهت شستشوی تخم ها و خارج نمودن اسپرم های اضافی و همچنین رفع چسبندگی ادامه می یابد. عمل شستشو تا زمانی که تخم ها کاملاً آب جذب کرده و چسبندگی خود را از دست دهند، ادامه می یابد. لازم به ذکر است که آبگیری و شستشوی تخم ها در تمامی مراحل توسط آب زلال رودخانه انجام می شود. درصد لقاح تخم ماهی سفید بالا ودر چنین شرایطی معمولاً بیش از 95 درصد می باشد.
انکوباسیون تخم های لقاح یافته :
برای انکوباسیون تخم های لقاح یافته در آب جاری رودخانه از انکوباتورهای سس گرین استفاده می شود. این انکوباتورها از یک چهار چوبه با کف توری تشکیل شده و آب از ناحیه کف وارد انکوباتور می گردد. جریان آب از انباشته شدن تخم های داخل انکوباتور و چسبندگی آنها جلوگیری می نماید. در این انکوباتورها معمولاً تا 2 کیلوگرم تخم قابل نگهداری می باشد. در انکوباتورهای سس گرین به محض مشاهده اولین لارو بایستی بقیه تخم ها را از انکوباتور خارج نموده و آنها را در تشک های پلاستیکی توزیع نمود تا همگی آنها به لارو تبدیل گردد. پس از آن لاروها برای پرورش به مراکز پرورش انتقال می یابند.طول دوره انکوباسیون تخم ها متغیر بوده و در دمای 17-15 درجه سانتیگراد حدوداً 10-8 روز بطول می انجامد. البته کوتاه ترین دوره انکوباسیون تخم ها 6 و بلند ترین آن نیز 20 روز مشاهده گردیده است.لاروها پس از خروج از تخم ها در انکوباتورهای ویس از قسمت فوقانی آن بطور اتوماتیک خارج و از طریق یک ناودانی از جنس پلی اتیلن به انکوباتورهای بزرگتر دیگری به نام انکوباتورهای زوگ منتقل می شوند. سیستم عمل این انکوباتورها نیز همانند انکوباتورهای ویس بوده با این تفاوت که حجم آب آنها بیشتر (حدود 200 لیتر ) و جنس آنها نیز از پلی اتیلن یا فایبر گلاس می باشد که برروی یک پایه فلزی مستقر می گردد. لاروها معمولاً 5-4 روز را در انکوباتورهای زوگ سپری نموده تا کیسه زرده خود را جذب نموده و قادر به شنای فعال گردند. در طی این دوره برای تغذیه لاروها علاوه بر محتویات کیسه زرده از شیر خشک و زرده تخم مرغ نیز استفاده می گردد. پس از این مرحله لاروهای فعال آمادگی لازم برای انتقال به استخرهای خاکی پرورشی را به دست می آوردند.با توجه به درصد تقریباً بالای تلفات تخم ها در انکوباتورهای سس گرین معمولاً چند روز پس از انکوباسیون، تخم های تکامل یافته به انکوباتورهای شیشه ای "ویس" مستقر در مراکز تکثیر انتقال می یابند تا بقیه دوران انکوباسیون خود را در این انکوباتورها سپری نمایند. انکوباتورهای ویس در واقع بطری های مخروطی 8 لیتری بوده که برروی پایه فلزی مستقر می شوند. آب از قسمت پائین این انکوباتورها وارد و از قسمت بالای دهان گشاد آن خارج گردیده واز این طریق تخم ها در حرکت بوده و ضمن اکسیژن گیری از انباشته شدن آنها بر روی یکدیگر و تلفات ناشی از آن جلوگیری می شود.در انکوباتورها آب ورودی بایستی به گونه ای تنظیم شود که علاوه بر جلوگیری از انباشته شدن تخم ها بر روی یکدیگر از سر ریز شدن آنها از بالا نیز پیشگیری گردد. از مزیت های دیگر انکوباتور ویس پائین بودن درصد تلفات تخم در آنها بوده به طوری که در بسیاری از موارد به بالاتر از 90 درصد تخم گشایی می رسند. در انکوباتورهای ویس معمولاً حدود یک کیلوگرم تخم در هر مرحله بارگیری می شود.
Ø مراحل مختلف رشد و نمو جنینی در ماهی سفید
به طوری کلی این مراحل در ماهیان عبارتند از :



این مرحله از لقاح شروع و تا مرحله اندام زائی ادامه می یابد.




مرحله لاروی از شکل گیری اندام ها آغاز می شود و در انتهای این مرحله است که در واقع ماهی شکل قطعی خود را کسب می کند، لذا در ماهیانی که دارای دگردیسی می باشند، پایان دگردیسی آنها ، پایان این مرحله می باشد.









رشد و نمو خود شامل مراحل مختلفی می شود که عبارتند از: جوانی ، بلوغ ، بالغ و پیری ((Lagleret al.,1964).
Ø لقاح و مراحل تکامل جنین در ماهی سفید
آغاز لقاح در ماهیان که با ورود اسپرم به داخل سلول تخم شروع می شود پدیده هائی را به همراه دارد که مهمترین آنها واکنش قشری می باشد. پوسته تخم در ماهیان اصطلاحاً کوریون نامیده می شود .در اکثر ماهیان راه ورود اسپرم منفذی بنام میکروپیل است که درون غشاء ویتلینی قرار داشته و بلافاصله بعد از لقاح توسط ترشحات وزیکول های بزرگ و آلوئول های قشری بسته می شود. به همین جهت است که پدیده پلی اسپرمی در ماهیان زیاد معمول نیست. محکم شدن پوسته خارجی تخم در اثر جذب آب صورت گرفته که بطور مقطعی حالت چسبندگی را به تخم می دهد.تقسیمات سلول تخم لقاح یافته در ماهی سفید دارای مراحل مختلفی است که در ذیل به طور اختصار به آنها اشاره می شود:

A. مرحله 1 (تخم لقاح نیافته و لقاح یافته):
تخم لقاح نیافته به رنگ زرد روشن بوده و حدود 2 میلیمتر قطر و 0261/0 گرم وزن دارد ، در تخم های لقاح یافته پوسته تخم بلافاصله از زرده فاصله گرفته و بین کوریون و زرده فضای دور زرده ای ایجاد می شود که در ماهیان به علت انقباض و چروکیده شدن زرده حاصل می شود و در نتیجه این چروکیدگی مقداری از مواد کلوئیدی نیز به فضای دور زرده ریخته شده که مایع دور زرده ای یا مایع پری وتیلین نامیده می شود.
B. مرحله 2 (یک ساعت بعد از لقاح):
در این مرحله فضای دور زرده ای نمایان تر شده و در آن ناحیه توده پروتوپلاسمی اولیه در محیط زرده و در قسمت قطب جانوری شکل می گیرد.
C. مرحله 3 ( 5/2 -2 ساعت بعد از لقاح):
در این مرحله اولین تقسیم کلیواژی در تخم ماهی سفید در دمای °c 16-14 کامل می شود.
D. مرحله 4 (5/4-4 ساعت بعد از لقاح یا مرحله چهار سلولی):
در این مرحله دومین تقسیم کلیواژی انجام شده و چهار بلاستومر تشکیل می گردد که در سطح زرده نمایان هستند.
E. مرحله 5 (5/6 – 6 ساعت بعد از لقاح):
در این مرحله سومین و چهارمین تقسیم کلیواژی صورت گرفته و مرحله 16-8 سلولی می باشد

F. مرحله 6 ( 5/8-8 ساعت بعد از لقاح):
این مرحله با شروع مورولا مطابق بوده و در آن مرزهای سلولی کم کم نامشخص شده و سلول ها به سمت دو لایه شدن پیش می روند. پریوبلاست قسمت بیشتری از زرده را می پوشاند.
G. مرحله 7 (14-10 ساعت بعد از لقاح):
این مرحله تحت عنوان بلاستولای ابتدائی بوده که از مشخصات آن در ماهی سفید نمایان شدن پلاستودیسک کاملاً برجسته و کلاهک مانند می باشد. در پایان این مرحله بلاستولا هنوز نیمی از زرده را نپوشانده است.
H. مرحله 8 (18-14 ساعت بعد از لقاح):
این مرحله ، مرحله بلاستولای پیشرفته بوده به طوری که بلاستولا گسترده تر وبرجسته تر شده و حاشیه آن از سطح زرده کاملاً مشخص می باشد. در این مرحله بلاستولا تقریباً نصف زرده را پوشانده است.
I. مرحله 9 (30-20 ساعت بعد از لقاح):
این مرحله را گاسترولاسیون می نامند. گسترش بلاستودرم بر سطح زرده نشانه عبور از مرحله بلاستولا به گاسترولا می باشد. بلاستودرم در حال پوشاندن بیش از نیمی از زرده بوده که در واقع مرحله شروع تشکیل حلقه جنینی است. بخشی از حلقه جنینی تیره تر و پهن تر شده که ناحیه تولید کننده صفحه جنینی می باشد. قسمت مرکزی بلاستودرم تشکیل اکتودرم خارج جنینی را داده که همراه پری بلاست زرده را پوشانده و کیسه زرده را به وجود می آورد. در انتهای گاسترولا صفحه جنینی شیار دار شده و مرحله نورولاسیون آغاز می گردد.


J. مرحله 10 (48-30 ساعت بعد از لقاح):
مرحله شروع نورولاسیون بوده و محور جنینی در آن مشخص می گردد. همچنین در این مرحله به تدریج کیل توپردر بخش جمجمه ای واضح تر، دهانه بلاستوپور کم کم بسته، در ناحیه حباب بینایی سلول ها فشرده تر، جنین طویل تر، جوانه دمی قابل روئیت تر، و در اواخر نورولاسیون تقسیمات مغزی شروع و مغزهای جلوئی، میانی و عقبی قابل تشخیص می شوند.
K. مرحله 11 (72-67 ساعت بعد از لقاح):
که مرحله اندام زایی است. جنین کاملاً مشخص شده، بخش های اصلی مغز کاملاً واضح و متمایز گشته، اندام بینایی و وزیکول های شنوایی و اندام بویایی به تدریج شکل می گیرند.
L. مرحله 12 (96-84 ساعت بعد از لقاح یا 4-5/3 روزه):
مغزها رشد بیشتری یافته و بطن های مغزی در حال شکل گیری است. عدسی چشم رشد بیشتری کرده و بخش اعظم جام بینائی را پر می کند. در اثر پیشروی حفره پریکاردیال ، سر از روی زرده بلند شده و در انتهای دیگر جنین نیز دم که دارای رشد سریعی شده از زرده جدا می شود. پیگمان هادر سطح زرده افزایش می یابند.
M. مرحله 13 (128-120 ساعت بعد از لقاح یا 5/5-5 روزه):
ملانوفورها در سطح زرده بیشتر شده ، اولین پیگمان های شبکیه تشکیل گشته ،حفره های شنوایی مشخص تر ، بطن های مغزی کاملاً شکل یافته، باله های سینه ای در دوطرف بدن مشخص ، سایر باله ها در حال شکل گیری ، روده و کبد گسترش یافته ، هنوز جنین بدون حرکت بوده و علاوه بر شبکه عروقی زرده ، خون به درون رگ پشتی و رگ زیر دمی در جریان است.

N. مرحله 14 ( 150-144 ساعت بعد از لقاح یاجنین 5/6-6 روزه):
جنین حرکات نا منظم داشته ، اصطلاحاً به این مرحله تخم چشم زده نیز می گویند . دم طویل تر شده، باله ها توسعه یافته، بخشی از نخاع در قسمت دمی مشخص بوده، رگ های خونی در ناحیه شعاع های باله دمی تجمع یافته، آئورت مشخص بوده و جریان خون به طور کامل وجود دارد.
O. مرحله 15( 178-168 ساعت بعد از لقاح یا جنین 5/7-7 روزه):
هنوز سر به جنین متصل، حرکات جنین بیشتر، به راحتی با چشم غیر مسلح قابل تشخیص، باله دمی گسترده تر، جریان خون در باله سینه ای قابل رویت و قلب نیز دارای مقداری خون می باشد.
P. مرحله 16( 205-192 ساعت بعد از لقاح یا جنین 5/8-8 روزه):
تخم ها تقریباً آماده تخم گشایی، چشم جنین کاملاً سیاهرنگ و باله های سینه ای رشد بیشتری یافته اند. از مشخصات این مرحله شکل گیری بخش های گوش داخلی و نمایان شدن قوس های برانشی می باشد. قلب پر خون است . تعدادی از جنین ها شکفته شده و لارو از آن خارج می گردد. به علت بزرگی و نمایان بودن آن، جنین را تخم چشم دار نیز می نامند.
Q. مرحله 17 ( 225-216 ساعت بعد از لقاح یا جنین 5/9-9 روزه):
در این مرحله شکفتن کلیه تخم ها انجام شده و لاروها از پوسته کوریونی خارج می شوند. البته شکفتن تخم ها در این مرحله بسته به دمای آب متفاوت است، به طوری که در دمای °C 16-14 ، بین 5/9-9 روز ثبت شده است. همچنین حرکات اولین لارو خارج شده از تخم، در تخم گشایی سایر تخم ها نیز تاثیر گذار می باشد.


R. مرحله 18 (240 ساعت بعد از لقاح یا لارو 10 روزه):
در این مرحله باله های سینه ای ، پشتی و دمی رشد بیشتری یافته و خون و عروق خونی در باله ها گسترش بیشتری دارند. دم طویل تر شده و کمی به سمت بالا تمایل دارد، کیسه زرده کوچکتر شده و درون کپسول شنوایی کانال های نیم دایره مشخص می گردد. به جهت وجود کیسه زرده لارو کمی خمیده و قوزدار به نظر می رسد.
S. مرحله 19 ( 288 ساعت بعد از لقاح یا لارو 12 روزه):
کیسه زرده کاهش یافته ولی هنوز خمیدگی لارو محسوس است. خون قرمز رنگ تر شده و مویرگ های خونی گسترش بیشتری می یابند. کیسه شنا هنوز از هوا پر نشده و دهان نیمه بسته است. تغذیه تنها از طریق جذب کیسه زرده بوده و لاروها کم کم توانایی آمدن به سطح آب را پیدا می کنند.
T. مرحله 20 ( 336 ساعت بعد از لقاح یا لارو 14 روزه):
با پر شدن بیشتر کیسه شنا لارو بهتر شنا می کند. اندام ها رشد بیشتری می یابند . در حرکات باله ها و سرپوش آبششی، سرعت و هماهنگی بیشتری نمایان می شود. هنوز اندکی کیسه زرده وجود دارد.
U. مرحله 21 ( 384 ساعت بعد از لقاح یا لارو 16 روزه):
زرده کاملاً جذب شده و تغذیه فعال شروع می شود. به غیر از اعضای تولید مثلی تمامی اندام های دیگر تقریباً شکل اصلی خود را پیدا می کنند.
V. مرحله 22 (480-432 ساعت بعد از لقاح یا لارو 20-18 روزه):
لاروها بسیار فعال بوده و شنا می نمایند. پیگمان ها در سطح پشتی تراکم بیشتری یافته اند ، فک ها دارای حرکت و برای تغذیه فعال به اندازه کافی رشد کرده اند.

W. مرحله 23 (600-480 ساعت بعد از لقاح یا لارو 25-20 روزه):
کیسه هوا کاملاً از هوا پر شده و توانایی شنا کردن به لارو را در هر فاصله می دهد. تنفس به طور کامل از طریق برانشی ها صورت گرفته و لب های بویایی و بینائی کاملاً رشد کرده اند.
X. مرحله 24 (720-600 ساعت بعد از لقاح یا لارو 30-25 روزه):
Ø Ø Ø Ø Ø 1- صید با تورهای گوشگیر ثابت دریایی 2- صید با تور پره ساحلی 3- صید با تور گوشگیر شناور دو جد اره Ø Ø Ø Ø 1 2 3 4 5 6 7 8 52-1351 6/24 3/37 2/42 9/49 7/52 5/58 72-1371 9/25 5/32 2/37 3/43 8/48 3/52 5/55 56 76-1375 2/23 8/28 5/33 1/41 8/44 2/48 7/50 7/51 84-1383 5/20 4/27 33 5/37 9/41 3/46 8/49 8/53 Ø Ø Ø Ø ü Ø ü ü ü ü 1-مرحله ابتدایی جنینی 2- مرحله لاروی یا انتقالی 3- مرحله رشد و نمو بعد از جنینی

بدن کاملاً کشیده و رشد طولی لارو کاملاً محسوس است. شعاع های باله دمی کاملاً گسترده شده و طول لارو به 9-8 میلیمتر می رسد. اندام های داخلی نیز رشد بیشتری یافته و پیگمان های رنگی در پشت بدن، روی شعاع های باله دمی و داخل بدن مشخص تر می باشند.نهایتاً لاروهای پیشرفته به استخرهای خاکی غنی شده از کوددهی معرفی شده و لاروها تغذیه از موجودات زنده غذائی را شروع می نمایند.


منبع : 

www.parsianforum.com

برچسب‌ها: ماهی سفید, پرورش ماهی سفید, تاریخچه صید در حوزه ایرانی دریای خزر, ذخایر و میزان صید ماهی سفید در دریای خزر
[ شنبه 17 مهر1389 ] [ 11:8 AM ] [ سید مانی سیرنگ ]
غدد درون ريز و هورمون هاي توليد مثلي در ميگو  

بعد از ماهیان باله دار(Finfish)، سخت پوستانی مانند میگوی دریایی، میگوی آب شیرین، خرچنگ ، لابستر و ... از اهمیت بالایی در آبزی پروری برخوردارند. سیستم هورمونی – عصبی و ساز و کار کنترل هورمونی سخت پوستان تا حدودی با ماهیان استخوانی اختلاف دارد. دسته نورون های عصبی موجود در مغز، عقده های عصبی سینه ای، رابط اعصاب کناری و ... جزء نورون های ترشحی – عصبی سخت پوستان می باشد. علاوه بر این ، یک اندام تخصصی ترشحی – عصبی به نام اندام ایکس(X-organ) در بخش پایه ی چشمی قرار دارد. پایه ی چشمی واقع در ساقه ی چشمی (eyestalk) شامل سه عقده عصبی به نام های مدولای بیرونی،‌داخلی و انتهایی می باشد
نورون های عصبی – ترشحی در مدولای انتهایی قرار دارند. آکسون های این نورون های عصبی – ترشحی به اندام عصبی – خونی به نام غده ی سینوسی وارد می گردد. این غده به عنوان مرکز نگهداری و آزادسازی هورمون مطرح می باشد. غده ی سینوسی در قسمت کناری بین مدولای بیرونی و داخلی قرار می گیرد. از آنجایی که غده ی سینوسی برای ذخیره و آزاد سازی هورمون های عصبی که توسط نورون های اندام ایکس ترشح می شود، بکار می رود؛ این اندام را "مجموعه ی اندام ایکس – غده ی سینوسی "(complex sinus gland – x-organ) می نامند.
اندام ایکس چند هورمون ترشح می کند که عبارتند از:
۱) هورمون تغییر دهنده ی رنگ چشم (بوسیله ی تحریک رنگدانه ی رتین )
۲) هورمون موثر در تغییر رنگ بدن
۳) هورمون تنظیم کننده ی قند خون (CHH=crustacean hypergliycemic hormon )
۴) هورمون موثر بر جلوگیری از رشد غدد جنسی یا تخمدان GIH/OIH=Gonad or ovary inhibiting hormone
۵) هورمون جلوگیری کننده از پوست اندازیMIH=Molt inhibiting hormone
از دیگر نوروپیتیدها ،هورمون محرک غدد جنسی (GSH )است که از عقده ی عصبی واقع در قسمت سینه ای ترشح می گردد .نورون های عصبی ترشحی واقع در گره ی عصبی فوق مری ،عامل آزاد کننده ی هورمون محرک غدد جنسی (GSHRF )را که باعث تحریک ترشح هورمون محرک غدد جنسی( GSH ) می شود، را ترشح می کند.
علاوه بر سیستم های عصبی –ترشحی بیان شده ،چهار غده ی درون ریز زیر در بدن سخت پوستان وجود دارد :
۱) تخمدان؛
۲) غده ی آندروژنیک؛
۳) اندام دهانی ؛
۴) اندام Y
اندام Y (Y-organ )دربخش دهانی بدن قرار دارد .این اندام هورمون پوست اندازی (ecdysone )
که یک هورمون استروئیدی است ،ترشح می نماید. فعالیت ترشحی این اندام بوسیله ی اندام ایکس (باترشح MIH =هورمون جلوگیری کننده از پوست اندازی )و اندام دهانی کنترل می گردد.MIH از ترشح هورمون اندام Y جلوگیری می کند و اندام دهانی باعث تحریک این اندام می شود.
اندام دهانی (mandibular )با ترشح MF (methyl farnesoate )دررشد تخمدان و ویتلوژنزیس (زرده سازی )نقش دارد.فعالیت اندام دهانی تحت کنترل هورمون پایه ی چشمی می باشد(در بسیاری از سخت پوستان )؛چون با ازبین بردن پایه ی چشمی هورمون MF افزایش می یابد. همانطوریکه گفته شد ، MF نقش تحریک اندام Y را برای ترشح هورمون اکدیزون (هورمون پوست اندازی) برعهده دارد .
پوست اندازی پدیده ای منظم در سخت پوستانی از قبیل میگوی آب شیرین ،خرچنگ ، لابسترو .... می باشد که همراه با رشد آنها اتفاق می افتد.چرخه ی پوست اندازی شامل چهار مرحله ی زیر می باشد:
۱) پیش از پوست اندازی premolt ؛
۲) پوست اندازی molt ؛
۳) بین پوست اندازی intermolt ؛
۴) پس از پوست اندازی postmolt
در طول مرحله ی پیش از پوست اندازی مواد معدنی اسکلت قبلی (قدیمی )جذب و در گاسترولیت (قسمت سخت دیواره ی معده )یا هپاتو پانکراس ذخیره می گردد.در ادامه گلیکوژن در زیر پوست ذخیره شده و مصرف اکسیژن به خاطر افزایش فعالیت های متابولیکی زیاد می شود.در مرحله ی پوست اندازی ،کوتیکول قدیمی به خاطر افزایش اندازه بدن در اثر جذب آب ،از بدن جدا می گردد .در مرحله ی پس از پوست اندازی اسکلت خارجی جدید از طریق ته نشینی دوباره ی کتین و نمک های معدنی تشکیل می گردد.مرحله ی بین پوست اندازی ،مرحله ی سکون می باشد.
هورمون پوست اندازی بوسیله ی اندام Y در مرحله ی پیش از پوست اندازی و بین پوست اندازی ترشح می گردد. در مرحله ی پس از پوست اندازی در اثر ترشح هورمون MIH از اندام ایکس ، ترشح هورمون پوست اندازی متوقف می گردد.
غده ی آندروژنیک در جنس نر وجود دارد.بیضه ها به عنوان غدد درون ریز مطرح نبوده ولی غده ی آندروژنیک بصورت غده ی درون ریز عمل می کند. هورمون آندروژنیکی که توسط این غده ترشح می گردد،در ایجاد صفات ثانویه و مراحل اسپرم سازی( اسپرماتوژنزیس) در جنس نر نقش دارد.
اگر غده ی آندروژنیک از جنس نر برداشته شود، ممکن است به جنس ماده تغییر جنسیت دهد و تخمدان درآن شکل پیدا کند.
GIH/OIH که از مجموعه غده سینوسی – اندام ایکس ترشح می گردد، رشد تخمدان را کنترل می کند. اگر از ترشح این هورمون جلوگیری به عمل آید، تخمدان به سرعت رشد کرده و زرده سازی(ویتلوژنزیس) و رسیدگی جنسی سریعا انجام می گیرد. به خاطر نقش ویژه ی این هورمون در زرده سازی ، آنرا VIH (هورمون بازدارنده ی زرده سازی) نیز می نامند. از این رو ، برای القاء رسیدگی تخمدان در میگو و خرچنگ در سالن تکثیر از تکنیک قطع ساقه ی چشمی استفاده می شود. در هنگام قطع ساقه ی چشمی مجموعه غده سینوسی – اندام ایکس به همراه ساقه ی چشمی برداشته می شود، در نتیجه تخمدان از اثر بازدارندگی GIH/OIH و MIH رها می گردد.
منبع:

۱- مجیدی نسب، احمد؛ بیماریهای میگوهای پرورشی،انتشارات نوربخش، ۱۳۷۷
۲- Diwan, A.D., Current progress in shrimp endocrinology—A review, Indian Journal of Experimental BiologyVol. ۴۳, March ۲۰۰۵, pp. ۲۰۹-۲۲۳
۳- O&#۰۳۹;Hallora M.J., Color Control in Shrimp, ۱۹۹۰, Association for Biology Laboratory Education (ABLE) ,http://www.zoo.utoronto.ca/able
۴- Thomas P.C., Rath S.C., Mohapatra D.K., Breeding and seed production of Fin fish and Sellfish. Daya puplishing house.۲۰۰۳
http://www.ardalan.id.ir/forum/about2115.html
[ یکشنبه 4 مهر1389 ] [ 12:58 PM ] [ سید مانی سیرنگ ]
 دستگاه گوارش (Digestive System): شامل دهان، حلق، مری کوتاه، معده (اغلب مری و معده چندان قابل تفکیک نمی باشند) و روده است که تا مخرج ادامه دارد. در صورتی که ماهی مورد تشریح از کپور ماهیان باشد فاقد دندان های آرواره ای است و دارای دندانه های حلقی می باشد. یک زبان کوچک به کف دهان چسبیده و احتمالاً به حرکات تنفسی کمک می کند. در طرفین ناحیه حلق برانشی ها قرار دارند. کبد بزرگ و بنفش رنگ است و بر روی روده تکیه دارد و در موقع بازکردن روده قطعه قطعه می شود. کیسه صفراء به رنگ سبز و آبکی دیده می شود و به وسیله مجرایی به ابتدای روده متصل است. لوزالمعده معمولاً نا مشخص است طحال به صورت زبانه قرمز رنگی به روده تکیه دارد. کیسه هوا یا بادکنک شنا محتوی گاز (هوای جو) در قسمت پشت و بالای لوله گوارش قرار دارد. در جدار کیسه هوا عروق خونی فراوانی وجود دارد که در بعضی نقاط مجتمع شده و برجستگی هایی به نام غدد قرمز می سازند. این برجستگی ها خاصیت تولید و جذب گاز دارند و حیوان با انجام این عمل تعادل خود را در آب حفظ می کند. در اغلب ماهی های استخوانی کیسه هوا به وسیله مجرایی به مری متصل است.




منبع:

انجمن علمی علوم جانوری همدان

[ پنجشنبه 17 تیر1389 ] [ 11:57 PM ] [ سید مانی سیرنگ ]

تغذيه تاس ماهيان

 در سنين ابتدايي بيشتر از موجودات كف زي بنتوز و اوزون برون و فيل ماهي از پلانكتون تغذيه به عمل مي آورند در سنين بالاتر تغذيه متنوع تر شده و در جيره غذايي اين ماهيان ، نرم تنان ، صدفها ، سخت پوستان و ماهيها مشاهده مي شود .

شيپ ، تاس ماهي ، اوزون برون همه چيز خوار و فيل ماهي صرفاً گوشتخوار است به استثناي فيل ماهي كه يك ماهي پلاژيك است بقيه ماهيان خاوياري در عمق زندگي مي كنند . همچنين در فصل تابستان شديدتر از فصول ديگر تغذيه مي نمايند . در زمستان تغذيه ضعيف مي شود ( فيل ماهي ، اوزون برون ) و يا تقريباً متوقف مي گردد

( تاس ماهي ، شيپ ) . فيل ماهي در رودخانه تغذيه مي كند اما ضعيف تر از دريا .

 در درياي خزر از لحاظ تغذيه اي پس از نرم تنان و سخت پوستان كرمهاي نرئيس در درجه دوم اهميت قرار دارند

[ چهارشنبه 2 تیر1389 ] [ 10:52 AM ] [ سید مانی سیرنگ ]

یکی از مهم‌ترین چالش‌های دوران جدید نیاز روبه رشد انسان به منابع غذایی است،این چالش به پاسخ‌های مختلفی منجر شده است که یکی از آن‌ها پرورش مصنوعی جانوران، و از جمله آب‌زیان است . در صنعت پرورش ماهی تغذیه مهم‌ترین عامل تعیین‌کننده است، زیرا 75- 50 درصد هزینه‌های این صنعت صرف تغذیه می‌شود، تغذیه مهم‌ترین عامل رشد و بقای آب‌زیان است، و نیز بسیاری از بیماری‌های آب‌زیان از سوء‌تغذیه ناشی می‌شود.

این مسأله به خصوص برای آب‌زیان گوشت‌خوار اهمیت بیش‌تری دارد، زیرا دست‌یابی به منابع پروتئینی جانوری به طوری که هزینه‌ تمام شده آن برای تولید‌کنندگان با صرفه اقتصادی همراه باشد امری مشکل، و اگر کیفیت منابع نیز در نظر گرفته شود تقریباً محال است. برای حل این معضل، دست‌اندکاران امر به سراغ منابع مختلفی رفته‌اند که برخی از آن‌ها محصولات جانبی کشتارگاه‌های دام‌های دیگر (خون، ضایعات گوشت و دیگر بازمانده‌های کشتار دام‌ها و پرندگان) و برخی نیز فرآورده‌هایی از گوشت جانوران غیرخوراکی برای انسان (پودر ماهی و پودر گوشت) هستند. اما در به‌کارگیری هر یک از این روش‌ها، مشکلاتی وجود دارد، و برای برخی از آن‌ها باید آن‌چنان هزینه سنگینی پرداخت که صرفه اقتصادی عملاً از میان می‌رود.

این مشکلات در نهایت موجب آن شده است که پرورش‌دهندگان جز غذاهای ارزان قیمت و بی‌کیفیت در بهترین حالت، و غذاهای تقلبی مدعی پروتیین بالا با قیمتی گران‌تر در بدترین حالت، گزینه دیگری نداشته باشند. از سوی دیگر بسیاری ازمواد ضروری و مفید در جیره‌های غذایی مصنوعی (دانسته یا ندانسته) جایی ندارد. از جمله مهم‌ترین این مواد رنگ‌دانه‌های کاروتنوییدی است، که در گیاهان عالی، میکرو‌الگ‌ها، و فیتوپلانکتون‌ها تولید می‌شود و گروه وسیعی از ترکیبات مهم بدن جانوران مانند آمینو‌اسیدهای ضروری، استرویید‌ها و ویتامین‌های A، D، E ، و K را می‌سازد. هم‌چنین این گروه از مواد نقش وسیعی در افزایش پاسخ ایمنی بدن، تولید مثل، رشد و بلوغ، و نیز اثر ضد اکسید‌کننده‌گی (antioxidant) دارد. این ماده در ترکیب با پروتیین‌ها مسؤول تولید بسیاری از رنگ‌های زرد تا قرمز، قهوه‌ای، سبز بنفش و آبی در جانوران است.

انسان سالیان سال، بدون آن که اطلاعی از رنگ‌دانه‌های کاروتنوییدی و ویژه‌گی‌های با ارزش آن داشته باشد، و بی‌ آن که ارتباط رنگی بودن بدن جانوران مورد تغذیه خود را با پی‌آمدهای با ارزش رنگی بودن بداند، وجود رنگ در بافت‌های بدن آن‌ها را ارزش تلقی می‌کرده و در مقایسه با آن‌ها که فاقد آن بودند بهای بیش‌تری به آن می‌داده است. به عنوان مثال، در مورد ماهی قزل‌آلا، رنگ عضلات ماهی‌هایی که در محیط طبیعی و با غذای طبیعی تغذیه شده باشند به دلیل به دست‌آوردن کاروتنویید‌ها و تجمع آن در ماهیچه‌ها نارنجی است، و این ویژه‌گی عامل مهمی در بازاریابی و فروش مناسب آن به حساب می‌آید. این مسأله در مورد مواد معدنی ضروری بدن نیز صادق است.

بسیاری از این مواد اگر چه به مقادیر بسیار اندک مورد نیاز بدن است، اما وجود همان مقدار جزیی موجب تضمین سلامتی، رشد و تولید مثل طبیعی و مناسب جانور خواهد شد. یکی از روش‌های متداول در جهان برای جبران این مشکل استفاده از موجودات زنده است که ارزش غذایی بالایی دارند و تمامی مواد مورد نیاز ماهی از پروتیین‌ها و امینواسیدهای ضروری گرفته تا مواد معدنی و ویتامین‌های مفید را در خود دارند و قیمت تمام شده آن نیز مناسب است. یکی از این موجودات گاماروس (CRUSTACEA,Amphipoda) است که در آب‌های طبیعی زندگی می‌کند، و به طور وسیعی در نواحی مختلف جغرافیایی ایران پراکنده است.

از این رو تصور می‌شود که تکثیر و پرورش آن موفقیت‌آمیز باشد. به همین دلیل دو طرح پژوهشی با عنوان بررسی بیولوژی و پراکنش فون گاماریدها در استان فارس و بررسی مناسب‌ترین روش برای تکثیر و پرورش گاماروس به عنوان غذای زنده در تغذیه ماهی پیشنهاد و اجرا شد. اهداف این طرح عبارت است از تعیین مناسب‌ترین شرایط زیستی، فیزیکی و شیمیایی محیط پرورش گاماروس، تعیین زمان‌های لازم برای به دست آوردن اندازه‌های متفاوت گاماروس در چرخه زندگی به منظور تغذیه مراحل مختلف بچه ماهیان، کمک به ایجاد استخرهای تکثیر و پرورش گاماروس، حرکت در جهت تولید انبوه گاماروس، افزایش بهره‌وری در تکثیر ماهی قزل‌آلا از طریق تغذیه مناسب با گاماروس و افزایش ضریب ماندگاری بچه ماهیان، افزایش میزان تولید در استخرهای پرورش ماهی، افزایش کیفیت گوشت ماهی با تغذیه مناسب با بهترین منابع پروتیینی و ویتامینی، افزایش مرغوبیت و بهبود رنگ گوشت ماهی قزل‌آلا به دلیل وجود مقادیر فراوان رنگ‌دانه‌های کاروتنوییدی، و تأثیر بر بازارپسندی و فروش بهتر محصول. بیولوژی این سخت‌پوست، نقشه پراکنش آن در استان فارس، و امکان تکثیر و پرورش آن در شرایط مصنوعی در این دو طرح تحقیقاتی بررسی شده است.

آزمون اولیه پرورش در مقیاس کوچک (ده نمونه در هر بشر 1000 سی‌سی) انجام گرفت. سپس در مرحله دوم در مقیاس اکواریومی (400 نمونه در آکواریوم‌های 40 لیتری) آزمون‌های مختلف به ویژه بر روی تغذیه آنان در آکواریوم اجرا شد. ساخت حوضچه برای آزمون نهایی در فضای باز نیز در مرحله آخر صورت گرفت. نتایج این طرح نشان داد که با در نظر گرفتن شرایط اپتی‌مم زندگی این سخت‌پوست در طبیعت و شبیه‌سازی آن در حوضچه‌های مصنوعی، نگه‌داری، تولید مثل و رشد آن‌ها در این شرایط امکان‌پذیر است. از مهم‌ترین نتایج طرح‌ها می‌توان به بدست آوردن طرحی از تغییرات سالانه زیست‌گاه‌های آمفی پودها در استان، شناسایی جمعیت‌های محلی تا حد جنس و نشان دادن ابهامات تاکسونومیایی و احتمال جدایی جمعیت در تراز گونه یا زیرگونه، بررسی غذایی توجیهی گاماروس‌ها در آکواریوم، به دست‌آوردن طرح چرخه رشد و زاد‌آوری گاماروس در آزمایشگاه، برقراری یک سیستم ساده برای پرورش گاماروس با نرخ رشد طبیعی، انتخاب غذای ترجیهی گاماروس‌ها در محیط‌های آزمایشگاهی و آزمودن و به‌کاربردن آن در حوضچه، و به دست آوردن طرح چرخه رشد و زاد‌آوری و مرگ‌‌و‌میر گاماروس در حوضچه اشاره کرد. از نتایج این طرح‌ها تاکنون 4 مقاله علمی تهیه شده که در دو کنفرانس ملی و دو کنفرانس بین‌المللی پذیرفته شده است. بسیاری از نتایج نیز در حال جمع‌بندی شدن است تا به تدریج منتشر شود.


برچسب‌ها: گاماروس, زاد‌آوری گاماروس, رورش گاماروس
[ سه شنبه 14 اردیبهشت1389 ] [ 1:10 PM ] [ سید مانی سیرنگ ]

فرآوری انواع محصولات آرتميا و کاربرد آنها در آبزی پروری


مقدمه:
کاربرد بیومس آرتمیا برای اولین بار در سال 1976در کنفرانس آبزی پروری FAO در کیوتوی ژاپن به دلیل محدودیت ذخایر سیست آرتمیا مطرح گردید ولی امروزه از آرتمیا در کار گاههای مختلف تکثیر و پرورش آبزیان در دنیا و به مقاصد مختلف استفاده می نمایند. این حقیقت که سیست های دیاپوز ( خفته) آرتمیا را می توان به مدت طولانی در قوطی ها بسته بندی کرد و سپس بعنوان غذایی که بعد از 24 ساعت انکوباسیون در دسترس باشد استفاده کرد می تواند آنها را بعنوان یک غذای زنده قابل دسترس و کم زحمت برای پرورش چندین گونه از سخت پوستان مثل میگوها، لابستر و خرچنگ مبدل نماید (Leger et al. 1986). اهمیت اقتصادی و ارزش غذایی آرتمیا و تخم مقاوم آن در صنعت آبزی پروری بر کسی پوشیده نیست و گسترش استفاده روز افزون از آن در پرورش آبزیان بدلیل ارزش غذایی بالا و کاربردهای متنوع آن علاوه بر جهانی نمودن تجارت آن توام با افزایش تقاضا و رشد و توسعه صنعت آبزی پروری را نیز تحت تاثیر قرارمی دهد.
با توجه به اینکه یکی از مهمترین وظایف کار گاه های تکثیر میگو داشتن تضمین های لازم برای دسترسی به مولد آماده تخمریزی است از طرف دیگر مقدار هورمون های جنسی آرتمیا نسبت به سایر موجودات بالا می باشد و همچنین از نظر داشتن اسید های آمینه مختلف و اسید های چرب غیر اشباع غنی می باشد لذا جهت تسریع در امر رسیدگی جنسی میگو در طی مدت آماده سازی مولدین از بیو مس آرتمیا استفاده میگردد. حتی در کشور چین بعضی کارگاه ها بجای قطع پایه چشمی صرفا با استفاده از بیومس آرتمیا نسبت به رساندن مولدین به مرحله تخمریزی اقدام می نمایند همچنین از بیومس آرتمیا در صورت دسترسی به مقدار کافی بعنوان جیره غذایی میگوی پرورشی استفاده می کنند. ودر صورت عدم دسترسی به مقدار مکفی به مقدارکم، جهت پایین آوردن ظریب تبدیل غذايی(( F.C.R و تنظیم جیره غذایی استفاده می گردد. همچنین از بیومس آرتمیا برای خوشرنگ شدن گوشت قزل آلا هنگام عرضه به بازار نيز استفاده می نمایند.
با توجه به اینکه تامین سیست تازه و توده زنده آرتمیا در طول سال برای پرورش دهندگان ماهی و میگو امکان پذیر نیست، لذا لازم است بعد از جمع آوری سیست و بیومس آرتمیا، شستشو داده و خالص سازی نمود و بر حسب امکانات موجود به روشهای مختلف عمل آوری و فرآوری کرد و بدین ترتیب محصولات متنوعی از جمله سیست، سیست دکپسوله، بیومس منجمد، پودر ، پولکی و ترشی آرتمیا حاصل می گردد که زمان ماندگاری هر کدام از آنها متفاوت بوده و می توان در مواقع لزوم ، به هر میزانی و درهر نقطه یا مکانی مورد استفاده قرار داد. در این مقاله به شرح چگونگی تولید انواع محصولات آرتمیا و کاربرد آنها در آبزی پروری می پردازیم.

مواد و روش کار:
سیست و بیومس آرتمیا، ساچوک، سطل و وان پلاستیکی،دستکش،چکمه، بادگیر، آب شور و شیرین ، سینی مخصوص توری دار یا الکهای مخصوص با سایز های مختلف جهت جداسازی، آب نمک اشباع، کمپرسور هوا جهت هوادهی، فریزر(پلیت فریزر یا تونل انجماد)،ظروف مخصوص انجماد، گرمخانه یا دستگاه خشک کن، اوون، لوپ و میکروسکپ
مواد شیمیایی مورد نیازشامل محلول لوگل، سود کاستیک، تیوسولفات سدیم، محلول بلیچ یا هیپوکلریت سدیم، اسید کلریدریک غلیظ و رقیق.


الف- سیت(Cyst) آرتمیا:

سیست هایی که از منابع طبیعی یا از استخرهای پرورشی با ساچوک با تورهای 100 میکرونی جمع آوری می گردند خالص نیستند و ممکن است با لاشه یا تراکوپودهای آرتمیا، پر پرندگان، ذرات چوب، ماسه ، جلبک، پوسته و سیستهای شکسته شده و نامرغوب و جانورانی نظیر کرم ، مگس آب شور یا سوسکهای آبی مخلوط باشند که با یستی خالص سازی شوند. برای اینکار ابتدا ذرات درشت بوسیله الکهای با چشمه درشت و بوسیله دوش آب شور جدا سازی می گردند. سپس آنها را در داخل زوک مخروطی شکل ریخته و با آب نمک اشباع (شوری آب 300 گرم در لیتر) به مدت 24 ساعت هوادهی نموده تا دهیدراته شوند. بعد از آن، هوادهی را به مدت 15 تا 20 ساعت قطع کرده تا سیستهای سالم در سطح و ذرات نمک و دانه های شن و ماسه در کف زوک رسوب نمایند. با بازکردن شیر فلکه زوک مخروطی ابتدا ذرات نمک و شن و ماسه از آن خارج شده و سپس لایه های سطحی داخل زوک که حاوی سیست می باشند را با قرار دادن ساچوک با توری 100 میکرونی در زیر آن، آنها را جمع آوری می نمایند.
بعد ازآبگیری آنها را حداکثر تا 3 دقیقه در داخل تشتک حاوی آب شیرین قرار داده تا ذرات سبک مثل انواع جلبکهای ریز وسبک، تراکوپودهای آرتمیا و پوسته های سیست و... در سطح آب قرار گیرند و سیستها ی سالم نیز بواسطه سنگین بودن در کف تشتک رسوب می نمایند. سپس سریعا اقدام به خارج کردن لایه سطحی آب نموده با اینکار عمل جداسازی و خالص سازی پایان یافته و فقط سیستهای ترک خورده با سیستهای سالم مخلوط هستند که هنوز روشی برای جداسازی آنها وجود ندارد.
سیست های خالص سازی شده بلافاصله آبگیری شده یا سانتریفوژ می شوند و با دستگاه خشک کن، خشک شده و بعد از عمل کنترل کیفی سیستها آنها را در شرایط خلاء و با تزریق ازت در قوطی های 400 تا 1000 گرمی بسته بندی می نمایند و تا زمان مصرف در داخل سردخانه و در شرایط تاریکی و خشک و بدون رطوبت نگهداری می نمایند. اگر سیستها خوب عمل آوری شده باشند و از کیفیت بالایی نیز برخورد دار باشند طول عمر آنها در شرایط سردخانه تا 8 سال خواهد بود.


تخم مقاوم یا سیست ارتمیا دارای لایه ای قهوه ای رنگ به نام کوریون می باشد که جنین را در بر گرفته است و این لایه برای آبزیان قابل هضم نیست که می توان آنرا با عمل کپسول زدایی از بین برد. سیست هایی که از درصد هچ بالایی برخوردار نیستند یا سیست هایی که غیر قابل تفریخ هستند، جهت باز یافت آنها یا جهت استفاده بهینه از آنها ، می توان پوسته سخت یا لایه کوریون روی جنین غیرفعال آرتمیا را بوسیله یکسری مواد شیمیایی طی مرحله پوسته زدایی، جدا نمود. این روند با استفاده از روش Bruggeman et al., 1980 انجام می گیرد، که شامل هیدراته کردن سیست ها، خارج كردن کوریون بوسیله محلول هیپو کلریت سدیم و شستشوی سیست ها با محلول تیوسولفات سدیم 1/0 نرمال و آب شیرین به منظورغیر فعال کردن کلر می باشد. سیست های کپسول زدایی شده را می توان مستقیما مورد استفاده قرار داد یا می توان طی پروسه تفریخ با ایجاد شرایط انکوباسیونی به ناپلیوس مرحله اینستار یک(Instar I Naouplius ) تبدیل نمود یا اینکه مجددا خشک و بسته بندی کرده و درشرایط خشک و سرد نگهداری و ذخیره نمود. در نتیجه امر دکپسوله از هر سیست یا تخم یک جنین بدون پوسته خارجی (زرده) به رنگ زرد نارنجی به قطر 210 تا 270 میکرون حاصل می شود که اندازه جنین ها به گونه یا سویه های مختلف آرتمیا بستگی دارد (شکل 1). در حال حاضر از این محصول بیشتر در ماهیان زینتی و آکوآریومی گران قیمت استفاده میشود. از جمله مزايای سیست دکپسوله عبارتند از:
- دارای اندازه كوچكتری نسبت به ناپليوس تازه تفریخ شده آرتميا می باشد (اندازه آن 190 تا 270 ميكرون است ولی اندازه ناپليوس تازه تفریخ شده 400 تا 500 ميكرون می باشد).
- با استفاده از عمل دكپسولاسيون می توان سيست های غير قابل تفریخ و با كيفيت پائين را به نحو بسيار مفيدی بعنوان غذا مورد استفاده قرار داد.
- دكپسوله كردن بدليل استفاده ازمواد شيميايی سبب از بين رفتن تمامی باكتريها و قارچهای موجود در سطح سيست ها می شود و در واقع سیست ها با این عمل ضد عفونی نیز می گردند.
- وزن خشك و انرژی موجود در سيست دكپسوله در مجموع 30 تا 40 درصد بيش از ناپليوس تازه تفریخ شده آرتميا می باشد.
- ناپليوس حاصل از سيست دكپسوله دارای انرژی بيشتری است چون برای شكستن پوسته كتينی انرژی صرف نمی كند.
- در امر دكپسوله كردن نيازی به جداسازی ناپليوس ها از پوسته نيست زيرا بعد از دكپسوله كردن پوسته های سيست آرتميا وارد انكوباتورهای هچينگ نمی گردد.
- دكپسوله كردن باعث بالا رفتن قدرت تفریخ سيست ها شده بعبارت بهتر باعث کوتاه شدن زمان تفریخ آنها می گردد و درصد تفریخ و ميزان هچ مؤثره و نرخ تفریخ را افزايش می دهد.
- از خورده شدن پوسته توسط آبزی ممانعت می گردد.
از مهمترين معايب آنها نيز می توان به غیر متحرك بودن آنها وعدم شناوری آنها در آب را نام برد.

شكل1- مقايسه سيست و سيست دكپسوله آرتميا
ب- بیومس آرتمیا:

آرتمیای بالغ پرورشی یا صید شده از منابع آب شور طبیعی با ساچوک با چشمه تور 100 تا 500 میکرون ابتدا از آشغالهای بزرگ توام با بیومس جداسازی شده و سپس با آب شیرین شستشو داده می شوند و بر حسب دسترسی به آنها برای تغذیه سخت پوستان و ماهیان بزرگتر پرورشی آب شور و شیرین مورد استفاده قرار می گیرند.
باتوجه به اهداف مختلف و امکانات دسترسی به مراحل مختلف زندگی آرتمیا از آنها استفاده می شود که به عنوان مثال در کار گاه های تکثیر و پرورش میگو به شرح زیر می باشد:
الف– استفاده از ناپلیوس آرتمیا جهت تولید پست لارو میگو :
قبلا در بخش استفاده از سیست توضیح داده شده است که چگونه از ناپلی تازه تفریخ شده استفاده می نمایند.
ب- استفاده از مرحله متا ناپلی،جوان و بالغ آرتمیا با اهداف:


استفاده از بیومس آرتمیای زنده بیشترین کاربرد را در آبزی پروری دارد اما در دهه های اخیر تلاش های زیادی برای توسعه محصولات عمل آوری شده آرتمیا به عمل آمده که آرتمیای منجمد ، خشک شده ( پودری و پولکی) و انسایل یا ترشی آرتمیا از جمله آنهاست.

بعد ازصید توده زنده آرتمیا ابتدا آنها را خالص سازی کرده و با آب شیرین کاملا شستشو داده ، بعد از آبگیری در قالبهایی به ابعاد و اندازه و اوزان مختلف ریخته و با دستگاه انجماد مثل پلت فریز(( Plate freezer یا تونل انجماد به مدت 5/1 تا 2 ساعت سريعا اقدام به فریز کردن می نمائیم ، يا می توان از دستگاههای مبرد ديگر برای انجماد استفاده كرد كه بسته به نوع دستگاه مبرد ممكن است سرعت انجماد كاهش يا افزايش یابد.بنابراین فرایند منجمد نمودن بسیار حائز اهمیت است. محصول منجمد شده را تا زمان مصرف در دمای پایینتر از 20- درجه سانتی گراد نگهداری می کنند . این نوع محصول برای ماهیان پرورشی (بچه ماهیان خاویاری) و سخت پوستان (میگو) در ایران استفاده شده که نتایج خوبی نیز بهمراه داشته است.


برای حفظ و نگهداری محصول آرتمیا (بیومس ارتمیا) جهت استفاده در زمان های مقتضی اقدام به خشک کردن می کنند.این محصول را می توان به چند طریق خشک کرد و دو نوع محصول خشک شده بنام پولکی و پودر بدست آورد.
بعد از صید زی توده آرتمیا ابتدا آنها را خالص سازی کرده ،سپس با آب شیرین کاملا شستشو داده و بعد از آبگیری آنها را خشک می نمائیم.
عمل خشک کردن بصورت لايه ای یا از طریق گرمخانه ای یا دستگاه خشک کن یا در جلوی نور آفتاب یا با دستگاه پیشرفته اسپری درایر(spary draier ) انجام می گیرد که دستگاه اخیر فوق العاده گران است.
اگر میزان بیو مس خیلی زیاد باشد (بیش از 1000 کیلو گرم) می توان در کار خانجات تبدیل ضایعات دامی و کشتار گاهی یا بوسیله کارخانجات پودر ماهی مستقیما به پودر تبدیل نمود . معمولا بطور متوسط به ازای هر 8 کیلوگرم بیومس مرطوب یک کیلوگرم پودر یا پولکی آرتمیا حاصل می شود.


نحوه عمل آوری این محصول بدین ترتیب است که بعد از خالص سازی و شستشو و آبگیری زی توده آرتمیای جمع آوری شده آنها را با اسید کلریدریک، و به نسبت 10 به 1 ( یعنی بازای هر 10 کیلو بیومس آرتمیا یک لیتر اسید) مخلوط کرده و آنرا کاملا بهم میزنند با این کار PH محصول به یک یا کمتر از یک میرسد (شكل2). این کار را می توان با اسید پروپیونیک نیز انجام داد.
برای کنترل آن در روز های بعدی نیز بعد از بهم زدنPH آنرا بررسی و کنترل می نمایند و در صورتی که PH آن بالای یک باشد مقداری اسید به آن اضافی می کنند و مخلوط را بهم می زنند. ادامه این کار باعث می شود تا PH آن به یک یا کمتر از آن برسد تحت این شرایط محصول بدست آمده را می توان تحت همان دمای محیط و در ظروف یا بشکه های پلاستیکی یا فایبر گلاس به مدت 6 ماه نگهداری نمود.


شكل2- نحوه شستشو بيومس آرتميا برای خشک منجمد و انسايل كردن

نتایج و بحث:

رویان و همکاران در سال 1987 به این نتیجه رسیدند که میتوان با قرار دادن 15 درصد بیومس آرتمیا در جیره غذایی میگوهای پرورشی میزا نFCR را افزایش داد.
امروزه مشخص شده که سیست های دکپسوله آرتمیا غذای مناسبی برای تغذیه لارو گونه های مختلف گربه ماهی آب شیرین ، ماهی کپور، میگوهای دریایی و خامه ماهی است((Vanstappen, 1996b.
ناپلی آرتمیا دارای 37 تا 71 درصد پروتئین، 12 تا 13 درصد چربی ، 11 تا 23 درصد کربوهیدرات و 4 تا 21 درصد خاکستر و دارای اندازه مناسب (420 تا 500 میکرون) می باشد ولی آرتمیای بالغ دارای 50 تا 69 درصد پروتئین ، 2 تا 19 درصد چربی، 9 تا 17 درصد کربوهیدرات و 9 تا 29 درصد خاکستر می باشد( فیاضی 1373).
یکی از موارد خیلی مهم استفاده از ناپلیوس و آرتمیا بالغ بعنوان حامل موادی است که مستقیما مصرف انواع ماهیان پرورشی و سخت پوستان با سختی همراه است و برای سهولت این امر می گیرد. باعمل کپسول گذاری (Bioencapsulasion) برخی از مواد اساسی مثل مواد غذایی ضروری ، ویتامین ها ، واکسن ها، رنگدانه ها و انواع داروهای مورد لزوم که در آبزی پروری نیاز باشد را به آرتمیا می خورانند و سپس این آرتمیا های حامل را به تغذیه آبزیان پرورشی قرار می دهند. اما مانع اصلی تغذیه برای جانوران آب شیرین این است که آرتمیا در آب شیرین پس از 30 تا 60 دقیقه می میرد و از دسترس شکارچی خارج می شود.
در مواقع استفاده از آرتمیای منجمد ابتدا بایستی از عمل آوری صحیح و درست آن مطمئن شد ، برای این کار مقداری از بیو مس منجمد را در یک لیوان آب شفاف قرار داده و آنرا بهم می زنیم و در صورت سالم بودن بیومس و عمل آوری صحیح آن بعد از یک ساعت کلیه آرتمیا ها در کف لیوان ته نشین شده و آب نیز شفاف باقی می ماند که این علائم نشانه سالم بودن بیومس است. در صورتیکه رنگ آب لیوان کدر وذرات ریز در آب شناور باشد نشانگر عمل آوری غلط یا فساد بیومس یا طولانی مدت آن در سرد خانه می باشد يا ممکن است دلايل ديگری داشته كه بايد از مصرف آن خود داری کرد.
معایب بیو مس منجمد این است که نیاز به سرد خانه دارد و برای حمل و نقل آن نیز ماشین سرد خانه دار لازم است که چندان اقتصادی بنظر نمی رسد. اما انسایل آرتمیا شیوه جایگزینی برای روش انجماد آرتمیا است. نکهداری بیومس آرتمیا با روش انسایل می تواند استفاده از بیومس آرتمیا را در آبزی پروری افزایش دهد. این شیوه عمل آوری (انسایل) به سادگی می تواند در مزارع کاربردی شود و به طور مشخص از روش انجماد ، اقتصادی تراست چون هزینه کم و امکانات بسیار کمتری نیاز دارد. در واقع تنها ماده مورد نیاز برای فرآوری این محصول مواد شیمیایی ( انواع اسیدها مثل اسید کلریدریک و پروپیونیک اسید) است، و بعد از تولید تا وقتی که میزان pH آن تغییر نیافته، می توان حتی در دمای محیط به مدت 6 ماه نگهداری نمود، ولی قبل ازاستفاده بایستی با آب شیرین کاملا شستشو داده تا میزان PH آن در حد خنثی باقی بماند. از نظر راحتی حمل و نقل و نگهداری نسبت به محصول آرتمیای منجمد شده ارجحیت دارد. بر اساس مطالعات Abelin در سال 1991 مصرف انسایل آرتمیا هم به صورت مستقیم و هم به صورت مکمل غذایی در مقایسه با بیومس منجمد آرتمیا تاثیر بیشتری در رشد مراحل پست لاروی میگوهای خانواده پنائیده داشته است.
برتری محصول خشک آرتمیا ( پودر یا پولکی) نسبت به آرتمیای منجمد و انسایل، نگهداری زیاد آن درمحیط معمولی ، حمل و نقل آسان، سهولت در نحوه استفاده از آن و... می باشد. این محصول را هم می توان بصورت مستقیم مورد مصرف قرار داد و هم بصورت مکمل غذایی می توان در جیره غذایی ماهیان دریایی یا آکوآریومی یا میگو لحاظ نمود. بعنوان مثال با الک کردن پودر بیومس آرتمیا با سایز 20 ، 50 ،100و 200 میکرون نسبت به تولیدغذا در مراحل مختلف تغذیه میگو اقدام می کنند کاری که توسط گومارس و دی هاس در سال 1986 بر روی گونه Penaeus japonicus انجام شده نتیجه گرفتند که با 8/1 کیلو گرم پودر آرتمیا می توان یک میلیون پست لارو میگو تولید نمود.
در یک نتیجه گیری کلی می توان بیان کرد که کاربرد آرتمیا در آبزی پروری روز بروز دامنه گسترده تری پیدا کرده و زمینه های جدید کاربردی آن در پرورش آبزیان نیز توسعه چشمگیری داشته و این امر نوید دهنده آینده بسیار خوبی در استفاده از غذاهای زنده در صنعت آبزی پروری است که می تواند زمینه های شغلی مناسبی برای فارغ التحصیبلان رشته های شیلاتی فراهم نماید.
منبع:منابع:
- پيكران مانا، ن.، 1375. روش جمع آوری و مراحل عمل آوری سيست آرتميای درياچه اروميه، مركز نمونه بهره برداری آرتميا، اداره كل شيلات استان آذربايجان غربی، 30 صفحه.
- پيكران مانا، ن.، 1385. استاندارد سازی شرایط کشت سیست آرتمیا ارومیانا با تاکید بر فاکتورهای فیزیکوشیمیایی آب، سمينار دانشجويی كارشناسی ارشد رشته شيلات، 60 صفحه.
- پيكران مانا، ن. 1386. ارزيابی کمی و کیفی سیست ، سيست دكپسوله آرتمیا و ناپلیوس های حاصل از آنها در سه منطقه جغرافيايی ایران. پایان نامه كارشناسی ارشد شيلات، دانشگاه آزاد اسلامی لاهیجان، 144 صفحه.
- سارجيلوس، پ و وان استپن، ژ . 1375. جزوه دوره تخصصي آرتميا ، مركز نمونه بهره برداري آرتمياي درياچه اروميه.
- فیاضی،غ.، 1373. ارزش غذایی و کاربرد ارتمیا در امر آبزی پروری، فصلنامه آبزی پروری صفحات 42 تا 45.
- لاونز، پ. و سارجيلوس، پ. 1986. آرتميا وكاربرد آرتميا در تكثيرو پرورش آبزيان. جلد 1، ترجمه: شعاع حسنى و جعفری1382.انتشارات درياسر 128صفحه.

- Abelin, p., 1991. Development and evaluation of unconventional froms of Artemia Sp. as a food source for penaeid shrimp. University of Gent, Belgium. Pp:189.
- Azari takami, G.1987: The use Of Artemia from ormia lake as food for sturgeon In: Artemia research and its Application. Vol.3. Ecology, culturing, use in Aquaculture, Sorgeloos, P., Bengtson, D.A, Decleir, W. and Jasper E. (Eds)Universa press, Wetteren, Belgium.pp: 467- 468.
- Bengtson, D.A., Lager, P. and Sorgeloos, P.1991. Use of Artemia as food source aquaculture. In: Artemia Biology, R.A. Browne, P. Sorgeloos and C.M.A Trotina (Eds), 1st Edn. (CRC press, USA), pp: 256-285.
- Bruggman, E., Sorgeloos, P. and Vanhaecke, P. 1980. Improvments in the decapsulation technique of Artemia cysts. In: The brine shrimp Artemi. Vol.3. Ecology, culturing and use in Aquaculture. persoone G., P. Sorgeloos, O. Roels and E. Jaspers (Eds), Universa press, Wetteren, Belgium. pp: 357-372 and pp: 260-268.
- Leger. P., Bengtson, D. A., Simpson. K. L. and S0rgeloos. P., 1986. The use and nutritional value of Artemia as a food source. Oceanogr. Mar. Biol. Ann. Margaret Barnes, Ed. Aberdeen university press Rev. 24, pp: 521- 623.
- Naessens, E., et al., 1997. Maturation performance of Penaus vannamei co-fed Artemia biomass prepartions. Aquaculture 155. pp: 87-101.
- Vanstappen, G., 1996b. Use of Artemia cysts. In: manual on the production and use of live food for aquaculture, P. Lavanse & P. Sorgeloos (Eds). FAO Fisheries Technical paper. Rome, pp:295-361
1- سیست آرتميا: 2- سیست دکپسوله یا کپسول زدایی شده (Decapsulated Cyst) : 1- بیومس زنده آرتمیا : 1- تسریع در رسیدگی جنسی مولدین 2- استفاده در جیره غذایی مراحل مختلف زندگی میگو های پرورشی 2- بیومس منجمد آرتمیا( (Frozen Artemia: 2- بیومس خشک آرتمیا (Dried Artemia ) یا بیومس پودری یا پولکی آرتمیا : 3- انسایل( Ensile) یا ترشی آرتمیا : Brady و همکارانش در سال 1989 اعلام کردند که استفاده از آرتمیا منجمد بعنوان مکمل غذایی باعث افزایش باروری در میگوی P.semisulcatus می گردد. Lavans و Sorgeloos در سال 1996 در طی یک کار تحقیقاتی بیان کردند که استفاده از بیومس آرتمیا در جیره غذایی مولدین میگو هزینه کمتری داشته و باعث استحکام و پایداری غذای میگو شده و افزایش باروری آنها را بدنبال داشته است.
[ پنجشنبه 5 فروردین1389 ] [ 10:16 PM ] [ سید مانی سیرنگ ]

خصوصیات مشترک رده میکزینی ها (myxini  ) و رده لامپری ها ( lamprey  ) :

لامپری ها و هگ فیش ها متعلق به فوق رده Agnatha  ( بی فکان ) می باشند . و جزء ماهیان حقیقی محسوب نمی شوند . از آنجایی که جزء مهره داران آبزی هستند و با سابر مهره داران به صورت اجتماعی زندگی می کنند و با ماهیان حقیقی زیست می کنند ، ماهی شناسان آنها را در فوق رده جداگانه آنها را برسی می کنند .

خصوصیات مشترک لامپری و میکزینی :

1-   بدن ماری شکل دارند .

2-   فاقد آرواره هستند .

3-   فاقد باله های زوج ( سینه ای و شکمی ) و کمربن های نگهدارنده آنها

4-   فاقد اسکلت غضروفی ( حتی اگر دارای اسکلت غضروفی باشند جزء ماهیان غضروفی حساب نمی شوند ) فقط سر و دم غضروفی است .

5-   قوس های آبششی واقعی ندارند و برانش ها کیسه مانند است . به همین علت به آنها کیسه برانش ها هم گفته می شود . ( masi pobranchi  )

6-   اعضا شنوایی دارای یک یا دو کانال نیم دایره ای می باشد .

7-   بدن باریک و لزج است .( دارای  slime  یا موکوس ، علی الخصوص در میکزینی ها )

8-   بدن فاقد فلس است .

                            

                     lamprey                                                        Myxini     

     


برچسب‌ها: خصوصیات مشترک لامپری و میکزینی, لامپری, لامپری ها, lamprey
[ چهارشنبه 14 بهمن1388 ] [ 3:51 PM ] [ سید مانی سیرنگ ]
عنوان مقاله  فوايد و کاربرد پروبيوتيک ها در جيره غذايي ماهی و ميگو


نویسنده

رضا درخشان


دریافت مقاله

دانلود فایل مقاله

[ پنجشنبه 8 بهمن1388 ] [ 10:32 PM ] [ سید مانی سیرنگ ]
عنوان مقاله  بهبود رشد لارو تاسماهي ايراني توسط دافني غني سازي با روغن كبد ماهي


نویسنده

رجب محمد نظری


دریافت مقاله

دانلود فایل مقاله

[ پنجشنبه 8 بهمن1388 ] [ 10:31 PM ] [ سید مانی سیرنگ ]
عنوان مقاله  بررسی مرفولوژیک و برخی خصوصیات زیست شناسی ماهی مخرج لوله ای (Rhodeus Sericeus) در رودخانه های هراز و محمود آباداستان مازندران


نویسنده

قاسم كريم زاده


دریافت مقاله

  دانلود فایل مقاله
[ پنجشنبه 8 بهمن1388 ] [ 10:29 PM ] [ سید مانی سیرنگ ]

» کاربرد بیوتکنولوژی در آبزی پروری: القاي پلي پلوئيدي در ماهي


مقدمه
غالب ماهيان ر شرايط طبيعي داراي دوسري كوروموزوم(N 2) بوده وبدين لحاظ ديپلوئيد محسوب مي گردند. اما اگر به عللي در تعداد سري كوروموزوم ها تغيير ايجاد گشته و مثلا N كوروموزوم اضافه گردد موجود حاصل را N 3 كوروموزومي يا تري پلوئيدي نامند و اگر n2 كوروموزوم اضافه گردد موجود حاصل N 4 كوروموزومي يا تتراپلوئيد خواهد بود(كلباسي،1380) پلي پلوئيدي فرآيندي است كه در طي آن يك يا چند سري كوروموزومي به سري كوروموزومي طبيعي (N 2كوروموزومي) اضافه مي شود(Thomasو همكاران ، 2003) مانند ماده زايي و نر زايي ، پلي پلوئيدي نيز، هم بصورت طبيعي وهم بصورت مصنوعي القا مي گردد. در طبيعت زمانيكه بين دو گونه ايي كه با هم نسبت خوني و گونه ايي دور تري داشته باشند ، آميزشي صورت پذيرد ، پلي پلوئيدي مشاهده مي شود (Thomasو همكاران ، 2003) . براي مثال آميزش كپور علفخوار ماده با كپور سر گنده نر سبب ايجاد گونه هاي تري پلوئيد مي گردد(ابراهيم زاده و همكاران،1382).
ايجاد تري پلوئيدي
ايجاد تري پلوئيدي در ماهيان به دو روش القايي و غير القايي امكان پذير مي باشد(كلباسي،1380).

در اين روش ابتدا به توليد مولدين تتراپلوئيد پرداخته و سپس با آميزش ماهيان تتراپلوئيد ماده و ديپلوئيد نر افراد تريپلوئيد ايجاد مي نمايند. علت انتخاب اين نحوه ي آميزش بدين صورت است كه چون اصولا اسپرم ماهيان نرِ تتراپلوئيد نسبت به ماهيان نر معمولي از قابليت باروركنندگي كمتري برخوردار بوده و بعلاوه اندازه اسپرم آنها بزرگتر مي باشد، بنابراين در هنگام عبور از ميكروپيل ايجاد مشكل خواهد نمود. بر همين اساس معمولا از اسپرم ماهيان نر معمولي جهت لقاح تخم ماهيان تتراپلوئيد استفاده مي گردد.

از آنجايي كه توليد مولدين تتراپلوئيد به راحتي امكان پذير نبوده و بعلاوه ميزان باقيماندگي آنها نيز نسبتا كمتر است، بنابراين روش القايي بسيار گسترده تر بوده و به روش هاي متنوعي قابل اجرا مي باشد. مبناي تمامي اين روش ها بر اساس احتباس دومين گويچه ي قطبي و توسط شوك هاي محيطي مي باشد(كلباسي،1380).
مكانيسم و نحوه ي القاء تريپلوئيدي در ماهي
اگر دقيقا پس از لقاح و قبل از خروج دومين گويچه ي قطبي (با N كروموزوم) از شوك هاي محيطي بر روي تخم لقاح يافته اعمال گردد، از خروج دومين گويچه ي قطبي ممانعت بعمل آمده و در داخل تخم باقي مي ماند، در نتيجه سلول تخم N2 كروموزومي خواهيم داشت كه N كروموزوم آن مربوط به تخم و N كروموزوم ديگر مربوط به دومين گويچه ي قطبي است.از آنجايي كه اين تخم با اسپرم طبيعي لقاح داده مي شود ، سلول تخم داراي يك سري كروموزومي اضافي كرديده و N3 كروموزومي مي گردد. به اين نوع شوك كه پس از لقاح و قبل از خروج دومين گويچه ي قطبي وارد مي شود، اصطلاحا شوك زودهنگام مي گويند(كلباسي،1380).
ماهيهاي تريپلوئيد عقيم خواهند بود. وجودغدد جنسي كه كاملا و يا بطور ناكامل تحليل رفته اند از خصوصيات اين ماهيها مي باشد.ناهنجاري دستگاه توليدمثلي در اين ماهيها به خاطر وجود سري كروموزومي اضافي مي باشد كه باعث ايجاد اختلال در اتصال و جدا شدن كروموزوم هاي همتا (همولوگ) مي گردد(ابراهيم زاده و همكاران،1382).
- مكانيسم القاء تتراپلوئيدي در ماهي
مكانيسم القاء تتراپلوئيدي و ايجاد ماهيانN4 كروموزومي بدين ترتيب است كه تخم پس از لقاح ، بعد از خروج دومين گويچه قطبي از تخم، در زمان آغاز تقسيمات جنيني و همانند سازي DNA (يعني در زماني كه N2 كروموزوم عملا به N4 كروموزوم تبديل مي شود) يكي از انواع شوك ها كه اصطلاحا شوك هاي دير هنگام گفته مي شود، اعمال مي گردد. جنين هاي حاصل از اين گونه ها عقيم نبوده و به خوبي رشد مي نمايند. مهم ترين كاربرد ماهيهاي تتراپلوئيد، ايجاد ماهيان تريپلوئيد به روش غيرالقايي مي باشد(كلباسي،1380).


امروزه بسياري از پرورش دهندگان ماهي، به دليل كاهش تقاضاي مصرف كنندگان و طبيعت غير قابل پيش بيني از تغييرات رشد، ضريب تبديل غذايي، رنگ بدن و گوشت و حساسيت به بيماري ها كه در خلال بلوغ جنسي در ماهيان ايجاد مي شود، ترجيح مي دهند از بلوغ ماهي جلوگيري نموده و يا آن را به تاخير اندازند و بهترين روش عملي و اقتصادي در كنترل بلوغ جنسي و عقيم سازي ماهيان كه امروزه در مقياس هاي وسيع مورد استفاده قرار مي گيرد از طريق القاء تري پلوئيدي در ماهيان مي باشد(كلباسي،1380). از كپور علفخوار تريپلوئيد كه از لحاظ توليدمثل عقيم مي باشد براي كنترل گياهان آبزي بدون آنكه تهديدي براي اكوسيستم باشد، استفاده مي شود(ابراهيم زاده و همكاران، 1382).
مهم ترين كاربرد ماهيهاي تتراپلوئيد ،همانطوريكه در بالا ذكر شد، ايجاد ماهيان تريپلوئيد به روش غيرالقايي مي باشد.منبع:سيد مرتضي ابراهيم زاده
دانش آموخته ي دانشگاه تربيت مدرس-مقطع كارشناسي ارشد
1- کلباسی، محمدرضا،جزوه ی درسی ژنتیک و اصلاح نژاد، دوره ی کارشناسی ارشد، دانشگاه تربیت مدرس،1382.
2-Foresti, F., Biotechnology and fish culture, Hydrobiologia, 420:45-47,2000
3-Lutz, C.G., practical genetics for aquaculture, Fishing News Books, 2001
4-Thomas, P.C., Rath, S.C., Mohapatra, D.K. Breeding and seed production of Fin fish and Sellfish. Daya puplishing house. 2003.
1- تريپلوئيدي غير القايي (غير مستقيم) 2- تريپلوئيدي القايي (مستقيم) 4-2- 4-5- كاربرد القاء پلي پلوئيدي
برچسب‌ها: کاربرد بیوتکنولوژی در آبزی پروری, ژینوژنز و آندروژنز, ابزی پروری, كاربرد ماده زايي و نر زايي, القاي پلي پلوئيدي در ماهي, مكانيسم القاء تتراپلوئيدي در ماهي
[ دوشنبه 5 بهمن1388 ] [ 10:24 PM ] [ سید مانی سیرنگ ]

شناسایی کوسه ماهیان خلیج فارس

شناسایی کوسه ماهیان خلیج فارس
مقدمه:
کوسه ماهیان از گروه ماهیان غضروفی با بدن دوکی شکل بوده که اجداد آنها در 450 میلیون سال قبل می زیسته اند . کوسه ها یکی از ذخایر پر ارزش آبزیان هستند که از گذشته نه چندان دور به علت سود جویی استفاده از گوشت ، روغن سرشار از ویتامین ، باله ها ،پوست ،دندانها و به دلیل ذهنیت ، شناخت نادرست و وحشت بی مورد که از این حیوان وجود دارد مورد هجوم بیرحمانه بشر قرار گرفته اند.
این ماهیان دارای بزرگترین کبد در ببین آبزیان بوده و از دستگاهی به نام آمپول لور نزی برای دریافت میدان الکتریکی طعمه خود استفاده می نمایند . همچنین این ماهیان در عمق عضلات خود دارای مبدل های حرارتی بوده که دمای بدن آنها را c 10ْبالاتر ازمحیط آب نگه می دارد.
درنده

در آبهای خلیج فارس 7 خانواده از کوسه ماهیان به شرح ذیل وجود دارند که عبارتند از :
1-کوسه ماهیان درنده:
نام انگلیسی: Requiem sharks
نام علمی : Carcharhinidae
در جنوب کشور به آن بمبلک یا کولی می گویند عموماً بچه زا بوده و بچه های حاصله دو قلو هستند اندازه این ماهیان حدود یک متر بوده و کوسه چانه سفید از این خانواده جزء خطرناکترین کوسه ماهیان خلیج فارس بشمارمی آید . همچنین کوسه درنده کارون تنها کوسه موجود در آبهای داخلی ایران از این خانواده بوده و به اعتقاد بعضی ها علت اصلی ورود این کوسه به رودخانه های اطراف کارون علاقه به خوردن خربزه و خرما است .

گربه

2-کوسه گربه ماهیان
نام انگلیسی Bambo sharks
نام علمی Hemisyllidae (orectolobidae))
علت اصلی استفاده از کلمه گربه در نام این ماهیان دارا بودن سبیلک است که در هر سوراخ بینی یک زائد نخی شکل بنام سبیلک وجود دارد همچنین در این خانواده سر از ناحیه پشتی به شکمی فشرده شده است . این ماهیان بسیارخطرناک و حریص بوده وبصورت دسته جمعی حرکت می کنند.

نهنگ کوسه

3-نهنگ کوسه ها یا کوسه کر
نام انگلیسی whale sharks
نام علمی Rincodon tidae
اعضای این خانواده دارای دهان انتهایی بوده و دارای رژیم غذایی پلانکتونخواری هستند همچنین این ماهیان دارای یک جفت سبیلک در سوراخ بینی خود می باشند.
4-کوسه ماهیان سرچکشی

سرچکشی

1-نام انگلیسی Scalloped hammed head
2-نام علمی Sphranidae
این خانواده دارای دو برجستگی در دو طرف سر خود هستند که آنها را به چکش شبیه می سازد بر روی این برجستگیها چشمها و بینی قرار دارد و بعضی های معتقدند که این شکل ( برجستگیهای دو طرف سر ) به ماهی قدرت احاطه بیشتری نسبت به محیط می دهد.
5-کوسه روباه دریایی
نام علمی Alopiidae
نام انگلیسی Thresher sharks
در این کوسه ماهیان شاخه بالایی باله دمی بسیار بلند بوده و به همین دلیل به این نام خوانده میشود.

روباه دریایی

6- كوسه ماهيان شكاري
نام انگليسي: Houndsharks
نام علمي: Triakidae
اعضاي اين خانواده داراي دهان تحتاني و پلك سوم بوده و فاقد سبيلك مي باشند.
7- كوسه ماهيان گوره‌خري
نام انگليسي:
Zebra Sharks
نام علمي: Stegostomatidae
اين ماهيان داراي باله دمي بسياربلند و ممتد بوده و داراي يك جفت سبيلك هستند.

منابع:
1- ماهی شناسی سیستماتیک ، عسکری ، نقش مهر
2- ماهی شناسی ، بابا مخیر (جزوه درسی )
[ پنجشنبه 17 دی1388 ] [ 11:25 AM ] [ سید مانی سیرنگ ]
          مطالب قدیمی‌تر >>

.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ

با سلام خدمت شما دوست گرامی لطفاُ نظر خود را در باره مطالب این وبلاگ بدهید .
با تشکر :
سید مانی سیرنگ
موضوعات وب
برچسب‌ها وب
امکانات وب
  • دانلود فیلم
  • قالب وبلاگ