لطفاْ در مورد موضوعات و مطالب نظرات خود را بدهید .
اگر كمي و كاستي در قسمتهاي مختلف وبلاگ از جمله موضوعات و مطالب وبلاگ ملاحظه مي كنيد ما را در جريان قرار بدهيد . تا بتوانم مطالب مفيد و مناسبي را در اختيار دوستان شيلاتي عزيز قرار بدهم .
با تشکر از شما دوست گرامی
دستگاه تنفسی ماهی - شنبه بیست و چهارم شهریور 1386
دهان گردان Cyclostomata - شنبه بیست و چهارم شهریور 1386
سپر ماهی Ray - شنبه بیست و چهارم شهریور 1386
سوف ماهی Percidae - شنبه بیست و چهارم شهریور 1386
گربه ماهی Siluridae - جمعه بیست و سوم شهریور 1386
تن ماهیان Scombridae - جمعه بیست و سوم شهریور 1386
کفشک ماهیان Garangidae - جمعه بیست و سوم شهریور 1386
مار ماهی Angullidae - جمعه بیست و سوم شهریور 1386
Acipen seridae تاس ماهی - جمعه بیست و سوم شهریور 1386
Asipen ceridae ازون برون - پنجشنبه بیست و دوم شهریور 1386
Shark کوسه - پنجشنبه بیست و دوم شهریور 1386
ماهی سیم Abramis brama - پنجشنبه بیست و دوم شهریور 1386
ماهی کپور علفخوار Ctenopharyhaodon - پنجشنبه بیست و دوم شهریور 1386
کفال ماهی Mugilidae - پنجشنبه بیست و دوم شهریور 1386
آزاد ماهیان Salmonidae - پنجشنبه بیست و دوم شهریور 1386
Gobildae گاو ماهی - چهارشنبه بیست و یکم شهریور 1386
Polynemidae راشگو ماهیان - چهارشنبه بیست و یکم شهریور 1386
Clupeidae شگ ماهیان - چهارشنبه بیست و یکم شهریور 1386
Gadidae روغن ماهیان - چهارشنبه بیست و یکم شهریور 1386
اسبله Siluridae - شنبه هفدهم شهریور 1386
سس ماهی Barbus barbus - شنبه هفدهم شهریور 1386
گامبوزیا Poecilidae - شنبه هفدهم شهریور 1386
اردک ماهی Esocidae - شنبه هفدهم شهریور 1386
penaus monodom میگوی ببری سیاه - دوشنبه بیست و نهم مرداد 1386
penaeus semisulectus میگوی ببری سبز - دوشنبه بیست و نهم مرداد 1386
penaeus merguinisis میگوی موزی - یکشنبه بیست و هشتم مرداد 1386
Penaeus indicus میگوی سفید هندی - یکشنبه بیست و هشتم مرداد 1386
انواع میگوی ایران : - یکشنبه بیست و هشتم مرداد 1386
مراحل لاروی میگو : - یکشنبه بیست و هشتم مرداد 1386
کودهی استخر پرورش میگو ( کود دهی اولیه ) - یکشنبه بیست و هشتم مرداد 1386
ماهی قزل آلای دریاچه خزر - دوشنبه بیست و دوم مرداد 1386
پرورش ماهي مداربسته - دوشنبه بیست و دوم مرداد 1386
قزل آلای دریاچه شمالی - دوشنبه بیست و دوم مرداد 1386
ماهیان سردآبی - دوشنبه بیست و دوم مرداد 1386
نقاط تخم ریزی تاس ماهی - دوشنبه بیست و دوم مرداد 1386
مهاجرت و محلهای زیست تاس ماهیان - دوشنبه بیست و دوم مرداد 1386
مشخصات عمومی تیره تاس ماهیان - دوشنبه بیست و دوم مرداد 1386
مراقبتهای لازم در طول مدت مراحل رشد جنین - دوشنبه بیست و دوم مرداد 1386
کنترل رشد بچه ماهیها در داخل استخر - دوشنبه بیست و دوم مرداد 1386
محلهای زیست تاس ماهیان - دوشنبه بیست و دوم مرداد 1386
کنترل رسیدگی جنسی در تاس ماهی - دوشنبه بیست و دوم مرداد 1386
لقاح در تاس ماهی - دوشنبه بیست و دوم مرداد 1386
فصل تخم ریزی تاس ماهی - دوشنبه بیست و دوم مرداد 1386
عمر تاس ماهیان - دوشنبه بیست و دوم مرداد 1386
صید ،نگهداری وآماده سازی مولدین برای تخم کشی تاس ماهی - دوشنبه بیست و دوم مرداد 1386
شناسایی و روده بندی تاس ماهیان - دوشنبه بیست و دوم مرداد 1386
شرایت فیزیک وشیمیایی نمو تخمها - دوشنبه بیست و دوم مرداد 1386
شکل استخرهای پرورش تاس ماهی - دوشنبه بیست و دوم مرداد 1386
سابقۀ تکثیر مصنوعی وباز سازی ذخایر ماهیان خاویاری در ایران - دوشنبه بیست و دوم مرداد 1386
کاربرد بیوتکنولوژی در آبزی پروری: انجماد اسپرم ماهی(۱)
● مقدمه
انجماد بلند مدت تکنیکی است که بواسطه ی آن می توان سلول های زنده ، بافت ها ، اندام ها ، رویان، لارو و ... را در دمای خیلی پایین (معمولا در ۱۹۶- در جه سانتیگراد ) برای یک دوره ی زمانی نامشخص ، نگهداری نمود. از این تکنیک برای نگهداری و ایجاد بانک اسپرم به منظور تکثیر مصنوعی در حیوانات پرورشی استفاده شده است. در بین ماهیان نیز کارهای پژوهشی بسیار زیادی برای انجماد اسپرم و تخمک انجام پذیرفته است.تا به امروز اسپرم قریب به ۲۰۰گونه ی ماهی به روش نگهداری در سرما، مورد سنجش قرار گرفته است .در شرایط دمایی صفر درجه سانتیگراد ، اسپرم را می توان از چند ساعت تا چند روز ، بسته به نوع گونه ی مورد آزمایش ، نگهداری نمود. با توجه به یافته های تئوریک ، با استفاده از تکنیک نگهداری در سرما، سلول های جنسی را می توان از ۲۰۰ تا ۳۲۰۰۰ سال ، بدون کاهش در کیفیت آنها نگهداری نمود ( suquet و همکاران، ۲۰۰۰) .با وجود انجماد اسپرم در بین گونه های مختلف ماهی ، تا به امروز در انجماد تجاری تخم ماهی هنوز موفقیت چندانی حاصل نشده است. اندازه ی بزرگ، ساختار پیچیده، وجود چندین غشاء با نفوذپذیری متفاوت از موانع اصلی در انجماد تخم ماهیان می باشد(Thomas،۲۰۰۳).
● مزایای انجماد اسپرم ماهی
۱) هم زمان سازی قابلیت دسترسی به هر دو جنس
برای تکثیر دو نژاد بهاره یا پاییزه یک ماهی که امکان دسترسی به هر دو جنس در یک زمان وجود ندارد، می توان از این روش بهره برد (Blaxter،۱۹۵۳).
۲) استفاده از کل حجم منی موجود
برای گونه هایی که بدست آوردن اسپرم از آنها مشکل می باشد، می توان از این تکنیک استفاده کرد(مانند مارماهی ژاپنی )(Ohta و Izawa،۱۹۹۶).همچنین برای استحصال اسپرم از گونه هایی که در شرایط اسارت اسپرم کافی تولید نمی کنند نیز می توان از این روش بهره برد(مانند فلاندر دم زرد)(Clearwter و Crim، ۱۹۹۵).
۳) آسان نمودن نگهداری مولدین
القاء تخم ریزی خارج از فصل تولیدمثل در بسیاری از گونه های ماهی پرورشی از طریق دستکاری دوره ی نوری و دمایی قابل اجراست(Bromage، ۱۹۹۵) ولی این کار پر هزینه خواهد بود(Suquet و همکاران، ۲۰۰۰).زمانیکه اسپرم های منجمد شده در تمام سال وجود داشته باشد، دستکاری فصل تکثیر تنها به ماهیهای مولد ماده محدود می گردد.
۴) حمل ونقل آسان سلول های جنسی
در زمانی که سلول های جنسی مولدین را در محل های مختلف جمع آوری می کنند، با این روش جا به جایی آنها راحت تر انجام می گیرد.علاوه بر این از این روش برای معرفی ژن های مختلف از محیط طبیعی به ذخایر پرورشی نیز می توان استفاده کرد.
۱) جلوگیری از کاهش کیفیت اسپرم
کاهش کیفیت اسپرم در طول فصل تولیدمثل در بسیاری از گونه های ماهی گزارش شده است(Rana،۱۹۹۵). تکنیک انجماد اسپرم امکان جمع آوری اسپرم در زمانی که بالاترین کیفیت را دارا هستند،را فراهم می کند.
۶) حفاظت از تغییرپذیری ژنتیکی جمعیت های بومی
استفاده از تعداد محدودی از مولدین در کارگاه های تکثیر، کاهش هتروزیگوسیتی را در پی خواهد داشت. اسپرم های منجمد شده از نژادهای بهگزینی شده را می توان به ذخایرگونه های پرورشی معرفی نمود.همچنین از بانک ژنی موجود در اسپرم های منجمد شده می توان برای حفظ تنوع ژنتیکی جمعیت ماهیهای در معرض خطر و جلوگیری از آمیزش خویشاوندی استفاده کرد.
علاوه بر موارد ذکر شده، در ماهیهای هرمافرودیت پروتوژینوس(مانند هامور)، امکان بدست آوردن اسپرم تنها در سنین ۵ تا ۱۰ سالگی وجود دارد از این رو برای تکثیر مصنوعی این ماهیان داشتن ذخایر اسپرمی بسیار مفید و حتی ضروری می باشد(Suquet و همکاران، ۲۰۰۰).
از سال ۱۹۵۳ که بلاکستر برای اولین بار عمل انجماد اسپرم را بر روی ماهی هرینگ به انجام رساند تا به امروز این عمل بر روی تعداد زیادی از ماهیهای آب شیرین و آب شور (بیش از ۲۰۰ گونه) مورد آزمایش قرار گرفته است. محققین کشور نیز توانسته اند با موفقیت اسپرم ماهیان خاویاری(عابدی، ۱۳۷۵)، ماهی کپور (برادران نویری، ۱۳۷۷)، ماهی سفید دریای مازندران(قاسمی، ۱۳۷۷) و قزل آلای رنگین کمان (شکیبی دریا کناری،۱۳۸۰) را در شرایط سرمایی ذخیره سازی نمایند.
مراحل مختلف انجماد اسپرم
فرآیند انجماد اسپرم را می توان به چهار مرحله ی زیر تقسیم بندی نمود:
۱) مرحله ی قبل از انجماد(جمع آوری اسپرم)
عمل جمع آوری اسپرم در طول فصل تولیدمثل مولدین صورت می پذیرد.اسپرم های استحصال شده از مولدین به لوله های سرد شده توسط یخ انتقال داده می شود. عدم آلودگی اسپرم به ادرار،مدفوع موکوس، خون و موادی از این دست ضروریست.اسپرم های جمع آوری شده برای ادامه ی مراحل انجماد در یخچال نگهداری شده و قبل از آغاز مراحل بعدی ، کیفیت اسپرم مورد بررسی قرار می گیرد. اختلاف کیفیت اسپرم در بین گونه های مختلف به تناوب در تحقیقات مختلف گزارش شده است(Rana،۱۹۹۵). دلیل این اختلافات، تفاوت ژنتیکی، محل نمونه برداری اسپرم(از داخل بیضه یا از طریق منفذ تناسلی)، آلودگی اسپرم های نمونه گیری شده با ادرار و زمان برداشت اسپرم در طول فصل تولیدمثل بیان شده است(Suquet و همکاران، ۲۰۰۰) . درآزاد ماهیان(Morisawa،۱۹۸۸) و در توربوت (Suquet و همکاران، ۲۰۰۰) برداشت اسپرم از منفذ تناسلی از طریق فشار به شکم ماهی در مقایسه با روش نمونه برداری از بیضه ، اسپرماتوزوئیدها تحرک بیشتری از خود نشان می دهند. در مارماهی ژاپنی، اسپرم هایی که از داخل بیضه برداشت گردیدند بعد از فعال سازی در مقایسه با روش استحصال دستی تحرک کمتری داشتند(Ikedo و همکاران،۱۹۹۷).اسپرم های برداشت شده از بیضه بعد از اینکه در محلول نمکی با غلظت بالای پتاسیم(K+) و بی کربنات(-Hco۳) درمان گردیدند بطور مصنوعی تحرک طبیعی پیدا نموده و قابلیت لقاح مشابه با روش دیگر داشتند(Ohata، و همکاران،۱۹۹۷).
به خاطر مجاورت لوله های اسپرم و لوله های ادراری، احتمال آلودگی نمونه های اسپرم با ادرار وجود دارد. این پدیده در گونه های آب شیرین گزارش گردیده (Rana،۱۹۹۵) اما بندرت در بین گونه های دریایی دیده شده است(Suquet و همکاران، ۲۰۰۰).آلودگی ادرار با اسپرم سبب کاهش درصد تحرک ، کاهش سرعت، نزول قابلیت لقاح و کاهش قابلیت نگهداری و ذخیره سازی اسپرم می شود. غلظت ادرار و زمان نگهداری اسپرم بر تاثیرات ذکر شده می افزاید. خالی نمودن میزنای کلیه قبل از عمل جمع آوری اسپرم ، به میزان ۳/۹ درصد از آلودگی اسپرم به ادرا می کاهد(Suquet و همکاران، ۲۰۰۰). در گونه هایی که دارای اسپرم متراکم هستند (مانند سی باس)، به خاطر ویسکوزیته ی پایین و تغییر رنگ قسمتی از اسپرم که با ادرار آلوده گردیده، آلودگی اسپرم به ادرار به آسانی قابل تشخیص می باشد(Fauvel و همکاران،۱۹۹۹).
در بسیاری از گونه ها غلظت اسپرم با رسیدن به انتهای فصل تکثیر کاهش می یابد(Fauvel و همکاران،۱۹۹۹).اسپرم این گونه ها در ابتدای فصل تولیدمثل در مقایسه با انتهای آن دارای مدت تحرک بیشتری می باشد(Billard و همکاران،۱۹۹۹). بنابراین، میزان تحرک پایین، میزان لقاح کم و کاهش قابلیت نگهداری کوتاه مدتِ اسپرم در انتهای فصل تکثیر گزارش شده است(Suquet و همکاران، ۲۰۰۰).
توجه به نکات زیر در هنگام جمع آوری اسپرم از مولدین برای حفظ کیفیت اسپرم به منظور انجماد و ذخیره سازی آنها ضروری می باشد:
۱) جمع آوری اسپرم بدون هیچ آلودگی به ادرار، مدفوع، خون یا فلس؛
۲) نگهداری اسپرم جمع آوری شده در بهترین شرایط با فراهم نمودن هوا یا اکسیژن برای تنفس در طول انجام عمل استحصال اسپرم؛
۳) نگهداری دمای اسپرم جمع آوری شده در ۴ درجه ی سانتیگراد در طول جمع آوری و انتقال در محیط کار.
البته اسپرم های جمع آوری شده از هامور مالاباری مرده که در دمای ۴ درجه ی سانتیگراد نگهداری شده بود، برای چندین ساعت کیفیت خود را حفظ نمود(Chao و همکاران،۲۰۰۰).
۲) انجماد
قبل از آغاز فرآیند انجماد نیاز به تهیه ی محلول رقیق کننده و محافظت کننده می باشد.
۲-۱) رقیق کننده
رقیق کننده ها محلول نمکی می باشند که برای رقیق سازی اسپرم استفاده می شود. شایان ذکر است که اسپرم رقیق نشده غیر قابل انجماد می باشد(Thomas،۲۰۰۳). علاوه بر وظیفه ی رقیق سازی اسپرم، جلوگیری از فعال شدن اسپرم و فراهم کردن محیطی برای اضافه نمودن محافظت کننده ها از دیگر کاربردهای این محلول می باشد.
بیشترین رقیق کننده های مورد استفاده در انجماد اسپرم در ماهیهای دریایی محلول نمکی (با غلظت ۱-۱۰ درصد) یا شکر (با غلظت ۵-۱۰ درصد) می باشد(Suquet و همکاران، ۲۰۰۰). از آنجایی که تحرک اسپرم وابسته به ذخایر ATP می باشد، محلول رقیق کننده باید از حرکت اسپرم قبل از انجماد جلوگیری کند. با این وجود در توربوت به عنوان یک گونه ی دریایی ، اضافه نمودن محافظت کننده از قبیل دی متیل سولفوکسید با افزایش اسمولالیته به میزان ۱۱۰۰ میلی اسمول با ازاء هر کیلوگرم سبب القاء حرکت اسپرم به مدت کمتر از یک دقیقه می شود. این فعالیت اسپرم قبل از انجماد تاثیری بر قابلیت لقاح و تحرک آنها ندارد که احتمالا به خاطر پدیده ی سنتز دوباره ی ATP در طول فعالیت اسپرم در این ماهی می باشد(Dreanno و همکاران، ۱۹۹۷).
محلول رقیق کننده ی مونایب (ساکارز، بی کربنات پتاسیم، گلوتاتیئون و زرده ی تخم مرغ) برای انجماد اسپرم ماهیهای دریایی، روغن ماهی، سی باس، توربوت و بسیاری از ماهیهای آب شیرین مناسب تشخیص داده شده است. وجود گلوتاتیئون در این محلول از اثر تخریبی رادیکال های آزاد(Maracine و Segner ، ۱۹۹۷) و پراکسید شدن چربی ها جلوگیری کرده و از غشاء اسپرمی محافظت می کند(Baulny، ۱۹۹۷).
در ایران انجماد و نگهداری اسپرم ماهی قزل آلای رنگین کمان نشان داده که با استفاده از رقیق کننده و محافظت کننده ی با ترکیب تریس، زرده تخم مرغ، گلوکز و دی متیل سولفوکسید بهترین نتایج حاصل می گردد(شکیبی دریا کناری، ۱۳۸۰). اسپرم ماهی سفید نیز با استفاده از تکنیک انجماد اسپرم مورد بررسی قرار گرفت. نتایج این تحقیق نشان داد که رقیق کننده ی Kurokura ، با ترکیب کلرید کلسیم، کربنات سدیم، کلرید منیزیم، کلرید پتاسیم، کلرید و آب مقطر بهترین محلول رقیق کننده برای انجماد اسپرم این ماهی می باشد(قاسمی،۱۳۷۷).
نسبت رقت اسپرم در رقیق کننده ها از ۱ :۱ تا ۲۰:۱ (حجم مایع منی به حجم رقیق کننده) متغیر می باشد.برای کفال مخطط و تیلاپیا نسبت ۱:۱ ، برای خامه ماهی ۴:۱ ، برای هامور ۲۰:۱ (Chao و Liao، ۲۰۰۱) ، برای قزل آلای رنگین کمان ۱: ۳ (قاسمی،۱۳۷۷) گزارش گردیده است. در ماهی هامور در زمانیکه میزان رقت منی از ۱۰:۱ به ۱۰۰:۱ تنزل پیدا کرد مدت زمان تحرک اسپرم از ۴۰ دقیقه به ۲ دقیقه کاهش یافت(Gwo، ۱۹۹۳). دلیل علمی که می توان برای تفسیر این نتیجه ارائه نمود اینست که پروتئین پلاسمای منی از قابلیت بازماندگی و بقاء اسپرم حفاظت می نماید وکاهش رقت اسپرم به بیش از ۱۰:۱ باعث کاهش تاثیر پروتئین پلاسمای منی و کاهش کیفیت اسپرم می گردد(Billard،۱۹۸۳).
۲-۲) محافظت کننده ها
این مواد شیمیایی ، آسیب های ناشی از انجماد (تشکیل بلورهای یخ)، بر روی سلول های جنسی، را به حداقل می رساند.این مواد شیمیایی سرعت انتشار آب ازداخل سلول به خارج سلول راکاهش داده و از سرعت رشد کریستال های یخی می کاهد.برای انتخاب یک محافظت کننده ی مناسب باید به نکات زیر توجه نمود:
الف) موادانتخابی باید میزان سمیت پایینی داشته باشند؛
ب) قابل حل در آب باشند؛
ج) قابلیت نفوذ به داخل سلول را دارا باشند.
معمولا محافظت کننده ها را به دو گروه نفوذ پذیر و نفوذناپذیر تقسیم می کنند.اتیلن، پروفیلن گلیکول، گلیسرول، دی متیل سولفوکسید و متانول جزء محافظت کننده های نفوذ پذیر می باشند. از جمله دلایل استفاده از این نوع محافظت کننده ها سرعت نفوذ آنها به داخل اسپرم و واکنش بین آنها با فسفولیپیدهای غشاء اسپرم بیان شده است(Baulny،۱۹۹۷). دی متیل سولفوکسید رایج ترین محافظت کننده مورد استفاده در انجماد اسپرم ماهی می باشد که قابلیت نفوذ پذیری آن متاثر از دما نیست و میزان سمیت آن بین گلیسرول که حداقل سمیت و متانول که بیشترین سمیت را داراست ، قرار دارد(Thomas،۲۰۰۳). البته غلظت بالا دی متیل سولفوکسید ((DMSO سمی بوده و مدت تحرک اسپرم برخی از گونه ها در غلظت بالای این ماده کاهش یافته است(Leung،۱۹۸۷؛ Gwo،۱۹۹۳). دی متیل سولفوکسید، گلیسرول، مخلوط دی متیل سولفوکسید و گلیسرول، پروپان ادیول، دی متیل استامین و پلی اتیلن گلیکول برای انجماد اسپرم آزاد ماهیان مورد استفاده قرار گرفت که در این میان مخلوط ۵ درصد دی متیل سولفوکسید و یک درصد گلیسرول مؤثرترین محافظت کننده گزارش گردید(Lahnsteiner، و همکاران،۱۹۹۶).در آزاد ماهیان متانول تاثیر معنی دار در انجماد اسپرم هایی دارد که نسبت اسپرم به تخم در هنگام لقاح پایین باشد(Lahnsteiner، و همکاران،۱۹۹۷).با وجود این، متانول در انجماد اسپرم ماهیهای دریایی بی تاثیر بوده و یا اثر اندکی دارد(Suquet و همکاران، ۲۰۰۰).
در ماهیهای آب شیرین محافظت کننده های نفوذناپذیر ازقبیل پروتئین ها(BSA) یا لیپوپروتئین ها (زرده ی تخم مرغ)، ساکارز و گلوکز برای جلوگیری از وارد شدن آسیب به غشاء پلاسمایی رایج می باشد(Scott و Baynes، ۱۹۸۰). این مواد سبب افزایش مقاومت غشاء در برابر استرس های اسمزی و افزایش تحرک اسپرم ماهی قزل آلا رنگین کمان بعد از انجماد زدایی می شود(Rana و همکاران، ۱۹۹۸).
۲-۳) ایجاد تعادل بین اسپرم و محلول رقیق کننده
مخلوط اسپرم و محلول رقیق کننده به منظور ایجاد توازن بین ترکیبات محلول و سلول، برای مدت کوتاهی در دمای پایین نگهداری می شوند. این زمان بسته به نوع ماده ی محافظت کننده ی انتخابی متغیر می باشد. در مواردی که از مواد نفوذپذیر مانند گلیسرول استفاده می شود، به زمان بیشتری نیاز خواهد بود.با تمام این اوصاف این زمان نباید بیش از یک ساعت باشد. در غیر این صورت احتمال فعال شدن اسپرم ها در محلول رقیق کننده وجود دارد.افزایش زمان موازنه از ۵ دقیقه به ۶۰ دقیقه و افزایش غلظت DMSO از ۱۰ به ۳۰ درصد در ماهی سی باس ، سبب کاهش تحرک اسپرم بعد از خروج از حالت انجماد شده است(Gwo،۱۹۹۴). چنین اثری بعد از یک ساعت در کفال مخطط نیز دیده شده است(Chao و همکاران،۱۹۷۵). در مورد قزل آلای رنگین کمان، برای نفوذ DMSO به داخل سلول ۱۰ دقیقه زمان نیاز است. این مدت تاثیری بر روی کیفیت اسپرم ها نخواهد گذاشت(Suquet و همکاران، ۲۰۰۰). مخلوط گلیسرول و DMSO به دلیل سرعت نفوذ پایین گلیسرول به مدت زمان بیشتری برای نفوذ به داخل سلول نیاز خواهد داشت.
۲-۴) مرحله ی انجماد
معمولا از سه روش برای انجماد اسپرم استفاده می شود(Thomas،۲۰۰۳):
۱) روش پلت های یخی: این روش برای انجماد اسپرم آزاد ماهیان بطور وسیع مورد استفاده قرار گرفته است. اندازه ی پلت ها ممکن است بین ۲۰ تا ۲۰۰ میلی لیتر متغیر باشد. سرعت انجماد اسپرم در این روش ۲۰ – ۳۵ درجه سانتیگراد در هر دقیقه می باشد. مخلوط اسپرم و محلول رقیق کننده را به حفره ی های کوچکی که در یخ خشک تعبیه می شود، انتقال می دهند(دمای انجماد ۷۹- درجه سانتیگراد). گلوله های یخ ایجاد شده به این روش برای ذخیره سازی و نگهداری طولانی به نیتروژن مایع انتقال داده می شود. در این روش نیازی به نگهداری اسپرم در محلول رقیق کننده برای ایجاد تعادل و نفوذ محافظت کننده به داخل سلول نیست و می توان بلافاصله این مخلوط را منجمد نمود.
۲) روش استفاده ی از لوله های باریک
لوله های باریک (استرو) در حجم های مختلف (۲۵/۰ تا ۴ میلی لیتر) برای انجماد اسپرم مورد استفاده قرار می گیرد.این روش به دلیل حفظ کیفیت اسپرم پس از انجماد زدایی و کاهش فرصت کریستالیزه شدن دوباره ی اسپرم در طول انجماد زدایی ، در سال های اخیر رواج بیشتر ی پیدا نموده است.بعد از انتقال مخلوط اسپرم و محلول رقیق کننده به این لوله ها، ابتدا در بخار نیتروژن مایع و یا یخ خشک سرد شده و در ادامه به نیتروژن مایع انتقال داده می شود. سرعت انجماد در این روش در بین ماهیهای آب شیرین ۲۰ تا ۱۶۰ درجه سانتیگراد در هر دقیقه و برای ماهیهای آب شور بین ۵ تا ۱۵۰ درجه سانتیگراد در هر دقیقه گزارش شده است(Thomas و همکاران، ۲۰۰۳).
۳) روش استفاده از ویال یا سرنگ
برخی از محقیقین از این وسایل نیز برای ذخیره سازی و نگهداری اسپرم رقیق شده ی ماهیان استفاده نموده اند(Mounib،۱۹۷۸،برای ماهی آزاد اقیانوس اطلس و روغن ماهی ؛ Gupta و همکاران برای کپور).
۲-۵) مرحله ی ذخیره سازی
اسپرم های منجمد شده در مرحله ی قبلی را می توان در دمای ۱۹۶- درجه سانتیگراد در نیتروژن مایع برای مدت طولانی نگهداری نمود.
۳) ذوب اسپرم های منجمد شده
برای جلوگیری از تشکیل دوباره ی بلورهای یخ در سلولها ی جنسی در حین انجماد زدایی، ذوب سریع اسپرم های منجمد شده ضروریست. سرعت ذوب اسپرم در ماهیهای دریایی پایین تر از ماهیهای آب شیرین می باشد( برای ماهیهای آب شیرین ۳۰-۸۰ درجه ی سانتیگراد در هر دقیقه (Rana، ۱۹۹۵) و برای ماهیهای دریایی از ۱ تا ۴۰ درجه ی سانتیگراد در هر دقیقه(Sequet و همکاران،۲۰۰۰) گزارش شده است). بطور معمول ظروف حاوی اسپرم در حمام آب گرم و پلت های یخی اسپرم مستقیما در محلول لقاح ذوب می شوند(Lahnsteiner،۲۰۰۰). محلول لقاح مورد نیاز برای ذوب پلت های اسپرمی آزاد ماهیان از کربنات سدیم یک درصد و نمک طعام تشکیل می شود(Thomas و همکاران، ۲۰۰۳). یک پلت به ۱-۲ میلی لیتر محلول لقاح که داری دمای ۲۵-۳۰ درجه سانتیگراد می باشد، انتقال داده می شود. بعد از ۵-۱۰ ثانیه اسپرم های منجمد شده، ذوب شده و مستقیما برای لقاح تخمک ها مورد استفاده قرار می گیرند. کمترین تراکم اسپرم مورد نیاز برای لقاح مناسب تخمک ها ۱۰۶×۳ اسپرم به ازاء تخمک گزارش گردیده است(Thomas و همکاران، ۲۰۰۳). لوله ی باریک حاوی اسپرم های منجمد شده نیز در حمام آب گرم با دمای ۳۰-۴۰ درجه سانتیگراد قرار داده می شوند. از میکروویو نیز برای ذوب لوله های باریک حاوی اسپرم های منجمد ماهی هامور استفاده شده که نتایج خوبی از آن بدست آمده است. ویال های حاوی اسپرم منجمد نیز به ۶۵-۷۰ ثانیه زمان نیاز دارند تا اسپرم ها به حالت اولیه برگردند. محاسبات نشان می دهد که ویال حاوی ۳ میلی لیتر اسپرم برای لقاح ۱۰۰ الی ۱۵۰ هزار تخمک کفایت می کند(Thomas و همکاران، ۲۰۰۳).
ذوب اسپرم های منجمد شده از مهم ترین مراحل فرآیند انجماد اسپرم می باشد و تخطی از شرایط نرمال و اپتیمال باعث کاهش معنی دار درصد لقاح تخم می شود. به عنوان مثال اگر زمان انجماد زدایی برای ۵ ثانیه و یا دمای مورد نیاز برای ذوب اسپرم آزاد ماهیان و اردک ماهی ۵ درجه سانتیگراد تغییر کند، میزان باروری این اسپرم ها به طور معنی داری کاهش می یابد(Lahnsteiner،۲۰۰۰).
بعد از اینکه اسپرم ها از حالت انجماد خارج شدند، باید بلافاصله مورد استفاده قرار گیرند. در ماهی توربوت یک ساعت بعد از انجماد زدایی از اسپرم، با وجود نگهداری آنها بر روی خرده های یخ، میزان تحرک اسپرم ۳۵ درصد کاهش یافت(Dreanno و همکاران، ۱۹۹۷). البته شایان ذکر است که قرار دادن اسپر م های ذوب شده در داخل مایعی شبیه به مایع منی، قابلیت نگهداری کوتاه مدت اسپرم را افزایش می دهد(Sequet و همکاران،۲۰۰۰).
قبل از استفاده ی از اسپرم های ذوب شده باید به نکات زیر توجه شود:
۱) تعیین تحرک اسپرم به عنوان راهنمایی برای برآورد موفقیت لقاح؛
۲) کاهش زمان بین ذوب کردن اسپرم های منجمد شده و انجام عمل لقاح؛
نسبت رقت اسپرم: از آنجایی درصد موفقیت لقاح در ارتباط با غلظت اسپرم می باشد و از طرف دیگر تمام اسپرم های منجمد شده در طول فرآیند انجماد کیفیت خود را حفظ نمی کنند، لذا لازم است که در هنگام انجام عمل لقاح میزان تراکم اسپرم های ذوب شده بالاتر از اسپرم های تازه باشد.
برچسبها: ماهی, دریای خزر, شیلات, ماهی شناسی, سیستماتیک, ماهی آزاد خزری
بيو فيلتر
مرحله دوم تصفيه و بازسازي حذف آمونياك حاصل از متابوليسم ماهي و پسماندهاي غذا مي باشد .
مكانيسمي كه دراين طرح براي حذف آمونياك در نظر گرفته شده است ، استفاده از فيلترهاي بيو لوژيكي است كه شامل فيلترهاي غرقابي و چكه اي مي باشد . مساحت فيلترها و جمعيت باكتريها بستگي به مقدار غذاي مصرفي و ظرفيت توليد سيستم دارد.
آبي كه ذرات آن گرفته شده است به درون فيلترهاي غرقابي پمپ مي شود . درداخل اين فيلترها بيوالمنتهايي وجود دارد كه فضاي لازم براي رشد باكتريهاي نيتريفيكاسيون را ايجاد مي كند كه علاوه
بر حذف آمونياك ، ذرات سوسپانسيون هم حذف مي شود و با استفاده از فريمهاي هوا دهي اكسيژن موردنياز باكتريها تامين ميشودضمنا با تغييرات اندكي در لوله ورودي آب به داخل اين قسمت ؛ميزان اكسيژن موردنياز نيتريفكاسيون براحتي تامين شده و آمونياك در حد قابل تحمل براي ماهي بوده است پس از آن وارد فيلتر چكه اي مي شود درون اين فيلترها نيز بلوكهاي بيوالمنت وجود دارد كه برخلاف فيلتر قبلي در آب غوطه ور نمي باشد بلكه آب از روي اين بلوكها عبور مي كند و همزمان با عبورآب، تبديل آمونياك به نيتريت و نيترات توسط باكتريها صورت مي گيرد .
برروي بيوالمنتها پليت مشبكي وجود دارد كه سبب توزيع يكنواخت و قطره اي آب ورودي روي آنها مي شود .
وجود دارد كه سبب توزيع يكنواخت و قطره اي آب ورودي روي آنها مي شود .
از مزاياي فيلتر چكه اي قابليت خود پالايي و جلوگيري از تجمع ذرات و تاحدودي تامين اكسيژن براي از آب مي باشد .
براي عملكرد فيلتر چكه اي استفاده از دمنده هاي هوا با CO باكتريها و خارج كردن .
قدرت درساعت از يك طرف و گشايش طرف ديگر براي خروج بهتر هوا عملكرد اين قسمت را بسيار محصول نهايي باكتريهاي نيتريفيكاسيون نيترات مي باشد .
در سيستم هاي احداث شده كه مصرف آب تازه بسيار ناچيزاست ( حدود يك ليتر در ثانيه ) غلظت نيترات افزايش مي يابد از آنجائيكه غلظت بالاي نيترات نيز سبب ايجاد سميت مي كند از فيلتر دنيتريفيكاسيون استفاده مي شود .
فيلتر دنيتريفيكاسيون مانند نيتريفيكاسيون فيلتربيولوژيكي مي باشد . در پروسه دنيتريفيكاسيون محصول نهايي نيتريفيكاسيون يعني نيترات و گاز نيتروژن تبديل مي شود اين مرحله در شرايط بي هوازي و با استفاده از مواد آلي صورت مي گيرد .
ریخت شناسی وفیزیولوژی
انتهای قدامی یا سر ،تاج را حمل می کند که در ماده براچینوس از دو تاج مژه دار هم مرکز تشکیل شده است؛ تاج خارجیcingulum است که مسئول شنا می باشد وتاج داخلی، pseudotrochus ،متشکل از تاژهای سازمان دهی شده در membranelles یا cirriمی باشد .pseudotrochus ذرات غذا را به طرف دهان جارو می کند. قسمت سر دهان قدامی وچند اندام حسی از جمله شاخک، cirri وocelli حساس به نور را نیز حمل می کند
تغذیه
غذا بوسیله تاج گرفته می شود، وارد دهان می شود واز میان لوله buccal به سمت گلو عبور می کند. لوله buccalبا گیرنده های حسی گوناگونی مجهز شده است ودر buccal velum ، یک ساختار نرم و انعطاف پذیر که کاربرد آن جلوگیری از برگشت غذایی است که به گلو رسیده است، پایان می یابد. با این وجودغلاف ماهیچه ای طولی وچرخشی که لوله buccal را محصور کرده است می تواند باعث برگشت غذای هضم شده در این سطح شود. گلوmastax عضلانی را جای داده است جائیکهtrophi سخت وشفاف غذا را می شکند که احتمالا این کار را با کمک آنزیمهای تولید شده بوسیله غدد بزاقی انجام می دهد.trophi از قسمتهای سخت تشکیل شده است که برای توصیف تیره، نوع یا حتی گونه های روتیفرها از اهمیت رده بندی بسیار بالایی برخوردار است.غذایی که از mastax خارج می شود به ناحیه کوتیکولی مری وارد می شود واز میان ناحیه مژه دار عبور می کندقبل از اینکه وارد معده شود. غدد گاستریک بزرگ در دستگاه گوارش بین مری مژه دار و معده تخلیه می شوند و ترشحات آنها به هضم برون سلولی که در معده رخ می دهد کمک می کند. معده به روده منتهی می شود وسپس بهcloaca که مایع را از مثانه یا پروتونفریدیای جفت شده و تخمها را از لوله رحم تخلیه می کند . گیرنده های حسی در تمام طول دستگاه گوارش با یک اندام حسی مهم بین trophi در کف mastax و گیرنده های حسی در سقفmastax قرار گرفته اند. گیرنده های حسی که در رفتار تغذیه ای شرکت دارندیا به مغز یا به گرهmastax متصل هستند واین مراکز حرکت چرخشی وطولی عضله اطراف حفرهbuccalوmastax را به ترتیب تنظیم می کنند.
رایج ترین شیوه تغذیه در روتیفرهای براچینوید پلانکتونی تغذیه از طریق عبور دادن است .این نوع تغذیه که به عنوان تغذیه میکروفاگوس نیز توصیف شده است (Pourroit1977 ؛ Clement etal1983 )، در روتیفرهایی که از تاج مژه دار پیشرفته ونوع کاریmastax برخوردار هستند یافت می شود . نوع غذای مصرفی به ویژه اندازه آن مستقیما به اندازه وشکل دستگاه مژه ای و mastax بستگی دارد. حرکت چرخشی مژه جریان آب شامل ذرات غذا را به طرف دهان هدایت می کند وآن غذاهایی که مناسب هستند بلعیده می شوند،که یک مکانیسم نشان دهنده حسی انتخاب غذا را تنظیم می کند .به نظر می رسدBrachionus plicatilisچند گزینه غذایی داشته باشد ومی تواند تولید مثل کند هنگامیکه از انواع مختلف جلبک،مخمر یا باکتری تغذیه کرده باشد . سه محل نشان داده شده بود که جذب غذا را درB,calyciflorusکنترل می کند واین سه محل نیز احتمالا درB.plicatilisنیز عمل می کند . اول، دستگاه مژه دار قدامی که از گیرنده های لامسه ای ویا شیمیایی تشکیل شده که احتمالا ماهیچه هایی را که وضعیت مژه هایpseudotrochus را اداره می کند ، کنترل می کند به شیوه ای که آنها صفحه ای را تشکیل می دهند تا از ورود ذرات خاص به دهان جلوگیری می کند . دوم،گیرنده های شیمیایی در لوله
Buccal که ممکن است، ماهیچه های چرخشی وطولی را فعال کند و انقباض این ماهیچه ها باعث عدم پذیرش ذرات غذا خواهد شد اگر آنها نامناسب تلقی شوند ،سرانجام ذرات کف درتماس با گیرنده های حسی درmastax قرار می گیرند وشناسایی شیمیایی یا بساوایی در این محل ادامه یا توقف حرکات خردکنندهmastax را تعیین خواهد کرد . اگر غذا نامناسب باشد ،گیرنده های حسی خروج غذا از کانالbuccal را باعث می شوند .
چندین مطالعه نشان می دهد که انتخاب غذا بوسیله تعلیق تغذیه کنندگان مانند روتیفرها عمدتا بر اساس اندازه طعمه است .با این وجود انتخاب در چند گونه گزارش شده بود وبه سطح سلول، شرایط فیزیولوژیکی سلولهای جلبکی وmotility جلبکی بستگی دارد .طیف اندازه طعمه برای B. plicatilis ازتقریبا 4 /1 تا 4838 میکرومترمکعب یا 4/1 تا 21 میکرومتر قطر کروی معادل (ESD) با تغییرات در کارایی با اندازه ذرات مختلف متغیر است . بهترین غذا دادن برایTetraselmic suecicaبا قطر کروی معادل ( ESD ) 3/8 میکرومتر گزارش شده بود. این میزان اندازه هایی را از باکتری تا dinoflagellates در برمی گیرد وبزرگترین اندازه ذره گرفته شده بوسیله روتیفر به اندازه بدن آن بستگی دارد . روتیفرها را به عنوان غذا خورندگان مکانیکی توصیف کرده اند از آنجائیکه معلوم شد آنها غیر انتخابی غذا می خورند هنگامیکه دو گونه جلبک با اندازه سلول متفاوت به آنها ارائه شد . میزان خوردن آنها بازتاب دقیق نسبت به حجم هر گونه جلبک بود .
سه مدل برای توصیف تاثیر تراکم ذرات غذا در میزان تغذیه زئوپلانکتونهایی که بوسیله عبور دادن ، تغذیه می کند پیشنهاد شده است ( bRothhaupt1990 ). در مدل مستقیم میزان پاک سازی تا یک تراکم خاص غذایی افزایش می یابد که سطح محدود کنده آغازین (ILL )نامیده می شود . این مدل یک روش تغذیه ای را اداره می کند جائیکه ذرات کوچک بی شماری را می توان هم زمان بدون دخالت ذارت با مرحله تغذیه جمع آوری نمود تا ILL(سطح محدود کننده آغازین )فرا رسد .حداکثر میزان خوردن احتمالا بوسیله روده ومیزان تخیله (دفع)روده تعیین می شود و بنابراین به پایین ترین تراکم غذایی با موارد بزرگتر غذا می رسد .بالای این سطح محدودکننده آغازین میزان خوردن ثابت باقی می ماند .مدل خط منحنی افزایش مداوم میزان پاکسازی را با افزایش تراکم غذایی ارائه می کند و بوسیله معادلات میشالیس- منتن (Michaelis & Menten1913 ) یا "ایوالو"(1960)بیان می شود .این مدل نوعی افزایش تداخل با مرحله تغذیه را نشان می دهد وبا اندازه بزرگتر از ذرات غذایی بهینه مشاهده شده است.تداخل را می توان بوسیله تداخل مکانیکی به وجود آمده بوسیله برای مثال، افزایش زمان جایجایی لازم برای پردازش طعمه های بزرگ در طی مدت زمانی که قطع در جمع آوری ذرات جدید وجود دارد نشان داد. در این مدل افزایشی تدریجی در میزان خوردن وجود دارد تا زمانی که به یک وضع ثابت برسد میزان عبور دادن غذا یا پاکسازی در تراکم پایین ذرات غذا بالا است و در یک حالت خط منحنی با افزایش تراکم غذا کاهش می یابد. در نهایت در مدل Sigmoid میزان عبور دادن غذا با پاکسازی از لحاظ Sigmoid با افزایش تراکم ذرات غذا افزایش می یابد تا به حداکثر مقدار برسد و سپس به هر افزایش بعدی در تراکم ذرات غذا کاهش می یابد. بدین ترتیب میزان عبور دادن غذا در تراکم غذا تنظیم می شود و روده را با صرف انرژی کم پر نگه می دارد. مطالعات، مدل تغذیه خط منحنی (Hansen etal1997) یا Sigmoid (Navarro1999) را برای B. plicatilis و مدل تغذیه خط منحنی (اما به طور چشم گیری با مدل Sigmoid تفاوت ندارد) برای B. Rotundiformis را نشان داده اند. در آزمایشها با استفاده از Nannochloropsis Oculata به عنوان غذا برای B. plicatilis سطح محدود کننده آغازین دو برابر B. Rotundi formis بود (تقریباً 106×2 و ml-1 سلول106×1به ترتیب ). مقادیر سطح محدود کننده آغازین برای B. plicatilis برای دیگر منابع غذایی بدست آمد: ml-1 سلول106×8-4 برای تغذیه با Monochrysis (حالا Pavlova)، »Lutheri وSaccharomycescerevisae ، ml-1 سلول106×1/2 با Chlorella sp (احتمالاً امروزه به عنوان Nannochloropsis شناخته می شود ، ml-1 سلول106×5/1 با Chlamydomonas و ml-1 سلول106×1/0 میزان زیادی (mlh -1 10-64/0در هر جانور) در میزان عبور دادن غذا برای B. Plicatilis مشاهده شد که به نوع جلبک استفاده شد و به عنوان غذا و به تراکم غذا بستگی دارد . هنگام تغذیه با N. Oculata روتیفرهای B. Plicatilisبین 60 و 90 درصد وزن خشک خودشان را در هر روز غذا عبور دادن در حالی کهB. Rotundi formis160 درصد از وزن خشک خودشان را در هر روز مصرف کردن که این امر نشانگر اندازه متفاوت بدن آنها می باشد. در این آزمایشات تفاوت های چشم گیری در مقادیر بدست آمده برای میزان عبور دادن و خوردن غذا بین جلبک های زنده (N. Oculata) و جلبکهای خشک شده منجمد وجود نداشت (Navarro1990).
هضم
ذرات غذای خرد شده از میان مری عبور می کند و به معده و ورده وارد می شوند. معده گاهی اوقات رنگ آخرین غذای خرد شده را به خود می گیرد و رنگ آن به نوع غذای مصرف شده بستگی دارد. غدد گاستریک در بخش قدامی معده ممکن است به هضم برون سلولی کمک کند. چندین آنزیم هضم غذا در B. Plicatilis گزارش شده است از جمله: پروتئاز ،آ لفا-آمیلاز، لامیناریناز، سلولاز، سلوبیو هیدرولاز، لیسوزیم و گلوکانز-3و1-B. غشاء جدار معدهInvagination کیسه را نشان می دهد که در واکوئل ها ادغام می شوند و قطرات درشت روغن به سمت پیشین احتمالاً جذب غذای هضم شده را نشان می دهند .
دفع و مایعات بدن
همانگونه که قبلاً ذکر شد روتیفرها سیستم تنفسی و سیستم گردش خون ندارند و مایعات در بدن Pseudocoelom قرار گرفته اند مانند دیگرPseudocoelomate ها، روتیفرها گازها را مبادله می کنند و مواد زاید نیتروژنی را به وسیله انتشار از سطح بدنشان دور می کنندو انقباض ماهیچه ای بدن به چرخش مایعات در بدن کمک میکند. تنظیم اسمزی؛ حداقل در گونه های آب شیرین، به وسیله پروتونقریدیال انجام می شود. پروتونقریدیال از 2 لوله موازی جانبی با چند سلول به شکل باد بزن که درون آنها باز می شوند تشکیل شده است. این سلول مجهز به مژه هستند که مایعات بدن را پمپاژ می کنند و آنها را درون لوله عبور می دهند جایی که به درون مثانه اداری تخلیه می شوند. مثانه به وسیله عمل انقباظ مایعات جمع شده را به Cloacl تخلیه می کند. معلوم شده که Brachionus Plicatilis اسمزی بودن مایع را تا تراکم خارجی از میزان 32 تا 957Mosmol 1-1 تنظیم می کند که نشان می دهد آنها اساساً با خاصیت اسمزی سازگاری دارند. با این وجود در غلظت خارجی Mosmol 1-1 32 خاصیت اسمزی بدن Mosmol 1-159 بود که نشان می دهد این روتیفرها قادر به تحمل غلظت های خارجی پایین نیستند .
حرکت
مایعات بدن مانند یک اسکلت هیدرواستاتیک عمل می کنند که در تعامل با سیستم عضلانی است. سیستم عضلانی شامل ماهیچه های مخطط و نرم است که در حالت های گروه های کوچک طولی و چرخشی هستند. آنها درون پوست وارد شده اند یا پوست و اندام های داخلی را به هم متصل می سازند. در گونه های Loricate نظیر براچینویدا انقباض ماهیچه های وارد شده در پوست و مقاومت مایعات بدن حرکت جانور در آب را آسان می سازد، ماهیچه های طولی شکل بدن را کوتاه و گروه های چرخشی شکل بدن را دراز می کنند انقباظ ماهیچه های طولی که در تاج یا پا وارد شده اند پس روی آنها را در Loricate در شرایط نا مطلوب یا طی شنا کردن آسان می سازد ماهیچه های وارد شده در احشا یا شکل دهنده بخشی از احشا، انقباض اندامهایی نظیر غده هضم Vitellarium و مثانه ادراری را آسان می سازد.
سیستم عصبی واندام های حسی
همکاری تمام این کاربرد ها تحت تنظیم سیستم عصبی است که شامل یک گره مخی بزرگ تکی ( مغز ) می باشد که در بخش قدامی بدن ،زیرپسین تاج قرار گرفته است . نورونهای قدامی، جفتی از مغز در امتداد طولی بدن تا پا ادامه دارند وشاخه های گوناگون آنها به اندامهای مختلف می رسد . تعدادی گره درmastax و پا و در نقاط خروجی برای عصبهای جانبی وجود دارد. ا ندامهای حسی را می توان به گیرنده های نوری، گیرنده های شیمیایی وگیرنده های مکا نیکی تقسیم بندی نمود . موهای زبر گیرنده های مکا نیکی روی تاج و روی شاخکها روی نواحی مختلف پوست از جمله ناحیه پا قرار دارند. تاج نیز گیرنده های مکا نیکی را حمل می کند که در پذیرش یا عدم پذیرش ذرات غذا نقش دارند . اینها در جفت گیری در نرها نیز بوسیله دنبال کردن فرومون جانوران ماده عمل می کنند .چندین گونه دارای یک یا بیشتر از یک نقطه چشمی گیرنده نوری رنگی می باشند . نقطه چشمی قرمز در قسمت قدامی گونه های براچینوس که از جلبک تغذیه کرده اند بسیار متمایز است .
منبع : http://shilat-iran.blogfa.com/post-124.aspx
برچسبها: ریخت شناسی وفیزیولوژی, تغذیه ماهی, هضم, دفع و مایعات بدن, حرت در ماهیان, سیستم عصبی واندام های حسی
واژهی لومینسانس را اولین بار Eilhardt wiedman در سال 1888 خلق کرد که به معنی انتشار نور سرد است. منظور از نور سرد این است که کمتر از 20 درصد تابش حرارتی تولید میشود و لومینسانس یا نور سرد نباید با فلورسانس، فسفورسانس و یا شکست نور اشتباه شود. در سال 1916 Harvey واژهی بیولومینسانس را که به معنی لومینسانس از موجودات زنده است را به کار برد.
بیولومینسانس تولید و نشر نور، در اثر انجام یک واکنش شیمیایی- آنزیمی، از موجودات زنده است و بر خلاف واکنشهای زیستی معمول، که انرژی به صورت گرما به محیط داده میشود، انرژی این واکنش به انرژی نورانی مبدل میشود.
بیولومینسانس در موجودات مختلف با اشکال ظاهری متنوع و با مکانیسمهای مختلف انجام میشود. برخی جانوران اندامهای نورانی پیچیدهای که مانند چشم است دارند، در این جانوران انتشار نور تحت کنترل سیستم عصبی است و نور بر اساس نیاز یا باتحریک عصبی آزاد میشود. از جمله این جانوران ماهی منور و اقتاپوسهای نور افشان است. در برخی دیگر یک سلول منفرد همهی دستگاههای مورد نیاز برای نشر نور را دارد و نور به طور ممتد نشر میشود ( باکتریها و قارچهای منور از این دسته هستند ). بسیاری از گروههای دیگر موجودات لومینسانس حد واسط این دو گروه اند.
در مکانیسم تولید نور سرد ممکن است دستهٍای از واکنشهای بینابینی نیز وجود داشته باشد اما واکنشی که تولید نور میکند واکنش نهایی مسیر است که به آن « واکنش منتشر کنندهی نور » میگویند که در این واکنش از مولکول ناشر نور یک الکترون منفرد به حالت برانگیخته میرسد. واکنشهای منتشر کنندهی نور متنوعی وجود دارد اما همهی آنها شامل یک واکنش اکسیداسیون سوبسترا (مولکول ناشر نور )، که معمولاً پروتئینی به نام لوسیفرین است، میشود. این واکنش اکسیداتیو انرژی لازم برای برانگیختگی الکترون فراهم میکند.
اهمیت تکاملی بیولومینسانس
بیولومینسانس در موجوداتی که از این ویژگی بهرمنداند دارای اهمیت تکاملی است و میتوان کاربردهای زیر را به طور عمده برای آن برشمرد:
1. وسیلهای برای استتار- برای مثال کوسهی کوکیکاتر با لومینسانس سرتاسر بدن خود را نورانی میکند جز ناحیهای در زیر شکمش که تاریک باقی میماند. این قسمت تاریک همانند ماهی تُن به نظر میرسد و باعث جلب ماهیهای شکارچی میشود و به این ترتیب با این طعمهی فریبنده، ماهی شکارچی خود طعمهی کوسهی کوکیکاتر میشود.
2. به عنوان وسیلهی دفاعی- دیانوفلاژلتها زمانی که حملهی شکارچیهایشان را حس میکنند با لومینسانس باعث جلب شکارچیهای بزرگتر نیز میشوند که شکارچیهای اولیه را شکار میکنند و دیانوفلاژلتها را از خورده شدن نجات میدهند.
3. جلب طعمه – anglerfish برای جلب طعمه از لومینسانس استفاده میکند.
4. جلب جفت- کرمهای شب تاب در فصل جفتگیری با تابش نور جلب جفت میکنند.
5. برای برقراری ارتباط- این استفاده از بیولومینسانس بیشتر در کلونیهای باکتریهای لومینسانس کننده دیده میشود.
جانورانی که از حس بینایی برای دریافت اطلاعات از محیط استفاده میکنند گاهی در به کارگیری از این حس در تاریکی با مشکل مواجه میشوند. برای رفع این مشکل جانوران سازشهای مختلفی پیدا کردهاند.
برخی مثل جغدها از چشمهای خیلی بزرگ برای جمعآوری نور استفاده میکنند. همچنین جانوران از حسهای دیگرشان برای جمعآوری اطلاعات از محیط استفاده میکنند. انسان برای مقابله با تاریکی به اختراعات مختلف دست زده است از جمله ساخت لامپها رشتهای و چراغ قوهها. بسیاری از جانوران از نوری که خودشان تولید میکنند به عنوان چراغ برای روشنسازی محیطشان استفاده میکنند. مزیتی که این نور بر نورهای ساخت دست بشر دارد این است که برای ایجاد آن احتیاج به برافروختگی الکتریکی که در نتیجهی آن گرمای زیادی تولید میشود و هدر میرود نیست چراکه این جانوران از واکنشهای شیمیایی و نور سرد برای روشنسازی محیطشان استفاده میکنند.
تعداد زیادی از موجودات منتشرکنندهی نور ساکن دریا هستند با این حال تعداد معدودی از آنها در خشکی و زیستگاههای آب شیرین نیز یافت میشوند. موجودات بیولومینسنت همزیست با مجودات دیگر نیز جز این گروه محسوب میشوند. بیولومینسانس در هر جانداری از نظر طول موج نور، مدت تابش، تناوب و دفعات تابش منحصر به فرد است. در زیر با برخی از موجودات بیولومینسنت آشنا میشویم.
از جمله جانداران خشکیزی:
از گروه حشرات میتوان کرم شب تاب یا firefly را نام برد که آشنا ترین مثال از موجودات منتشرکنندهی نور است.
هزارپایِ Luminodesmus -حلزون Quantula
Mycena lampadis یک قارچ بیولومینسنت است. روشنایی که این قارچ در تاریکی کامل ایجاد میکندبرای مطالعهی روزنامه کفایت میکند:
حدود نود درصد موجودات ساکن در اعماق دریا تولید بیولومینسانس میکنند. از جمله آبزیان بیولومینسانت:
Anglerfish :قسمتی از نخاع پشتی در جنس مادهی این ماهی به درون بدن برآمده شده که با انتشار نور طعمه را به سمت دهان جلب میکند.
Black dragonfish :در طول پیکر این ماهی فتوفورهایی در دو ردیف پراکنده شدهاند که در روشن کردن مسیر حرکتش به آن کمک میکنند. در جنس ماده یک زائدهی چانهای وجود دارد که نوک آن لومینسانس ضعیفی دارد و در جلب طعمه به کار گرفته میشود:
هشتپای رنگین کمانی:
Aequorea victoria که نوعی ماهی ژلهای یا عروس دریایی است:
دیانوفلاژلیتها، dianoflagellates ، از تک سلولیهای آبزی تابنده اند:
کاربرد بیولمینسانس
در بین روشهای سنجشی مورد استفاده در تحقیقات زیستی، روشهایی که بر اساس نشر نور عمل میکنند به دلیل حساسیت بالایی که دارند و سهولت کاربردشان در بین محققان محبوبتر اند.
این روشها بر این اساس که انرژی مورد نیاز برای تولید فتون چگونه تامین میشوند دسته بندی میگردند. برای مثال روشهای فتولومینسانس به این دلیل اینگونه نامگذاری شدهاند که منبع انرژی برای برانگیختگی الکترون فتون است ویا در کمولومینسانس منبع انرژی شیمیایی است ، رادیولومینسانس بر پایهی رادیواکتیویته است و الکترولومینسانس که الکتریسیته تامین کنندهی انرژی برانگیختگی است.
بیولمینسانس شکلی از کمولومینسانس است که واکنش تولیدکنندهی نور از یک فرایند کاتالیز آنزیمی، برای مثال واکنش آنزیم لوسیفراز بر روی لوسیفرین در کرم شب تاب، مشتق میشود.
در همهی اشکال کمولومینسانس، انرژی به وسیلهی ملکول ساتع کنندهی نور جذب میشود و سبب برانگیخته شدن مولکول میشود. زمانی که مولکول به حالت پایه یا اولیهی خود بر میگردد انرژی اضافی به صورت نور خارج میشود. اما تفاوت بین انواع لومینسانسهای شیمیایی در این است که چگونه حالت برانگیخته ایجاد میشود. در شکل زیر تفاوت بین بیولومینسانس و فلورسانس نشان داده شده است:
استفاده از واکنشهای بیولومینسانس به عنوان ابزارهای سنجش در زمینههای مختلف علم و فناوری روز به روز گستردهتر و محبوبتر میشود. برای مثال سیستم بیولومینسانس کرم شب تاب که عموماً به عنوان روشی برای اندازهگیری ATP ( آدنوزین تری فسفات) ،که یک مولکول ناقل انرژی در واکنشهای سوخت و سازی حیاتی است، استفاده میشود.
پروتئینهای حساس به کلسیم در ماهی ژلهای ، از قبیل آکوآرین (aequorin) به طور گستردهای در نشان دادن کلسیم داخل سلولی، که تنظیم کنندهی بسیاری از واکنشهای مختلف سلولی است، استفاده میشود.
پروتئین لومینسنت دیگری که از ماهی ژلهای همراه با آکوارین استخراج و کشف شده است، پروتئین سبز (GFP; green fluorescent protein) است که استفاده از آن به طور وسیعی در حال گسترش است و به عنوان یک نشانگر با کارایی بالا برای سلولهای زنده در تحقیقات زیستی و همچنین ابزاری در تشخیصهای پزشکی مورد استفاده قرار میگیرد.
رایجترین کاربرد بیولومینسانس در تحقیقات علوم زیستی، استفاده از آن به عنوان گزارشگرهای ژنتیکی، به طور مثال برای فرابینی دینامیک نسخه برداری ژنتیکی، است. لوسیفراز کرم شب تاب معمولا بهترین گزینه برای این منظور است. لوسیفراز کرم شب تاب یک پروتئین 61 کیلودالتونی تک پار است که برروی لوسیفرین، ATP و اکسیژن اثر کرده و در نتیجهی این واکنش نور سبزـ زرد با طول موج 560 تولید میشود.
منبع : تنوع زیستی ـ http://shilat-iran.blogfa.com
طبقات يا مناطق عمودي مختلف درياي مازندران و چگونگي توزيع موجودات زنده در آن
بيوسنوز يا موجودات زنده اكوسيستم (درياي مازندران) در تمام طبقات يا مناطق عمودي دريا، به طور يكسان توزيع نشدهاند، بلكه هر گروه از آنها در يك طبقه مشخصي از دريا زندگي ميكنند. در اينجا سعي ميكنيم ضمن طبقهبندي دريا از لحاظ عمق ويژگيهاي هر طبقه و بيوسنوز يا موجودات زنده آن را به اختصار شرح دهيم. آب درياي مازندران نيز مانند آب ديگر درياها، از طبقات يا مناطق عمودي مختلفي تشكيل شده است كه در آن شرايط از جنبههاي مختلف ذيل، متفاوت ميباشند، هم از نظر بيوتوپ مانند ميزان دما، نور، گاز، جنبشهاي توده آب، و هم از نظر بيوسنوز نظير انواع جانوران و رستنيها و خلاصه به طور كلي از لحاظ شرايط فيزيكي، جغرافيايي و هيدرولوژيكي و بيولوژيكي فرق ميكنند.
در بخشهاي سه گانه درياي مازندران (بخش شمالي، بخش مياني و بخش جنوبي) مناطق عمودي يا طبقات ذيل تشخيص داده شدهاند:
در بخش شمالي: يك منطقه عمودي.
در بخش مياني : 4 منطقه.
در بخش جنوبي: 3 منطقه.
منطقه يك عمودي(از سطح دريا تا عمق 150 متري)
اين منطقه به علل ذيل از ديگر مناطق ممتاز و مناسبتر براي زيست موجودات زنده است: زياد بودن محلول گاز اكسيژن، شدت دما در طول فصل تابستان و دامنه تغييرات دماي سالانه. اين منطقه از ديگر مناطق عمودي دريا بيشتر نور كسب ميكند. به اين دليل تماميگياهاني كه استعداد توليد مواد آلي از مواد غيرآلي را دارند، در اين منطقه متمركز شدهاند. در قسمت بالايي اين منطقه اكثر گياهان درشت، تمركز يافتهاند. بيشتر پلانكتونها در اين منطقه زندگي ميكنند و با پايين رفتن از اين منطقه (ب همنطقه دوم) مقدار آنها به شدت كاهش مييابد. هم پلانكتونهاي گياهي و هم پلانكتونهاي حيواني در حدود اين منطقه، حداكثر تنوع و فراواني را دارند. اين منطقه، منطقه ماهيهاي شيلاتي بوده و قسمت بالايي آن،ناحيه وفور تودههاي انبوه (گلههاي بزرگ) اين ماهيها است. در مجموع، اين منطقه به ويژه قسمت بالايي آن از همه مناطق عمودي ديگر اين دريا، از نظر موجودات زنده پرجمعيت تر و متنوعتر است و احتمال نميرود كه ماهيهاي شيلاتي هيچوقت از عمق 100 متري پايينتر روند. بررسي در سالهاي 15-1914 حاكي از آن است كه ماهيهاي شيلاتي كه اغلب در مجاورت بستر دريا قرار دارند، خيلي به ندرت از عمق 50 متري پايينتر ميروند. هر چند هيأت اعزامي براي اين بررسي، ماهيهاي شيلاتي مجاور قعر را در عمق 48 تا 60 متري و حتي اعماق 90-75 متري نيز صيد كردهاند ولي اين صيدها فقط به طور استثنايي بوده و در اكثر موارد مقدار زيادي ماهيهاي شيلاتي مجاور قعر، در عمقهاي كمتري(تقريباً 25 تا 30 متري) صيد ميشوند. بنابراين زندگي ماهيهاي شيلاتي به طور كلي محدود است به همان حدود منطقه يكم (تا عمق 150 متري) و گلههاي بزرگ آنها در قسمت بالاي اين منطقه در اين دريا، حيات تا عمق 50 متري بيش از ديگر اعماق آن است و حداكثر بيوماس در اعماق 150 تا 500 متري وجود دارد.
- در اعماق از 50 تا 100 متري، سخت پوست درشت اكثريت دارند مانند: D.macrocephalus و Amathilina spinosa و غيره، همچنين نرم تناني از شكم پايان جنس Pyrgula وTheodoxus schultzi.
- پايينتر از اعماق 100 متري، موجودات جانوري دريا، خيلي فقير است. در اين عمق است كه سخت پوستاني زندگي ميكنند كه ريشه قطبي دارند مانندMesidoleaentomon و Pseudali brotus platyceras و غيره.
- در اعماق تا 150 متري، سخت پوستاني مانندPandorites podocevoides وAmathilina Spinosa زندگي ميكنند. در اين اعماق، نرم تنان تقريباً وجود ندارند.
-
منطقه دوم عمودي (تقريباً بين اعماق 450-150 متري)
در اين منطقه مقدار اكسيژن به ويژه مقدار متوسط اين گاز خيلي كمتر از آن در منطقه يكم است و اختلاف دماي سالانه ناچيز ميباشد. دماي آب اين منطقه در بخش مياني دريا، اغلب 5 درجه سانتيگراد و در بخش جنوبي، 6 درجه سانتيگراد است. مقدار نفوذ اشعه خورشيد به اين طبقه ناچيز است و فقط در قسمتهاي بالايي آن بعضي گياهاني كه از مواد معدني، مواد آلي به وجود ميآورند، زندگي ميكنند. جنبش آب در اين طبقه ضعيف و فشار از 16 تا 45 آتمسفر است. با پايين رفتن از منطقه يكم به منطقه دوم، تعداد جانوران نيز به شدت كم ميشود. پلانكتونهاي كمتري در اين منطقه وجود دارند. مقدار زيادي از نرم تنان ضمن تحقيقات در عمق 294 متري و حتي يك دانه در عمق 372 متري به دست آمده است. سخت پوستان از گروه كومها(Cumacea) و نوزادان حشره Chironomus را در عمق 294 متري يافتهاند. اينجا حد زيرين مناطق زندگي جانوران در قعر و مجاور قعر درياي مازندران است. از اينجا به پايين تا قعر دريا، تقريباً فاقد هر گونه زندگي حيواني و شبيه به يك نوع بيابان زير آبي كه در ظلمت ابدي فرو رفته است . از ماهيهاي غيرشيلاني پلاژيكي، گاو ماهيها عميقتر از ديگر ماهيها ديده شدهاند. اين ماهيها ضمن تحقيقات در سالهاي 15-1912 در اعماق بين 29 تا 405 متري صيد گرديدهاند و حتي يك نوع از اين ماهيها در اعماق 540 متري مورد صيد واقع شده است. نوزاد ماهي ريز و كوليهاي اين دريا، اكثراً در اعماق تا 200 متري و در مواردي هم 300 متري يافت شدهاند.
منطقه سوم عمودي (در بخش مياني از عمق 450 متري تا 600 و 700 متري و در بخش جنوبي دريا تا حداكثر عمق):
در اين منطقه اكسيژن بسيار كم است (يك در هزار به حجم). دماي آب دماي منطقه در بخش مياني دريا، كمتر از پنج و در بخش جنوبي كمتر از 6 درجه سانتيگراد ميباشد. تغييرات دماي سالانه در اين منطقه، خيلي كم است (از چند صدم درجه سانتيگراد، تجاوز نميكند). مقدار نور خورشيدي كه به اين منطقه ميرسد، خيلي اندك است و به همين جهت در اين منطقه، ظلمت دائميحكمفرماست. حركات و جنبشهاي آب ميبايستي ناچيز باشد ولي فشار در اين منطقه خيلي زياد است. در اين منطقه (منطقه سوم) عمودي، تقريباً پلانكتون وجود ندارد (به استثناء نانوپلانكتونها). در اين عمق از دريا تقريباً جانوري زندگي نميكند. حداكثر عمقي كه جانوران ساكن قعر صيد شدهاند، ضمن تحقيقات در سال 15-1914 بوده است كه از جمله جانوران نامبرده در ذيل در آن به اين گونه ديده شدهاند:
در عمق 415 متري در بخش مياني و 460 متري در بخش جنوبي تا اعماق 600 متري، سخت پوستPseudalibotus و تا بيشترين اعماق كرمهاي هيپانيا (Hypania) و لانههاي لجني كه كرمهاي مزبور در آنها زندگي ميكردند.
منطقه چهارم عمودي
اين منطقه تا عمق آب فقط در بخش مياني كاملاً مشخص است و حدود آن از عمق تقريبا 650 شروع و تا حداكثر عمق اين بخش، ادامه دارد. از مشخصات آب اين بخش، مقدار زياد (هيدروژن سولفوره(H2S) ) است، گاز اكسيژن در اينجا وجود ندارد و دماي آب تقريباً 5 درجه سانتيگراد ميباشد. در اين منطقه عمودي دريا نانوپلانكتونها در بخش مياني در اعماق 650 تا 700 متري و در بخش جنوبي در عمق 800 متري هم صيد شدهاند. احتمال ميرود كه نانوپلانكتونها در عمق بيشتري هم يافت شوند.
منابع :
دانشگاه علوم و فنون دريايي خرمشهر
دانشكده علوم دريايي واقيانوسي
گروه بيولوژي دريا
مباني اكولوژي دريا



